ظهر پنجشنبه بعد از دانشگاه با شوق اینکه امشب رو هم خونه واقعی ام هستم - کوه - سریع می آمدم خونه - کارم خرید برای کوه و کوله جوپار یکروزه را به اندازه یک کوله دو روزه پر کردن و حرکت بود .... کیسه خواب کوه اسکی ... چراغ گاز کمپینگ .... وسایل چای و نسکافه ..... لباس اسکی ضد آب .... کلاه بافتنی ، دستکش بافتنی ..... یک کوهنوردی بدون گورتکس و پلار و دوپوش ... !!
غروب رو از پناهگاه به تماشا می نشستم .... کمک مسوول پناهگاه آقای جواد عبداللهی تا مهمانهای اینهفته به اتاق ها بروند .... و من اتاق خصوصی خودم اتاقی بود که یادمه یکی از پنجره هایش در اثر باد شکسته بود و با کارتن جلویش + تشک گذاشتن اتاق رو از سوز و باد محافظت کرده بودند ..... چراغ روشنایی نفتی .... تا پاسی از شب در کیسه خوابم در ایوان بالای پناهگاه که تختی نیز قرار داشت ، ستاره ها را می چیدم ..... و شهاب سنگ ها را دنبال می کردم ... ( شب که میشه پاورچین پاورچین میرم از پله بالا می شینم اونجا تا تو بیایی ..... اخترون رو می چینم خوشه به خوشه ...... ) و دمدمای سحر میرفتم اتاق و میخوابیدم و روی کیسه خواب ویسکوز دو تا هم پتو می انداختم تا یخ نکنم ... !!! سحرگاهان با صدای بلندگوی پناهگاه بیدار شده و وسایل را انبار سپرده و می آمدم طبقه پایین و با عشقی که برای گفتگو با آدمهای کوهنورد مختلف اون سالها که می اومدند پناهگاه داشتم ، دم صندوق به کمک مسوول پناهگاه می پرداختم و هم دوستان بسیاری رو پیدا کرده بودم .... یادمه در شب های پاییزی ، هرهفته خواندن کتاب و گاهی کتابهایی رو در برنامه داشتم ...
روزی در گذر از خیابان انقلاب و دانشگاه تهران کتاب " خط سوم " را خریداری نمودم .... به قلم دکتر ناصرالدين صاحب الزماني .....

آن خطاط
سه گونه خط نوشتی:
یکی او خواندی ، لاغیر!
یکی را ، هم او خواندی ، هم غیر
یکی ، نه او خواندی ، نه غیر !
آن ( خط سوم) منم...
و ترانه ای در ارتباط با آن در اینجا ( با صدای خانوم شکیلا از آلبوم " آخرین کوکب " )
آن خطاط سه گونه خط نوشتی:
يکي او خـــوانـــــدی لاغـــيــــر
يکي را هم او خواندي هم غير
يکي نه او خوانــدي نه غـــيـــر او
آن خط سوم منم آن خط سوم منم
مرا بـخـوان مرا بـخـوان اي سخن تو سحر عام
اي هـمـه سهـل و ممـتـنع اي تو نهايت کلام
تنگ شد عرصه سخن ای نفست گـره گشـا
مرا به مـعـنا برسـان پيـش تـر از سـخـن بيــا
مرا بـخـوان مرا بـخـوان کـه خـط سـوم تـو ام
گمـشــده در عـرصـه خويـش از ابـدم يا ازلم
مرا بـخـوان که قـصـه ام قـصـه سرگـشـتـگـي ام
بر لب تشنه گيج و مات جان به سر از تشنگي ام
اي تو هميـشـه همه جـا مـن به کـجـا رسـيده ام
اســيـر لـعـنـتـم هـنــوز يــا بـه خـــدا رسـيده ام
چرا هر آنچه ســاخـتـم يـکـي يـکـي خــراب شـد
چرا حــديـث بــودنــم ســـوال بـــي جــواب شـد
قفل مـعما شـده ام کلـيـد آن به دسـت کـيـسـت
اي که مـرا نوشـته ای نـخوانـده ماندنم ز چيست
مرا بـخـوان که قـصـه ام قـصـه سرگـشـتـگـي ام
بر لب تشنه گيج و مات جان به سر از تشنگي ام
اي تو هميـشـه همه جـا مـن به کـجـا رسـيده ام
اســيـر لـعـنـتـم هـنــوز يــا بـه خـــدا رسـيده ام
چرا هر آنچه ســاخـتـم يـکـي يـکـي خــراب شـد
چرا حــديـث بــودنــم ســـوال بـــي جــواب شـد
قفل مـعما شـده ام کلـيـد آن به دسـت کـيـسـت؟
اي که مـرا نوشـته اي نـخوانـده ماندنم ز چيست؟
مقدمه را در مسیر تا خونه خواندم .... درباره رابطه ی معنوی شمس و مولانا ..... و مشتاق مطالعه هر چه سریعتر آن شدم .... و آخر هفته پلنگ چال بهترین فرصت شد .... از عصر رفتم بالکن طبقه دوم و بعد در اتاق ام ... چراغ روشنایی برده ام و امشب کوله جوپار دوروزه را پر از لباس که چند لایه بپوشم و بتونم در ایوان در کیسه خواب بشینم .... کتاب بخونم .... و تا صبح حدودای ۱۰ صبح بدون اینکه خواب بر چشمانم آید ، شمس و مولانا مرا دنبال خود به دورن کتاب برده و همراه بردند ... و کتاب " خط سوم " برای بار اول اینگونه خوانده و به اتمام رسید... فردایش ( جمعه ) گیج کلمات - کلمات قصار .... درون کتاب بودم ... کوله بربسته و به سمت هفت چشمه حرکت کردم .... در تنهایی و خلوت خویش با خالق ... در کنار رودخانه نشستم و یاد شعری از حمید مصدق افتادم .....
به رود زمزمه گر گوش کن
- که می خواند
سرود رفتن و رفتن
- و برنگشتنها .....
رفتن و رفتن ... اندک هنر خطاطی یی را از دریای هنر استاد هجرانی - از اساتید انجمن خوشنویسی ایران - به همراه داشتم و قلم بر مرکب سلام و تنی سایید ...... آغاز خطاطی با شعر .... سلام ، حال همه ی ما خوب است ... ملالی نیست ... جز دوری شما .....
و بعد طوفان افکار به شمس و مولانا شروع شد .... کلمات قصار - در حالیکه آفتاب داغ بر سردی هوا اثر کرده بود و مرا ار محیط جدا - بر صفحات کاغذ گلاسه نقش می بستند .... در پایان دور و بر خود را پر از کاغذهای خطاطی شده و ساعت را دوان دوان و نفس زنان برای استراحت شبانه دیدم ... کاغذها را به دست رود روان سپردم تا خود به دست حضرت دوست برساند .... کوله بر بسته و در مسیر تا پایین - در سردی هوای محیط ، داغی ذهنم مرا گرم می نمود .... تفکر به کتاب ... گاهی بر سنگی یخ زده تکیه و بلند بلند جملات کتاب را مرور می کردم ... گویی کتاب را بارها و بارها پیش از آن شب خوانده بودم و خود خبر نداشتم ... تا میدان درکه داغی صورت ام - داغی ذهنم بود .... می اندیشیدم چیزی ... که نه .... کتابی پر بهاء بهمراه دارم .... خدایا توانم ده شخصیت مولانا را بشناسم .... واینگونه بود که پناهگاه پلنگ چال دوستت داشته و دارم ....
پلنگ چال در اون سالها محلی بود برای آرام آرام گام برداشتن هایمان و تفکر کردنهایم .... پسرکی که در نوجوانی خویش قصد پایه ریزی شخصیت آینده خود را داشت .... دو سال و نیم است که پناهگاه پلنگ چال نرفته ام ... آخرین باری که رفته بودیم ..... در برگشت .... دعوا بود .... صدایی ... نعره ها.... همانانی که در دیروز بر سر دشمن میهن می زدیم امروز بر سر همدیگر می زدند .... دعوا .... هل دادن ..... شیشه کافه شکستن .... اوباش ..... کوهنوردنماها و شاید .... و نمیدانم چه .... چرا .... اما راست بود ... واقعیت بود ..... نمی خواستم هیچگاه اشک را در چشمانش ببینم ... اما ..... ..... و دیگر دوست نداشتم پا بر جایی بگذارم که تناسخی با عقایدم و آرمان هایم ندارد ..... ایام وسط هفته نیز زندگی روزمره باید جریان می یافت تا آخر هفته و تعطیلات کوه مستدام گردد.....
پایان سخن اینکه پناهگاه پلنگ چال دوستت دارم ..... مدتها تو را از فراز قله دوشاخ و سیاه سنگ می دیدمت و از دور برایت سلام می فرستادم ، آغوش باز می کردم و می بوسیدمت که تو عزیز من بوده و هستی ..... نوجوانی ام را با تو و در پناه تو سپری کردم .... بخاطر همه مهمان نوازی ات ممنون .... به امید دیدار دوباره زود زود ...... الهی آمین
سرمازدگی عمومی (General Hypothermia)
2- یخ زدگی (Frostbite)
سرمازدگی عمومی :
این ناراحتی یکی از عوامل تهدید کننده حیات محسوب می شود و تمام بدن را تحت تاثیر قرار می دهد . میزان مرگ و میر در سرمازدگی عمومی بیش از 87 درصد می باشد . سه نوع سرمازدگی وجود دارد :
1- سرمازدگی خفیف ( دمای بدن بین 32 تا 35 درجه سانتی گراد )
2- سرمازدگی متوسط ( دمای بدن بین 28 تا 32 درجه سانتی گراد )
3- سرمازدگی شدید ( دمای بدن کمتر از 28 درجه سانتی گراد )
نکته : به جز مواجهه با سرما چند علت دیگر نیز می تواند منجر به افت دمای کلی بدن شود :
1- استفاده از داروها : مانند فنوباربیتال ، دیازپام ، مورفین ، فنوتیازین و غیره
2- عمل جراحی
3- افتادن در آب
4- بیماری های داخلی : مانند بیماری های قلبی – عروقی ، تیروئیدی ، غدد فوق کلیوی ، کلیوی ، عفونی ، سرطان ، سکته مغزی ، درماتیت
5- تروما ( به دلیل از دست رفتن خون زیاد )
6- سن بسیار زیاد یا خیلی کم
7- بی تحرکی
مراحل سرمازدگی عمومی ( کاهش دمای بدن ) عبارتند از :
1- لرز ( واکنش بدن به منظور تامین حرارت )
2- خواب آلودگی ، گیجی و منگی و بی تفاوتی
3- کاهش محسوس سطح هوشیاری
4- کاهش علائم حیاتی ( نبض و تعداد تنفس کند و فشار خون پائین )
5- مرگ
علائم ونشانه های سرمازدگی عمومی
1- کبودی یا سیانوز دور لب وانگشتان 2- تکلم آهسته و مشکل 3- گیجی ومنگی 3- از دست دادن شعور 4- خستگی مفرط 5- خستگی 6- سرگیجه 7- لرزش غیر قابل کنترل 8- پوست نیمه سفت 9- از دست رفتن مایعات بدن 10- ناتوانی در برخاستن مجدد 11- سفتی عضلات 12- تلو تلو خوردن در راه رفتن 13- کاهش ضربان قلب 14- تنفس 15- نبض ضعیف و نامنظم 16- کاهش فشار خون 17- کاهش فشار خون
اقدامات و کمک های اولیه :
1- البسه خیس مصدوم را خارج نموده و او را خشک کنید .
2- امدادگر با در آغوش گرفتن مصدوم ، دو طرف بدن او را با حرارت بدنش گرم نماید .
3- اگر مصدوم هوشیار و در جای گرم بود ، برایش اکسیژن با رطوبت زیاد بدهید .
4- تنفس و نبض او را کنترل کرده و در صورت لزوم CPR را شروع کنید . به یاد داشته باشید که هیچ مصدوم سرمازده ای را قبل از گرم کردن ، مرده تلقی نکنید .
5- هیچ مایع داغی به او ننوشانید .
6- به مصدوم اجازه فعالیت ندهید .
7- او را به آرامی منتقل نمائید .
اگر فاصله مصدوم تا مرکز درمانی کمتر از 30 دقیقه باشد ، اقدامات زیر را انجام دهید :
1- او را در بین یک پتو بپیچانید تا دمای بدنش بیش از پیش از بین نرود .
2- مصدوم را با دقت حمل نمائید .
3- به او اکسیژن بدهید .
4- او را به مرکز درمانی منتقل کنید .
اگر فاصله مصدوم تا مرکز درمانی بیش از 30 دقیقه باشد ، اقدامات زیر را انجام دهید :
1- او را در بین یک پتو بپیچانید تا دمای بدنش بیش از پیش از بین نرود .
2- مصدوم را با دقت حمل نمائید .
3- به او اکسیژن بدهید .
4- او را گرم کنید .
5- آماده انجام CPR باشید .
6- او را به مرکز درمانی منتقل کنید .
توصیه های عمومی جهت گرم کردن مصدوم
1- از وان آب گرم که دمایش بیش از 44 در جه سانتی گراد نباشد یا پتوی برقی استفاده کنید . دست ها و پاهای مصدوم را بیرون قرار دهید .
2- کیسه های آب گرم را کنار قسمت هایی که بیشترین اتلاف گرما دارند قرار دهید ( مانند سر و گردن ، قفسه سینه و کشاله ران ) . مراقب باشید که مصدوم را نسوزانید .
3- یک امداد گر داخل کیسه خواب کنار مصدوم بخوابد .
4- از تکان دادن مصدوم در حین انتقال اجتناب کنید .
5- مصرف نوشیدنی های گرم هیچ اثر گرمازائی برای بدن ندارد و مقدار کمی انرژی آزاد می کند . نوشیدنی گرم به مغز پیام می دهد که خون بیشتری به پوست بفرستد . گشاد شدن عروق خونی پوست احساس گرما ایجاد می کند ولی به دلیل گشادی مویرگ ها و عرضه بیشتر خون در محیط بدن ، گرمای بدن از دست می رود .
6- در مصدومین دچار سرمازدگی شدید توصیه می شود که خارج از مرکز درمانی اقدام به گرم کردن سریع مصدوم نکنید ، زیرا در بسیاری از موارد نیاز به گرم کردن مصدوم وجود ندارند .
7- مصدومین دچار سرمازدگی شدید را بسیار با دقت و سریع منتقل کنید ، چنانچه گوئی دست و پایشان شکسته است !
8- مصدوم بیهوش را داخل وان آب گرم قرار ندهید.
9- از دادن هر گونه نوشیدنی به مصدوم بیهوش خودداری کنید .
10- اندام ها و تنه ( شکم و قفسه سینه ) را در یک زمان گرم نکنید .
