دیدن عکس هایی که ....
یعنی پلیس اینگونه تحقیر شده است .....
یاد روزی افتادم که برای تحقیر اسراییل بر تن سگ ها پرچم اسراییل بسته بودند و در شهر می گرداندند ... و بگمانشان اسراییل تحقیر شده است ~~~~
.
دانم که دانی ... جامعه ای که آمار بیکاری بالا باشد .... فقر و اختلاف طبقاتی باشد .... نظم .... قانون ... یعنی ....
یعنی میشه خیلی دخترها را گرفت برد کلانتری .... پسر ها را هم به جرم هایی که جرم نبوده و نیست برد دادسرا ..... و گفت نظم بر پاست ..... یاد کارتون رابین هود می افتم که کشیک شب می گفت " همه جا امن و امان است " در حالیکه رابین هود هایی در حال غارت همواره بوده و هستند .... با این تفاوت که این رابین هود ها از فقرا می گیرند و به اغنیا می دهند ..... !!!
.
.
.
.
در اندیشه هایم جایی برای پلیس تا این حد تحقیر شده نمی بینم .... و اینان غافلند که افرادی که اینگونه دستگیر و افتابه به گردن انداخته شده اند ..... کنون بمبی متفجر نشده در جامعه هستند که پس از رهایی از زندان و یا دادن تعهد .... به میان جامعه خواهند آمد و شاهد انفجاراتی خواهیم شد ... که اگر توموری سرطانی در بدن است انگولک کردن آن راه حل نیست .... درمان را باید جست .... اگر این جوان و یا آن کار داشت .... زندگی داشت .. هیچوقت دنبال این بقول آقایان لهو و لعب ها نمی رفت و آنقدر در زندگی مشغول میشد که وقت فکر کردن را هم نداشت ....!!۱ .... که انقلابی دیگر برپا شاید هم شود ....!!!!!
خدا خود بهترین داوران است .....
.
.
.
والسلام.
.
.
( مابقی در ادامه مطلب) ....
ادامه مطلب

آقای فرامرز نصیری مطلب بسیار خوبی رو در مورد صاعقه در وبلاگ شان بیان نموده اند که با رعایت کامل امانتداری در اینجا درج می نمایم .....
وبلاگ آقای نصیری: http://news83.persianblog.com/
آذرخش (صاعقه) چیست ؟ وقتی بار الكتریكی انباشته شده در ابرها تخلیه شده و به صورت یك قوس الكتریكی به زمین برخورد كند ؛ آذرخش (صاعقه) اتفاق می افتد. توضیح : در آسمان و بین خود ابرها نیز قوس های الكتریكی ایجاد می شود اما این نوع از آذرخش (صاعقه) بیشتر مورد توجه صنایع و ورزشها هوایی است و در كوهنوردی اهمیت خاصی ندارد.
آذرخش (صاعقه) چگونه رخ می دهد؟ هنگام توفان یا حركت بادهای بزرگ ، بار الكتریكی زیادی در ابرها ذخیره می شود و به اصطلاح ابرها باردار می شوند. بدین ترتیب ابر تبدیل به یك منبع انرژی بسیار عظیم می شود كه بر فراز آسمان در حركت است . این ذخیره انرژی آنقدر ادامه پیدا می كند تا ابر از انرژی الكتریكی اشباع شده و در اولین فرصت ممكن ، انرژی خود را تخلیه می كند . معمولا بهترین محل برای این تخلیه زمین است زیرا زمین آنقدر بزرگ است كه هرگز از الكتریسیته اشباع نمی شود . بنابراین ابر ابتدا هوای اطراف خود را با " یونیزه " كردن مستعد عبور جریان برق كرده ، سپس انرژی خود را از میان هوای یونیزه شده عبور داده و در زمین تخلیه می كند. اما مقدار انرژی تخلیه شده...
سرعت تخلیه و اثرات آن چقدر است؟ آذرخش (صاعقه) یكی از قدرتمندترین ، خطرناكترین و عجیب ترین پدیده های طبیعی است . پدیده ای با میلیاردها " وات " انرژی و اثراتی متعدد و باورنكردنی مانند تولید هزاران درجه حرارت ، تولید گازهای مسموم ، ایجاد امواج نیرومند و ...
آذرخش (صاعقه) چه مشخصاتی دارد ؟ آذرخش (صاعقه) ویژگی های منحصر به فردی دارد كه آنها را در هیچ رخداد طبیعی دیگری نمی توان یافت . ویژگی هایی كه عمدتا از الكتریسیته خاص آذرخش (صاعقه) نشات می گیرند . مهمترین این ویژگیها عبارتند از : ولتاژ آذرخش (صاعقه) ، جریان ، قدرت ، سرعت و دفعات تكرار آذرخش (صاعقه) ولتاژ آذرخش (صاعقه) ولتاژ آذرخش (صاعقه) معمولا بین 10 تا 20 میلیون ولت در نوسان است و بعضا تا 100.000.000 ولت هم افزایش پیدا می كند . بزرگی این رقم را وقتی بهتر درك می كنید كه آن را با برق شهر ( 220 ولت ) مقایسه كنید . به عبارت دیگر ولتاژ آذرخش (صاعقه) آنقدر زیاد است كه می تواند بر مقاوت بسیار زیاد " هوا " در برابر عبور جریان برق ، غلبه كرده و از آن بگذرد ! جریان آذرخش (صاعقه) این جریان در حدود 10.000 آمپر شدت دارد . اما این مقدار همیشگی نیست و گاه تا 200 هزار آمپر هم می رسد ( كنتور منزل شما حداكثر 25 آمپر را از خود عبور می دهد. ) قدرت آذرخش (صاعقه) با توجه به مطالب بالا می توان نتیجه گرفت كه آذرخش (صاعقه) به طور معمول حدود 100 میلیارد وات(!) انرژی تولید می كند و می تواند این مقدار را تا 16000 میلیارد وات (!) نیز بالا ببرد . نیرویی كه در هیچ كجای دیگر یافت نمی شود سرعت آذرخش (صاعقه) با تمام نیروی عظیمش تنها در یك لحظه خود را از ابرهای آسمانی به زمین می رساند . اما زمان دقیق این لحظه چقدر است ؟ مشاهدات و محاسبات دقیق سازمان فضایی آمریكا ( ناسا ) نشان می دهد كه تخلیه الكتریكی ابرها معمولا در مدت زمانی كمتر از چند صدم تا چند هزارم ثانیه رخ می دهند . آذرخش (صاعقه) گاه می تواند تا 40 هزار كیلومتر در ثانیه سرعت بگیرد ! یعنی می تواند در یك ثانیه 20 بار مسیر رفت و برگشت تهران - مشهد را طی كند.
دفعات تكرار آذرخش (صاعقه) : در یك محدوده مشخص وقتی در منطقه ای آذرخش (صاعقه) روی می دهد ، این احتمال هست كه آذرخش (صاعقه) چندین بار دیگر نیز به آن حوالی برخورد كند اما نمی توان تعداد دقیق آن را تعیین كرد. با این وجود می توان گفت در مناطق كویری و كوهستانهای مرتفع ، احتمال برخورد پی در پی آذرخش (صاعقه) بیش از دیگر مناطق است. همچنین برخی از نقاط كره زمین ، آذرخش (صاعقه) خیز تر از جاهای دیگر هستند ؛ امروزه ماهواره های هواشناسی با عكس برداری های دقیق و مداوم از تمام كره زمین ، دفعات بروز آذرخش (صاعقه) را در نواحی مختلف شمارش می كنند . این شمارش نشان می دهد كه مناطق قطبی با میانگین 3 بار آذرخش (صاعقه) در ساعت ، كمترین و رشته كوه آلپ با 1000 صاعقه در ساعت ، بیشترین آمار بروز آذرخش (صاعقه) را دارد . مناطق هیمالیایی هم از جمله سرزمین های آذرخش (صاعقه) خیز جهان محسوب می شوند. همچنین كوه های "البرز" در ایران و كوه های "هندوكش" در افغانستان نیز از مناطق پر آذرخش (صاعقه) جهان هستند.
از دیگر ویژگی آذرخش (صاعقه) : زاینده بودن آن است ؛ به این معنی كه آذرخش (صاعقه) می تواند نور ، صدا ، حرارت و ... تولید كند و همه اینها تاثیرات چشم گیری بر محیط اطراف خود دارند.
آذرخش (صاعقه) به غیر از نور و صدا چه چیزهای دیگری تولید می كند ؟ آذرخش (صاعقه) علاوه بر پیامدهای مشهودی چون نور و صدا ، بسیاری تولیدات دیگر نیز دارد كه برخی از آنها خطرناك و بعضی دیگر تنها پدیدههایی جالب توجه و عجیب اند . از جمله تولیدات آذرخش (صاعقه) می توان ؛ حرارت ، نور ، صدا ، موج ، گاز ، برق زمینی ( ولتاژ گام ) ، خلاء و ... را نام برد.
آذرخش (صاعقه) چگونه و چه مقدار حرارت تولید می كند ؟ عبور جریان برق از هر جسمی حرارت تولید می كند ، حال هرچه مقدار جریان برق و مقاومت آن جسم در برابر عبور جریان برق بیشتر باشد ، حرارت تولید شده هم بیشتر است . آذرخش (صاعقه) نیز هنگام شكافتن هوا و پس از آن ، هنگام برخورد با زمین حرارت تولید می كند كه با توجه به جریان هزاران آمپری آذرخش (صاعقه) ، مقدار این گرما بسیار زیاد است ؛ آذرخش (صاعقه) در زمان برخورد با زمین 200.000 درجه سانتی گراد گرما تولید می كند . این مقدار حرارت می تواند یك آجر نسوز را ذوب كند ! البته این رقم همیشه یكسان نیست و با توجه به جنس خاك ، میزان رطوبت آن و سایر عواملی كه مقاومت زمین را در برابر جریان برق ، كم یا زیاد می كند متفاوت است . در نظر داشته باشید كه زمین در برابر جریان عادی برق بسیار مقاوم و كاملا عایق (نارسانا) است و تنها جریانهای فوق العاده زیادی مانند آذرخش (صاعقه) می توانند از زمین عبور كنند. حرارت حاصل از آذرخش (صاعقه) می تواند انسانی را در یك لحظه به ذغال تبدیل كند یا مشتی از خاك را با ذوب كردن به سنگ تبدیل كند و یا درخت تنومندی را به آتش بكشد .
آذرخش (صاعقه) چگونه و چه مقدار نور تولید می كند ؟ همانطور كه گفته شد صاعقه یك قوس الكتریكی یا به عبارت دیگر یك جرقه بسیار بزرگ است و با شكافتن ملكولهای هوا نور تولید می كند . نوری كه صاعقه تولید می كند از فاصله 100 كیلومتری قابل رؤیت است. این نور می تواند تا شعاع چند كیلومتری اطراف خود را روشن كرده و كسانی را كه از نزدیك آن را ببینند به طور موقت یا دائم كور كند. صدای آذرخش (صاعقه) صدا از پیامدهای همیشگی آذرخش (صاعقه) است . این صدا بر اثر شكافته شدن هوا ایجاد می شود و در حقیقت صدای انفجار ناشی از برخورد صاعقه است . صدای آذرخش (صاعقه) همیشه چند ثانیه پس از دیده شدن برق آن به گوش می رسد ؛ علت این مساله بیشر بودن سرعت نور به نسبت سرعت صوت است . یعنی هر چند صدا و نور صاعقه همزمان تولید می شوند اما ما اول نور صاعقه ( برق ) را می بینیم ، بعد صدای آن ( رعد ) را می شنویم. سرعت نور : 360 هزار كیلومتر در ثانیه و سرعت صوت ۳۳۰ هزار کیلومتر در ثانیه است . موج ناشی از صدای آذرخش (صاعقه) همانطور كه گفته شد آذرخش (صاعقه) را می توان نوعی انفجار نیز محسوب كرد ، خصوصا وقتی به زمین برخورد می كند. بنابراین آذرخش (صاعقه) هم موج انفجار تولید می كند ، موجی كه گاه می تواند انسانی را به هوا پرتاب كند.
آذرخش (صاعقه) ، گاز تولید می كند : شاید یكی از عجیب ترین پیامدهای آذرخش (صاعقه) ، تولید گاز باشد و بیشتر تعجب می كنید وقتی كه بدانید این گاز " اوزون " است . همان گازی كه با قرار گرفتن در لایه های بالایی جو ، سدی در برابر تشعشعات زیانبار كیهانی ایجاد می كند. "اوزون" در حقیقت همان اكسیژن است ولی به جای 2 اتم ، دارای 3 اتم اكسیژن است مولكول اكسیژن به علت مشكلات پیوندی نمی تواند به راحتی به صورت 3 اتمی در آید و به همین دلیل مقدار گاز اوزون در طبیعت بسیار محدود است اما صاعقه این كار را به زور و اجبار انجام می دهد و اتم های اكسیژن را سه به سه به هم پیوند می زند و " اوزون " تولید میكند . اوزون بر خلاف اكسیژن یك گاز سمی است و تنفس آن می تواند خطرناك باشد.
برق زمینی یا " ولتاژ گام ": یكی دیگر از عواقب خطرناك آذرخش (صاعقه) است ؛ برق زمینی ، جریانی است كه پس از وقوع صاعقه ، برای لحظاتی در زمین باقی می ماند تا جذب زمین شده یا تبدیل به گرما شود. ولتاژ گام در زمین حركت می كند اما مسیر حركت مشخصی ندارد . معمولا قسمت عمده برق زمینی در اعماق فرو می رود اما اگر سطح زمین مرطوب ، دارای بستر سنگی یا پوشید از خاك مناسب یا علفزار باشد ، ترجیح می دهد كه روی سطح زمین و در جهات مختلف ، حركت كند . این پدیده را ولتاژ گام می نامند زیرا با وارد كردن برق از راه گامهای شخص ( پاهای او ) ، باعث برق گرفتگی او می شود. ولتاژ گام تا شعاع چندین متر در اطراف محل اصابت آذرخش (صاعقه) پراكنده شده و اشخاصی كه در مسیر حركت او قرار گرفته باشند را دچار برق گرفتگی می كند. اینكه ولتاژ گام دقیقا چقدر برد دارد قابل محاسبه نیست و به میزان رسانایی خاك آن محل ( موارد ذكر شده در بالا) بستگی دارد ولی به ندرت دیده شده برق زمینی بیشتر از 100 متر در سطح زمین پیش برود. ولتاژ گام مختص آذرخش (صاعقه) نیست و در حوادث صنعت برق مانند افتادن كابل های فشار قوی برق بر روی زمین نیز ایجاد می شود . البته به طور حتم ولتاژ گام ناشی از صاعقه بسیار قوی تر است.
آذرخش (صاعقه) چه خطراتی دارد و باعث چه آسیب هایی می شود؟ تا اینجا دانستید كه آذرخش (صاعقه) دارای یك جریان قدرتمند برق است . همچنین آذرخش (صاعقه) ، حرارت ، نور ، صدا ، موج ، گاز و برق زمینی تولی می كند و باید بدانید كه همه این تولیدات آذرخش (صاعقه) می توانند خطرناك و بعضا مرگ آفرین باشند. ابتدا ببینیم این پدیده چه آسیبها و صدماتی را ایجاد می كند ، بعد از آن راههای مقابله با آذرخش (صاعقه) را خواهید خواند ، سپس چگونگی كمك رسانی به یك مصدوم صاعقه زده را می آموزید . عمده صدماتی كه به وسیله صاعقه ایجاد می شود عبارتند از : سوختگی ، مشكلات تنفسی ، ایست قلبی ، ضایعات چشمی ، نا شنوایی ، مشكلات مغزی ، شوك ، خونریزی داخلی ، آسیب به دستگاه عصبی ، شكستگی و ضایعات استخوانی .
صدمات ناشی از صاعقه را می توان به 3 دسته كلی تقسیم كرد : گروه اول ، صدمات ناشی از برخورد مستقیم آذرخش (صاعقه) با شخص . گروه دوم ، صدمات ناشی از ولتاژ گام و گروه سوم ، صدمات ناشی از عوارض جانبی آذرخش ( مانند حرارت جانبی ، نور ، صدا ، موج و گاز ) .
صدمات ناشی از برخورد مستقیم آذرخش (صاعقه) با شخص: برخورد مستقیم آذرخش (صاعقه) با شخص ، خطرناك ترین حالت ممكن است. خطر وقتی بیشتر می شود كه آذرخش (صاعقه) از نزدیكی "قلب" یا از "سر" وارد بدن شود. با اصابت آذرخش (صاعقه) به شخص ، ممكن است صدمات زیر در بدن وی ایجاد شود:
۱ـ ضربه مغزی : كمتر پیش می آید كه آذرخش (صاعقه) باعث ضربه مغزی شود . معمولا این اتفاق زمانی می افتد كه آذرخش (صاعقه) به "سر" مصدوم برخورد كند و این نوع برخورد ، به ندرت روی می دهد اما در چنین حالتی احتمال مرگ بسیار زیاد است و احتمالا مصدوم در همان ساعات اولیه خواهد مرد. البته در مواردی هم شدت عارضه كمتر بوده و به صدمات مغزی خفیف تری میانجامد ، هرچند این صدمات نیز می توانند بسیار جدی باشند و منجر به عواقبی چون فلج دائم و ... شوند.
۲ـ ایست قلبی : این اتفاقی است كه برای بیشتر صاعقه زده ها رخ می دهد . آذرخش (صاعقه) می تواند با عبور دادن جریان برق از قلب یا با وارد كردن ضربه و شوك قوی به آن ، باعث توقف تپش قلب شود.
۳ـ سوختگی : تقریبا در تمام برخورد های مستقیم ، درصدی از سوختگی دیده می شود. سوختگی ناشی از برخورد مستقیم صاعقه می تواند بسیار شدید و عمیق باشد یا بسیار خفیف و سطحی ؛ و این از عجایب آذرخش (صاعقه) است ؛ گاه پیش می آید كه برخورد آذرخش (صاعقه) ، شخص را به تكه ای گوشت سوخته و سیاه رنگ تبدیل می كند و او را در دم می كشد اما درصد كمی از آذرخش (صاعقه) زده ها دچار چنین سرنوشتی می شوند . در بیشتر موارد آذرخش (صاعقه) از قسمتی از بدن وارد و از قسمتی دیگر خارج می شود و در طول مسیر عبور خود تمام بافتها را از درون می سوزاند ، در این میان هرچه اعضای سوخته شده مهمتر باشند خطر بیشتر است. اما مواردی هم پیش می آید كه آذرخش (صاعقه) به دلیل سرعت زیادش تنها از سطح بدن عبور می كند و جز یك سوختگی سطحی ، اثر دیگری از خود بر جای نمی گذارد !
۴ـ خونریزی داخلی : عبور جریان قوی برق از بافتهای درونی بدن ، علت اصلی خونریزی داخلی ناشی از آذرخش (صاعقه) است و می توان گفت شمار زیادی از آذرخش (صاعقه) زده ها دچار این جراحت می شوند.
۵ـ شوك : تمامی كسانی كه صاعقه با آنها برخورد كرده دچار برق گرفتگی می شوند. كمترین اثر برق گرفتگی با چنین ولتاژی یك شوك شدید است كه در صورت معالجه نشدن منجر به بی هوشی ، كما و حتی مرگ می شود.
۶ـ آسیب به دستگاه عصبی : از دیگر عوارض برق گرفتگی با ولتاژ بالا ، صدمه دیدن دستگاه عصبی است. اگر این آسیب در نخاع باشد می تواند منجر به فلج كامل یا فلج اندام تحتانی شود و اگر اعصاب سایر نقاط بدن لطمه ببیند عوارض مختلفی منجمله بی حسی در اندامها را به دنبال خواهد داشت.
۷ـ مشكلات تنفسی : آسیب دیدن بصل النخاع كه كنترل دستگاه تنفسی را بر عهده دارد ، ضایعه ای است كه باعث برهم خوردن نظم تنفس و حتی خفگی می شود. همچنین صدمه دیدن "ریه" می تواند باعث عفونت یا سایر مشكلات ریوی در آینده شود.
۸ـ ضایعات در چشم و گوش : حرارت و ضربه ناشی از آذرخش (صاعقه) می تواند باعث پاره شدن پرده صماخ گوش و لطمه خوردن مویرگها و مردمك چشم شود كه اثر آن كری و كوری موقت یا دائم خواهد بود.
صدمات ناشی از ولتاژ گام : صدمات ولتاژ گام به صدمات ناشی از برق گرفتگی شدید محدود می شود . بیشتر عوارض فوق را می توان در لیست صدمات ولتاژ گام قرار داد اما ولتاژ گام قدرت كمتری دارد و دارای عوارضی چون نور و موج انفجار هم نیست بنابراین جراحات خفیف تری ایجاد می كند؛ مثلا سوختگی های ناشی از ولتاژ گام با وجود عمقی و خطرناك بودن ، به سطح نمی رسد و ضربه مغزی نیز در زمره صدمات ولتاژ گام قرار نمی گیرد. افت فشار و كرختی و بی حسی شدید دست و پا از دیگر عوارض ولتاژ گام است.
از وبلاگ : http://danesh-fizik.blogfa.com
===========
در فردا ، امروز آب برده خویش را جستجو می کنم .....




به دل خویش گویم .. صبوری کن ... صبوری ....
به او گویم به سپیدی ها بنگر ...
آنچه را آب با خود می برد شاید برای بردن ها آمده بوده است ....
گذر کردن به تو درسی را می دهد که هیچ ماندنی ست و تمام ، پایان نایافتنی ....
به آشوب خود ندانم چه رفتاری کنم ....
آیا چون آدم بزرگا او را سرکوب کنم ...
به بند به نام عدالت بکشم و در پایان به زندان تن یا تبعید از جان محکومش کنم و یا .....
نمی دانم شاید همان دلی که از ۱۶ سالگی تا امروز جوانی مرا با خود برده است ..
همان دل آشوب ... همان دل آرام ... همان دل عاشق و تنها .....
همان دلی که می دانست " آدم اینجا تنهاست " ..
همان دلی که می دانست " آسمان بار امانت نتوانست کشید ..
قرعه کار به نام دل من دیوانه زدند .." و همان دلی که ....
امروز باز بیدار شده است .... به خود می نگرد ....
به روزگاری که پس پشت نهاده ... به ایامی که در پیش دارد ....
آیا رسالت من این بود ... آیا خواستم که کنون اینجا باشم ...
یا به غفلتی در یک گامی زندگی یی تازه ... دوباره از آن دور شدم ....
به تگرگ که می رسد .. بی اختیار به اندیشه ای عمیق می رود ....
تگرگ همیشه او را به شهریور ۱۳۸۵ .... سبلان .... امامزاده ....
مه ... تگرگ .... صدای تگرگ ها که بر کلاه بادگیر به شدت هر چه تمام تر می کوبید تا پسر نوجوانی را از خوابی بیدار کند ....
اونروز ... هوا خوب بود .... بیش از ۲۰ نفر از ما به همراه عده ای زیاد به سوی قله سبلان در حرکت بودند ....
گروهی می روند و گروهی می آیند ... هوا بادی گرفت ....
بارانی و تگرگی ... پسرک از گروه جدا بود ....
آخه هیچوقت نمی تونست تو خط و گروه و صف بند بشه ...
افراد رو می دید اما از لبه ی سنگها ... از اونجایی که حتی گاهی صدای افراد را باد می برد و خود به گوش پسرک می رسید ....
میرفت ... آهسته و پیوسته ....
در خویش بودم که همه جا را مه گرفت ... باران و تگرگ ... جای پاها ناپدید شده بود و همه چیز به سپیدی مطلق رسید ....
پسر ایستاد .... هی میخوای امتحانم کنی .... باشه .... تو خودت آوردی ... خودتم هر وقت بخوای می بری ....
اما .. من .... نه ....
ببین من به خودم مغرور نیستم ..
اما چون می دونم که خیلی دوستم داری ... پس می رم .. بالا .. آخرش صاف میشه .. . و راه رو پیدا می کنم ...
و با لا و بالا تر رفتم .... جایی رسیدم به سنگی صاف .... نشستم ...
و دعا کردم که ... و صدایی آمد ... دوستانم را دیدم ...
وای من تا دریاچه فاصله ای نداشتم .. سنگ را محراب نامیده اند ....
دریاچه ... بسی زیبا در مه شده بود ....
سلام ... صدا کن مرا ... صدای تو خوب است ... صدای تو سبزینه ... ..
اونروز بود که تگرگ برام معنایی ناب یافت ...
تگرگ شد گم شدن در دنیا و نزدیکی به خالق ..
او که خدا یا همان صاحب نامیده اندش ....
سلام تگرگ های زیبا ....
سلام سپیدی ...
سلام روشنی ....

.
.
.
.
.
ميلاد يکي کودک شکفتن گلي را ماند
چيزي نادر به زندگي آغاز ميکند
با شادي و اندکي درد
.
.
.
.
روزانه به گونه اي نمايان برمي بالد
بدان ماند که نادره ي نخستين است و نادره ي آخرين
تنها آنکه بزرگترين جا را به خود اختصاص نمي دهد از
شادي لبخند بهره مي تواند داشت
آنکه جاي کافي براي ديگران دارد صميمانه مي تواند با ديگران
بخندد,با ديگران بگريد
چه مدت لازم بوده تا کلمه ي عفو بر زبان جاري شود تا
حرکتي اعتماد انگيز انجام گيرد؟
بيا تا جبران محبت هاي ناکرده کنيم
بيا آغاز کنيم
فرصتي گران را به دشمن خويي از کف داده ايم
و کسي نمي داند چقدر فرصت باقي است تا جبران گذشته کنيم
دستم را بگير
روزت را درياب. با آن مدارا کن.اين روز از آن توست.24 ساعت کامل
به قدر کفايت فرصت هست تا روزي بزرگ شود
نگذار هم در پگاه, فرو پژمرد
نان پختن,نان شکستن,نان قسمت کردن,نان بودن
ساده است نوازش سگي ولگرد
شاهد آن بودند که چگونه زير غلتکي مي رود و گفتند که سگ من نبود
ساده است ستايش گلي.چيدنش و از ياد بردن.که گلدان را آب بايد داد
ساده است بهره جويي از انساني.دوست داشتنش بي احساس عشقي.
او را به خود وانهادن و گفتن که ديگر نمي شناسنش
ساده است لغزش هاي خود را شناختن
با ديگران زيستن به حساب ايشان و گفتن که من اينچنينم
ساده است که چگونه مي زي
باري.زيستن, سخت ساده است و پيچيده نيز هم
درخت هرچه سالخورده تر باشد سترگ تر است و پرارزش تر
ريشه اش هرچه عميق تر,پادرجاي تر در برابر طوفان
شاخسارش هرچه انبوه تر,پناهش امن تر
تنه اش هرچه به نيروتر,تکيه گاهي اطمينان بخش تر
تاجش هرچه برتر,سايه اش دعوت کننده تر
هر حلقه اش نشان نماياني است ازروزگاري که پس پشت نهاده.
همچون چيني بر چهره
اندک آرامشي در واپسين ساعات روزي پادرگريز
اندک آرامشي در فاصله ي روزها
تا ديروز شکل گرفته به فراموشي سپرده نشود
زندگي به امواج دريا مانده است
چيزي به ساحل مي برد وچيزي ديگر را مي شويد
چون به سرکشي افتد انبوه ماسه ها را با خود مي برد اما
تواند بود که تخته پاره اي نيز با خود به ساحل آرد
تا کسي بام کلبه اش را بدان بپوشد
در تمامي راه ها سنگهايي افتاده است.پاره سنگهايي,
تکه هاي تيزي,ريگي.براي پرتاب کردن يا بر آن فروغ از ديدن
در تمامي راه ها سنگهايي افتاده است که
واميداردمان تا آهسته گام برداريم.بايستيم.به افتادگان ياري دهيم
تا چون ما بازايستادن را بياموزند
در تمامي راه ها,به هر گام,سنگهايي افتاده است
همچون پرنده که با شکوه به پرواز درمي آيد
بال مي گشايد وپروازکنان مي گذرد
مي چرخد وآرام بر هوا مي لغزد
آدمي را نيز هواي پرواز در سر است.تا دور شود.
راهش را بيابد ودرآرامش به جستجو پردازد
همچون پرنده که بر زمين مي نشيند.بال جمع مي کند,دانه برمي چيند,
به تور صياد و دام خطرمي افتد
آدمي نيز بازمي گردد آماده.تا خود را به زندگي و تقدير خويش سپارد
گاه آرزو مي کنم زورقي باشم براي تو.تا به آنجا برمت که مي خواهي
زورقي توانا به تحمل باري که بر دوش داري
زورقي که هيچگاه واژگون نشود به هر اندازه که نا آرام باشي.
يا درياي زندگي ات متلاطم باشد.دريايي که در آن مي راني
پيش ازآنکه واپسين نفس را برآرم,پيش ازآنکه پرده فروافتد,
پيش از پژمردن آخرين گل,
برآنم که زندگي کنم.برآنم که عشق بورزم.برآنم که باشم
در اين جهان ظلماني,در اين روزگار سرشار ازفجايع,در اين دنياي پراز کينه
نزد کساني که نيازمند من اند.کساني که نيازمند ايشانم.کساني که ستايش انگيزند.
تا دريابم.شگفتي کنم.بازشناسم.که ام؟که مي توانم باشم؟که مي خواهم باشم؟
تا روزها بي ثمر نماند.ساعت ها جان يابد.لحظه ها گران بار شود.
هنگامي که مي خندم.هنگامي که مي گريم.
هنگامي که لب فرو مي بندم.در سفرم به سوي تو.به سوي خود.به سوي خدا
که راهي است نا شناخته,پرخار,ناهموار.
راهي که باري درآن گام مي گذارم که قدم نهاده ام و سر بازگشت ندارم
بي آنکه ديده باشم شکوفايي گلها را
بي آنکه شنيده باشم خروش رودها
بي آنکه به شگفت درآيم از زيبايي حيات
اکنون مرگ مي تواند فرازآيد
اکنون مي توانم به راه افتم
اکنون مي توانم بگويم زندگي کردم
تسليم شدن به زندگي,به خويشتن
تسليم شدن به طوفان ها,به زندان ها
دست يافتن به شجاعت,به اعتماد
دست يافتن به شادي وآزادي
در راه ديروز به فردا,زير درختي فرود مي آيم.در سايه اش.
براي لحظه اي کوتاه از زندگي ام
انديشه کنان به راه خويش
انديشه کنان به مقصد خويش
انديشه کنان به راهي که پس پشت نهاده ام
انديشه کنان به تمامي آنچه در حاشيه راه رسته است
آنچه شايسته ي تحسين است نه بايسته ي تاراج شدن
آنچه شايسته ي عشق ورزيدن است نه بايسته ي کج انديشي
آنچه شايسته ي به جاي ماندن در خاطره است نه بايسته ي به سرقت بردن
در راه ديروز به فردا,زير درخت زندگي ام فرود مي آيم.
در سايه اش.براي لحظه اي از فرصتم
از جنگ بي شکوه احساسي اندک دارم
اما آنچه به تمامي در مي يابم عشقي است که آرزوي همگان است
از کشمکش هاي دايمي احساسي اندک دارم
اما آنچه به تمامي در مي يابم آرزوي با هم بودن است
از جنگ براي آنکه فقط جاني به در برم احساسي اندک دارم
اما آنچه به تمامي دريافته ام چيزي است که در اين بازي نهفته بود
شگفت انگيزي زندگي با آگاهي به ناپايداريش,در جرات تو شدن,
در شجاعت من شدن,در شهامت شادي شدن,در روح شوخي,
در شادي بي پايان خنده,در قدرت تحمل درد نهفته است.
.
.
.
.
کمک ....
دارآباد .....
هلال احمر .....
کمک .....
دو انسان ....
علم کوه .....
هلی کوپتر ساقط شده ....
هلال احمر ...
دکتر نوربالا ...
زلزله بم ...
تجهیزات رسیده که در بازار ها بفروش رفته ......
کودک بمی ......
نه ..... کارنامه هلال احمر در میهن پاک من ..........
.
.
.
مردود
ادامه مطلب
.
.
.
.
.
.مرجع : http://www.islaminkashmir.org/useful-downloads/177%20verses%20of%20the%20quran%20about%20women.htm
ادامه مطلب
گروه کوهنوردی دانشگاه نبی اکرم
شهر صخره ها و بهترین لحظات زندگی من
انجمن کوهنوردی دانشگاه علم و صنعت ایران
تيم كوهنوردي پتروشيمي اميركبير
انجمن کوهنوردی دانشگاه صنعتی خواجه نصیر
پايگاه خبري هيات كوهنوردي شهرستان اروميه
گروه کوهنوردی فرهنگیان شهرستان ابرکوه
گروه كوهنوردي شقايق شهركرد کوه صعود نکات
کوه انتظار خدا گــــــروه کـــــــوهنــــــوردی رعــد
سنگنوردان شاهین شهر
کوهنوردی -
.
.
.
.
|
پياده روي يکشنبه! براي يک پياده روي در تعطيلات آخر هفته آماده اي؟
پس مسير رو دنبال کن!
مطمئن شو که زنجير رو محکم گرفتي..
چشمت رو از نفر جلويي برندار!
وقتي يک نفر در جهت مخالف مياد هوا رو داشته باش!
مواظب باش! فقط در چند قدمي...
پاهات رو درست توي سوراخها بزار..
چند قدم ديگه مونده!
و در نهايت...
منظره واقعاً محشره! ولي به نظر تو براي رفتن به يک کافه بار ميارزه؟!
|
برنامه ای از سوی دانشگاه بین المللی اسلامی مالزی برای سفر به ارتفاعات CAMERON HIGHLANDS که در ایالت PAHANG نزدیک کوالالامپور قرار دارد ( تنها برای پسران ) برنامه ریزی شده بود ....
روز ۴ شنبه ۲۹ فروردین ماه مصادف با ۱۸ آپریل ۲۰۰۷ . ساعت حرکت ۷:۳۰ درج شده بود که با توجه به تاخیر در رسیدن اتوبوس دانشگاه ساعت ۸:۴۵ !! حرکت کردیم .....
مسیر از اتوبان به سمت IPOH و شمال مالزی آعاز شده و با رسیدن به خروجی ۱۳۹ مربوط به TAPAH که وارد جاده ای نیمه کوهستانی وباریک میشویم ادامه می یابد .... مسیر جاده دارای شیب بسیار ملایم اما با پیچ هایی مالایی کش است که راننده حواسش بره به مناظر کارش تمومه .... با ارتفاع گرقتن اندک اندک مناظر بدیع تری نمایان می گشت ....
توقف اول در پای آبشاری بلند است که در مالزی بسیار بدیع و زیبا جلوه می نماید .... عکس و فیلم برداری .... و ادامه حرکت به سمت خود CAMERON HIGHLANDS که مقصد نهایی ماست .... در ادامه مزارع بسیار زیبای چای سبز دلربایی می نماید .... در دور دستها بارانی در ریزش است ....
در جاده کوهستانی ( از نوع مالزیایی اش) پوشش آنتن موبایل وحود نداشت اما با رسیدن به شهر های میان راه کاملا پوشش میداد .... نهایت حدود ۱۳:۳۰ به مقصد رسیده و پس از استراحتی حرکت کرده و هنوز راه نیفتاده بودیم که راننده دوم ( در مالزی برای تمام سفرهای دانشگاهی - حتی راهی کوتاه هم که باشه ۲ تا راننده میفرستند که یکمی راه رفتند جاهاشو نو عوض کنند ... ) ندید ، کور بود ، حواسش پرت شد ... الی ماشالاه .... کوبید سپر ماشین رو کناره پل ..... !!!!! سپر سمت راست خرد شد ..... درب کج شد ..... شیشه جلو سمت راست ترک خورد ... یه چیزی که توی سریال کبری ۱۱ هم نمیتونستند به این راحتی ماشید رو بزنند داغون کنند .... هیچی .. گفتند از درب عقب که پله .. نداشت پیاده شوید .... یعنی بپرید پایین .... !!!
رفتیم نهار ... باران خنکی گرفتن آغاز کرد .... نهار ... گشت و گذار اطراف و مرکز توریسم .... اومدیم دم ماشین یکسری بچه ها رفته اند از یک مزرعه پرورش توت فرنگی دیدن کنند .... اومدند کلی هم برامون توت فرنگی آورده اند که جای شما خالی خوردیم ( البته مزه ایرانی ها شو نمی داد ..) ... اتوبوس با دهن کج و ماوج شده حرکت آعاز کرد .... در جاده برگشت دم مزارع چای هم توقفی داشته و چای نوشیدیم و عکس .... برنامه بخاطر تصادف پیش آمده حدود دو و نیم ساعت تاخیر خورد و نشد چند جای دیگر رو هم که قرار بود بریم را برویم ببینیم .
بناچار برای اینکه راننده به شب نخورد و به در اون جاده باریک و تاریک بودن هم علاقه ای نداشت و از طرفی پاک روحیه خودش رو باخته بود ، آهنگ بازگشت نمودند .... و قول دادند به تلافی یک برنامه جزایر لانکاوی رو برویم .... برگشت جاده مه شده بود و بسیار زیبا .... ساعت ۱۱ شب رسیدیم به دانشگاه و باز پریدن از ماشین پایین .... و اینگونه سفر ما به پایان خود رسید .... اگرچه یکی از اتوبوس های دانشگاه حداقل ۳ ماه رفت که تعمیر گاه باشد .... اما خداروشکر به خیر و سلامت به پایان رسید .....
( عکسها و اطلاعات برنامه در ادامه مطلب آمده است ..... )
.
.
.
ادامه مطلب
http://www.farsnews.com/plarg.php?nn=M214219.jpg
حرفهایی هست برای نگفتن
حرفهایی که هرگز سر به ابتذال گفتن
فرود نمی آورند
و ارزش عمیق هر کسی
به اندازه حرفهایی است که برای نگفتن دارد.
مرا کسی نساخت، خدا ساخت؛
نه آنچنان که " کسی میخواست "،
که من کسی نداشتم.
کسم خدا بود، کسِ بی کسان.
او بود که مرا ساخت آنچنان که خودش می خواست.
نه از من پرسید و نه از از آن " منِ دیگرم ".
من یک گِلِ بی صاحب بودم.
مرا از روح خود در آن دمید.
و بر روی خاک و در زیر آفتاب،
تنها رهایم کرد.
" مرا به خودم وا گذاشت ".
خدایا،
آتش مقدس "شک" را
آن چنان در من بیفروز
تا همه یقین هایی را که در من نقش کرده اند، بسوزد.
و آنگاه از پس توده ی این خاکستر،
لبخند مهراوه بر لب های صبح یقینی،
شسته از هر غبار، طلوع کند.
خدایا،
به هرکه دوست می داری بیاموز
که عشق از زندگی کردن بهتر است،
و به هر که دوست تر می داری، بچشان
که دوست داشتن از عشق برتر!
خدایا،
به من زیستی عطا کن که در لحظه ی مرگ،
بر بی ثمری لحظه ای که برای زیستن گذشته است،
حسرت نخورم.
و مردنی عطا کن که بر بیهودگی اش، سوگوار نباشم.
بگذار تا آن را من، خود انتخاب کنم،
اما آنچنان که تو دوست داری،
"چگونه زیستن" را تو به من بیاموز،
"چگونه مردن" را خود خواهم دانست!
علی شریعتی
.
.
.
.
ادامه مطلب
تلاش براي رسيدن به المپيك با پاي تيغه اي"
اسكار پستوريوس دونده معلولي است كه تلاش دارد در مسابقات المپيك 2008 شركت كند.
مخالفان مي گويند پاهاي تيغه اي او موجب افزايش سرعتش در دويدن مي شود اما اسكار تمرين و پشتكارش را عامل موفقيت خود مي داند.
"" دعای برکت ""
بسم الله الّرحمن الّرحیم
یا حیّ و یا قیّوم. یا حیّ و یا قیّوم. یا حیّ و یا قیّوم.
الهی ، ای که با منی ، تسلیم و خدمتگزارم و روز و شب تورا میخوانم.
..... الهی باآنکه تورا نمی شناسم امابه تو عشق می ورزم و باتمام وجودم دوستت دارم
زیراتوخدای دوست داشتنی منی توخوبترینی ، توآن یگانه معشوقی ،
و من با همه زندگیم تورامی پرستم و عاشق تو هستم .
الهی توهمه زندگی منی ، تویگانه معبود منی ، تو همه عشق منی ، تسلیم تو هستم و تورا می پرستم.
..... الهی من صدای تورانمی شنوم ، اماگوشهایم نام تورادرهرصدایی می جویند
و دهانم درروز و شب نام تو را میخواند.
الهی ای شاه من ، سرور من ، مولای من ، این منم ، گدای تو ، این منم محتاج تو ، این منم سرباز وفادار تو ،
الهی تسلیم و خدمتگزار توام ، مرابه حضورت بپذیر. ای پروردگار بخشنده و آسمانیم دوستت دارم.
نیازهایم را برمن ببخش ، و بزرگترین نیاز من حضور تو است.
گناهانم را ببخش ومرا تطهیر کن ، که بزرگترین گناه من فراموشی تو است.
آه الهی ، آهِ دل مرابشنو و به سوی من آ
به من بازگرد زیرا چه بسیارمشتاق بازگشت توام ،
به من بازگرد فدایت شوم ، جان مرا از حضورت لبریز کن
بگذار دلبستگی ها و خواسته هایم رادرتوبسوزانم و قربانی کنم ، بگذار خودرادرتوقربانی کنم ،
سرورم فدایت شوم ، بگذارهرلحظه درتوبمیرم و هربار از حضورتوزنده شوم ،
عشق خودرابرمن بریز و تنهایی مراباحضورخودپُر کن ،
بگذاردرتونفس بکشم ای نفس های من
الهی ، الهی ، الهی ،
ای که با منی و من بی توام ،
ای یار من که توراازیادبرده ام ، ای معشوقی که توراگُم کرده ام ،
بگذاردرتوبیابم ، ای عزیزترینم ، ای خوبترینم ، ای محبوب من ،
بگذارحضورت را تجربه کنم و در عشق ات بمیرم .
این زندگی جاودانه من است .
آمین یا ربّ العالمین
ایلیا " میم " ( رام الله )
" دعای برکت " درشب 23 رمضان توسط استاد سروده شد.

الله لا اله الا هو الحی والقیوم
تکنیک جادویی نوشیدن هشت لیوان آب
قبل از نوشیدن آب، هر روزجملات زیر را با قدرت تکرار کنید
لیوان اول بعد از بیدار شدن صبح:
خداوندا سپاس تو را که بار دیگر طلوع خورشید را هدیه دادی،
قول می دهم امروز هر جا که بروم مهری برسانم حتی با لبخندی.به من کمک کن
،امروز را به شاهکاری بی همتا تبدیل کنم.
لیوان دوم،حدود ده صبح:
افتخار می کنم که امروز پاک ترین انسان روی زمین هستم
لیوان سوم ،حدود دوازده ظهر:
من نظر کرده خداوندم.
لیوان چهارم بعد از نا هار:
:
خدا وندا تو را سپاس به خاطر برکاتی که به من بخشیدی ،خزانه
غیب ات را به روی من و خانواده ام بگشای.
لیوان پنجم،ساعت چهار عصر:
عشق الهی هم اکنون مرا ثروتمند و توانگر می سازد
لیوان ششم،ساعت شش عصر:
به هر سو که می نگرم موفقیت به من لبخند می زند.
لیوان هفتم ،قبل از شام:
هر روز از هر لحاظ بهتر و بهتر می شوم.
لیوان هشتم ،قبل از خواب:
خداوندا ،سپاس تو را که یک روز دیگر را به من هدیه دادی،کشور
عزیزم ایران را در پناه خودت حفظ کن و صلح را در جهان
حاکم فرما .خود و خانواده ام را به تو میسپارم،ای مهربان ترین مهربانان.
پروردگارا خوابی آرام به من هدیه بده،که من عاشق تو هستم
.
این جملات را همراه با نوشیدن هشت لیوان به مدت بیست و یک روز
تکرار کنید و به چشم خود ببینید که چطور خود وزندگیتان تغیر خواهند کرد.
فال و سرنوشت شما در نيمه دوم ارديبهشت چيست؟
فروردين
فكر آغاز برنامه و فعاليت جديد را به دورههاي بعد واگذار كنيد، شما در موقعيت بسيار خوب مالي و فكري قرار داريد. بهتر است انرژيتان را صرف بودن با عزيزان كنيد.
بر درآمدتان اضافه شده و جبران همه عقبافتادگيهاي مالي گذشته خواهد شد. آخرين نگرانيتان در رابطه با عشق و ازدواج خواهد بود. ورود مسافري از راه دور، فوقالعاده خوشحالتان ميكند. در قبول پيشنهادهاي شراكتي كه در چند روز آينده به شما ميشود دقت بيشتري به كار گيريد. ماجرايي باور نكردني، زندگيتان را تحولي تازه ميبخشد و از فكر و خيال رها ميشويد. اگر براي كار يا شغلي مراجعه كرديد در چند روز آينده جواب خود را دريافت ميكنيد، عجول نباشيد. شريك يا دوستي كه نسبت به او حساس هستيد باعث دلخوري شما ميشود. با او مدارا كنيد تا وضع به حالت عادي برگردد. در ضمن به فكر سلامتي باشيد و توكل به خدا را فراموش نكنيد.
ارديبهشت
شايد اكنون احساس كردهايد كه به بنبست رسيدهايد و نميتوانيد روي هيچكس حساب كنيد. البته اين فكر بدي نيست كه به هر كسي نميشود اعتماد كرد. تمام قيد و بندهاي بيهوده را از اطراف خود جدا كرده و با تمركز بر روي آنچه واقعا ميتوانيد انجام دهيد و هدف و روش جديد زندگي را پيش بگيريد. در زندگي احساسي اگر تصميمات منطقي بگيريد، خودتان را خوشبختتر خواهيد كرد. در فشارهاي شديد مالي قرار داريد، حواس خود را جمع كنيد، با كمي دقت، تلاش و راهنمايي از معتمدين، فشارها از بين خواهد رفت. شخصي منتظر شماست تا خبر نهايي را از دهانتان بشنود. با جواب صريح به ايشان هدف زندگيتان را مشخص كنيد. از راه دور خبردلچسبي براي شما ميرسد، اگر قصد خريد ملكي را داريد زمان مناسبي است و سودي كلان عايدتان ميشود. با جمعي آشنا ميشويد كه روحيه خوبي براي شما به ارمغان ميآورند، شما اتكا به نفس خوبي داريد و موفق ميشويد. تولدتان هم مبارك باشد.
خرداد
عشق هنگامي وجودتان را پر خواهد ساخت كه درهاي قلبتان را به رويش باز كنيد. شكست در عشق گذشته را فاجعه به شمار نياوريد و به خود و كساني كه دوستتان دارند اجازه دهيد كه سعي در خوشبخت شدن شما كنند.
در روابط احساسيتان امكان دارد تغييراتي بسيار مثبت به وجود آيد. پيشرفت مالي چشمگيري خواهيد كرد ولي مقدار مخارج تان نيز بالا خواهد رفت.
در روزهاي آينده در يك جلسه چند نفره، تصميمي جدي ميگيريد كه در آينده، دلچسب بودن اين تصميم را جشن خواهيد گرفت.
پيچيدگي كار شما از بين ميرود، چند كار را با هم شروع كردهايد كه نميشود با هم انجام داد، پس قدم به قدم پيش برويد. اگر به فكر معاملهاي هستيد چند روزي دست نگه داريد، به نفع
شماست.
تير
احساس ميكنيد كه اعصابتان زير فشار زياد قرار گرفته، ممكن است اين موضوع دليل به خصوصي نداشته باشد ولي باعث درگيري زياد با كساني كه دوستشان داريد خواهد شد.اگر جزو مجردين عاشق هستيد، به زودي خبر خوشي به شما خواهد رسيد. اگر متاهل هستيد بهتر است سرتان را با مسئوليتهاي ديگر گرم كنيد و كمتر با همسرتان بحث كنيد. در محيط فعاليت نيز مواظب باشيد كه بيهوده همكاران و همكلاسيها را از خود نرنجانيد. اگر ميتوانيد دو، سه روزي را به مسافرت برويد. زمان مناسبي براي معامله است، يك معامله شيرين در راه است كه اگر عاقلانه عمل كنيد موفق ميشويد. نگرانيتان براي آينده بيمورد است زيرا به آرزو و خواستههاي خود ميرسيد. به كسي قولي دادهايد، پس به عهد خود وفا كنيد. پيشنهاد كار جديد، شما را به تعجب وا ميدارد، اما عاقلانه و با توكل به خدا
تصميم بگيريد.
مرداد
اگرچه دوست داريد كه زندگي خودتان را آنچنان كه ميخواهيد كنترل كنيد ولي در دورهاي هستيد كه احتياج به تواضع بيشتر داريد. قصد ديگران از راهنمايي و اظهار عقيده در مورد زندگي خصوصي شما علاقهمند بودن آنها به شما است. سعي كنيد در اين دوره بيشتر با ديگران همكاري كنيد. شايد شما دنبال عشق نگرديد ولي كمي به اطراف بنگريد، بهطور حتم آن را مييابيد. سفري پربركت و بانشاط پيش رو داريد كه اين كار به نفع شماست.
خانه سبز خود را با شاخه گلي زيبا بياراييد تا همه اهل خانه شاد شده و به خانوادهاي سبز تبديل شوند. اوضاع همهجوره بر وفق مراد است، نگران نباشيد و صبر را پيشه سازيد.
شهريور
وقت كافي براي مشغول شدن در انواع فعاليتهايي كه از مدتها قبل در فكرتان بوده را خواهيد داشت و ميتوانيد وقت بيشتري را با دوستان بگذرانيد. شايد ميخواهيد براي مدتي به تفريح بپردازيد. آخرين نگرانيتان در رابطه با عشق خواهد بود. متاهلين نيز سعي كنيد در مقابل ناملايمات زندگي مشترك، صبوري و تحمل بيشتري نشان دهيد. در رابطه با وضعيت مالي، تغييرات بسيار مثبت و رضايت بخشي را تجربه خواهيد كرد. مسئوليتي سنگين پيش روي شماست، از آن نهراسيد. روزگار با شما يار است و خداوند ناظر اعمال خوب شماست. شخصي در اين زمينه شما را ياري ميدهد و از فشارهاي روحي خلاص ميشويد. پولي دست كسي داريد كه منتظر آن هستيد انشاءا... وصول ميشود. از استرس و ناباوري رها ميشويد و زندگي برايتان بينهايت آفتابي خواهد شد. روزهاي خوشي در انتظارتان است.
مهر
گروهي از متولدين اين ماه خود را درگير اختلافات ساختهاند كه قدر مسلم عاقبت آن هرچه باشد، به دردسرها و اعصاب خرد شدنهايش نميارزد. اصولا بعضي اختلافات وقتي در اولين مراحل حل شود جاي گسترش نمييابد ولي وقتي ديگران هم در آن اختلاف دخالت كنند و دامنهاش را وسعت دهند، قابل كنترل نيست. براي جوانان امكان تحصيل و به دست آوردن تخصص، اين روزها زياد است ولي اگر شانس را از دست بدهند ديگر سخت به دست ميآورند.
آنچه شما را به هم ريخته و افسرده كرده پايان مييابد و چنانچه گويند پايان شب سيه سپيد است. با دوستي ملاقاتي خواهيد داشت كه تصميمي جديد ميگيريد، اما سعي كنيد عجول نباشيد. مثل هميشه محبوب هستيد و خانواده چشم اميد به شما دارند. آشناي جديدي در زندگيتان پا گذاشته كه شادي برايتان به ارمغان ميآورد. شايد در روزهاي آينده سفري در پيش داشته باشيد كه بسيار لذتبخش است، قدر روزهاي خوش را بدانيد
و همه را در شادي خود شريك كنيد.
آبان
پدر و مادرها و بزرگترهاي متولد اين ماه اغلب در موقعيتي قرار دارند كه در ماندن و رفتن، دو دل هستند. اين عده به دليل رويدادهاي اخير زندگيشان، براي يك نقل و انتقال تازه در حال تصميمگيري هستند ولي در نهايت، اين مسئله آنها را به يك بنبست فكري كشانده است، در هر حال بايد با دورانديشي تصميم بگيرند و به عواقب و عوارض آن فكر كنند. گروهي از اين متولدين در كار خود دچار نوعي بلاتكليفي شدهاند، يعني هم پيشنهاد جالبي برايشان رسيده و هم در آن امتيازاتي دارند به هر حال بايد سريع تصميم بگيرند. براي اين كار ترديد داريد و دو دل هستيد از دوستي كه با او همراهيد نظر بخواهيد. شما را راهنمايي ميكند زيرا هميشه نسبت به شما نيت خوبي دارد. نامه يا تقديرنامهاي به دستتان ميرسد كه باعث آسودگي خاطر شما ميشود. كاري را كه به شما واگذار كردهاند نيمهكاره رها نكنيد زيرا در پايان براي شما هم سود مادي دارد و هم معنوي. پولي را كه از دست دادهايد دو چندان به دست ميآوريد.
آذر
يادي از گذشتهها كردن، دلبستگي به خاطرات شيرين است ولي نبايد همه افكار را به گذشته ربط داد و همه دلبستگيها و خوشي ها را در همان گذشته جا گذاشت.
به زودي تحولات تازهاي در زندگي شما پيش ميآيد كه خود به خود شما را به آينده و رويدادهاي خوش آن ميكشاند. به آن دسته از متولدين اين ماه كه اسرار مهمي را درباره اطرافيان خود در سينه دارند توصيه مي شود خداي ناكرده اين اسرار را در جهت منفي و رسوايي به كار نگيرند. بالاخره خوش خيالي و اميد به زندگي شما باعث شد، تمام سختيها و ناراحتيها را پشت سر بگذاريد و از اين به بعد روي خوش زندگي را تجربه ميكنيد. با عاطفه بودن شما باعث تقدير همگان و شاديهاي بيكران برايتان خواهد بود. دست به هر كاري ميزنيد موفق خواهيد بود. اگر از بيماري ناراحت هستيد، مطمئنابه زودي بهبود خواهيد رفت، نتيجه كاري كه ميكنيد، شيرين خواهد بود و تكتك اعضاي خانواده شاد خواهند شد.
دي
نگذاريد و جوابش را بدهيد.
بهمن
سعي ميكنيد مشكلاتي را كه بين شما و محبوبتان وجود داشته است به كلي رفع كنيد، به همين دليل نيز احتياج داريد كه وقت بيشتري را با او صرف كنيد اما اگر جزو مجردين هستيد عشق بهطور غيرمنتظرهاي وارد زندگيتان شده و به همين سرعت نيز ميتواند تنهايتان بگذارد، موقعيت ماليتان نيز با شروع يك منبع جديد درآمد اگر چه جزئي، اما ميتواند به شما اجازه نفس كشيدن را بدهد. دلتان هواي زيارت دارد. حاجتي داريد كه شرط براي زيارت گذاشتهايد. مشتاقانه آرزو ميكنيد كه اين سفر زيارتي برايتان فراهم شود. به شما نويد ميدهيم كه نذرتان ادا و زيارتتان قبول خواهد شد. در زمان زيارت، ديگران را هم فراموش نكنيد. هديهاي ميگيريد كه برايتان جالب است. از سختيها و تاريكيها دور ميشويد و روزنه آفتاب و روشنايي، هر لحظه برايتان شكوفاتر ميشود.
به زودي كار يا روش زندگي خود را تغيير ميدهيد و دست به خريدي ميزنيد كه به همراه خود موفقيت خواهد داشت.
اسفند
بسيار متعجب شدهايد. خبرهايي كه بهطور غيرمنتظره خواهيد شنيد مژدههايي خواهند بود در رابطه با موفقيت در شغل. با كسي آشنا ميشويد كه رابطه با او ميتواند تبديل به يك رابطه عشقي بسيار زيبا شود و در انتها به ازدواج و تشكيل خانواده نيز بينجامد. گرفتاريهاي جزئي را بياهميت نشماريد. پولي را در جايي خرج كردهايد كه آن را شكست ميدانيد در صورتي كه در آينده براي خرج اين پول خوشحال هم خواهيد شد، زيرا سودي كلان خواهيد برد. به مهماني دعوت ميشويد كه برايتان راهي جديد باز ميكند. ملاقاتي خواهيد داشت كه مفيد است. برخوردي با يك دوست داشتهايد كه باعث رنجش او شده است، در پي آشتي باشيد زيرا او همچنين منتظر چنين لحظهاي است. در هفتههاي آينده سفري پربركت و شاد در پيش داريد. پس از لحظهها بيشترين استفاده را كنيد. چون زمان به سرعت ميگذرد...

استاد محمد رضا لطفی ....

یا علی آیا اینان می توانند نام تو را زنده نگه دارند یا چون اکنون ....... خود ما را هدایت فرما ....
......
.
.
.
.
وطن را دژخیمان پاره پاره کردند .... کفتار هایی آنرا به نام سیاست به دندان گرفته و می برند و اینانی به نام دین ...... چه باید کرد ؟ ......
ادامه مطلب


دوشنبه شب به تماشای فیلم " تقاطع " نشستم ....... آنچه در پیوست می آید دیده هایم و بعضا حرفهای خودم از فیلم است ....
فیلمی ۱۰۰ دقیقه ای .... تیتراژی از تپیدن ... آغاز شدن .... سونوگرافی ... حیات نو .... شروع تیتراژ اسامی .... از ساحل تا محفلها .... بر دریاها .... تا دل ها ......
آهنگ تیتراژ آغازین بسیار زیباست .... موسیقی آقای : حمیدرضا علیقلی ....
صدای تپش قلب .....
شروع ...
( به ادامه مطلب مراجعه کنید .... )
ادامه مطلب
سلام ، میدونی شما تازه ترین عزیز هستی که به قول عده ای به بی احتیاطی خودت و به قول عزیزانی بدقولی و کم کاری دست اندرکاران ، گوهر وجودت این جهان رو ترک و به جایی که توی کتابی گفته شده و در حقیقت وعده داده شده بهتر از این دنیاست ، رفته ای .....
میگن در این تناسخ تان ، بیست و سه سال زیسته اید .... چه ماموریت کوتاهی و کسی چه داند شاید رسالت بزرگی خدا به شما داده بوده است ....
میدونید اینکه الان بیخوابی به سرم زد و نذاشت بخوابم ... یه چیزی بود که توی دلم بود و باید میگفتم .... حالا چرا اینجا رو هم نمیدونم ..... شاید اینجا .... شاید روی تکه ای کاغذ ..... اما مهم اینه که دارم میگم .... وگرنه نمی تونم برم ....
من ۱۸ سالگی ام سنگنوردی ام رو شروع کردم از همون بند یخچال و هنوز غوره نشده رفتم دیواره بند یخچال .... مریض نشده بودم همون مهر شروع کارآموزی آبان دیواره بند یخچال و دیواره اوسون و بعد هم پل خواب ... قرار بود برم گرده علم کوه ..... ( میخواستم زود مویز بشم !!!) ....
میدونی اونسال دیواره ما سه گروه بودیم ...
گروه اول مربی و دو تا کارآموز .....
گروه دوم دوتا بچه های شقایق کرج و دو تا شاگرد .... و گروه سوم ۲ تا سنگنورد که تازه از علم کوه برگشته بودند و ۱ کارآموز .....
میدونی مربی تمام مسیر رو ابزار گذاری میکرد .... خیلی فرند رو دوست داشت ... میگفت براستی اگه ازش حوب استفاده کنید یک دوست واقعی است ....
یادمه یکبار تمرین فرود روی سنگ مریم - بند یخچال رو داشتیم .... کله سحر صبحونه نخورده تو اون سرما رفته بود رول می کوبید که کارگاه اش رو خودش اونطور که همیشه با وسواس خاصی انتحاب و برپا میکرد بزنه .... با خودم که می اندیشیدم دلیلش رو نمی دونستم ..... سالها گذشته ... شاید حالا کم کم معنی احتیاط رو می فهمم .... معنی اینکه همه در یک صعود با هم هستند ... و این یعنی تیم ....
دوست خوبم ..... میدونی وقتی فکر می کنم که چطوری ۴ نفر یک اشتباه رو با هم میکنند نمی تونم جواب سوالم رو پیدا کنم .... تازه دوستی میگفت همه وسایلتون هم نو بوده .... آخه چی شده .... یعنی واقعا چی شده .....
گیج می شم ..... ۱ میخ .... ۱ طناب پوسیده .... یا ۱ کارابین و یک طنابچه هدیه به دیواره شروین ....
وای که یکی از استادان کوه هفته قبلش چه عکسهای زیبایی از پناهگاه شروین رو در وبلاگشون گذاشته بودند ..... و امروز پناهگاه شروین و اسماعیل .... رو به خاطر خواهم سپرد .... دیگه میرم دیواره شروین و اسماعیل .... تا یادم نره اگه امروز تو با ما نیستی .... اشتباه تو نبود... نه تو اشتباهی نداشتی ... .... اشتباه فدراسیون هم نبود .... کسی مقصر نیست .....
منکه حافظه خوبی ندارم .. اما یک چیزهایی یادمه که یکی از کوهنوردای بزرگ دنیا هم که تجربه براش یعنی خوب تجربه ... !! زیر یکی از قلل روی طنابی که از یک گروه ژاپنی - که از صعود بر می گشته اند - خریده بودن ، پاندولی میده و طناب پاره میشه ... تمام .....
برای اینه که میگم تقصیر کسی نیست .... یک تصمیمه .... یک گروه اون طناب رو خریده بوده ... یک گروه روی این کارگاه طناب فرود ریخته بوده است ....
همه در کشتی واحدی هستیم ... هر جای این کشتی سوراخ بشه یا مثل الان سوراخ باشه همه مان در خطریم ..... چه من نوعی که ممکنه تا یکسال دیگه ام دیواره نتونم برم یا اون عزیزی که جمعه این هفته روی یکی از دیواره های ایران برنامه دارند ... اینه که باید بپا خاست .... و کاری کرد .... که نشستن ها را گناهه ....
اسماعیل مهامد ، آیا نام همایون محبوب (خدایش بیامرزد) را شنیده ای ..... دوبرار .... چادر ... شب ... نقاب برفی ..... آقا فریدون ( خدایش بیامرزد) .... آیا نام امير رضا امير امينی ( خدا بیامرزد او را ) را شنیده ای .... ناز و کهار .... حامد کرامت ..... بیواک ..... خسته ام مرا ببخش یادآوری آن اشتباهات انرژی زیادی از من می گیرد .... نام اوراز را که اینروزها ستون خالی وبلاگها و روزنامه ها را با آن - نامردان مرد نما - پر می کنند آیا شنیده بودی .....
اینان درس های روشن امروز ما هستند .... آدم عاقل از یک جا دو بار گزیده نمیشه ..... راستی شنیدی یکنفر هنوز کامل از دیوار علم کوه در نیومده بود طناب خودش رو باز کرده بود ..... سقوط .. تمام ....
آیا مربی اش هیچ وقت داد های مربی من رو بسرش نکشیده بود که تا عمر داره یادش نره طنابش رو کجا باید از حمایت خارج کنه ....
.
.
.
.
.
نمیدونم منو ببخش که پر حرفی کردم .... یادت همیشه برام زنده است ... اگرچه دیدارمون بعدی مون ممکنه طولانی بشه ، اما حداقل همین که با تو حرفهامو زدم یکمی سبک شدم ....
اسماعیل نامی نکو داشت ....
همه دانیم که اسماعیل ها همیشه
مورد امتحانات سخت الهی بوده اند ....
او رفت ....
به خود ....
آیا تمامی می یابد ....
یا که اشتباه
دوباره
فردا روز
که امروزمان را فراموش کردیم ....
به سراغ دیگری خواهد آمد ....
رفتن .... یا ماندن .... دلیل نیست .....
آنچه چرا رفت یا چرا ماند مهم است ....
تمام .....
برای شادی روح اسماعیل ......
بسم الله الرحمن الرحيم
الْحَمْدُ للّهِ رَبِّ الْعَالَمِينَ «2» الرَّحْمـنِ الرَّحِيمِ «3» مَـلِكِ يَوْمِ الدِّينِ «4» إِيَّاكَ نَعْبُدُ وإِيَّاكَ نَسْتَعِينُ «5» اهدِنَــــا الصِّرَاطَ المُستَقِيمَ «6» صِرَاطَ الَّذِينَ أَنعَمتَ عَلَيهِمْ غَيرِ المَغضُوبِ عَلَيهِمْ وَلاَ الضَّالِّينَ «7»
( عده ای از دوستان گفته اند اینهفته شب جمعه بند یخچال قصد برگزاری مراسمی رو دارند .... )



http://dc27.4shared.com/download/14242224/4d811b4d/shir.wmv?tsid=20070423-094241-eef9c398
اگر چه دستانش از ابتذال شکننده تر بود
هراس من-باری-همه از مردن در سرزمینی است
که مزد گورکن
از ازادی ادمی افزون تر باشد
جستن
یافتن
و انگاه
به اختیار برگزیدن
و از خویشتن خویش
با روئی پی افکندن.....
اگر مرگ را از این همه ارزشی بیشتر باشد
حاشا حاشا که هرگز از مرگ هراسیده باشم.
در اين مقاله ما به دنبال بيان مباحث کلي در مورد اهداء جنين و روش هاي انجام اين کار هستيم تا به سوالات متنوعي که در اين مورد حادث مي گردد پاسخ دهيم. سوالاتي از قبيل آيا وارد كردن نطفه مرد به رحم همسر او از طرق غير طبيعي مجاز است ؟ اگر مجاز است آثار حقوقي آن چگونه است ؟
آيا پرورش نطفه بارور شده دو همسر خارج از رحم جايز است ؟اگر جايز است آثار حقوقي آن كدامند ؟
آيا وارد كردن جنين (نطفه بارور شده ) دو همسر به رحم زن ثالثي جايز است ؟ در نهايت آيا وارد كردن نطفه مرد به رحم زن اجنبي مجاز است ؟
.
ادامه مطلب

.jpg)
.jpg)
.jpg)
.jpg)
.jpg)
.jpg)
.jpg)
.jpg)
http://goonagoon.nasseh.ir/