
انیشتین می گفت :" آنچه در مغزتان می گذرد ،جهانتان را می آفریند. "
ادامه مطلب
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
امروز ۱۴ سپتامبر دقیقا یکسال از اومدن تو میگذره .... و بیش از پیش دوستت دارم ....
در دامن تو رشد یافتم ... و توانایی روی پا ایستادن و راه رفتن را یافتم ...... به من دادی هر آنچه امروز انتظار امدن دوباره ات را کشیدن دارم را .....
توان گفتن دوستت دارم ... عاشقتم را باز بر لبان ام جاری ساختن را دادی تا بگویم
تا همیشه ابد عاشقت بوده و دوستت دارم ![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
کمپین آزادی برای زینب بایزیدی
روژدا شکیبا:بازداشت ! شکنجه ! زندان و تبعید ! به چه جرمی ؟ زن بودن ؟ یا کرد بودن ؟
ادامه مطلب
شاهين فاطمي ، کیهان لندن
سی سال است تقریباً دست روی دست در انتظار «منجی» خود نشستهایم. همه منتظر هستند تا «او» از راه برسد و ایران را نجات دهد. غافل از اینکه در انتظار «گودو» نشستن دردی را دوا نخواهد کرد. بر فرض محال هم که چنین کسی پیدا شود از کجا معلوم که او هم مانند خمینی پس از آنکه برخر مراد سوار شد دیکتاتور بزن بهادر دیگری از آب در نیاید؟
ادامه مطلب
الفبای زندگی
ادامه مطلب
عشق گلي است که دو باغبان آن را مي پرورانند.
Love is flower that is made to bloom by two gardeners
عشق گلي است که در زمين اعتماد مي رويد.
Love is like a flower which blossoms whit trust
عشق يعني ترس از دست دادن تو.
Love is afraid of losing you
پاسخ ، عشق است سوال هر چه که باشد.
No matter what the question is love is the answer
وقتي هيچ چيزجزعشق نداشته باشيدآن وقت خواهيدفهميدکه عشق براي همه چيزکافيست.
When you have nothing left but love than for the first time you become aware that love is enough
زماني که همه چيز افتاده است عشق آن چيزي است که بر پا مي ماند.
Love is the one thing that still stands when all else has fallen
عشق مثل هوايي است که استشمام مي کنيم آن را نمي بينيم اما هميشه احساس و مصرفش مي کنيم و بدون آن خواهيم مرد.
Love is like the air we breathe it may not always be seen, but it is always felt and used and we will die without it
عشق فراموش کردن خود در وجود کسي است که هميشه و در همه حال شما را به ياد دارد.
Love is totally forgetting yourself to someone that is always remembering you at all time
صحبتی بود ...سوالاتی در دل شیدایی ام ..... پاسخ شان را خود او رسانید ...شاید تنها نظری باشد در توان من ما او ...اما بازگویی آن را رسالتی والاتر حس فراکنده بود .....
... خدایا چرا ادمیان تنها به فکر شکم و .... شکم هستند ؟هدفی دیگر نبود خلقت من و ما را .... اشرف مخلوقات مان را چه شد؟
.
.
ادمی را لذت انی داشتن در سر است ... هر چه بهتر باشه بیشترو حریص تر می خواهی ....
... عزیزی می گفت : نیاز آدما به سطح آگاهی شون بستگی داره ... آدما سطح اگاهی بالاتر ..نیازهای بالاتری دارند ....
میگفت نحوه اگاهی ادما با خداوند معیار سطح اگاهی شون است.....
.
.
.ذهن پرسید : چرا آدما فقط وقتی با یکی کارداریم از لغات جانم عزیزم ...استفاده می کنیم ویا به سراغش می رویم یا بهش توجه ویژه می کنیم .....؟
.
.
برخی وابسته با رفتارهای اجتماعی می دانندش ...تربیت واخواسته از کودکی هر شخص ...یا تقلید کورکورانه و غلط از دیگران ....گاهی اون شخص می اندیشد که من خرم .... چون فهم ندارم ... اما گاهی اگاهانه شخص به جانم ها لبیک میگه که شاید باعمل صالح اون شخص را هدایت کند ... ...
میگفت : اونها که اینجوری به تو نزدیک می شوند بنده خدا هستند .... از من درخواست کمک کرده وروح جهان مرا وادار به حرکت و پذیرفتن دست جویای کمک او میکند ..... اگر اون شخص انرژی منفی میده من بیام بهش انرژی مثبت بدم که در اول حس اون رو خنثی کنم و بعد با بیشتر انرژی مثبت دادن عملا این حس کمک و نوع دوستی روبه اونهم منتقل کنم ....
.
.
در اون لحظات می اندیشیدم به هزینه فرصت از دست رفته. . زمانی که می تونست به کارهای خوب برسه ..... تا کمک به آدمی گمراه .... شایدم زیرا رسالت کمک به در راه ماندگان را نیز توانیم داشته باشیم ....
.
.
.
عزیزی میگفت : روابط دو جور است بطور کلی ... یا بده بستانی است .... کارمیک ... حتی بین زن و شوهر هم هست ...بنوعی باج دهی است .... و یا روابط همیشگی است ... صمیمی و خالص است .... بدون ریا .... تحسین باعث شخصیت میشه ....
.
.
.
سوال دیگری که ذهن ام رو درمی نوردید درباره اینترنت ... چت و دوست یابی بود ... اینکه چقدر از این ها به نتایجی قابل بیان و دارای ارزش منتهی میشه ؟
من پیش خودم میگفتم کسی که می اد تو اینترنت و درخواست چت میذاره ... شاید در یک مراجعه برای بیش از پنجاه نفر هم بتونه بگه "دوست دارم بیشتر با هم آشنا بشیم" چون هزینه ای ارزان داره تنها گفتن ورفتن نشستن تا دیدن نتایج .....
بعد شاید 5 نفر از این ادما پاسخ مثبت بدهند .... و ( یاد فیلم سکس و فلسفه – محسن مخملباف افتادم که نتونسته بود اون یکی رو از بین 4 نفری که در چهار فصل مختلف سال باهاشون آشنا شده بود پیدا کنه ..... یا داستان شازده کوچولو افتادم .... آدم بزرگا چند هزار تا گل رو بر میدارند تو یک گلستان میکارند و آخرش هم اون یکی روکه میخوان بینشون پیدا نمی کنند .... این آدم بزرگا راستی راستی که خیی عجیبند ...) جالبه که میره هر پنج تا رو هم می بینه اما باز در خلال همین مدت برای صدها نفر دیگه ممکنه پیغام "دوست دارم بیشتر با هم آشنا بشیم" را بگذاره !!!!!!!
میگفت: دنیایی عجیبه .... میشه راحت توش دروغ گفت ..... هر جور آدمی به دنیای اون وارد میشه .....شرط ورودی نداره .....
.
.
عزیزی میگفت: در چت می تونی اونچه در دنیای حقیقی نداری رو داشته باشی .... ... اونچه دلت میخواسته داشته باشی ....اونچه می خواستی باشی رو اینجا بهت می دهند....میخواستی دکتر بشی نشدی ..خودت رو دکتر معرفی کنی .... پولدار ...روشنفکر ...
... عزیز میگفت : اگر در حد مجازی بمونه دوام داره .... اما وقتی وارد دنیای واقعی که میشه خراب میشه ....
... آدمایی که از دنیای مجازی می آیند هرگز موفق نمی شوند همسر پیدا کنند .... چون 2 تا آدم در دنیای مجازی با اون حرفها ... نقاب بر صورت ...آنچه میخواسته اند باشند عاشق هم شده اند .....گویی کور می شوند ... و شاید بودنشان در ازدواج یکی دوسالی بیشتر دوام نداره .... چون دو آدم متفاوت حالا در دنیای واقعی و نه مجازی چت کنار هم هستند .....
می اندیشیدم به دوستی های چند تایی ...موقتی ..... فریب ها .... گناهان کبیر .... اشتباهات غیر قابل بازگشت.....
توهم ... انحراف ...اعتیاد... فرار ... فنا ...... تمام .
چه بهتر بود شاید که از دنیای مجازی به جهان واقعی نمی آمدند ..... و یا در همون دنیای مجازی با چهره اصلی خود وارد می شدند ....
روزگار غریبی است .....
...
اعمال نفوذ به معناي دخالت است
نوعي تجاوز است
کشيدن تو به راهي که هرگز فکر آن را نکرده اي
اعمال نفوذ بر انساني ديگر تجاوز کارانه ترين عمل در جهان است
تحت تاثير هيچ کس مباش
نگاه کن ، ببين ، آگاه باش و انتخاب کن
اما فراموش مکن
بار مسئوليت بر شانه هاي توست
. انسان خسته است . می دود . مبارزه می کند . نمی داند اینجا چه می کند . آنچه را که دیگران به او دیکته می کنند می پذیرد . و دیگران همان رهبران احمق انسانیت اند که این وضعیت را به وجود آورده اند . در دنیای زیبایی زندگی نمی کنیم . اما همچنان بر این تباهی پای می فشاریم . در عمق می دانیم که همه اش پوچ و تو خالی است . اما شهامت می خواهد . اگر خودت باشی دیگران تو را زیر فشار خواهند گذاشت . جامعه یک برده ی با ادب می خواهد . درس بخوان .. مدرک بگیر .. شغل خوبی پیدا کن .. و ازدواج کن .. بچه دار شو .. بچه ات را تربیت کن و آنگاه بمیر ! این زندگی تو است . بهشت را هم با نمازهای روزانه و روزه های رمضان از خدا خریده ای . این جهان گذرا است . فقط به بهشت بیندیش که ابدی است .. زیبا رویان طلایی و همیشه جوان در انتظار تو اند . رودهای شراب جاری است . می توانی در آنها شنا کنی . اما اینجا نه ! لطفا مودب باش ! اینجا یا آنجا ؟ آیا مکان یا زمان اهمیت دارد ؟ تو را سر کار گذاشته اند انسان !
بهشت برای بردگان با ادب است ..
هنگامی که عاشق یک زن می شوید , شما در هنگامی آزادی زن عاشق می شوید ولی وقتی که او را به خانه آوردید , همه ی امکانات آزاد بودن را از او می گیرید , و با این گرفتن آزادی ها زیبایی او را هم از او باز می ستانید . بعد ناگهان یک روز در می یابید که دیگر عاشق او نیستید , چون او دیگر زن زیبایی نیست . این اتفاق همیشه می افتد . بعد از این حادثه به جستجوی زن دیگر می پردازید و اصلا فکر نمی کنید که چه اتفاقی افتاده است . شما به این فرآیند و اینکه چطور زیبایی زن را از بین برده اید توجهی نمی کنید .
از متن کتاب - شکوه آزادی - اوشو
من نا لایق به تو دل بستم
سکوت خویش را بهانه ای بر تفکر نمودم ....
تفکر باز شد خوراک شب و روز من ....
اندیشه به او ....
خدایا دوباره صدای پای بهار می آید ...
THE TIME CHANGED ....
THE LOVE ...
THE LIKE ....
THE LIFE ...
خدایا تمام تغییرات
طوفانی دیگر را در من بوجود اورده
.
.
.ساحل ارام عشق من اکنون کجاست ...
ارام ام میکنه صداش ..
نفس کشیدن هاش ....
با ضربان قلبش بالا مبرفتم ....
پایین
.
.
الهی ملکه قلب من است ..
دوستش دارم تا همیشه .....
.
.
|

