احسنت بر شما ها ....... ![]()



ليلا ابراهيمي پس از ركورد شكني در دوي 3000متر















از کرخه تا راین می کوبید ...از همه دنیا چشم بسته بودن تا چیزی را ببینم که شاید دیگر نبینم ..... وای که آهنگ از کرخه تا راین .... بوی خاک کویر اصفهان ..... خیره به خورشید .... در پناه چاله ای که نیمروزی کنده بودمش ..... آنزمان یادم نمی رود تا بوده و هستم .....
چه زیباست چشم بگشایی ..... و نه ... ترسی ... لرزه ای بر جانم افتاد ... همه جا تاریک شد .....برای لحظاتی ..... چه بود ...... چه خواهد بود ..... برگرد ... ای خورشید زیبا دوباره برگرد ..... سجده شکر که او دوباره آمد ... داغ تر از پیش ..... تا بودن مان را نوید دهد ....


دلايل توقيف سنتوري

خيلي ها دوست دارن بدونن سنتوري چرا توقيف شد ولي هيچ جا هيچ چي ننوشته .
پس گردش و سيرچ بي نتيجه است.
من خيلي گشتم تا اينكه يكي از دوستان كه خيلي به خبرگزاري هاي داخلي نزديكه جلوه هاي تازه اي از اين فيلم رو واسم بيان كرد.
اول ذكر كنم كه لطفاْ اين مطلب را بدون نام بردن منبع نقل قول نكنيد.
همين. ( از همنورد : به مظراب توجه کنید .... علی رو می بینید !!!!)
اما دليل اصلي توقيف سنتوري در سه مورد كلي و ۱۰ مورد جزئي مي باشد. كه اين موارد به ترتيب مكمل يكديگر ميباشند.
ابتدا موارد كلي:
۱- اسم كوچك سنتوري «علي » بود و اسم اوليه فيلم «علي سنتوري» كه به دلايل مجهولي اين نام كوتاه شد .اشتباه نكنيد مشابهت اسمي با امام علي نيست . مشابهت نامي با « سيد علي خامنه اي » است كه در گزينه هاي آتي متوجه عمدي بودن اين مشابهت مي شويم.
۲- علي به سنتور زدن معروف است و اهالي خراسان مي دانند آقاي خامنه اي تار زن متبهري بوده اند.
۳- علي در انتهاي فيلم دست راستش را از دست ميدهد. اين يكي فكر كنم واضح ترين و كامل ترين دليل است.
مطمئن باشيد مهرجويي يا منتقد فلسفي ست (هامون - پري - بانو) و يا منتقد سياسي (اجاره نشينها - ميهمان مامان - گاو) و حالا آنها كه سنتوري را ديده اند به راحتي مي فهمند مهرجويي چه منتقد سياسي زيركي ست.
براي گفتگوي تلفني هم ميتوانيد به مدت تماس تلفني صيغه بخوانيد
- فكر كنم شنبه بود، ظهر تا خونه اومدم بياختيار اول تلويزيون رو روشن كردم و بعد مشغول گرم كردن ناهارم شدم. داداشم هم سرزده آمد. اي بخشكي شانس! مگه ميذاره چيزي به من برسه!
داشتم آب غذا رو زياد ميكردم كه صداشو شنيدم:
- تو كه هر مزخرفي كه تلويزيون داشته باشه نگاه ميكني!
زني مجتهده -در كانال دو- داشت به سوالات مذهبي جواب ميداد. اتفاقا نه توجهي به حرفاش داشتم و نه از توي آشپزخونه تلويزيون معلومه كه نگاه كنم. فقط از روي عادت و اينكه صدايي تو خونه بياد روشنش كرده بودم.
برادرم رفت كنترل تلوزيون رو از روي ميز برداشت كه يا خاموش كنه يا بذاره روي يه كانال ديگه كه ناگاه صداي دختري از تلفن تلويزيون اومد كه از زن مجتهده ميپرسيد:
- مدتيه با پسري غريبه تلفني صحبت ميكنم. گناه نميكنم؟
خانم مجتهده كمي روي صندلي جابهجا شد. چادرشو با انگشت اشاره بيشتر روي صورتش آورد و گفت:
- براي صحبت با مرد غريبه بهتره اول تماس يه صيغه محرميت به مدت طول مدت مكالمه با هم بخونيد تا با خيال راحت راجع به همه چيز حرف بزنيد. مثلا يه ساعت، دوساعت يا بيشتر.
داداشم ضمن ناباوري از چيزي كه ميشنيد، انگشتش روي دكمهي كنترل خشكيد و از خنده ريسه رفت...
زن مجري هول شد. حرف گذاشت در دهن بانوي مجتهده:
- با اجازهي پدرش البته!!
- خوب... بهتره پدر هم خبر داشته باشه.
صداي خندهي داداشم ديگه تا هفتخونه اونورتر ميرفت...
- صد رحمت به لامذهبها :)) و اداي دختري مذهبي رو درآورد. با صدايي زير زنونه:
- الو حجرهي حاجي ترخان؟ بسماللهالرحمان الرحيم، براي دو ثانيه صيغهت ميشم اصغر جيگر(صداي ماچ) ذليلمرده، گوشي رو بده دست آقام.
سلام آقا جون! خواستم اجازه بگيرم براي نيم ساعت با پسر همسايه اينوري صيغهي تلفني بشم؟ چي؟ نه بابا صبح صيغهي پسرخاله محمد شدم. نخير! بعدش همسايهي اونوري بود! حالا اينوريه! روزي چند تا؟ مگه گناه كردم آقا جون؟ سنت پيغمبره! چي، زمان پيغمبر تلفن نبود؟ خوب مجتهدين رو براي چي گذاشتن؟ تطبيق مذهب با زمان حال!
پس قبوله؟ دمت گرم باباي گلم! به جان تو تا مهلت صيغه سر مياد يا تمديدش ميكنم يا اگه از دستش خسته شده باشم. ديگه حرفاي بدبد باهاش نميزنم.
منبع : وبلاگ زيتون
مصاحبه ايي كه موجب توقيف روزنامه شرق شد
گفت وگو با ساقي قهرمان، شاعر؛

شعرساقي قهرمان .....
ادامه مطلب
خاله بازی دوران کودکی در بزرگسالی ....




مردان آخر صحنه تئاتر ، همان خواجگان حرامسراهای شاهان هستند .....

زن امروز ..... یا ...... با حجاب .... ( چه تظاهرات کننده های با حجاب و سربزیری ....!!!!)

اولی و دومی از سمت راست رو آرایش ها شون رو ببییند ... تا باشه اینا آدم رو دستگیر کنند ..... !!

ساعتی چند ؟!

عکاس : آغای حسین سلمانزاده !!!!

گزارش ماهانه نقض گسترده، مستمر و برنامه ریزی شده حقوق بشر
فعالين ايرانی دفاع از حقوق بشر در اروپا و آمريکای شمالی
گزارش ماهانه (تیر 1386 ) در مورد نقض گسترده، مستمر و برنامه ریزی شده حقوق بشر در ايران
نهادهای مدافع حقوق بشر !
ايرانيان مدافع حقوق بشر !
در اين گزارش بخش بسيار کوچکی از موارد نقض حقوق بشر در ايران را که توسط اين شبکه گرد آوری شده است به اطلاع می رسانيم:
بین المللی :
1 ـ سازمان عفو بین الملل در گزارشی با عنوان ایران آخرین جلاد کودکان نوشت: از سال 1990 تاکنون در ایران بیش از هر کشور دیگری افراد زیر 18 سال اعدام شده اند. به گفته این سازمان مدافع حقوق بشر، از سال 1990 تاکنون اعدام 24 مجرم نوجوان در جمهوری اسلامی ایران تائید شده که 11 تن از آنان هنگام اجرای حکم کمتر از 18 سال سن داشته اند. به گزارش عفو بین الملل در حال حاضر 71 نوجوان محکوم به مرگ در انتظار اجرای حکم اعدام بسر می برند. در این گزارش آمده است: جمهوری اسلامی معمولا در مورد تعداد احکام اعدام و اجرای این احکام اطلاعات دقیقی انتشار نمی دهد و احتمال دارد که آمار واقعی کودکان محکوم به اعدام و اعدام شدگان نوجوان بیش از این باشد. این سازمان ضمن تاکید بر لغو مجازات اعدام برای کودکان بعنوان هدفی مهم و مبرم، آن را گامی در راه الغای کامل مجازات اعدام در ایران می داند.(بی بی سی 6/4/86)
2 ـ سازمان عفو بین الملل در رابطه با محمود صالحی فعال کارگری که در زندان سنندج بسر می برد، طی نامه ای خطاب به علی خامنه ای امکان دسترسی این زندانی به مراقبت های پزشکی، ملاقات با وکیل و خانواده را خواستار شد و اعلام کرد محمود صالحی یک زندانی عقیدتی است و صرفا به دلیل اعمال مسالمت آمیز حق خود در آزادی بیان و تشکل و فعالیت های مسالمت آمیز اتحادیه ای در بازداشت بسر می برد. عفو بین الملل آزادی فوری و بی قید و شرط نامبرده را خواستار شد. (سایت اتحاد بین المللی حمایت از کارگران ایران15/4/86)
3 ـ بدنبال انتشار خبر سنگسار جعفر کیانی در تاکستان توسط رژیم جمهوری اسلامی ، لوییز آربور کمیسر عالی سازمان ملل در حقوق بشر با انتشار اطلاعیه ای نوشت من از اینکه علیرغم آن که دولت ایران اجرای سنگسار را به تعویق انداخته بود باز هم این حکم اجرا شد، بی نهایت نگرانم. سنگسار نقض آشکار حقوق بین المللی است. من موکدا از مقامات ایران می خواهم نسبت به سنگسار گزارش شده توضیح دهند و همچنین اجرای حکم مکرمه ابراهیمی و افراد دیگری که به این مجازات محکوم شده اند را لغو کنند. ( بی بی سی 19/4/86 )
4 ـ کنت وی جور جستی رئیس کنگره کار کانادا طی نامه ای به سید علی خامنه ای اعلام کرد: به نیابت از سوی سه میلیون از کارکنان زن و مرد وابسته به کنگره کار کانادا (سی ال سی) دستگیری منصور اسانلو، رئیس سندیکای کارگران شرکت واحد اتوبوسرانی تهران را به شدید ترین وجه ممکن از طریق این نامه محکوم می نمایم. در بخش دیگر این نامه آمده است: ما براین باور هستیم که دستگیری آقای اسانلو در ارتباط با فعالیتهای اتحادیه ای وی، از جمله در ارتباط با تلاشهای وی در پیگیری کسب همبستگی بین المللی برای جنبش اتحادیه ای ایران می باشد. ما به همراه دیگر فعالین اتحادیه در سراسر دنیا، صدای اعتراض خود را بر علیه تجاوز شنیع به حقوق بشر و حقوق اتحادیه ای بلند می نما ئیم.(اخبار روز 22/4/86)
5 ـ خانم آنجلیکا بر رئیس نمایندگی ایران در پارلمان اروپا با انتشار بیانیه ای اعلام کرد: ما معتقدیم که منصور اسانلو رئیس سندیکای کارگران شرکت واحد اتوبوسرانی تهران یک زندانی عقیدتی است و تنها بر مبنای همین بیان عقاید مسالمت آمیزش بویژه برای دفاع از حقوق سندیکایی و اتحادیه ای رانندگان اتوبوسرانی تهران دستگیر شده است. بنابراین ما خواستار آزادی فوری او هستیم. در بخش دیگر این بیانیه آمده است: ما همچنین نگران دستگیری محمود صالحی، فعال سندیکایی و سخنگوی سندیکای خبازان سقز که در 9 آوریل دوباره زندانی شده و نیاز مبرم به درمان و مداوای پزشکی دارد، می باشیم. جمهوری اسلامی ایران یک عضو سازمان جهانی کار است و بنابراین به پیروی از اصول آن متعهد و ملزم به رعایت و احترام به اصول اولیه، از جمله اصل آزادی ایجاد تشکل و سندیکا می باشد.(اخبار روز 24/4/86)
6 ـ سازمان عفو بین الملل با صدور اطلاعیه ای نگرانی خود از نقض حقوق بشر در ایران را اعلام کرد: به گزارش عفو بین الملل ایران همچنان دارای بالاترین میزان اعدام در جهان است. این سازمان حداقل 120 مورد اعدام از شروع سال 2007 در ایران را ثبت کرده است. سازمان عفو بین الملل سنگسار کردن جعفر کیانی و اعدام دو نوجوان زیر 18 سال به نام محمد موسوی و سعید قنبرزهی را محکوم نموده است. این سازمان خواستار پایان دادن به دستگیری و صدور حکم زندان برای فعالین حقوق بشر ، فعالین جنبش دانشجویی ، فعالین جنبش زنان، فعالین سندیکای و روزنامه نگاران شده است.(بی بی سی25/4/86 )
7 ـ گای رایدر دبیرکل کنفدراسیون بین المللی اتحادیه های کارگری و دیوید کرافت دبیرکل فدراسیون بین المللی کارگران حمل و نقل طی نامه ای مشترک خطاب به سو ماوایا دبیرکل سازمان جهانی کار ، دستگیری منصور اسانلو رئیس هیئت مدیره سندیکای کارگران شرکت واحد اتوبوسرانی تهران را محکوم کردند و نسبت به سرکوب مداوم فعالین سندیکایی در ایران ، به این نهاد بین المللی شکایت کردند. لازم به یاد آوری است که آقای گای رایدر در رابطه با زندانی شدن محمود صالحی عضو تعاونی کارگران خباز سقز در تاریخ 21 تیر طی نامه ای خطاب به رئیس جمهور محمود احمدی نژاد بازداشت محمود صالحی را به شدت محکوم کرده و خواهان آزادی سریع وی شده بود. ( اخبار روز 26/4/86 )
8 ـ حزب سوسیالیست فرانسه با صدور اطلاعیه ای ضمن اشاره به سرکوب نیروهای سیاسی اپوزسیون ، روزنامه نگاران ، روشنفکران ، دانشجویان ، فعالین جنبش کارگری و فعالین جنبش زنان خواستار پایان بخشیدن به نقض مداوم حقوق بشر در ایران شد. در بخش پایانی اطلاعیه آمده است : حزب سوسیالیست فرانسه انزجار خود را نسبت به نقض مداوم حقوق بشر در ایران و به ویژه از سرگرفتن سنگسارها در ایران را اعلام می دارد. حزب سوسیالیست مجددا از اتحادیه اروپا و مقدمتا از مقامات فرانسه می خواهد که به مقامات ایرانی فشار آورند تا به این اعمال غیر قابل قبول پایان دهند.( اخبار روز 27/4/86 )
9 ـ دکتر ولف گانگ لوتر باخ رئیس بخش سیاسی فدراسیون اتحادیه های کارگری آلمان طی نامه ای خطاب به محمود احمدی نژاد دستگیری منصور اسانلو رئیس سندیکای کارگران اتوبوسرانی تهران و حومه را محکوم کرد.در این نامه آمده است: جمهوری اسلامی ایران بخاطر عضویت در سازمان بین المللی کار ملزم به رعایت اصول اساسی این سازمان از جمله اصل آزادی تجمع و تشکل است. در پایان آمده است : ما مصرانه از شما میخواهیم که آزادی فوری و بی قید وشرط آقای اسانلو را تضمین کنید.(عصر نو 27/4/86)
اخبار دانشجویی :
10 ـ بدنبال تحصن و اعتصاب غذای اعضای شورای مرکزی انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه امیر کبیر در مسجد این دانشگاه با خواست آزادی 8 تن از دانشجویان بازداشتی این دانشگاه، بدستور دکتر رهایی رئیس دانشگاه،30 نفر از نیروهای حراست به فرماندهی واعظ در ساعت 3 نیمه شب با قطع کردن برق مسجد به دانشجویان متحصن حمله کرده و آنان را مورد ضرب و شتم قرار دادند.(ادوار نیوز 5/4/86)
11 ـ جمعی از دانشجویان دانشگاه امیر کبیر در ملاقات با فراکسیون خط امام مجلس اعلام کردند: تمامی تشکلهای صنفی دانشجویی از حق فعالیت محروم شده اند. 14 نشریه دانشجویی این دانشگاه بدستور مقامات توقیف شده اند . تعدادی از دانشجویان بصورت مکرر به کمیته انضباطی احضار شده اند. همچنین در این ملاقات خانواده 8 نفر از دانشجویان زندانی خواستار آزادی فرزندانشان شدند. ( اعتماد ملی 7/4/86 )
12 ـ برادر عباس حکیم زاده دانشجوی زندانی در مصاحبه با رادیو فردا گفت: خواهرم از سوی نیروهای امنیتی تهدید شده است. به دلیل اینکه مادرم ضعف جسمانی و سن بالایی دارد، خواهرم برای پیگیری وضعیت عباس با مادرم همراهی می کند، او را تهدید کرده اند که برای پاسخگویی به یک سری سوالات به وزارت اطلاعات برود. وی افزود: برای پیگیری وضعیت برادرم با ریاست قوه قضائیه، معاون وی و کمیسیون اقلیت مجلس ملاقات داشته ایم، همه یا ابراز ناتوانی یا بی اطلاعی از پیگیری مسئله عباس حکیم زاده می کنند. محمد علی دادخواه وکیل مدافع عباس حکیم زاده گفت: موکلم در سلول انفرادی زندان اوین نگهداری می شود و تاکنون موفق به ملاقات با خانواده خود نشده است.(خبر نامه امیر کبیر 23/4/86)
13 ـ چند تن از ماموران امنیتی با مراجعه به منزل بهاره هدایت دانشجوی عضو شورای مرکزی دفتر تحکیم وحدت که از 18 تیر در بازداشت بسر می برد ، اقدام به تفتیش منزل نامبرده نمودند. وسائل شخصی وی همچون سی دی ، کتاب ، دست نوشته ها ، جزوه ها و آلبوم عکس او را با خود بردند. ( ادوارنیوز 24/4/86 )
14 ـ ابوالفضل جهاندار عضو اسبق انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه علامه طباطبایی و عضو شورای عمومی دفتر تحکیم وحدت که در شهریور 85 توسط مامورین وزارت اطلاعات بازداشت و به بند 209 زندان اوین منتقل گردید، در اعتراض به عدم انتقالش به خارج از بند 209 از روز 23/4/86 دست به اعتصاب غذا زده است. ( فعالان حقوق بشر در ایران 25/4/86 )
15 ـ از سوی قاضی حداد معاون امنیت دادستان تهران برای آزادی مجید شیخ پور، پویان محمودیان، مقداد خلیل پور، علی صابری و عباس حکیم زاده دانشجویان زندانی قرار وثیقه صادر شد، برای آزادی هر دانشجو مبلغ 80000000 میلیون تومان قرار وثیقه صادر شده است.(ایسنا 25/4/86)
16 ـ مجید توکلی ، احمد قصابان و احسان منصوری از دانشجویان بازداشتی دانشگاه امیر کبیر در زندان اوین در اعتراض به فشارهای وارده و وضعیت مبهم پرونده خود از روز 23/4/86 دست به اعتصاب غذا زده اند. (خبر نامه امیرکبیر 26/4/86)
17 ـ ماموران امنیتی با مراجعه به منزل بهرام فیاضی دانشجوی کارشناسی ارشد پیام نور تهران و عضو شورای مرکزی سازمان دانش آموختگان ایران که از تاریخ 18 تیر در بازداشت بسر می برد ، اقدام به تفتیش منزل وی نمودند. وسائل شخصی و رایانه او را با خود بردند. ماموران برای بازرسی منزل ، بهرام فیاضی را از زندان به همراه خود آورده بودند. نامبرده گفته در روزهای اول بازداشت مورد ضرب و شتم قرار گرفته و تاکنون از امکان هواخوری نیز محروم بوده است. ( ادوارنیوز 28/4/86 )
18 ـ ماموران امنیتی با مراجعه به منزل محمد هاشمی دبیر تشکیلات دفتر تحکیم وحدت که از تاریخ 18 تیر در بازداشت بسر می برد اقدام به تفتیش منزل وی نمودند. مقداری از وسایل شخصی، دست نوشته ها و کیس کامپیوتری او را با خود بردند و از تمامی خانه و اطاقهای خواب فیلمبرداری کرده و دفترچه تلفن همسر نامبرده و دفتر تلفن منزل وی را با خود بردند. در ضمن ماموران امنیتی با مراجعه به منزل علی نیکو نسبتی یکی دیگر از اعضای شورای مرکزی دفتر تحکیم وحدت که از تاریخ 18 تیر در بازداشت بسر می برد، اقدام به تفتیش منزل وی نمودند و از منزل نامبرده فیلمبرداری بعمل آوردند.(ادوار نیوز 31/4/86)
بازداشت دانشجویان :
19 ـ شش عضو شورای مرکزی دفتر تحکیم وحدت که برای پاسداشت سالگرد 18 تیر و اعتراض به بازداشت 8 دانشجوی دانشگاه امیر کبیر تحصن کرده بودند، توسط ماموران امنیتی و نیروی انتظامی بازداشت شدند. علیرضا جمشیدی سخنگوی قوه قضائیه اتهامات دانشجویان بازداشتی را شرکت در تجمع غیر قانونی ، تبانی برای اقدامات غیر قانونی و بحثهای مربوط به مسائل امنیتی برشمرد. اسامی دانشجویان بازداشتی عبارتنداز : علی وفقی دانشجوی دانشگاه صنعتی شریف ، مهدی عربشاهی دانشجوی دانشگاه علامه طباطبایی ، حنیف یزدانی دانشجوی دانشگاه شهر کرد ، علی نیکو نسبتی دانشجوی دانشگاه مفید قم ، محمد هاشمی و بهاره هدایت دانشجویان دانشکده امور اقتصادی.( ایسنا و ادوارنیوز 18و 19/4/86 )
20 ـ امیر یعقوبعلی عضو انجمن اسلامی دانشجویان دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه علامه طباطبایی ، به علت جمع آوری امضاء برای « کمپین یک میلیون امضاء تغییر برای برابری » در پارک اندیشه واقع در خیابان سهروردی تهران توسط ماموران امنیتی بازداشت و به بند 209 زندان اوین منتقل شد. ( خبرنامه امیر کبیر 21/4/86 )
دانشجويان: احضار و بازجویی
21 ـ علی عبدی عضو شورای مرکزی انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه صنعتی شریف به اتهام برگزاری تجمع غیر قانونی در روز جهانی زن در کمیته انضباطی این دانشگاه مورد بازجویی قرار گرفت . ( ایلنا 2/4/86 )
22 ـ صادق شجاعی عضو شورای مرکزی انجمن اسلامی دانشجویان دانشکده ارتباطات دانشگاه علامه طباطبایی به اتهام ایجاد بلوا ، آشوب و تحریک دانشجویان در کمیته انضباطی مورد بازجویی قرار گرفت. ( ایلنا 3/4/86 )
23 ـ موسویان عضو شورای صنفی دانشگاه هنر تهران گفت: 10 دانشجوی دختر این دانشگاه به اتهام پوشش نامناسب جهت بازجویی به کمیته انضباطی این دانشگاه احضار شدند. ( ایسنا 6/4/86 )
24 ـ هانیه بردبار ، شیما فرزاد منش ، عسل اخوان ، مریم السادات سیدکریمی ، احسان محمدی ، عماد برقه ای ، صادق شجاعی ، امیر یعقوبعلی و سعید فیض الله زاده دانشجویان دانشگاه علامه طباطبایی به اتهام ایجاد اخلال در نظم دانشگاه ، ایجاد بلوا و آشوب ، عدم رعایت مقررات دانشگاه و توهین به مسئولان در کمیته انضباطی مورد بازجویی قرار گرفتند. این دانشجویان به اتهامات گوناگون هرکدام چندین پرونده دارند. ( ایسنا 12/4/86 )
25 ـ بیست و سه نفر از دانشجویان دانشگاه امیر کبیر جهت بازجویی به کمیته انضباطی این دانشگاه احضار شدند. اسامی دانشجویان احضار شده عبارتند از: مهری کریمی ، مریم سلیمی ، بیتا صمیمی زاد، هادی پلاور ، بهزاد موسوی ، بامداد غلامی ، محسن غمین ، فرهاد نوری، وحید سراجیان ، بابک آذرفر ، بهروز عباسی ، سیاوش اسداللهی ، مهدی عباسی ، مجتبی کلانتری ، مرتضی ورمزیار ، سینا صداقت نژاد، علی صابری ، محسن گرامی ، حسین ترکاشوند ، کورش لطیفی ، محمد معتمدی ، احسان خیر خواه و مسعود قدسی . ( ایسنا 17/4/86 )
دانشجويان: محاکمه
26 ـ آسو صالح فعال دانشجویی دانشگاه کردستان و عضو هیئت تحریریه هفته نامه « دیدگاه » به اتهام اقدام علیه امنیت ملی ، فعالیت تبلیغی علیه نظام ، تحریک جوانها به شرکت در تجمع غیر قانونی روز جهانی زن در سنندج و ارتباط با گروههای معاند جمهوری اسلامی ایران در شعبه پنجم دادیاری سنندج مورد بازجویی قرار گرفت. پرونده وی برای محاکمه به شعبه اول دادگاه انقلاب سنندج ارجاع شد.( ایلنا 3/4/86 )
دانشجويان: احکام صادر شده
27 ـ فهمیه شجاع عضو شورای مرکزی انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه علامه طباطبایی در کمیته انضباطی به یک ترم محرومیت از تحصیل با احتساب در سنوات محکوم شد. ( ایلنا 1/4/86 )
28 ـ چهارده تن از دانشجویان دانشگاه تبریز به اتهام شرکت در تجمعات غیر قانونی داخل دانشگاه به قصد ایجاد بلوا و آشوب در محیط دانشگاه به صورت مکرر در کمیته انضباطی دانشگاه محکوم شدند. اسامی دانشجویان و مدت محکومیت انها به این شرح است: نعیم احمدی ، بابک رحمتی ، مقصود عهدی ، فراز ذهتاب ، آیدین خواجه ای ، وحید دهقانی ، هادی بهادری ، آیدین غفارنژاد ، امین امامی و علی داور هر یک به دو ترم تعلیق از تحصیل محکوم شدند. همچنین حامد توفیق ، بهنام زالی ، منصور امینیان و ابراهیم زینالی هر یک به یک ترم تعلیق از تحصیل محکوم شدند. ( ادوارنیوز 13/4/86 )
29 ـ هشت دانشجوی دانشگاه امیر کبیر در کمیته انضباطی این دانشگاه محکوم شدند. اسامی دانشجویان و مدت محکومیت هر یک از آنان به این شرح است : نریمان مصطفوی و ناصر پویافر یک ترم تعلیق از تحصیل با احتساب سنوات. ابراهیم رحمانی و موفق کاتب یک ترم تعلیق از تحصیل. آرمان صداقتی یک ترم تعلیق از تحصیل با محرومیت از امکانات رفاهی . اسماعیل سلمان پور و سجاد ویس مرادی دو ترم تعلیق از تحصیل . ( ایسنا 17/4/86 )
30 ـ مقداد بریمانی عضو شورای مرکزی انجمن اسلامی دانشجویان دانشکده مهندسی دانشگاه سیستان و بلوچستان در کمیته انضباطی به یک ترم تعلیق از تحصیل محکوم شد. ( ایسنا 19/4/86 )
31 ـ علیرضا ولیان دبیر سابق انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه کاشان به دلیل اظهار نظر و انتقاد از دولت در کمیته انضباطی به دو ترم تعلیق از تحصیل با احتساب سنوات محکوم شد. ( ایسنا 24/4/86 )
32 ـ بهنام ترکانپور عضو شورای مرکزی تشکل آرمان دانشجو به اتهام توهین به کارمندان دانشگاه در کمیته انضباطی به یک ترم محرومیت از تحصیل محکوم شد. (وبلاگ آرمان دانشجو 24/4/86 )
33 ـ بهرام اسماعیل بیگی عضو اسبق انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه اصفهان و علوم پزشکی به اتهام تبلیغ علیه نظام ، برگزاری تجمعات غیر قانونی و توهین به خمینی در شعبه 4 دادگاه انقلاب اصفهان به 2 سال حبس تعزیری محکوم گردید، که برای مدت 5 سال به حالت تعلیق در آمد. ( کمیته دانشجویی گزارشگران حقوق بشر 29/4/86 )
34 ـ حسن طالبی، میثم گلستانی و محمد صادقی از اعضای سابق انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه اصفهان و علوم پزشکی به اتهام اقدام علیه امنیت ملی و توهین به خامنه ای جهت محاکمه به شعبه 4 دادگاه انقلاب اصفهان احضار شدند. لازم به یاد آوری است که 16 نفر از اعضای سابق تشکل ذکر شده از 2 سال پیش در دادگاه انقلاب اصفهان دارای پرونده مفتوح می باشند.( ادوارنیوز 29/4/86 )
توقیف نشریات دانشجویی :
35 ـ نشریه دانشجویی « شورا » به مدیر مسئولی میلاد معینی به علت درج اخبار مربوط به بازداشت دانشجویان پس از انتشار سه شماره به حکم کمیته ناظر بر نشریات دانشجویی دانشگاه مازندران برای مدت یکسال توقیف گردید. ( ایلنا 1/4/86 )
36 ـ امتیاز نشریه دانشجو یی « سربداران » به حکم کمیته ناظر بر نشریات دانشجویی دانشگاه سیستان و بلوچستان لغو گردید. ( ایسنا 6/4/86 )
37 ـ نشریه دانشجویی « صبح » به مدیر مسئولی الهام شهسوارزاده بدستور کمیته ناظر بر نشریات دانشجویی دانشگاه علم و صنعت تهران برای مدت 3 ماه توقیف گردید. ( ایسنا 29/4/86 )
38 ـ نشریه دانشجویی "تریا" به مدیر مسئولی سجاد درویش به اتهام نشر مطالب خلاف عفت عمومی پس از انتشار یک شماره بدستور کمیته ناظر بر نشریات دانشجویی دانشگاه علم و صنعت تهران توقیف گردید.(ایسنا 31/4/86)
فیلتر کردن سایتهای خبری و توقیف فیلم:
39 ـ سایت کمپین یک میلیون امضاء برای تغییر قوانین تبعیض آمیز ، « تغییر برای برابری » پس از گذشت دو ماه از آخرین فیلترینگ ، برای بار ششم فیلتر شد. ( تغییر برای برابری 4/4/86 )
40 ـ ماموران اداره حراست سازمان پژوهش های علمی و صنعتی از نهادهای زیر مجموعه وزارت علوم مانع سخنرانی دکتر الهه کولایی استاد روابط بین الملل دانشگاه تهران در یکی از انجمن های سازمان مذکور شدند. ( نوروز 7/4/86 )
41 ـ سومین آدرس سایت خبر نامه امیر کبیر که زیر پوشش انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه امیر کبیر فعالیت می کند ، بدستور مقامات امنیتی فیلتر شد. ( سایت امیر کبیر 12/4/86 )
42 ـ کافه « تیتر » در خیابان صبای جنوبی محل جمع شدن روزنامه نگاران در تهران بدستور مقامات دولتی پلمپ شد. این کافه در زمستان 85 آغاز به کار کرد و جای نشستن 20 نفر را داشت. ( اعتماد ملی 17/4/86 )
43 ـ بدستور بازپرس شعبه 11 دادسرای کارکنان دولت خبرگزاری کار ایران (ایلنا ) فیلتر شد. ( ایسنا 20/4/86 )
44 ـ بدستور اداره کل نظارت و ارزش یابی سینمایی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی از نمایش فیلم « یک شب » به کارگردانی نیکی کریمی جلوگیری بعمل آمده است. ( ایسنا 25/4/86 )
مطبوعات: توقیف
45 ـ روزنامه « هم میهن » به مدیر مسئولی غلامحسین کرباسچی پس از انتشار 42 شماره با تذکر شورای عالی امنیت ملی ، هیئت نظارت برمطبوعات و شکایت چند وزارتخانه بدستور قاضی سعید مرتضوی دادستان عمومی و انقلاب تهران توقیف گردید. ( ایلنا 12/4/86 )
46 ـ هفته نامه « صدای ارومیه » به مدیر مسئولی محمد رضا خادم شمس بدستور هیئت نظارت بر مطبوعات استان آذربایجان غربی توقیف گردید. ( شرق 30/4/86 )
مطبوعات: احضار روزنامه نگاران
47 ـ عبدالله سهرابی مدیر مسئول ، سامان سلیمانی سردبیر ، رضا علیپور و فرهاد امین پور از اعضای سردبیری نشریه توقیف شده « روژهلات » به اتهام اقدام علیه امنیت ملی با شکایت مدعی العموم جهت محاکمه به دادگاه کیفری استان کردستان احضار شدند. ( ایلنا 8/4/86 )
48 ـ مدیر مسئول روزنامه توقیف شده « نسیم صبا » به اتهام نشراکاذیب به قصد تشویش اذهان عمومی ، توهین و افتراء جهت محاکمه به شعبه 76 دادگاه کیفری استان تهران احضار شد. ( ایلنا 11/4/86 )
49 ـ علی نظری مدیر مسئول هفته نامه توقیف شده « ارزش » به اتهام نشر اکاذیب به قصد تشویش اذهان عمومی با شکایت مدعی العموم و ستاد امر به معروف و نهی از منکر جهت محاکمه به شعبه 1083 دادگاه عمومی تهران احضار شد. لازم به یاد آوری است که این نشریه در اردیبهشت 79 توقیف گردید. ( ایلنا 11/4/86 )
50 ـ قلی شیخی مدیر مسئول روزنامه « توسعه » به اتهام تبلیغ علیه نظام ، نشر اکاذیب به قصد تشویش اذهان عمومی و افتراء جهت محاکمه به شعبه 1083 دادگاه عمومی تهران احضار شد.( ایلنا 12/4/86 )
51 ـ کیوان صمیمی بهبهانی مدیر مسئول ماهنامه توقیف شده « نامه » جهت بازجویی به شعبه ششم دادسرای کارکنان دولت احضار شد. ( ایسنا 25/4/86 )
52 ـ مدیران مسئول نشریات « سپیدار خانواده » ، « جهان صنعت » و « سینمای امروز » با شکایت مدعی العموم جهت محاکمه به شعبه 76 دادگاه کیفری استان تهران احضار شدند. ( ایسنا 27/4/86 )
مطبوعات: بازجویی روزنامه نگاران
53 ـ غلامحسین کرباسچی مدیر مسئول روزنامه توقیف شده « هم میهن » به اتهام نشر اکاذیب به قصد تشویش اذهان عمومی ، توهین و افتراء با شکایت دادستان تهران ، وزارت صنایع و معادن و انصار حزب الله اصفهان در شعبه دوم دادسرای کارکنان دولت مورد بازجویی قرار گرفت . ( اعتماد ملی 24/4/86 )
مطبوعات: محاکمه روزنامه نگاران
54 ـ مسیح الله سلطانی مدیر مسئول نشریه « صدای زنجان » به اتهام نشر اکاذیب به قصد تشویش اذهان عمومی با شکایت چند نهاد نظامی و دفتر نظارت بر انتخابات شورای نگهبان در دادگستری زنجان محاکمه شد. ( ایسنا 1/4/86 )
55 ـ فروزان آصفی نخعی مدیر مسئول روزنامه توقیف شده « گلستان ایران » به اتهام تبلیغ علیه نظام ، نشراکاذیب به قصد تشویش اذهان عمومی و استفاده ابزاری از افراد در تصاویر با شکایت مدعی العموم در شعبه 1083 دادگاه عمومی تهران به ریاست قاضی حسین حسینیان محاکمه شد. ( ایلنا 10/4/86 )
56 ـ افشین زارعی وبلاگ نویس به اتهام توهین به مقدسات در شعبه 76 دادگاه کیفری استان تهران به ریاست قاضی محمد رضا صارمی محاکمه شد. ( ایلنا 12/4/86 )
66 ـ امید معماریان ، روزبه میرابراهیمی ، شهرام رفیع زاده و جواد غلام تمیمی از متهمان پرونده وبلاگ نویسان به اتهام اقدام علیه امنیت کشور ، نشراکاذیب به قصد تشویش اذهان عمومی و تبلیغ علیه نظام با شکایت مدعی العموم ، ستاد مشترک سپاه پاسداران و بسیج در شعبه 1059 دادگاه عمومی تهران به ریاست قاضی مولایی محاکمه شدند.( ایسنا 26/4/86)
67 ـ بهرام ولدبیگی مدیر مسئول و برهان لهونی سردبیر روزنامه توقیف شده « ئاشتی » به اتهام نشر اکاذیب به قصد تشویش اذهان عمومی و تبلیغ علیه نظام در دادگاه سنندج محاکمه شدند. ( ایسنا 26/4/86 )
68 ـ سید کاظم حسینی مدیر مسئول نشریه « بازار کار » به اتهام استفاده ابزاری از تصاویر در شعبه 79 دادگاه کیفری استان تهران به ریاست قاضی افتخاری محاکمه شد. ( ایسنا 31/4/86 )
مطبوعات: بازداشت روزنامه نگاران
69 ـ محمد صدیق کبودوند مدیر مسئول هفته نامه توقیف شده « پیام مردم کردستان » و رئیس سازمان دفاع از حقوق بشر کردستان توسط ماموران امنیتی در محل کارش بازداشت و پس از تفتیش منزلش وی را به زندان اوین منتقل کردند. نامبرده با شکایت اداره اطلاعات استان کردستان در دادگاه تجدید نظر استان کردستان به یکسال حبس تعزیری و پنج سال محرومیت از شغل روزنامه نگاری محکوم شده بود. ( ایلنا 11/4/86 )
70 ـ اجلال قوامی روزنامه نگار و عضو شورای عالی سازمان دفاع از حقوق بشر کردستان که به اتهام اقدام علیه امنیت ملی ، تبلیغ علیه نظام و توهین به مقامات در شعبه یک دادگاه انقلاب سنندج و با تائید شعبه دوم دادگاه تجدید نظر استان کردستان به 3 سال حبس محکوم شده بود . توسط ماموران امنیتی در تهران بازداشت و به زندان منتقل گردید. (ایسنا 18/4/86 )
71 ـ مصطفی فرهاد مدیر مسئول هفته نامه « بهار بروجرد » به علت درج گزارشاتی در رابطه با تقسیم زمین های شهری و گزارشی پیرامون وضعیت امنیتی شهر بروجرد به اتهام نشر اکاذیب و تشویش اذهان عمومی بدستور مدعی العموم بازداشت شد. ( اعتماد 28/4/86 )
مطبوعات: احکام صادر شده توسط دادگاه ها
72 ـ فاطمه فرهمند پور مدیر مسئول هفته نامه توقیف شده « گوناگون » به اتهام تبلیغ علیه نظام و توهین به مقامات با شکایت مدعی العموم در شعبه 76 دادگاه کیفری استان تهران به ریاست قاضی محمد رضا صارمی به پرداخت 300000 تومان جزای نقدی محکوم شد. ( ایسنا 8/4/86 )
73 ـ حسین سعیدی پور مدیر مسئول هفته نامه توقیف شده « سپاس » به اتهام ایجاد اختلاف در بین اقشار جامعه و توهین به اقوام با شکایت مدعی العموم در شعبه 76 دادگاه کیفری استان تهران به ریاست قاضی محمد رضا صارمی به پرداخت 300000 تومان جزای نقدی و یکسال محرومیت از انتشار نشریه محکوم شد. ( ایسنا 8/4/86 )
74 ـ امتیاز نشریه توقیف شده « طبرستان » به مدیر مسئولی مصطفی ناصحی به اتهام انتشار مطالب موهن علیه نظام ، توهین به مقدسات ، تبلیغ به نفع گروههای مخالف، اشاعه فحشاء و منکرات با شکایت مدعی العموم در شعبه 76 دادگاه کیفری استان تهران به ریاست قاضی محمد رضا صارمی لغو گردید و وی به پرداخت جزای نقدی محکوم شد. (ایلنا 8/4/86 )
75 ـ امتیاز روزنامه توقیف شده « مشارکت » به مدیر مسئولی محمدرضا خاتمی به اتهام انتشار مطالب کذب و افتراء با شکایت مدعی العموم ، شورای نگهبان ، نیروی انتظامی و ... به حکم قاضی حسین حسینیان رئیس شعبه 1083 دادگاه عمومی تهران لغو گردید. محمدرضا خاتمی به پرداخت 600000 تومان جزای نقدی محکوم شد. ( ایسنا 11/4/86 )
76 ـ به علت فشارهای دولت به خبرگزاری کار ایران « ایلنا » هیئت مدیره این خبرگزاری برای کاستن از فشارها مجبور به پذیرش استعفای مسعود حیدری مدیر عامل ایلنا شد. ( آفتاب 11/4/86 )
77 ـ به علت فشارهای وزارت اطلاعات ، استانداری کردستان و دیگر نهادهای امنیتی مدیر مسئول هفته نامه کردی ـ فارسی « دیدگاه » مجبور به اخراج اجلال قوامی و امید احمدزاده از اعضای تحریریه این نشریه شد. ( اخبار روز 11/4/86 )
78 ـ مهدی رحمانیان مدیر مسئول روزنامه « شرق » به اتهام نشر مطالب خلاف موازین اسلامی ، اشاعه منکرات و مطالب خلاف عفت عمومی ، اهانت به دین مبین اسلام و مراجع مسلم تقلید ، تحریف سخنان رئیس جمهور و .. با شکایت مدعی العموم ، هیئت نظارت بر مطبوعات و ... در شعبه 76 دادگاه کیفری استان تهران به ریاست قاضی محمد رضا صارمی به پرداخت 900000 تومان جزای نقدی محکوم شد. ( مهر 30/4/86 )
احضار فعالین سیاسی، فرهنگی و اجتماعی :
79 ـ کورش زعیم عضو جبهه ملی ایران به اتهام اقدام علیه امنیت ملی و تبلیغ علیه نظام جهت محاکمه به شعبه 14 دادگاه انقلاب تهران احضار شد. ( ایلنا 1/4/86 )
80 ـ محمد رضا رضایی گرگانی ، علیرضا اکبری نبی ، حمید پوروثوق و رسول بداقی از اعضای شورای مرکزی کانون صنفی معلمان ایران و از معلمین بازداشت شده در تجمع مقابل مجلس شورای اسلامی جهت محاکمه به شعبه 15 دادگاه انقلاب تهران احضار شدند. ( ایسنا 6/4/86 )
بازجویی فعالين سياسی، فرهنگی، اجتماعی :
81 ـ رضا عباسی عضو هیئت موسس کمیته دفاع از زندانیان سیاسی آذربایجان و عضو شاخه زنجان سازمان دانش آموختگان ایران توسط نیروی انتظامی زنجان مورد بازجویی قرار گرفت و از نامبرده تعهد گرفته شد تا در مراسم روز بابک در قلعه بابک حضور نیابد. ( وبلاگ حق 6/4/86 )
82 ـ اکبر نیکجو دانشجوی رشته زبان انگلیسی دانشگاه ارومیه و کریم پاشایی روزنامه فروش که در سالروز تولد بابک خرمدین به همراه حدود 20 نفر در پارک الغدیر ارومیه توسط ماموران امنیتی بازداشت شده بودند ، در دادگاه انقلاب مورد بازجویی قرار گرفتند. (اورمو نیوز 17/4/86 )
دستگیری فعالین سیاسی فرهنگی و اجتماعی :
83 ـ بهروز صفری فعال حرکت ملی آذربایجان توسط ماموران اداره اطلاعات زنجان بازداشت گردید. (وبلاگ حق 6/4/86 )
84 ـ قانع محمد رضایی 17 ساله به اتهام فعالیت سیاسی 40 روز پیش توسط ماموران امنیتی در سنندج بازداشت و به زندان منتقل گردید. تلاش خانواده این نوجوان برای تغییر و یا تبدیل قرار بازداشت وی به قرار وثیقه تاکنون بی نتیجه بوده است.
(سازمان دفاع از حقوق بشر کردستان 9/4/86 )
85 ـ محمد رضا عوض پور دانش آموز 16 ساله تبریزی که از 29 خرداد بازداشت شده ، در بند 4 زندان تبریز نگهداری می شود که محل بازداشت افراد شرور می باشد. (اورمو نیوز 17/4/86 )
86 ـ نیروهای امنیتی با حمله به دفتر سازمان دانش آموختگان ایران و تیر اندازی هوایی 10 نفر را بازداشت نمودند. ماموران امنیتی به مردم و همسایگان وحشت زده می گفتند: « عملیات بازداشت معتادان مواد مخدر است متفرق شوید». علیرضا جمشیدی سخنگوی قوه قضائیه ضمن تائید پلمپ شدن دفتر سازمان دانش آموختگان ایران ، اتهامات افراد بازداشتی را شرکت در تجمع غیر قانونی ، تبانی برای اقدامات غیر قانونی و بحثهای مربوط به مسائل امنیتی برشمرد. اسامی فعالین سیاسی و دانشجویی بازداشتی عبارتنداز : عبدالله مومنی ، بهرام فیاضی و حبیب حاج حیدری از اعضای شورای مرکزی سازمان دانش آموختگان ایران . مسعود حبیبی و مجتبی بیات دانشجویان دانشگاه تهران ، مرتضی اصلاحچی دانشجوی دانشگاه علامه طباطبایی، سعید حسین نیا دانشجوی دانشگاه زنجان ، آرش خاندل دانشجوی دانشگاه لرستان ، امیر حسین مهرزاد دانشجوی دانشگاه آزاد آمل ، عزت قلندری دانشجوی دانشگاه آزاد و یک دانشجوی دیگر بنام اشکان قیاسوند. ( نوروز و ایسنا 18 و 19/4/86 )
87 ـ منصور رادپور که به اتهام اقدام علیه امنیت ملی و همکاری با سازمان مجاهدین خلق ایران در تاریخ 27 اردیبهشت ماه سال جاری در جاده چالوس توسط ماموران وزارت اطلاعات بازداشت شده بود. به بند 4 زندان گوهر دشت کرج منتقل شد. نامبرده به مدت 25 روز اکثر اوقات پس از نیمه های شب با چشم بند به همراه شکنجه های جسمی و روحی در خانه های امن وزارت اطلاعات زیر بازجویی بوده است. ( فعالین حقوق بشر و دمکراسی در ایران 21/4/86 )
88 ـ آزاد خوانچه زر 27 ساله ، کریم کانی سانانی و ساسان عراقی از فعالین مدنی شهر مریوان توسط ماموران اداره اطلاعات مریوان بازداشت شدند. ( انجمن دفاع از حقوق زندانیان سیاسی و حقوق بشر ایران 30/4/86 )
محاکمه فعالین سیاسی فرهنگی و اجتماعی :
89 ـ فرزاد کمانگیر ، علی حیدریان و فرهاد وکیلی از زندانیان سیاسی بند 209 زندان اوین در شعبه 16 امنیت دادگاه انقلاب تهران محاکمه شدند. این فعالین سیاسی 10 ماه پیش در کرمانشاه توسط مامورین اداره اطلاعات بازداشت و مورد شکنجه قرار گرفته اند. آثار بر جای مانده از شکنجه قابل مشاهده است . ( فعالان حقوق بشر در ایران 9/4/86 )
بازداشت فعالین سیاسی فرهنگی و اجتماعی :
90 ـ کیومرث احمدی ، نادر احمدی ، محمد کریم زارعی و محمد مرادی به اتهام همکاری با یک حزب مخالف نظام بدستور شعبه دوم دادگاه انقلاب سنندج بازداشت و به بازداشتگاه اطلاعات منتقل گردیدند. نامبردگان 7 ماه پیش مدتی در بازداشت بودند ، در دوران بازداشت تحت شکنجه قرار گرفته بودند. ( سازمان دفاع از حقوق بشر کردستان 25/4/86 )
91 ـ لقمان مهری فعال کارگری و عضو سازمان دفاع از حقوق بشر کردستان که در دادگاه انقلاب سقز و با تائید دادگاه تجدید نظر استان کردستان و دیوان عالی کشور به 5 سال حبس تعزیری محکوم شده بود . به اتفاق همسرش در ترمینال شرق تهران توسط ماموران امنیتی بازداشت شدند. نامبرده قبلا در مراسم روز جهانی کارگر سال 83 توسط نیروهای امنیتی در سقز بازداشت شده بود. وی به علت شرکت در تجمع 22 خرداد 85 تهران برای اعتراض به نابرابری حقوق زنان توسط ماموران امنیتی بازداشت شده بود. همچنین او به علت شرکت در تجمع اعتراض به قتل شوانه قادری توسط ماموران امنیتی بازداشت شده بود. ( سلام دمکرات 27/4/86 )
فعالين سياسی، فرهنگی و اجتماعی: احکام صادره شده توسط دادگاه ها
92 عبدالله حسینی به اتهام تبلیغ علیه نظام و عضویت در یکی از احزاب کرد اپوزسیون در دادگاه انقلاب سقز به 6 سال حبس تعزیری محکوم شد. نامبرده بیش از یکسال است که در زندان بسر می برد. ( وبلاگ موکریان 5/4/86 )
93 ـ جمشید لک از دراویش گنابادی به اتهام توهین ، افتراء و نشر اکاذیب به قصد تشویش اذهان عمومی با شکایت اداره اطلاعات شهرستان درود ، در دادگاه تجدید نظر استان لرستان به 6 ماه حبس تعزیری ، 74 ضربه شلاق و پرداخت صد هزار تومان جزای نقدی محکوم شد. ( ایلنا 3/4/86 )
94 ـ عارف عبدالله زاده به اتهام خروج غیر قانونی از مرز در دادگاه پیرانشهر و با تائید دادگاه تجدید نظر استان آذربایجان غربی به 6 ماه حبس تعزیری محکوم شد. نامبرده پیش از این به اتهام همکاری با احزاب کرد در شعبه اول دادگاه انقلاب سقز و با تائید شعبه سوم دادگاه تجدید نظر استان کردستان به 3 سال حبس محکوم شده بود.( سازمان دفاع از حقوق بشر کردستان 4/4/86)
95 ـ محمدرضا فقیهی وکیل مدافع عوده عفراوی از متهمان بمب گذاریهای اهواز گفت: موکلم در دادگاه بدوی و با تائید شعبه 32 دیوان عالی کشور به 20 سال حبس تعزیری و تبعید به زندان اردبیل محکوم شد. نامبرده در حال حاضر در زندان اردبیل دوران محکومیت خود را سپری می کند. ( ایسنا 8/4/86 )
96ـ کاوه انوری ، خالد رسولی ، هیوا نوری ، وطن عبادی ، وریا کریمی و ژیان کامکار به اتهام فعالیتهای تبلیغی و سیاسی در شعبه اول دادگاه انقلاب کرمانشاه هر یک به 6 ماه حبس تعزیری محکوم شدند.(سازمان دفاع از حقوق بشر کردستان 9/4/86 )
97 ـ سعید حمیدان از متهمان بمب گذاریهای اهواز به اتهام حمل و جابجایی اسلحه در دادگاه بدوی و با تائید دیوان عالی کشور به 20 سال حبس تعزیری محکوم شد. نامبرده در زندان بسر می برد.(ایلنا 9/4/86 )
98 ـ عادل ظفری به اتهام فعالیت سیاسی در شعبه اول دادگاه انقلاب شهر سقز و با تائید شعبه 4 دادگاه تجدید نظر استان کردستان به یکسال حبس تعزیری محکوم شد. (سازمان دفاع از حقوق بشر کردستان 9/4/86 )
99 ـ محمد هاشمی و علی پور سلیمان از اعضای شورای مرکزی سازمان معلمان ایران و از شرکت کنندگان در اعتراضات اسفند سال گذشته در مقابل مجلس شورای اسلامی به اتهام تحریک معلمان به تحصن ، اعتصاب ، تعطیلی مدارس و عدم حضور در کلاس درس با شکایت اداره کل حراست وزارت آموزش و پرورش به حکم هیئت رسیدگی به تخلفات اداری سازمان آموزش و پرورش تهران به 2 سال تدریس در دبیرستانهای شهرری و اسلامشهر محکوم شدند. ( شرق 12/4/86 )
100 ـ عسگر اکبر زاده دانشجوی دانشگاه پیام نور اردبیل و منصور جدی از فعالین حرکت ملی آذربایجان به اتهام تبلیغ علیه نظام در دادگاه انقلاب اردبیل به 4 ماه حبس تعزیری محکوم شدند. ( وبلاگ حق 17/4/86 )
101 ـ زاهد قادری به اتهام همکاری با یکی از احزاب کرد اپوزسیون ، در دادگاه انقلاب مهاباد به 4 سال حبس تعزیری محکوم شد. نامبرده بیش از 3 ماه است که در زندان بسر می برد. ( وبلاگ موکریان 18/4/86 )
102 ـ محمد صالح کویخاشیره به اتهام همکاری با یکی از احزاب کرد اپوزسیون ، در دادگاه انقلاب مهاباد به 8 سال حبس تعزیری محکوم شد. نامبرده بیش از 4 ماه است که در زندان بسر می برد. ( وبلاگ موکریان 18/4/86 )
103 ـ مصطفی دریانورد و رضا بابا سوار از اعضای انجمن پادشاهی به اتهام تبلیغ علیه نظام و ارتباط با گروههای معاند نظام به ترتیب در شعبه 15 دادگاه انقلاب به ریاست قاضی صلواتیان و شعبه 6 دادگاه انقلاب به ریاست قاضی بابایی به 18 ماه حبس و 6 ماه حبس محکوم شدند. (فعالان حقوق بشر در ایران 14/4/86 )
104 ـ صالح کامرانی وکیل دادگستری به اتهام فعالیت تبلیغاتی علیه نظام مقدس جمهوری اسلامی ایران در شعبه 42 دادگاه تجدید نظر استان تهران به پرداخت یک میلیون تومان جریمه نقدی محکوم شد. نامبرده در جریان اعتراضات مردمی خرداد85 به مدت 98 روز در بازداشت بسر برد. ( ایسنا 25/4/86 )
105 ـ سه نفر از معلمان شهرستان شهرضای اصفهان به علت شرکت در تجمع اعتراضی معلمان در اسفند 85 ، به حکم هیئت رسیدگی به تخلفات اداری سازمان آموزش و پرورش شهرضا به استانهای مازندران ، مرکزی و اخراج از آموزش و پرورش محکوم شدند. ( ایسنا 27/4/86 )
106 ـ عبدالواحد کریمی اهل بانه به اتهام تبلیغ علیه نظام در دادگاه انقلاب سقز به یکسال حبس تعزیری محکوم شد. نامبرده از 6 ماه پیش در زندان بسر می برد. (موکریان 28/4/86 )
اخبار مربوط به زندانيان سياسی :
107 ـ محمد علی دادخواه وکیل مدافع ابوالفضل جهاندار گفت : وضعیت جسمی موکلم نامطلوب است و باید بیرون از زندان اوین معالجه شود . این فعال جنبش دانشجویی به اتهام اقدام علیه امنیت ملی ، اجتماع و تبانی جهت برهم زدن امنیت کشور در شعبه ششم دادگاه انقلاب تهران به تحمل دو سال و نیم حبس تعزیری محکوم شده است. ( ایلنا 1/4/86 )
108 ـ مصطفی دریانورد زندانی سیاسی که با خواست اصل تفکیک زندانیان براساس جرایم و انتقال به نزد سایر زندانیان سیاسی در زندان اوین از 6 روز پیش در اعتصاب غذا بسر می برد ، توسط کیان پور رئیس داخلی زندان اوین تهدید به ضرب و شتم ، انتقال به سلول انفرادی و تبعید به زندان گوهر دشت شد. (فعالان حقوق بشر در ایران 11/4/86 )
109 ـ سعید ماسوری زندانی سیاسی که از سال 79 زیر حکم اعدام بسر می برد ، سه سال پیش از بند یک زندان اوین به بند امنیتی 209 زندان اوین منتقل گردید. این بند تحت نظر وزارت اطلاعات می باشد.
(کمیته دانشجویی گزارشگران حقوق بشر 11/4/86 )
110 ـ آوات قریشی ، دارا قریشی و ابوبکر باپیری که به اتهام تبلیغ علیه نظام و اقدام علیه امنیت داخلی از یکسال پیش در شهرستان بوکان زندانی بودند، در دادگاه انقلاب مهاباد متهم ردیف اول به 4 سال و متهمین ردیف دوم و سوم هر یک به 3 سال حبس در تبعید محکوم شده بودند ، به زندانهای تبریز ، مراغه و میاندآوب تبعید شدند. ( وبلاگ موکریان 12/4/86 )
111 ـ علیرضا کرمی خیر آبادی زندانی امنیتی به بیماری کلیوی مبتلا شده است. علیرغم تائید بهداری زندان گوهر دشت مبنی بر انتقال نامبرده به بیمارستانی مجهز ، وزارت اطلاعات از انتقال وی به بیمارستان جلوگیری می کند.
( فعالان حقوق بشر در ایران 14/4/86 )
112 ـ حمید قنواتی و رضا پرتوئی از فعالین سیاسی که در تاریخ 8 اسفند 85 توسط ماموران وزارت اطلاعات شبانه در اهواز بازداشت شدند، با گذشت 4 ماه از زندانی شدن آنها ، خانواده های نامبردگان تاکنون موفق به ملاقات با عزیزان خود نشده اند و نگران سرنوشت آنان می باشند. ( فعالان حقوق بشر و دمکراسی در ایران 20/4/86 )
113 ـ محمد صدیق کبودوند مدیر مسئول هفته نامه توقیف شده « پیام مردم کردستان » و رئیس سازمان دفاع از حقوق بشر کردستان که به اتهام اقدام علیه امنیت ملی ، تبلیغ بر علیه نظام و ارتباط با گروههای « ضد انقلاب » طی 16 روز اخیر 11 بار مورد بازجویی قرار گرفته است با چشم بند ، دستبند و پا بند به محل بازجویی منتقل می کنند. وی در بند 209 زندان اوین می باشد که در اختیار وزارت اطلاعات می باشد . (سازمان دفاع از حقوق بشر کردستان 26/4/86 )
114 ـ ماموران امنیتی با مراجعه به منزل عبدالله مومنی، سخنگوی سازمان دانش آموختگان ایران که از تاریخ 18 تیر در بازداشت بسر می برد ، اقدام به تفتیش منزل نامبرده نمودند. تمامی کتابها ، دست نوشته ها و پایان نامه کارشناسی ارشد وی را با خود بردند. همسر عبدالله مومنی گفت : ماموران امنیتی همسر مرا با دستبند به همراه خود آورده بودند، همسرم لاغرتر از گذشته ، عصبی و خسته به نظر می رسید و آثار کبودی بر بدنش مشهود بود. همسرم نسبت به فشارهای وارده بر وی در سلول انفرادی به شدت معترض بود. ( ادوارنیوز 28/4/86 )
115 ـ وضعیت جسمانی محمود صالحی فعال کارگری در زندان سنندج بسیار وخیم است و روز پنجشنبه 22 تیرماه به علت درد شدید به مدت 6 ساعت در حالت اغماء بسر برده است. نامبرده بارها وضعیت نامناسب جسمانی خود را گزارش کرده اما با بی توجهی مسئولین زندان سنندج روبرو بوده است.(سازمان دفاع از حقوق بشر در کردستان 26/4/86)
116 ـ یوسف مولایی وکیل مدافع منصور اسانلو گفت : موکلم به اتهام اقدام علیه امنیت ملی بازداشت شده و چون پرونده در حال تحقیقات مقدماتی قرار دارد ، ما هیچ گونه دسترسی به پرونده یا موکل خود نداریم. ( رادیو فردا 29/4/86 )
زندانیان سیاسی مفقود الاثر:
117 ـ اسماعیل عزیزی و شهاب عزیزی از فعالین سیاسی که در تاریخ 26/11/85 توسط نیروی انتظامی در مهاباد بازداشت شدند، پس از گذشت پنج ماه از بازداشت آنها هیچ اطلاعی از نامبردگان در دست نیست و هیچ نهاد دولتی پاسخگو نمی باشد. خانواده این زندانیان سیاسی نگران سرنوشت عزیزان خود می باشند.(فعالان حقوق بشر در ایران 23/4/86)
118 ـ امیر جنت آبادی 24 ساله فعال سیاسی از یکماه پیش ناپدید شده است. نامبرده پیش از این بارها از سوی وزارت اطلاعات تهدید و بازداشت شده بود. تاکنون وزارت اطلاعات و قوه قضائیه مسئولیت بازداشت وی را نپذیرفته اند. خانواده او نگران سرنوشت فرزندشان می باشند. ( کمیته دانشجویی گزارشگران حقوق بشر 24/4/86 )
اخبار فعالان جنبش زنان :
119 ـ مریم ضیاء فعال جنبش زنان و از بازداشت شدگان تجمع 22 خرداد 85 در تهران به اتهام اقدام علیه امنیت ملی ، شرکت در تجمع غیر قانونی و اخلال در نظم آسایش و آرامش عمومی در شعبه 13 دادگاه انقلاب تهران محاکمه شد. ( ایلنا 12/4/86 )
120 ـ دلارام علی دانشجوی دانشگاه تهران ، فعال جنبش زنان و از بازداشت شدگان تجمع 22 خرداد 85 در تهران به اتهام فعالیت تبلیغی علیه نظام ، شرکت در تجمع غیر قانونی و اخلال در نظم آسایش و آرامش عمومی در شعبه 15 دادگاه انقلاب تهران به ریاست قاضی صلواتی به 34 ماه حبس تعزیری و 10 شلاق محکوم شد. ( ایلنا 12/4/86 )
121 ـ عالیه اقدام دوست فعال جنبش زنان و از بازداشت شدگان تجمع 22 خرداد 85 در تهران به اتهام اقدام علیه امنیت کشور ، شرکت در تجمع غیر قانونی و اخلال در نظم آسایش و آرامش عمومی در شعبه 15 دادگاه انقلاب تهران به ریاست قاضی صلواتی به 40 ماه حبس تعزیری و 20 ضربه شلاق محکوم شد. ( ایسنا 13/4/86 )
122 ـ نسیم سلطان بیگی فعال جنبش زنان و از بازداشت شدگان تجمع 22 خرداد 85 در تهران به اتهام اقدام علیه امنیت کشور ، شرکت در تجمع غیر قانونی و اخلال در نظم آسایش و آرامش عمومی در شعبه 15 دادگاه انقلاب تهران به ریاست قاضی صلواتی به 2 سال حبس تعلیقی محکوم شد. ( ایسنا 19/4/86 )
اخبار کارگری :
123 ـ یک عضو شورای اسلامی کار « شرکت فجر گستر » در شرق تهران گفت : 55 کارگر این واحد تولیدی مدت 3 ماه است که حقوق و مزایا * دریافت نکرده اند.(ایلنا 1/4/86 )
124 ـ فرامرز نقش افکن رئیس کانون هماهنگی شوراهای اسلامی کار استان آذربایجان غربی اعلام کرد : 55 کارگر این واحد تولیدی مدت 3 ماه است که حقوق و مزایا * دریافت نکرده اند.(ایلنا 1/4/86 )
125 ـ کریم صادق زاده دبیر اجرایی خانه کارگر تبریز گفت : 41 کارگر شرکت « یاقوت سبز » تبریز کار خود را از دست دادند. این کارگران برای اعتراض در مقابل خانه کارگر تجمع کردند . ( ایلنا 1/4/86 )
126 ـ سعید خزلی عضو شورای اسلامی کار شرکت « آریا الکتریک» گفت : بیش از 160 کارگر این شرکت از کار اخراج شدند. ( ایلنا 1/4/86 )
127 ـ عید علی کریمی دبیر اجرایی خانه کارگر استان قزوین گفت : 70 کارگر کارخانه « قوه پارس» قزوین بیش از 11 ماه است که حقوق دریافت نکرده اند. این کارگران پس از مراجعات بی ثمر به مقامات مسئول استانی به ستوه آمده اند، آنها برای اعتراض به نهاد ریاست جمهوری در تهران مراجعه کردند. ( ایلنا 3/4/86 )
128 ـ هشتاد و سه راننده سازمان اتوبوسرانی شهرداری سنندج مدت 2 ماه است که حقوق و مزایا * دریافت نکرده اند. محمد علی خوانگر یکی از رانندگان گفت : هرگاه مطالبات قانونی خود را از مسئولان سازمان درخواست می کنیم تهدید به اخراج از کار می شویم. ( ایلنا 3/4/86 )
129ـ زهرا صحرایی عضو شورای اسلامی کار « آزمایشگاه بقراط » واقع در شرق تهران گفت : بیشتر کارگران قرار دادی از حقوق و مزایای قانونی * محروم هستند و در صورت پیگیری حقوق شان با مشکل مواجه می شوند. ( ایلنا 4/4/86 )
130 ـ یک عضو شورای اسلامی کار « کارخانه بافندگی خزر » مازندران گفت : 70 کارگر این واحد تولیدی مدت 8 ماه است که حقوق دریافت نکرده اند. وی افزود: به علت عدم پرداخت حق بیمه کارگران از سوی کارفرما به اداره تامین اجتماعی ، مشکلاتی در تمدید دفترچه های درمانی و سابقه کاری کارگران بوجود آمده است. (ایلنا 4/4/86 )
131 ـ خالد میخانی ، عطاالله حسینی ، کاوه حکیمی و رحیم حسینی کارگران خباز شهر سقز به علت اعتراض به زندانی شدن یکی از همکاران خود بنام محمود صالحی جهت محاکمه به شعبه 102 دادگاه جزایی سقز احضار شدند.
سازمان دفاع از حقوق بشر کردستان ( 4/4/86 )
132 ـ بر اثر سقوط جرثقیل در خیابان منوچهری تهران یک کارگر کشته شد. (جمهوری اسلامی 5/4/86 )
133 ـ علیرضا روز افرایی عضو شورای اسلامی کار آمل گفت: 88 کارگر کارخانه ریخته گری فولادین آمل مدت 4 ماه است که حقوق و بن 6 ماهه * سال گذشته را دریافت نکرده اند. همچنین بدلیل واریز نشدن حق بیمه کارگران از جانب کارفرما ، اداره تامین اجتماعی دفترچه های درمانی کارگران را تمدید نمی کند. ( ایلنا 5/4/86 )
134 ـ مراد احسانپور رئیس کانون هماهنگی شوراهای اسلامی کار استان لرستان گفت: 900 کارگر کارخانه پارسلیون خرم آباد مدت 3 ماه است که حقوق و عیدی سال 85 خود را دریافت نکرده اند. حدود 200 نفر از این کارگران برای اعتراض در مقابل استاندارای تجمع کردند. ( ایلنا 5/4/86 )
135 ـ فرامرز نقش افکن رئیس کانون هماهنگی شوراهای اسلامی کار استان آذربایجان غربی اعلام کرد : با تعطیلی کارخانه گونی بافی ارومیه 70 کارگر این کارخانه از کار بیکار شدند. ( ایلنا 10/4/86 )
136 ـ سعید ترابیان عضو سندیکای شرکت واحد اتوبوسرانی تهران گفت : هیئت های حل اختلاف ادارات کار تهران حکم اخراج 4 کارگر را بدلیل عضویت در هیئت مدیره سندیکای شرکت واحد تائید کردند. (ایلنا 10/4/86 )
137 ـ یک عضو شورای اسلامی کار ، کارخانه آونگان اراک گفت : 32 کارگر قرار دادی این واحد تولیدی از کار اخراج شدند. همچنین قرار است بزودی 80 کارگر دیگر این کارخانه از کار اخراج شوند. (ایلنا 10/4/86 )
138 ـ عوض سلطانی قائم مقام خانه کارگر پاکدشت گفت : 200 کارگر شاغل در شرکت « صنایع تولیدی چوب پونل» مدت 3 ماه است که حقوق دریافت نکرده اند. این کارگران برای اعتراض در مقابل خانه کارگر تجمع کردند. ( ایلنا 11/4/86 )
139 ـ دبیر اجرایی خانه کارگر ساوه اعلام کرد : 32 نفر از کارگران شرکت « جهان رو » مدت 6 ماه است که حقوق دریافت نکرده اند. همچنین کارفرما حق بیمه این کارگران را به سازمان تامین اجتماعی پرداخت نکرده است.( ایلنا 11/4/86)
140 ـ رجبعلی شهسواری رئیس اتحادیه کارگران پیمانی و قرار دادی سراسر کشور گفت : روزانه 1000 کارگر قرار دادی و پیمانی در استان تهران از کار اخراج می شوند. دولت نیز از کارگران قرار دادی حمایت نمی کند. وی افزود : دولت مقصر اصلی در معضل عدم برقراری امنیت شغلی کارگران پیمانی و قرار دادی کشور است که در اثر بکارگیری شرکتهای پیمانکاری و خدماتی که با کمترین قیمت پیشنهادی در مناقصه شرکت می کنند، کارگران کشور را به دست قانون شکنان سودجو می سپارند. ( ایلنا 11/4/86 )
141 ـ حسین طاهرزاده دبیر اجرایی خانه کارگر استان سمنان گفت : 40 کارگر شرکت دیسکلنت مدت 3 ماه است که حقوق دریافت نکرده اند. ( ایلنا 12/4/86 )
142 ـ مدیریت شرکت « ایران نیدل » واقع در شهر صنعتی رشت ، 210 کارگر را از کار اخراج کرد. مبلغ 800 میلیون تومان وام برای اشتغال کارگران از سوی دولت در اختیار کارفرما قرار گرفته بود. ( ایلنا 12/4/86 )
143 ـ ابراهیم مددی و سید رضا نعمتی نمایندگان سندیکای شرکت واحد اتوبوسرانی تهران ، که برای پیگیری مطالبات سندیکا به اداره کار استان تهران مراجعه کرده بودند، توسط ماموران نیروی انتظامی کلانتری بهارستان بازداشت و پس از 24 ساعت آزاد شدند. ( وبلاگ سلام دمکرات 13/4/86 )
144 ـ منصور اسانلو رئیس هیئت مدیره سندیکای کارگران شرکت واحد اتوبوسرانی تهران توسط نیروهای امنیتی مورد ضرب و جرح قرار گرفت و بازداشت شد. نامبرده به اتهام اقدام علیه امنیت ملی و تبلیغ علیه نظام در شعبه 14 دادگاه انقلاب تهران به 5 سال حبس محکوم شده بود. همسر این فعال کارگری گفت: در جریان پیگیری سرنوشت همسرش ، نیروی انتظامی با خشونت و با استفاده از باتوم ، با وی و برادر اسانلو برخورد کرده اند. ( نوروز 20/4/86 )
145 ـ شیث امانی رئیس اتحادیه سراسری کارگران اخراجی و بیکار ایران به همراه صدیق کریمی عضو هیئت مدیره اتحادیه ذکر شده به اتهام شرکت در تجمع غیر قانونی روز جهانی کارگر ، تجمع در مقابل زندان سنندج و تبلیغ به نفع « گروهک های ضد انقلاب » در دادگاه سنندج محاکمه شدند. همچنین در روز سه شنبه 19 تیر ماه جاری 11 نفر از فعالین کارگری به علت شرکت در مراسم روز جهانی کارگر به اتهام شرکت در تجمع غیر قانونی و اخلال در نظم عمومی در دادگاه سنندج محاکمه شدند. ( سایت اتحادیه سراسری کارگران اخراجی و بیکار ایران 24/4/86 رادیو فردا 24/4/86 )
146 ـ علی سرحدی 27 ساله اهل بیجار کردستان ، کارگر سالن پرس شرکت خودرو سازی سایپا روز پنج شنبه 21/4/86 در ساعت 8 شب در حال کار با دستگاه پرس 500 تنی به زیر دستگاه پرس رفت و کشته شد. نامبرده 3 سال بود که در سالن پرس شرکت سایپا به عنوان پرسکار مشغول کار بود. او در حال تدارک مراسم عروسیش برای این هفته بود . متعاقب خبر مرگ این کارگر جوان مادر بزرگ وی بر اثر سکته فوت کرد. ( وبلاگ کارگر 25/4/86 )
147 ـ ابراهیم نظری جلالی معاون روابط کار وزیر کار و امور اجتماعی گفت : در سال گذشته 1047 نفر بر اثر حوادث ناشی از کار کشته شدند. وی افزود : در سال گذشته 11700 مورد حادثه در محیط کار روی داده است. به گفته وی بیش از 70 در صد این حوادث بدلیل رعایت نکردن اصول ایمنی از سوی کارفرما می باشد. ( خراسان 25/4/86 )
ـ * مزایا ی کارگری عبارتند از : بن کارگری، حق مسکن، حق عائله مندی و عیدی .
قتل مردم توسط نیروی انتظامی :
148 ـ غلامعلی توسلی معاون اجتماعی و ارشاد نیروی انتظامی استان کهکیلویه و بویر احمد اعلام کرد: جواد زمانی 21 ساله و سید رضا خادمی 25 ساله از شرکت کنندگان در تجمع اعتراض به سهمیه بندی بنزین بر اثر تیر اندازی نیروی انتظامی کشته شده اند. ( ایلنا 8/4/86 )
149 ـ محمد جلالی 25 ساله که در اعتراض به کوپنی شدن بنزین ، در مقابل پمپ بنزین فردیس تهران اقدام به خود سوزی کرده بود و بدن وی بشدت آسیب دیده بود ، توسط مامورین وزارت اطلاعات دستگیر و به بهداری زندان گوهر دشت منتقل گشت. وی به علت نبودن امکانات در زندان جان سپرد. ( فعالین حقوق بشر و دمکراسی در ایران 13/4/86 )
150 ـ عبدالصمد نصیری 17 ساله بر اثر ضربات باتوم نیروهای امنیتی در مهاباد کشته شد. همچنین چند نفر از مردم مهاباد مجروح و عده ای بازداشت شدند. مردم مهاباد به مناسبت سالگرد ترور دکتر عبدالرحمان قاسملو دبیرکل حزب دمکرات کردستان ایران اقدام به اعتصاب عمومی کرده و دست به تجمعات اعتراضی زده بودند. ( دویچه وله 25/4/86 )
زندانیان سیاسی محکوم به اعدام:
151 ـ عدنان حسن پور عضو هیئت تحریربه هفته نامه توقیف شده « آسو » و روزنامه نگار مستقل به اتهام محاربه و اقدام علیه امنیت ملی در دادگاه انقلاب مریوان محکوم به اعدام شد. نامبرده از تاریخ 5 بهمن 85 در زندان بسر می برد.
( خور هه لات نیوز 27/4/86 )
152 ـ عبدالواحد (هیوا ) بوتیمار عضو سازمان غیر دولتی دفاع از محیط زیست به اتهام ارتباط با گروههای مخالف نظام در دادگاه انقلاب مریوان محکوم به اعدام شد. نامبرده به همراه تعدادی دیگر به مناسبت روزجهانی محیط زیست مشغول جمع آوری زباله های شهرک « سرو آباد » در 35 کیلومتری مریوان بوده است که با مخالفت فرماندار « سرو آباد » مواجه می شود و توسط ماموران امنیتی بازداشت می گردد. وی چندین ماه است که در زندان بسر می برد. ( خور هه لات نیوز 27/4/86 )
قتل مشکوک :
153 ـ پس از انتشار خبر تجاوز معاون حراست دانشگاه رازی کرمانشاه به مهسا نعمتی دانشجوی رشته شیمی ، در روز 18 تیر ظاهر ا نامبرده با طناب اقدام به خود کشی کرده است. هنوز مشخص نیست که آیا وی خودکشی کرده یا او را در دانشگاه به دار آویخته اند. ( کمیسیون زنان دفتر تحکیم وحدت 27/4/86 )
اجرای حکم سنگسار:
154 ـ جعفر کیانی 47 ساله به اتهام زنای محصنه پس از تحمل 11 سال زندان به حکم قاضی اصحابی رئیس شعبه 101 دادگاه کیفری تاکستان در قبرستان روستای « آقچه کند » تاکستان توسط قاضی صادر کننده حکم و ماموران امنیتی سنگسار شد. علیرضا جمشیدی سخنگوی قوه قضائیه اعلام کرد: جعفر کیانی بر اساس ماده 83 قانون مجازات اسلامی سنگسار شده است. لازم به یاد آوری است ، مکرمه ابراهیمی 43 ساله متهم دیگر این پرونده به سنگسار در ملاء عام محکوم شده است. گفته می شود جعفر کیانی و مکرمه ابراهیمی حدود 13 سال پیش با هم شروع به زندگی کرده اند و دارای دو فرزند 11 و 4 ساله می باشند. اما قاضی پرونده ازدواج این دو تن را قبول نکرده و رابطه آنها را براساس علم خود زنا تشخیص داده است. (اعتماد ملی 18 و 19/4/86 )
محکومين به اعدام:
155 ـ احمد کیخسروی رئیس کل دادگستری استان خراسان شمالی اعلام کرد : 9 نفر به جرم قتل ، 6 نفر به اتهام قاچاق مواد مخدر و 2 نفر به اتهام آدم ربایی به حکم دادگاه کیفری استان محکوم به اعدام شده اند. ( ایسنا 5/ 4/ 86 )
156 ـ اکبر 28 ساله به جرم قتل سرهنگ تقی قاسمی معاون پلیس اسلامشهر در شعبه 71 دادگاه کیفری استان تهران به ریاست قاضی نورالله عزیز محمدی و با تائید شعبه 42 دیوان عالی کشور محکوم به اعدام شد. ( ایران 5/4/86 )
157 ـ محمود 35 ساله به جرم قتل عباس 46 ساله در شعبه 1156 دادگاه جنایی تهران و با تائید دیوان عالی کشور محکوم به اعدام شد. حکم صادره به شعبه اجرای احکام دادسرای امور جنایی تهران ارسال شده است. نامبرده 7 سال است که در زندان بسر می برد. (اعتماد ملی 6/4/86 )
158 ـ یک مرد 22 ساله به جرم قتل در شعبه 74 دادگاه کیفری استان تهران به ریاست قاضی سید قاسم حسینی کوه کمره ای محکوم به اعدام شد. (ایران 7/4/86 )
159 ـ زهرا 42 ساله به جرم قتل همسرش غلامرضا 43 ساله در شعبه 1601 دادگاه جنایی تهران و با تائید شعبه 24 دیوان عالی کشور محکوم به اعدام شد. نامبرده 5 سال است که در زندان بسر می برد. (اعتماد ملی 6/4/86 )
160 ـ بنیامین 20 ساله به جرم قتل حسین در شعبه 74 دادگاه کیفری استان تهران به ریاست قاضی سید قاسم حسینی کوه کمره ای محکوم به اعدام شد. نامبرده در زمان وقوع جرم 16 ساله بوده است. ( ایسنا 11/4/86 )
161 ـ حسین 25 ساله و علیرضا 25 ساله به جرم قتل علی پدر بزرگ متهم ردیف دوم در شعبه 74 دادگاه کیفری استان تهران به ریاست قاضی سید قاسم حسینی کوه کمره ای محکوم به اعدام شدند. ( ایسنا 13/4/86 )
162 ـ کیارش 32 ساله به جرم قتل محمود در شعبه 71 دادگاه کیفری استان تهران به ریاست قاضی نورالله عزیز محمدی و با تائید شعبه 33 دیوان عالی کشور محکوم به اعدام شد. ( ایران 14/4/86 )
163 ـ علیرضا به جرم قتل امیر شوهر خواهرش در شعبه 71 دادگاه کیفری استان تهران به ریاست قاضی نورالله عزیز محمدی و با تائید شعبه 42 دیوان عالی کشور محکوم به اعدام شد. ( ایران 14/4/86 )
164 ـ شهلا جاهد متهم به قتل لاله سحرخیزان برای سومین بار در شعبه سوم تشخیص دیوان عالی کشور محکوم به اعدام شد. ( ایران 16/4/86 )
165 ـ سعید 20 ساله به جرم قتل علیرضا در شعبه 71 دادگاه کیفری استان تهران به ریاست قاضی نورالله عزیز محمدی محکوم به اعدام شد. ( اعتماد ملی 16/4/86 )
166 ـ اصغر 27 ساله به جرم قتل همسرش مریم در شعبه 74 دادگاه کیفری استان تهران به ریاست قاضی سید قاسم حسینی کوه کمره ای و با تائید شعبه 27 دیوان عالی کشور محکوم به اعدام شد. ( اعتماد ملی18/4/86 )
167 ـ کبری 38 ساله به جرم قتل دامادش احمد در شعبه 71 دادگاه کیفری استان تهران به ریاست قاضی نورالله عزیز محمدی و با تائید شعبه 42 دیوان عالی کشور محکوم به اعدام شد. ( ایران 19/4/86 )
168 ـ علیرضا جمشیدی سخنگوی قوه قضائیه اعلام کرد: 20 نفر در تهران محکوم به اعدام شده اند ، طی چند روز آینده حکم اعدام آنها اجرا خواهد شد. ( ایسنا 19/4/86 )
169 ـ شادی صدر وکیل دادگستری و فعال جنبش زنان ، پس از سنگسار شدن جعفر کیانی در تاکستان اعلام کرد: حداقل 8 زن در زندانهای کشور حکم سنگسار گرفته اند. دو زن در زندان اوین تهران ، دو زن در زندان سپیدار اهواز ، یک زن در زندان تبریز ، یک زن در زندان ورامین ، یک زن در زندان چوبین قزوین و یک زن در زندان ارومیه انتظار تلخی را روزانه تجربه می کنند. برخی از این زنان سالهاست که در زندان بسر می برند. ( اعتماد ملی 19/4/86 )
170 ـ مصلح زمانی 21 ساله به اتهام رابطه جنسی با دوست دخترش با شکایت مدعی العموم به حکم دادگاه سنندج و با تائید شعبه 27 دیوان عالی کشور به ریاست محمدرضا بروجردی محکوم به اعدام شد. نامبرده در زمان وقوع حادثه 17 ساله بوده و شاکی خصوصی ندارد. ( انجمن دفاع از زندانیان سیاسی و حقوق بشر 20/4/86 )
171 ـ اصغر 27 ساله به جرم قتل همسرش مریم 25 ساله در شعبه 71 دادگاه کیفری استان تهران به ریاست قاضی نورالله عزیز محمدی و با تائید شعبه 27 دیوان عالی کشور محکوم به اعدام شد. این پرونده برای اجرای حکم به عصمت الله جابری قاضی اجرای احکام دادسرای جنایی تهران ارجاع شد. ( ایسنا 25/4/86 )
172 ـ داریوش 27 ساله به جرم قتل حمیدرضا در شعبه 71 دادگاه کیفری استان تهران به ریاست قاضی نورالله عزیز محمدی و با تائید شعبه 27 دیوان عالی کشور محکوم به اعدام شد. ( اعتماد 25/4/86 )
173 ـ مجید کاووسی فر فرزند محمد تقی و حسین کاووسی فر فرزند محسن به جرم ترور قاضی حسن احمدی مقدس معاون دادستان تهران در دادگاه بدوی و با تائید دیوان عالی کشور محکوم به اعدام شدند. لازم به یاد آوری است که مجید پس از ترور حسن احمدی مقدس از ایران به ابوظبی پایتخت امارات متحده عربی رفته و با مراجعه به سفارت امریکا درخواست پناهندگی کرده بود ولی مامورین پلیس سفارتخانه نامبرده را دستگیر و به پلیس ابوظبی تحویل دادند و آنها هم وی را به ایران تحویل دادند.(روز 26/4/86)
174ـ سینا پایمرد که در سن 16 سالگی مرتکب قتل شده از سه سال پیش در انتظار اجرای حکم اعدام بسر می برد، نامبرده را دو بار تاکنون به پای چوبه دار برده اند . اکنون 10 روز به خانواده او فرصت تهیه دیه داده شده است.(ایسنا 27/4/86 )
175 ـ یک مرد جوان به جرم تجاوز به دو خواهر و فیلمبرداری از آنها در شعبه 80 دادگاه کیفری استان تهران مستقر در کرج به ریاست قاضی صولتی محکوم به اعدام شد. ( اعتماد 27/4/86 )
176 ـ فرهاد 34 ساله به جرم قتل مسعود 30 ساله در شعبه 71 دادگاه کیفری استان تهران به ریاست قاضی نورالله عزیز محمدی محکوم به اعدام شد. متهم در دادگاه اعلام کرد : من قاتل نیستم ، بر اثر شکنجه در اداره آگاهی تهران مسئولیت قتل را پذیرفتم. ( ایسنا 30/4/86 )
177 ـ حسین 32 ساله و ابوالفضل از اعضای شبکه « باغ خرمالو » به اتهام سرقت و تعرض به 17 زن و دختر در شعبه 77 دادگاه کیفری استان تهران به ریاست قاضی ساعی و با تائید شعبه 32 دیوان عالی کشور محکوم به اعدام شدند.(اعتماد 31/4/86)
178 ـ علی باغی 34 ساله به جرم 9 فقره تعرض به کودکان در شعبه 5 دادگاه انقلاب تهران مفسد فی الارض شناخته شده و به اعدام محکوم گردید.(اعتماد 31/4/86)
احکام اجرا شده اعدام توسط دادگاهها :
179 ـ قاضی موسی آصف الحسینی رئیس دادگاههای انقلاب کرج اعلام کرد: غفار معروف به « سنجرانی » به اتهام قاچاق مواد مخدر به حکم شعبه اول دادگاه انقلاب شهریار در زندان قزل حصار اعدام شد. ( ایران 3/4/86 )
180 ـ احمد کیخسروی رئیس کل دادگستری استان خراسان شمالی اعلام کرد : یک نفر به جرم قتل به حکم دادگاه کیفری استان اعدام شد. ( ایسنا 5/ 4/ 86 )
181 ـ مصطفی ش 33 ساله به جرم سرقت و تجاوز به عنف به حکم شعبه دوم دادگاه حقوقی خمینی شهر استان اصفهان و با تائید دیوان عالی کشور در میدان نماز شهرک منظریه در ملاء عام به دار آویخته شد. (جمهوری اسلامی 11/4/86 )
182 ـ اکبر الف 23 ساله به جرم تجاوز به 8 زن به حکم شعبه 16 دادگاه کیفری استان اصفهان و با تائید شعبه 27 دیوان عالی کشور در زندان مرکزی اصفهان به دار آویخته شد.(جمهوری اسلامی 17/4/86)
183 ـ نوید پرهام 22 ساله به جرم قتل حجت الله شهبازی نژاد 28 ساله به حکم شعبه 122 دادگستری شیراز و با تائید شعبه 28 دیوان عالی کشور و رئیس قوه قضائیه در محل دروازه کازرون در ملاء عام به دار آویخته شد. (جمهوری اسلامی 19/4/86 )
184 ـ حسین مددی به اتهام قاچاق مواد مخدر به حکم دادگاه انقلاب اسلامی بیرجند و با تائید دادستان کل کشور در بیرجند اعدام شد.(جمهوری اسلامی 19/4/86 )
185 ـ عبدالله ف به جرم قتل خواهر و برادرش به حکم دادگستری فسا و با تائید دیوان عالی کشور در میدان مرکزی شهرستان فسا در ملاء عام به دار آویخته شد. ( ایرنا 21/4/86 )
186 ـ م ،م به جرم قتل مصطفی قاسمی و سرقت به حکم قوه قضائیه با حضور معاون دادستان عمومی و انقلاب اراک ، فرمانده نیروی انتظامی اراک و قاضی اجرای احکام در میدان جدید الاحداث خیابان هپکو در ملاء عام به دارآویخته شد.(ایران 25/4/86)
187 ـ حوریه 29 ساله ، رضا 24 ساله و فرهاد 23 ساله به جرم قتل محمد نجاتی 32 ساله همسر حوریه ، محمدرضا نجاتی 70 ساله ، زهرا گل محمدی 60 ساله و حسین نجاتی 36 ساله پدر ، مادر و برادر همسر حوریه به حکم شعبه 12 دادگاه کیفری تبریز و با تائید شعبه 32 دیوان عالی کشور هرکدام پس از تحمل 173 ضربه شلاق در میدان پیش قدم محله مارالان تبریز در ملاء عام به دار آویخته شدند. ( جمهوری اسلامی 24/4/86 )
188 ـ مجید 27 ساله به جرم قتل مسعود 25 ساله به حکم شعبه 71 دادگاه کیفری استان تهران به ریاست قاضی نورالله عزیز محمدی ، با تائید شعبه 33 دیوان عالی کشور و با موافقت محمود هاشمی شاهرودی رئیس قوه قضائیه در زندان اوین تهران به دار آویخته شد. ( اعتماد 28/4/86 )
189 ـ احمد به جرم قتل مهدی 25 ساله به حکم شعبه 71 دادگاه کیفری استان تهران به ریاست قاضی نورالله عزیز محمدی ، با تائید شعبه 26 دیوان عالی کشور و با موافقت محمود هاشمی شاهرودی رئیس قوه قضائیه در زندان اوین تهران به دار آویخته شد. ( اعتماد 28/4/86 )
190 ـ مصطفی 26 ساله به جرم قتل امیر علی به حکم شعبه 71 دادگاه کیفری استان تهران به ریاست قاضی نورالله عزیز محمدی ، با تائید شعبه 33 دیوان عالی کشور و با موافقت محمود هاشمی شاهرودی رئیس قوه قضائیه در زندان اوین تهران به دار آویخته شد. ( اعتماد 28/4/86 )
191 ـ « و ، ی » به اتهام قتل « ح ، ح » به حکم دادگستری خرم آباد و با تائید دیوان عالی کشور در شهر خرم آباد در ملاء عام به دار آویخته شد. ( اعتماد 30/4/86 )
192 ـ نعیم مولایی به جرم قاچاق مواد مخدر به حکم شعبه اول دادگاه انقلاب زابل و با تائید قربانعلی دری نجف آبادی دادستان کل کشور پس از تحمل 100 ضربه شلاق در چهار راه شهربانی زابل در ملاء عام به دار آویخته شد. ( کیهان 31/4/86 )
193 ـ قاضی سعید مرتضوی دادستان عمومی و انقلاب تهران اعلام کرد: 12 نفر به اتهام تجاوز به عنف، شرارت، آدم ربایی و قاچاق مواد مخدر سحرگاه امروز در زندان اوین تهران به دار آویخته شدند. وی افزود: 4 نفر نیز هفته گذشته به اتهامات فوق در زندان اوین به دار آویخته شدند. همچنین برای 17 نفر دیگر نیز در خواست حکم اعدام شده است. خبرگزاری فارس اسامی اعدام شدگان امروز را به این شرح اعلام کرده است: حسین ـ ر ، ابوالفضل ـ ص ، فاضل ـ ر ، ابراهیم ـ الف ، حاجت مراد ـ م ، سیامک ـ د ، غلامحسین ـ ش ، بابک ـ د، سرور ـ س ، اکبر ـ ز ، رسول ـ الف و حمید ـ ت. (فارس 31/4/86)
اخبار مربوط به سرکوب عمومی :
194 ـ قاضی علی نمازی دادیار ویژه امنیت تهران اعلام کرد: 80 نفر از شرکت کنندگان در تجمع اعتراض به سهمیه بندی شدن بنزین توسط پلیس امنیت در تهران بازداشت و به زندان منتقل شدند. ( فارس 7/4/86 )
195 ـ 160 نفر از شرکت کنندگان در تجمع اعتراض به سهمیه بندی شدن بنزین توسط نیروی انتظامی و سپاه پاسداران دستگیر شدند و تعدادی مجروح شدند. ( ایلنا 8/4/86 )
196 ـ « کریمی » مدیر کل اداره اطلاعات استان کرمانشاه اعلام کرد: ماموران وزارت اطلاعات 20 نفر را به اتهام جاسوسی دستگیر کرده اند. ( فارس 18/4/86 )
197 ـ علیرضا جمشیدی سخنگوی قوه قضائیه گفت: در پی اعلام سهمیه بندی بنزین در تهران 100 نفر در تهران بازداشت شدند ، که 63 نفر از آنها به دادسرا معرفی شدند. ( ایسنا 19/4/86 )
اخبار مربوط به سرکوب عمومی زنان تحت عنوان مبارزه با بد حجابی :
198 ـ سردار حسین ذوالفقاری جانشین فرمانده نیروی انتظامی اعلام کرد: از ابتدای اجرای طرح گشت های نیروی انتظامی تاکنون به 527255 تن از افراد بد پوش تذکر داده شده ، 20363 نفر با اخذ تعهد آزاد و 2265 تن به مراجعه قضایی معرفی شده اند. همچنین نامبرده افزود: به 91535 نفر به عنوان مزاحم نوامیس تذکر داده شده ، 6204 نفر دستگیر شده ، 14821 دستگاه موتور سیکلت و 15000 دستگاه خودرو توقیف شده اند و طی این مدت 2936 نفر به اتهام اراذل و اوباش دستگیر شده اند. ( ایسنا 4/4/86 )
199 ـ سردار صدر السادات فرمانده نیروی انتظامی استان اصفهان گفت : از زمان آغاز اجرای طرح امنیت اجتماعی تاکنون به بیش از 118000 نفر تذکر شفاهی داده شده و بیش4700 تعهد کتبی دریافت شده و 242 نفر به اتهام اراذل و اوباش دستگیر شده اند. همچنین وی افزود: در بازرسی بیش از 39000 واحد صنفی ، 600 واحد پلمپ گردید. ( ایسنا 6/4/86 )
200 ـ سرهنگ داود نصیحتی رئیس پلیس اطلاعات و امنیت قزوین گفت : از اول خردادماه سال جاری پلیس به 3246 نفر به اتهام بدحجابی تذکر شفاهی داده ، 136 نفر از آنها را به پاسگاه منتقل و تعهد کتبی از آنان گرفته شده . وی افزود: با کافه نتها ، فروشگاههای لباس و آرایشگاههای زنانه برخورد شده است. ( نواندیش 21/4/86 )
201 ـ بیش از 100 دختر و زن جوان در مناطق سعادت آباد ، ونک ، شهرک غرب و سایر مناطق تهران به اتهام بدحجابی توسط نیروی انتظامی بازداشت شدند. در بازداشتگاه وزرا برای دختران و زنان دستگیر شده پرونده سازی می کنند و از آنها عکس و تعهد گرفته می شودو همچنین موظف به انگشت نگاری هستند. (فعالین حقوق بشر و دمکراسی در ایران 28/4/86 )
اخبار اجتماعی :
202 ـ حدود 20 نفر از زندانیان زندان دیزل آباد کرمانشاه ، بیش از یکسال است که در بازداشت بسر می برند، در اعتراض به رسیدگی به پرونده دست به اعتصاب غذا زده اند. پرونده آنان در شعبه 38 دادگاه انقلاب کرمانشاه تحت نظر قاضی کریمی دزفولی می باشد. اسامی زندانیان اعتصاب غذا کرده به این شرح است: مهدی امیری ، عبدالخالق حاتمی نیا، داریوش جهانگیری ، کورش جهانگیری ، منوچهر جهانگیری ، انور محمدی ، محمد کریم کوشا ، بصیر کوشکی ، نادر ریسوند ، حسین کوهدری ، فردین هوکدری ، بهزاد اسدی ، بهزاد احمدی ، هوشیار معاض ، ایرج رمضانزاده ، علی اکبر داوری ، بهنام امیری و مظفر محمود . ( سازمان دفاع از حقوق بشر کردستان 17/4/86 )
203 ـ سه نفر آواز خوان رپ که از طریق اینترنت با هم ارتباط داشتند و در خیابان آواز می خواندند به همراه 3 نفر از طرفداران شان توسط مامورین نیروی انتظامی در خیابان سهروردی تهران دستگیر شدند. ( شرق 24/4/86 )
204 ـ محمود سالار کیا معاون دادستان تهران اعلام کرد: یک دختر بچه 13 ساله به علت داشتن موی بسیار کوتاه ، پوشیدن لباس پلنگی و تردد با پسر خاله اش در خیابان به اتهام جریحه دار کردن عفت عمومی توسط ماموران نیروی انتظامی دستگیر شد. ( ایسنا 23/4/86 )
205 ـ محمد جواد لاریجانی مشاور بین الملل رئیس قوه قضائیه و دبیر ستاد حقوق بشر رژیم جمهوری اسلامی ایران اعلام کرد: لغو مجازات اعدام و سنگسار جزو تعهدات بین المللی ایران محسوب نمی شود. وی افزود : حکم سنگسار مبتنی بر احکام شریعت دین اسلام است. اجرای این حکم مخالفتی با تعهدات بین المللی ندارد. غربی ها بر اساس تفسیری که از حقوق بشر دارند ، با سنگسار مخالفت می کنند. ( جمهوری اسلامی 25/4/86 )
206 ـ علی اکبر یساقی رئیس سازمان زندانهای کشور اعلام کرد: تراکم زندانیان در زندانها یکی از مشکلات اساسی است. وی گفت: بطور میانگین 150000 نفر بطور دائم در زندان هستند. رقم زندانیان فعلی کشور 3 برابر ظرفیت زندانهاست ، ورودی سالیانه به زندانها رقمی معادل 600000 نفر می باشد. نامبرده افزود: در حال حاضر 130 زندان فرسوده وجود دارد که باید نوسازی و بازسازی شوند، ساخت 41 زندان امسال آغاز شده است و ساخت 32 زندان نیز از قبل در حال اجرا است.(ایسنا 29/4/86)
207 ـ نعمت الله صفری فرماندار دهلران اعلام کرد: بر اثر انفجار مین در نوار مرزی بین ایران و عراق 2 نفر کشته و 4 نفر زخمی شدند.(جمهوری اسلامی 31/4/86)
208 ـ اکیپ های گشتی پلیس مبارزه با مفاسد اجتماعی مشهد 23 مرد و 20 زن را به اتهام برقراری رابطه نامشروع بازداشت کردند. در طی یک هفته اخیر مجموعا 125 نفر به اتهام رابطه غیر اخلاقی توسط پلیس مشهد بازداشت شده اند.(ایسنا 31/4/86)
"فعالین ایرانی دفاع از حقوق بشر در اروپا و امریکای شمالی"
ihrnena@gmail.com 31/04/1386 برابر با 22/07/2007
انجمن فعالان حقوق بشر در ايران ـ کانادا : FaalanHRC@yahoo.ca
siterahaei@yahoo.com : انجمن مدافعین حقوق بشرو دمکراسی در ایران – فرانسه
انجمن مدافعين حقوق بشر در ايران ـ بلژيک : kanon253m@yahoo.com
اتحادیه برای دمکراسی در ايران ـ ايتاليا : updi@libero.it
اتحاد برای دفاع ازحقوق بشر در ایران – واشنگتن – آمریکا : adhri1@yahoo.com
info@bashariyat.de :کانون دفاع از حقوق بشر در ایران - آلمان
shafaei@azadegy.de شبکه فعالان حقوق بشر ایرانی در آلمان :
HRIRNL@gmail.com : کانون دفاع ازدمکراسی در ایران– هلند
info@komitedefa.org : کمیته دفاع از حقوق بشر در ایران – سوئد
defendhriran_ca@yahoo.com :کمیته دفاع از حقوق بشر در ایران – کالیفرنیا – آمریکا
komitenoran@yahoo.noکمیته نوران ( کمیته دفاع از حقوق بشر در ایران – نروژ) :
yebarak@yahoo.ca : سازمان ایرانیان غرب کانادا – ونکور – کانادا
kupg_iran@yahoo.de : کمیته دفاع از زندانیان سیاسی ایران- برلین
demokrasi5@yahoo.deکمیته دفاع از آزادی و دمکراسی در ایران – اطریش :
mnrecht@hotmail.com فعالین ایرانی حقوق بشر- سوئیس:
فعالان دفاع از حقوق بشر : Irantestimonyinfo@irantestimony.com
برگرفته از : http://azhanskurd.blogfa.com/post-404.aspx


نكاتي زيبا در زندگي
.jpg)
نگذار كسي يك اولويت در زندگي تو بشه،
وقتي تو فقط يك انتخاب در زندگي اوني...
يك رابطه بهترين حالتش وقتيه دو طرف در تعادل باشن.
.jpg)
هيچوقت شخصيت خودت رو براي كسي تشريح نكن.
چون كسي كه تو رو دوست داشته باشه بهش نيازي نداره،
و كسي كه ازت بدش بياد باور نمي كنه.
.jpg)
وقتي دائم ميگي گرفتارم،
هيچ وقت آزاد نميشي.
وقتي دائم ميگي وقت ندارم،
بعد هيچوقت زمان پيدا نمي كني.
وقتي دائم ميگي فردا انجامش ميدي،
اونوقت فرداي تو هيچ وقت نمياد.
.jpg)
وقتي صبحا از خواب بيدار ميشيم، ما دوتا انتخاب داريم.
برگرديم بخوابيم و رويا ببينيم، يا بيدار شيم و روياهامون رو دنبال كنيم.
انتخاب با شماست...
.jpg)
ما كسايي كه به فكرمون هستن رو به گريه مي اندازيم.
ما گريه مي كنيم براي كسايي كه به فكرمون نيستن.
و ما به فكر كسايي هستيم كه هيچوقت برامون گريه نمي كنن.
اين حقيقت زندگيه. عجيبه ولي حقيقت داره.
اگه اين رو بفهمي، هيچوقت براي تغيير دير نيست.
.jpg)
وقتي تو خوشي و شادي هستي عهد و پيمان نبند.
وقتي ناراحتي جواب نده.
وقتي عصباني هستي تصميم نگير.
دوباره فكر كن..، عاقلانه رفتار كن.
منبع : گوناگون
موسيقي درماني چيست؟!
تا به حال درباره موسيقي درماني چيزي شنيده ايد؟!
بله با موسيقي هم مي توان بيماري را درمان كرد! البته به وسيله متخصصان. دكتر نعمتيان يكي از متخصصين اين رشته پيرامون اين موضوع توضيحاتي را ارائه داده است:
لطفا در مورد «موسيقي درماني» مختصري براي خوانندگانمان توضيح بدهيد!
![]() |
«موزيك تراپي» يك نوع استفاده نظام مند از موسيقي است. موسيقي همانند يك تيغ جراحي در دست يك جراح است. اين طريقه درمان در توانبخشي و بهداشت جسم و روان تاثير مستقيم مي گذارد و هر كدام سه سطح مختلف دارد. سطح اول: جلوگيري از به وجود آمدن بيماري. دوم: بيماري بوجود آمده به درستي درمان شود و سوم: يماري آثاري را به جا گذاشته كه ما بايد توانبخشي كنيم. سطح اول موسيقي براي تخليه هيجاني و جلوگيري از استرس به كار مي رود. سطح دوم افسردگي را بدون داروهاي شيميايي درمان مي كنيم و سطح سوم براي بيماراني كه دچار اختلالات مغزي شدند، مثل كساني كه در تصادفات به اين بيماري دچار مي شوند راه درمان پيدا مي كنيم. همچنين براي بهبود كيفيت زندگي افرادي كه دچار بيماري هاي سخت هستند تلاش مي كنيم. مثلا در كهولت سن آلزايمر قابل درمان نيست ولي از طريق موسيقي درماني مي توان به آنها اميد بهتر زندگي كردن داد.
آيا اين نوع درمان فقط در سالمندان استفاده مي شود؟
خير، به كودكان هم كمك مي كند. موسيقي درماني فوايد خاص دارد.
1- ارزان و در دسترس بودن موسيقي.
2- مقرون به صرفه است و در اكثر خانه ها وجود دارد يكي از دلايلي كه براي درمان از موسيقي استفاده مي شود اين است كه محققان اين رشته با پيشرفت روش هاي تصوير برداري و مطالعات فراوان متوجه شدند كه موسيقي در سيستم عصبي مغز تاثير فراواني دارد. شما وقتي يك موزيك ملايم گوش مي دهيد آرام مي شويد و استرس را از خود دور مي كنيد.
تفاوت اين روش با آب درماني چيست؟
هر كدام از روشها كارايي خود را دارند. در هر نوع از موسيقي كشورها روش درمان بايد متفاوت باشد. به طور مثال موسيقي راك با پاپ تفاوت دارد. ما در ايران از موسيقي پاپ استفاده مي كنيم و بايد در درمان هم از اين سبك استفاده كنيم چون مردم اكثرا اين نوع موسيقي را گوش مي كنند. اما در مورد تفاوت اين نوع درمان بايد بگويم كه اين روش در مرحله اي مورد استفاده قرار مي گيرد كه بيمار به پزشك مراجعه كرده و از اين مراجعه جوابي نگرفته . اينجاست كه موسيقي درماني به كار مي آيد و روي فرد بيمار اثر مي گذارد. ولي هيچ بيماري براي درمان اوليه مستقيما به سراغ ما نمي آيد. ما در مدارس، بيمارستانها و حتي در خانه سامندان هم اين روش را در پيش گرفته ايم اما مي خواهم در مورد مكانيزم تاثير اين نوع درمان هم با شما صحبت كنم.
بفرماييد!
بهترين رويكرد، رويكرد مغزي است، اول بايد بفهميم كه در مغز چه فعل و انفعالي رخ مي دهد. متخصصان اول روي سيستم عصبي و دوم سيستم هورموني كار مي كنند. وقتي موسيقي گوش مي كنيد "مخصوصا موسيقي ملايم" فشار خونتان پايين مي آيد. تعداد تنفس در دقيقه كاهش پيدا مي كند و استرس از شما دور مي شود. اين يكي از موارد تاثير گذاري بود كه توضيح دادم.
اگر صحبت خاصي در پايان داريد بفرماييد.
يك مژده به هموطنانم مي دهم كه امسال در روزهاي 26 و 27 مهر ماه در تالا وحدت كنگره دو روزه خواهيم داشت. اين كنگره سراسري كاربرد موسيقي در سلامت جسماني نام دارد و مردم را بيشتر با اين طريقه درمان آشنا مي كند. منتظر اخبار جديدي در مورد موسيقي درماني باشيد.
خدا...

از خدا خواستم عادتهاي زشت را تركم بدهد
خدا فرمود: خودت بايد آنها را رها كني
I asked God to take away my habit
God said, no
It is not for me to take away, but for you to give it up
از او درخواست كردم فرزند معلولم را شفا دهد
فرمود: لازم نيست، روحش سالم است، جسم هم كه موقت است
I asked God to make my handicapped child whole
God said, no
His spirit is whole, his body is only temporary
از او خواستم لااقل به من صبر عطا كند
فرمود: صبر، حاصل سختي و رنج است. عطا كردني نيست، آموختني است
I asked God to grant me patience
God said, no
Patience is a byproduct of tribulation. It isn't granted, it is learned
گفتم: مرا خوشبخت كن
فرمود: «نعمت» از من، خوشبخت شدن از تو
I asked God to give me happiness
God said, no
I give you blessings; happiness is up to you
از او خواستم مرا گرفتار درد و عذاب نكند
فرمود: رنج از دلبستگيهاي دنيايي جدا و به من نزديكترت ميكند
I asked God to spare me pain
God said, no
Suffering draws you apart from worldly cares and brings you closer to me
از او خواستم روحم را رشد دهد
فرمود: نه، تو خودت بايد رشد كني
من فقط شاخ و برگ اضافيات را هرس ميكنم تا بارور شوي
I asked God to make my spirit grow
God said, no
You must grow on yours own! But I will prune you to make you fruitful
از خدا خواستم كاري كند كه از زندگي لذت كامل ببرم
فرمود: براي اين كار من به تو «زندگي» داده ام
I asked God for all things that I might enjoy life
God said, no.
I will give you life. So that you may enjoy all things
از خدا خواستم كمكم كند همان قدر كه او مرا دوست دارد، من هم ديگران را دوست بدارم.
خدا فرمود: آها، بالاخره اصل مطلب دستگيرت شد
I asked God to help me love others, as much as He loves me
God said: Ahah, finally you have the idea
http://www.iranianuk.com/article.php?id=16271
ميوه هاي ايراني , ارمغان ايراني
ايرانيان از نخستين مردماني بودند كه به كشاورزي و پرورش درختان ميوه روي آوردند. درختان ميوهي زيادي از ايران به سرزمينهاي ديگر جهان برده شده است و نامهاي برخي از آنها نيز در واژههاي فارسي ريشه دارد. در اينجا برخي از اين ميوهها معرفي ميشوند.
گردو :

درخت گردو از ساليان دور در ايران كاشته ميشود. اين ميوه را والنات پارسي(Persian Walnut) ميگويند. واژهي والنات از وال به مفهوم " بيگانه" و نات به مفهوم " گردي" گرفته شده است كه نشان ميدهد اين گياه از گياهان بومي اروپا نبوده است. در واقع، روميها آن را از ايران به اروپا بردهاند. اين ميوه را برخي به نادرست گردوي انگليسي ناميدهاند، زيرا زماني انگليسيها آن را از آسيا به اروپا ميبردند و ميفروختند. ايران اكنون پس از چين و آمريكا، جايگاه سوم را در توليد گردو دارد!
براي مطالعه ديگر ميوه ها به ادامه مطلب مراجعه كنيد (۸ ميوه)
طالبي :

اين ميوهي خوشبو را به زبان انگليسي ماسكملون(muskmelon) مينامند، يعني گرد و خوشبو. ماسك(musk) از واژهي فارسي مشك گرفته شده است كه به نوعي مادهي معطر گفته ميشود. اين ميوه از ايران به روم باستان رفت و جالينوس در قرن دوم ميلادي دربارهي اثر دارويي آن نوشته است. پس از كشف قارهي آمريكا، كريستوف كلومب دانههاي اين گياه را به سرزمين جديد برد و در سال 1494 در جزيرهي ايزابل كاشت. طالبي نخستين گياهي بود كه اروپاييها در سرزمين جديد كاشتند.
هلو:

اين ميوه در اصل از چين به ايران وارد شد، اما ايرانيان در پرورش و اصلاح آن كوشيدند. هنگامي كه اين ميوه به سرزمين روميها رسيد، آن را سيب پارسي(mêla persika) ناميدند. امروزه، در زبان انگليسي واژهي Peach را براي هلو به كار ميروند كه از واژهي پرشيا(persia) به معناي پارس گرفته شده است. شليل، كه در واقع هلوي بدون كرك است، نيز از ايران به غرب جهان راه يافته است.
پسته:

اين ميوه از ساليان دور از كشور ايران به جاهاي گوناگون جهان فرستاده ميشد و هنوز هم كشور ما بزرگترين توليد كنندهي پسته در جهان است. اين ميوهي آجيلي را در زبان انگليسي pistachio مينامند كه تغيير يافتهي همان واژهي ايراني پسته است. عربها نيز به آن فستق ميگويند.
ليمو:

از شناختهشدهترين ميوههاي ايراني است كه از ويتامين سي سرشار است. اين ميوه را مسلمانان از ايران به مصر و كشورهاي ساحل درياي مديترانه بردند. هنگامي كه دريانوردان انگليسي به بيماري خونريزي لثه دچار شدند، آنان را با آبليمو درمان كرد و از آن زمان ليموناد در ميان دريانوردان انگليسي معمول شد. از اين رو، به "ليموييها" مشهور شده بودند. اين ميوه را در زبان انگليسي لمون(Lemon) مينامند كه از همان واژهي ليمو گرفته شده است.
انار:

اين ميوهي شيرين و آبدار هنوز هم از صادرت مهم ايران است. اين ميوه نماد ثروت،كاميابي و زادآوري(به خاطر دانههاي فراوانش) بوده است. از پوست آن نيز رنگي تهيه ميشد كه به سختي پاك ميشود. اين ميوه از ايران به كشورهاي ساحل مديترانه، از جمله لبنان برده شد و فينيقيها، ساكنان باستاني لبنان، آن را در سرزمينهاي گوناگون گسترش دادند. نام علمي اين گياه، پونيكا(Punica)، به معناي فينيقيها، است.
آلوها:

آلو، زردآلو و آلبالو نيز از ميوههايي هستند كه ايرانيان به جهانيان هديه كردهاند. نام علمي آلوها، پرانوس پرسيكا(Prunus persica) است كه واژهي پرسيكا به معناي پارس(فارس) است.
انگور:

انگور را در سرزمينهاي ساحلي درياي خزر كاشته بودند. سپس، در شيراز، اروميه و جاهاي ديگر معمول شد. درخت انگور را از تركيه به سرزمينهاي ساحلي مديترانه بردند و از آنجا بود كه به سرزمين روميها راه يافت. فينيقيها حدود 800 سال پيش از ميلاد آن را در جنوب اسپانيا و فرانسه كاشتند. تهيهي كشمش از انگور نوآوري ايرانيان باستان(حدود 2 هزار سال پيش از ميلاد) بود كه مورد توجه جهانيان نيز قرار گرفت.
منبع : وب سايت مرد آريايي
|
| |
|
World Population | |
داستـان بهـرام رادان و سنتــوري
سنتوري، فيلمي است كه فيلمسازش عصاره سينماي ايران ميباشد، داريوش مهرجويي... ايرانيان از تمامي فيلمهاي او خاطره دارند. اسامي اين فيلمها را بخوانيد: «مهمان مامان، بماني، دختر دايي گمشده، مگس، درخت گلابي، ليلا، پري، سارا، بانو، هامون، شيرك، اجارهنشينها، دايره سينما، پستچي، آقاي هالو، گاو و الماس» و حالا حكايت «سنتوري» فيلمي كه قرار بود سوم مردادماه به سينماها بيايد، اما دوباره به مانند چند مرحله پيش كه هر بار قرار بود، اكران شود، بنا به دلايلي دوباره اكران نشد... حال مردم و علاقهمندان به سينما تشنه فيلم جديد مهرجويي هستند. اين فيلم در جشنواره فيلم فجر، حرف و حديثهاي زيادي را به دنبال خود داشت. به خصوص زماني كه در جشنواره 85، نتوانست عنوان بهترين فيلم جشنواره را كسب كند. «بهرام رادان»، به خاطر بازي در اين فيلم، طي سه سال اخير، دومين سيمرغ بلورين را از آن خود كرد و زمان دريافت جايزه، به هيئت داوران اعتراض و اعلام كرد كه داوران جشنواره، يكبار ديگر
![]() |
فيلم «سنتوري» را ببينند... البته بعدها رادان گفت كه قصد بياحترامي به هيئت داوران نداشته و در گوشهاي از توضيحات خود بيان داشت كه: دوستان، حكايت من حكايت ديگري بود، زماني كه براي سنتوري كانديدا شدم، تعجب نكردم! اما وقتي كه ديدم اين فيلم تنها در دو رشته نامزد دريافت جايزه شد، شگفتزده شدم. در صورتي كه به گفته بسياري از كارشناسان، سنتوري بهترين فيلم مهرجويي است و سپس گفت: گفتم مهرجويي بزرگ، بينياز از جايزه است و برخي ناراحت شدند، هنوز هم بر اين باورم كه جايزه نيازمند مهرجويي است.براي رسيدن به اين باور كه چرا «سنتوري» يكي از اثرهاي به يادماندني مهرجويي است، بهتر است، ابتدا اين كارگردان بنام كشور را بشناسيم و سپس درباره سنتوري بنويسيم.
فارغالتحصيل يو.سي.ال.اي
داريوش مهرجويي در هفدهم آذرماه سال 1318 در تهران به دنيا آمد و تحصيلات مقدماتي خود را در تهران گذراند، 20 سال داشت كه براي ادامه تحصيل به آمريكا رفت. در سال 1344 (1965) از دانشگاه «يو.سي.ال.اي» در لسآنجلس ليسانس فلسفه گرفت، در همين سال سردبيري نشريه پارس ريونو در لسآنجلس را به عهده داشت و سال بعد به تهران آمد. در سال 1346 نخستين فيلم خود به نام «الماس 33» را ساخت كه نتوانست با اين فيلم، موفق شود اما او اميد خود را از دست نداد و دو سال بعد به همراه غلامحسين ساعدي در سال 1348، فيلمنامه گاو را نوشت و به كارگرداني آن پرداخت، اين فيلم براي مهرجويي و سينماي ايران جوايز متعددي در خارج و داخل كشور به دنبال داشت. گاو چه از نظر تجاري و چه از نظر هنري فيلم موفقي از آب در آمد و فصل جديدي را در سينماي ايران گشود تا جايي كه در جشنوارههاي كن، برلين، مسكو، لندن، لسآنجلس و اغلب كشورهاي آسيايي، اروپايي و آمريكايي به نمايش در آمد. آقاي هالو در سال 49، دومين فيلم مهرجويي بود و اين كارگردان را تنها با دو فيلم ساخته شده، اما معتبر به دنيا شناساند، اين فيلم هم در جشنوارههاي برلين، مسكو و لندن به نمايش در آمد. مهرجويي در آن زمان تنها 31 سال داشت. همچنين فيلمي كه وي در سال 1351 به نام پستچي ساخت، فيلم هفتم از ده فيلم برگزيده جهان در سال 1972 ميلادي شد.
پس از انقلاب او مدتي در فرانسه زندگي كرد، اما پس از بازگشت دوباره فيلمسازي را ادامه داد كه اوج مخاطبان او در سينما براي فيلمهاي اجارهنشينها (1365)، هامون (1368)، سارا و پري (1371)، ليلا (1375)، درخت گلابي (1376)، بماني (1380) و مهمان مامان (1383) بود. گفتني است فيلمنامه اين فيلمهاي موفق از دست نوشتههاي خود مهرجويي است و حالا او با سنتوري ميخواهد، برگي به دفتر افتخارات سينمايياش اضافه كند.
او سنتوري را به همراه وحيده محمديفر به رشته نگارش در آورده و طي آن ميبينيم كه يك نوازنده چيرهدست و خواننده محبوب ناگهان در اوج شهرت و موفقيت، افسار زندگياش را از دست داده و به بيراهه ميرود، او ميگويد: «همه بدبختيها از زماني آغاز شد كه عشق بزرگ زندگيام، همسرم، هانيه تركم كرد، اما هانيه زماني ميرود كه من مدتهاست در بند اعتياد خود گرفتار هستم.»
![]() |
اصل داستان چيست؟
اصل ماجراي اين فيلم چيست؟ «علي بلورچي» (بهرام رادان) فرزند حاج آقا بلورچي يكي از كسبه قديمي و صاحبنام صنف بلور و شيشه است، حاج آقا در دوران كودكي و نوجواني سختيهاي زيادي را متحمل شده است و تحت تاثير عقدههاي آن دوران، پسرش را آن طور كه خود دلش ميخواست تربيت ميكند، اين نقش را (مسعود رايگان) ايفا ميكند. از طرفي حامد (نادر سليماني) پسر بزرگتر حاج آقا از همان دوران مدرسه از درس محروم شده تا نزد پدر در حجره كار كند و ادامهدهنده راه او باشد.
علي پسر دوم حاج آقا از دوران كودكي با ساز كهنهاي كه متعلق به دايي مرحومش است، انس گرفته و قصد دارد زماني كه بزرگ شد، تحصيلات خود را در رشته موسيقي ادامه بدهد اما با مخالفت مادرش (رويا تيموريان)، مواجه شده و به اجبار در رشته بازرگاني درس ميخواند، اين مخالفت و ديگر كشمكشهاي او با والدين باعث ميشود، علي خانه پدري را رها كرده و از خانواده جدا شود. سپس علي به همراه دوستش «تمايل» (مهيار پورحسابي)، يك گروه موسيقي تشكيل ميدهد و با اجرا در جشنها و مناسبتهاي مختلف گذران زندگي ميكند و به خاطر مهارتش در نواختن سنتور به «علي سنتوري» معروف ميشود. اما او به تدريج در پي معاشرت با دوستان و كارهاي شبانهروزي هر از گاهي به سراغ موادمخدر ميرود، چرا كه از درون احساس پوچي ميكند و اعتماد به نفس لازم را ندارد. به عبارتي ظرفيت معروف شدن را ندارد و استفاده تفنني از موادمخدر او را رفتهرفته به ورطه اعتياد ميكشاند.
پس از مدتي كه از زمان فيلم ميگذرد، در يك مراسم كه اجراي موسيقي آن با علي است، دختري به نام هانيه (گلشيفته فراهاني) مجذوب هنر علي ميشود و اين آشنايي به ازدواج آن دو منجر ميشود. اين آشنايي و ازدواج براي مدتي نشاط را به زندگي علي ميآورد و او را تشويق به كارهاي بيشتر ميكند. اما او كماكان به مصرف مواد ادامه ميدهد تا به خيال خود شرايط روحياش تقويت شود، وضع بدينگونه باقي نميماند، چرا كه به خاطر اوضاع نامناسب مالي و رفتارهاي حاصل از مصرف موادمخدر، بين او و هانيه مشكلاتي پديد ميآيد و همين مسئله باعث ميشود تا هانيه منزل را ترك كند. علي كه به خاطر معتاد شدن به موادمخدر كمتر امكان كار برايش فراهم است، فرصت پيدا ميكند تا به همراه «تمايل» اجراي برنامه موسيقي يك مراسم عروسي را برعهده بگيرد.
در ادامه اين فيلم زيبا خواهيد ديد كه در حين برگزاري مراسم عروسي، ميان اقوام خانواده داماد كه با يكديگر مشكلاتي داشتند، درگيري شديدي به وجود ميآيد و كار به زد و خورد كشيده ميشود. در اين زد و خورد دستان علي ميشكند و به آلات موسيقي او هم خسارت وارد ميشود. آسيبديدگي و عدم توانايي علي در ساز زدن كه تنها راه امرار معاش اوست، باعث بيكارياش ميشود. در همين زمان صاحبخانه هم عذرش را ميخواهد و او با مقداري وسايل، آواره و سرگردان كوي و خيابان ميشود تا اينكه در گوشهاي از يك پارك جنگلي چادر ميزند.
![]() |
در اين دوران با بيخانمانها و معتادان همنشين شده و چون درمانده و نيازمند است، براي پول در آوردن تن به هر كاري ميدهد، زندگي در ميان جمعي معتاد و آواره در حاشيه شهر، علي را درمانده، شكسته و آلودهتر ميكند. يك شب كه او در ميان اين جمع مشغول مصرف موادمخدر است و ميخواهد از اين طريق خاطرات تلخ گذشته را فراموش كند ماموران نيروي انتظامي سر رسيده و همه را دستگير ميكنند. علي پس از دستگيري به مركز ترك اعتياد فرستاده ميشود و مسئولان آن مركز متوجه اختلالات روحي او ميشوند و سعي ميكنند با او ارتباط برقرار كنند.
گفتني است، حسن پورشيرازي و صدرالدين حجازي در نقش معتاد در اين فيلم در كنار رادان بازي ميكنند. داستان در مركز بازپروري چنين ادامه پيدا مييابد كه ، محيط مناسب و شرايط درماني به علي كمك تا او بهبودي نسبي پيدا كند و با خريد يك سنتور توسط روانشناس مركز براي علي، او فرصت و انگيزه پيدا ميكند تا دوباره موسيقي را ادامه دهد. اشتياق علي به اندازهاي است كه او در همان جا به ديگر معتادان آموزش سنتور ميدهد. فيلم كه به پايان نزديك ميشود حاج آقا بلورچي به همراه حامد به مركز بازپروري ميرود تا به علي بگويد كه از گذشته پشيمان شده و حاضر است پس از آزادي و ترك اعتياد، تمامي امكاناتش را در اختيار او بگذارد، اما علي كه ديگر معلم ويژه موسيقي آن مركز است، ميگويد: با اينكه مشكل اعتيادش برطرف شده و وضعيت جسماني كاملا سالم و مناسبي دارد، همچنين دوران محكوميتش هم به پايان رسيده، اما تازه منزل واقعياش را پيدا كرده است، چرا كه اين مكان به دور از هياهوي جامعهاي بيرحم بوده و او ميتواند براي آدمهايي مثل خودش مفيد بوده و با نغمه سازش به آنها عشق و زندگي ببخشد.
در پايان اين فيلم كه پر ازواقعيتهاي تلخ زندگي است، ميبينيد در نهايت، علي به همراه شاگردانش كه همگي از بيماران همان مركز هستند كنسرت كوچكي اجرا ميكنند. چشم علي در ميان تماشاگران حاضر به هانيه ميافتد كه به تشويق او مشغول است اما در پايان كنسرت از هانيه خبري نبود.
از ديگر بازيگران اين فيلم بايد به مائده طهماسبي در نقش مادر هانيه، سيامك خواهاني ويولونيست گروه آريان در نقش جاويد، مونا ربيعي در نقش خواهر جاويد و محمد سلوكي برادر بزرگتر مهدي سلوكي كه پيش از اين سابقه مجريگري داشت در نقش دكتر روانشناس اشاره داشت. همچنين برنامهريز، دستيار اول كارگردان، مجري طرح، بخشي از طراحي صحنه و لباس و عكس برعهده محمدرضا شريفينيا است.
در پايان فيلم متوجه خواهيد شد مهرجويي حتي در تلخترين اثرش هم، دلش نميآيد بيننده را نااميد رها كند. بازگشت شكوهمند علي سنتوري به زندگي و آشتي دوبارهاش با سنتور، مهارت استاد در پرداخت اين صحنهها، آنقدر چشمگير است كه بيننده چارهاي جز باور آن ندارد.
سنتوري شاهكار ديگري از اين كارگردان است، كارگرداني كه در طول تمامي اين سالها هر بار به نوعي غافلگيرمان كرد، كارگرداني كه ميداند چه بسازد كه بيننده را شگفتزده كند.
ايفاي نقش بهرام رادان در اين فيلم بينظير است، او چه در روزهاي اوج و چه در شبهاي سقوط علي سنتوري و در تمامي سكانسهاي مربوط به كنسرتها درخشان ظاهر ميشود و خصوصياتي از يك بازيگر حرفهاي كامل را بروز ميدهد. از طرفي سكانسهاي مشترك ميان رادان و گلشيفته فراهاني، شيطنتهاي عاشقانهشان به ويژه سكانس بازي با شال گردن، بسيار ديدني است.
نواختن سنتور توسط رادان
ساخت موسيقي متن و نوازنده سنتور اين فيلم، كسي نيست جز يكي از اعضاي خانواده «كامكارها»... اردوان كامكار، او ميگويد: پيش از اين براي هيچ فيلمي موسيقي نساخته بودم، ساخت موسيقي اين فيلم را، به دليل آشنايي چند سالهام با مهرجويي پذيرفتم، او با من تماس گرفت و عنوان كرد، فيلمنامهاي در اين مورد دارد، چند بار با يكديگر فيلمنامه را مرور كرديم و پيش از آغاز فيلمبرداري، 5 قطعه موسيقي براي آن ساختم.
![]() |
حدود دو ماه و نيم هم با رادان سنتور كار كردم و نواختنش را به او آموختم و خوشبختانه آنقدر او با استعداد بود كه گامهاي اوليه سنتور را ياد بگيرد. كامكار ميگويد: انتخاب بازيگر اول براي اين فيلم كار دشواري بود، بايد دستهاي بازيگر، شبيه دستهاي من باشد تا تفاوتي در تصاوير مربوط به نوازندگي من و نقشهاي ايشان ايجاد نشود، از طرفي موفق شديم بين دستهايش و لبخواني هماهنگي خوب به وجود بياوريم. كار مشكلتر از لبخواني بود، چون حركات دست، همراه فيگور او نيز بايد درست انجام ميشد و از آنجا كه بهرام توانايي خوبي دارد، توانست به نحو احسن از عهده اين كار برآيد. در صحنههايي كه رادان در فيلم مينوازد، در نماهاي نزديك از خود كامكار در حين نواختن سنتور استفاده شد و در نماهاي دور از رادان و...
رادان به جاي سلوكي
مهرجويي از ابتدا تاكيد داشت كه بازيگر نقش اول فيلمش، حتما جواني لاغراندام با صورتي استخواني باشد تا بتوان با چهرهپردازي اندك، چهره يك معتاد را بر صورتش ترسيم كرد. البته دانستن سنتور نيز يكي از شرايطي بود كه بازيگر نقش اول مرد بايد آن را ميدانست. در حال تستگيري از متقاضيان، مهرجويي به اين فكر افتاد كه از بازيگران حرفهاي نيز براي ايفاي اين نقش، تست بگيرد. اولين گزينه او پارسا پيروزفر بود كه عليرغم همكاري با مهرجويي در كار قبليش، «مهمان مامان» نتوانست نظر او را براي ايفاي اين نقش جلب كند.
ديگر گزينه استاد مهرجويي براي ايفاي اين نقش، محمد سلوكي، مجري سيما بود كه از نظر فيزيك چهره با اين نقش همخواني نيز داشت، تقريبا همه چيز براي بازي او در اين نقش آماده بود كه ناگهان مهرجويي اعلام كرد، بهرام نقش علي سنتوري را ايفا خواهد كرد و سلوكي ايفاگر نقش دكتر روانشناس شد.
شايد برايتان جالب باشد بدانيد كه داريوش مهرجويي زماني، سنتور مينواخت و اين ساز را به دليل صداي زيبايش دوست داشت و يكي از دلايل نوشتن اين فيلمنامه، علاقهاش به سنتور بود. گفتني است، تصويربرداري اين فيلم از هفدهم بهمن 1384 در كاشانك نياوران آغاز شد و به مدت هشت ماه طول كشيد.
خواننده فيلم
![]() |
قرار بر اين شد كه محسن چاووشي ترانههاي اين فيلم را بخواند، چرا كه مهرجويي اعتقاد داشت كسي بايد ترانههاي اين فيلم را بخواند تا مردم با صدايش بيگانه نباشند، به ويژه زماني كه بايد لوكيشني در كاخ سعدآباد در نمايي از كنسرت برگزار شود و اين كار هم انجام پذيرفت، اما...
اولين ايراد شوراي نظارت و ارزشيابي نام فيلم بود كه سنتوري نميتواند علي باشد و بايد نام «علي» از فيلم حذف شود مهرجويي اين موضوع را پذيرفت، سپس ايرادها به ترانهها وارد شدند كه بايد ترانهها را حذف كنيد. مهرجويي گفت: نميشود، ما بر روي اين قضيه حسابي ويژه باز كرديم. گفتند پس چاووشي نباشد و يكي را بياوريد كه صدايش مجوز داشته باشد.
مهرجويي هم در مقام پاسخ گفت: آخر صدا كه مجوز نميخواهد، اين ترانه و آهنگ است كه مجوز ميخواهد و شما هم مجوز آن را صادر كردهايد و در پاسخ شنيد كه نه، بايد عوض شود و سرانجام فيلم دچار تغييراتي شد و رادان بايد با صداي خود روي آهنگهاي ساخته شده، يكبار ديگر ترانهها را بازخواني ميكرد تا فيلم مجوز پخش بگيرد و اينگونه هم شد. هدايت فيلم پخشكننده اين فيلم است كه يد طولايي در زمينه پخش دارد و به اندازه كافي از مهارت براي فروش هر چه بيشتر يك فيلم برخوردار است. گفتني است تهيهكنندههاي اين فيلم فراز فرازمند و داريوش مهرجويي هستند. اما اين فيلم چه زماني به نمايش درآيد خدا ميداند، با اين حال شنيدهها حاكي از آن است كه سنتوري در اواخر مردادماه اكران خواهد شد... بايد ديد و منتظر ماند.
بازيگري، برايم شوخي بود
رادان ميگويد: اولين بار كه مقابل دوربين سينما ظاهر شدم، برايم مثل يك تفريح بود، مثل يك شوخي، يكسري جمع شديم و رفتيم كلاس بازيگري و حتي خجالت ميكشيديم كه بگوييم ما ميرويم كلاس بازيگري، ميگفتيم ميرويم كلاس كامپيوتر، زماني هم كه انتخاب شده بودم، دو، سه هفته بيشتر كلاس نرفته بودم، يادم ميآيد آن روز از پشت شيشههاي كلاس، دو، سه نفر آمدند و با هم صحبت كردند، من هم مشغول تمرين بودم، اما صداي آنها را نميشنيدم و بعد مرا به يكديگر نشان دادند، پس از كلاس جلو آمدند و يك نشاني به من دادند كه به آن جا مراجعه كنم.
تا دو ساعت پيش از فيلمبرداري نميدانستم كه نقش چندم را ايفا ميكنم، فكر ميكردم فقط بايد در فيلم شور عشق حضور داشته باشم، بعدها فهميدم نقش من در شور عشق نقش اول است. آن زمان من بيست سال داشتم كه آمدم مقابل دوربين و بازي كردم، نميدانم انگار يك كار عجيب بود.
رفقاي صميمي
![]() |
من دوستاني دارم كه در دايره خيلي اندكي هستند، اما لزوما به اين معنا نيست كه كم معاشرت ميكنم، اتفاقا زياد معاشرت ميكنم، بيشتر دوستانم جزو دوستان دوره دبيرستان هستند، بين بازيگران ايران هم بيشتر با گلشيفته فراهاني و همسرش ارتباط دارم.
شخصيت حقوقي بازيگران
همه آدمهاي مشهور يك شخصيت حقيقي دارند و يك شخصيت حقوقي. آنها در شخصيت حقوقي حق ندارند خيلي از كارها را انجام دهند. براي مثال وقتي يك بازيگر سيگار ميكشد، حق ندارد در خيابان سيگار بكشد به خاطر اينكه مردم ميگويند كه نگاه كن فلاني دارد سيگار ميكشد، چون آن پسر كوچك از تو ياد ميگيرد سيگار بكشد، ميداني چرا؟ ميگويد اگر آن بازيگر دارد سيگار ميكشد، پس حتما كار خوبي است، حالا آن شخصيت حقيقي در داخل خانه ميتواند سيگار بكشد.
دلهاي مردم
رادان ميگويد : رابرت پريش در سينماي هاليوود يكي از آن بچههايي بود كه به دنبال چارلي چاپلين ميدويد و ماهي هفت دلار حقوق ميگرفت. كتابي دارد كه در آن نوشته، مدتها كاركرد، در استوديوهاي مختلف رفت و آمد داشت دستيار مونيتور شد و رسيد به مونتاژ كار. او از جان فورد كه استاد مسلم سينماست خيلي چيزها ياد گرفت. ميدانيد كه ايشان ركورددار اسكار در سينماي جهان است. او چهار اسكار بهترين كارگرداني را از آن خود كرده است. رابرت پريش ميگويد سالها گذشت و من هم اسكار گرفتم، رفتم ديدم جان فورد، روي يك صندلي چرمي نشسته، رو به من گفت: رابرت، شنيدم اسكار گرفتيد گفتم: بله قربان، برگشت گفت: من چهار تا گرفتم و گفت: مجسمه اسكارت را ميبري 25 سنت، دو تا كوچه پايينتر ميفروشي و دو تا ليوان قهوه ميگيري... ميخواهم بگويم رمز ماندگاري، سيمرغ و عنوان نيست، رمز ماندگاري، وارد شدن در دلهاي مردم است.
http://www.masihalinejad.blogfa.com/
انعكاس صداي سنگ ، نه ببخشيد، انعكاس صداي قاضي اصحابي كه در سرم مي پيچد ، مغزم انگار مي خواهد از جا كنده شود.كمي هم روستايي و ساده است صدا، پس چطور ممكن است ...اه دارم بي ربط مي گويم، مي دانم. اهالي تاكستان مي گفتند اولين سنگ را خودش به مرد محكوم به سنگسار زده است. ..... ( ادامه در وبلاگ مسیح علی نژاد ) ....
.
.

ساقه هاي نيلوفري از پايه هاي عرش بالا رفته و سرير ولايت را به عطر وجودي خود آراسته اند، تا او بيايد و بر تکيه گاه پوشيده از رازقي آن تکيه زند. درون کعبه چه غوغايي است امروز! ملائک، بال در بال گستره آسمان ها را پوشانيده اند و جبرائيل و ميکائيل و اسرافيل حلقه خانه کعبه شدند تا پر به نور وجود او بسايند! طنين نام او هلهله شادي ملائک است. جام هاي افلاکي عاشقان به سوي او مي آيند و گيسوان سياه شب به يمن وجود او گل خنده هاي نقره اي را در ميان آبشار آسماني اش تقسيم مي کند؛ چرا که امشب علي (ع) مي آيد!...
13 رجب سال سي ام از عام الفيل! آسمانيان طبق طبق نور مي آوردند، آن گاه که ديوار کعبه شکافته شد و فاطمه بنت اسد قدم به درون کعبه نهاد که علي اعلي خانه خويش را از براي قدوم مبارک او آماده کرده بود ... و او آمد که نام خود را از خدا گرفته بود و آمده بود تا بت هاي خانه را در هم بشکند و بر پشت بام آن نداي يگانگي و توحيد ذات مقدس خداي تعالي را سر دهد و او را تقديس کند و فرياد حق طلبي اش را از ميان کفرها و نفاق به گوش جان هاي عاشقان برساند و پرواز شور آفرين کبوتران عشق را جاني تازه بخشد.
سالروز تولد مولی الموحدین علی ( ع ) فصيح ترين شعر حيات و زيباترين آواز آفرينش ، مردي که طلوع مهرانگيز نگاهش ديگر بار حلاوت وصال و عشق را در چشمه لايزال به جان پاکان مي نوشاند و پياله حيات عاشقان از نگاهش لبريز می شود ، برهمه شیعیان جهان مبارک باد.
.
.
.
.
.
.
.
پس از کشف رمز " یازهرا " در صعود به دماوند ، اکنون در راستای ایمن سازی دماوند از یکی از فرماندهان عملیات مرصاد که هدف اصلی آن مجاهدین بودند دعوت شده تا زحمت کشیده و ۲۴ ساعت و ۳۶۵ روز سال مراقب باشند تا در راس دماوند اتفاقی که به مخاطره انداخته شدن نظام بینجامد انجام نپذیرد ...
نصب تنديس شهيد صياد شيرازي بر فراز دماوند
در آستانه فرا رسيدن سالروز عمليات پيروزمندانه مرصاد، مراسم پردهبرداري از تنديس شهيد صياد شيرازي برگزار شد و اين تنديس جهت نصب به سمت قله دماوند حمل گرديد.
به گزارش روابط عمومي نيروي زميني ارتش، پس از اين مراسم كه با حضور جمعي از فرماندهان عاليرتبه ارتش، خانواده شهيد صياد شيرازي و تعدادي از همرزمان وي در ستاد فرماندهي نيروي زميني انجام شد، اين تنديس 60 كيلوگرمي توسط كوهنوردان تيپ 65 نيروهاي ويژه هوابرد و تربيتبدني نيروي زميني ارتش جمهوري اسلامي به سمت قله دماوند حمل شد تا همزمان با ولادت حضرت علي (ع) بر فراز بام ايران نصب شود.
در بخشي از اين مراسم، امير سرتيپ سيدناصر حسيني، جانشين فرماندهي نيروي زميني، ضمن گراميداشت ياد و خاطره شهيد صياد شيرازي و تبيين نقش وي در دوران دفاع مقدس، اظهار داشت: «خاطره شهيد صياد شيرازي تا ابد زنده خواهد بود و ملت سرافراز ايران، هيچگاه رشادتها و حماسهآفرينيهاي وي در طول دوران دفاع مقدس، از جمله عمليات پيروزمندانه مرصاد را از ياد نخواهد برد.»
در ادامه امير سرتيپ آراسته، از مشاورين عالي فرماندهي معظم كل قوا و سرپرست هيئت معارف جنگ شهيد صياد شيرازي با اشاره به شخصت والاي وي گفت: «من معتقدم بايد شهيد صياد شيرازي را امير الشهدا نيروهاي مسلح دانست. صلابت، استقامت و پايمردي اين شهيد بزرگوار ميتواند الگوي كامل براي تمام مردم به ويژه نظاميان ايران اسلامي باشد.»
شايان ذكر است، اين تنديس 20/2 متري از 20 قطعه جداگانه ساخته شده كه در هنگام نصب بر روي يكديگر مونتاژ ميشوند و مواد بكار رفته در آن در برابر شرايط نامساعد جوي در ارتفاع بيش از 5000 (پنجهزار) متري قله دماوند كاملاً مقاوم است.
.
.
.
( صمیمانه از ایشان سپاسگزاری کرده و به امید خدا به میمنت میلاد بانو فاطمه زهرا (س)از همسر ایشان نیز دعوت می شود تا در قله دماوند همسنگر و هم.... با ایشان به پاسداری از ارزشهای نظام بپردازند )
.
.
عکسی از این تندیس در وبلاگ سرکار خانوم فراهانی منتشر شده است .....

ظاهرا زشتی این تندیس این رو میرسونه که پروژه ای بوده که با عجله و یکدفعه ای انجام شده ..... شایدم طراحان اش حوصله نداشتند و یا سلیقه .... خیلی بد بینانه اش اینه که این چهره واقعی صیاد شیرازی است ..... بهر حال خدا می دونه در عملیات مرصاد چه جنایاتی که نکرده اند ..... فکر می کنم اون دنیا سر پل صراط چه غلغله ای است ... همه دین فروشان دیندار تو صف هستند ..... حالا حالاها نوبت به من نمی رسه !!!!
شایدم جهنم پر شد گفتند جا نداریم بیایید بروید بهشت ... برخی وقت ها ته صف بودن هم خوب چیزی است ......!!!!

موندم عملیات مرصاد اصلا برای ایران نبود .... یکی از نوچه های سال ۱۳۵۷ که در بهشت زهرا خودشو ... می داد برای تغییر نظام ... چون به خواسته هاش و هوس هاش نرسیده بود ، یکعده رو شیر کرد تا بیان ایران ..... تهران .... ( یاد هخا خدابیامرز افتادم ) همه رو نجات بدن ..!!!! بعد دستور دادند این شازده جنگ جو و جنگ خواه تشریف ببرند هر بلایی که خواستند به سر اون جوانان که خود مسخ افرادی به نام مجاهدین شده بودند ، بیاورند ..... اینان که ادعای مسلمانی شان می شد با مسلمانانی که از جبهه روبرو آمده بودند کاری کردند که در سیره پیامبر و مولی علی نبود و در تاریخ هیچوقت نمی بینید پیامبر به سربازانش گفته باشد به زنان و دختران مهاجم و فریب خورده تجاوز جنسی کنید ...پیش از آنکه بکشیدشان .... کاری که در عملیات مرصاد پاسداران نماز خوانده و وضو گرفته کردند ..... این بود سیره فراموش شده پیامبر اسلام و مولی علی ... کاش سوادی داشتم تا تاریخ زندگی پیامبر را پیش از مسلمان شدن و یا ادعای آن را نمودن ، می خواندم ..... کاش ..... یادم نمی رفت که " اگر دین ندارم لااقل آزاده باشم ......" وای امام حسین .... امام علی .... پیامبر .... چی شد که همه چیز به باد رفت ..... که امروز " خدای را در پستوی خانه نهان باید کرد ..... " .....
دهان ات را می بویند
مبادا که گفته باشی دوست ات می دارم .
دل ات را می بویند
روزگار ِ غریبی ست ، نازنین
و عشق را
کنار ِ تیرک ِ راه بند
تازیانه می زنند .
عشق را در پستوی خانه نهان باید کرد
در این بن بست کج و پیچ ِ سرما
آتش را
به سوخت بار ِ سرود و شعر
فروزان می دارند .
به اندیشیدن خطر مکن .
روزگار ِ غریبی ست ، نازنین
آن که بر در می کوبد شباهنگام
به کُشتن چراغ آمده است .
نور را در پستوی خانه نهان باید کرد
آنک قصابان اند
بر گذرگاه ها مستقر
با کُنده و ساتوری خون آلود
روزگار ِ غریبی ست ، نازنین
و تبسم را بر لب ها جراحی می کنند
و ترانه را بر دهان .
شوق را در پستوی خانه نهان باید کرد
کباب قناری
بر آتش سوسن و یاس
روزگار ِ غریبی ست ، نازنین
ابلیس پیروزمست
سور ِ عزای ما را بر سفره نشسته است .
خدا را در پستوی خانه نهان باید کرد .
.
.
گزارش تصويري از آثار و بقاياي به جاي مانده از محل سنگسار جعفر
صبح پنج شنبه تنها از تهران به سمت قزوين حركت كردم و از آنجا به سبزه ميدان قزوين و از آنجا به دو راهي همدان ، در مسير سبزه ميدان به طرف............
...ادامه مطلب ....
برگرفته از : http://www.iranianuk.com/article.php?id=15647
ادامه مطلب







