تبليغاتX
I REALLY LOVE YOU همنورد خدا همنورد

http://www.img98.com/images/mui61ffnrhwiohmu2px2.jpg


گر شعله های خشم وطن / زین بیشتر بلند شود
ترسم به روی سنگ لحد / نامت عجین به گند شود

پر گوی و یاوه ساز شدی، / بی حد زبان دراز شدی
ابرام ژاژخایی ی تو / اسباب ریشخند شود

هرجا دروغ یافته ای / درهم چو رشته بافته ای
ترسم که آنچه تافته ای / بر گردنت کمند شود

باد غرور در سر تو، / کور است چشم باور تو
پیلی که اوفتد به زمین / حاشا دگر بلند شود

بر سر کله گشاد منه، / خاک مرا به باد مده
ابر عبوس اوج – طلب / پابوس آبکند شود

بس کن خروش و همهمه را، / در خاک و خون مکش همه را
کاری مکن که خلق خدا / گریان و سوگمند شود

***

نفرین من مباد تو را / زان رو که در مقام رضا
دشمن چو دردمند شود، / خاطر مرا نژند شود

خواهی گر آتشم بزنی / یا قصد سنگسار کنی
کبریت و سنگ در کف تو / خاموش و بی گزند شود

سیمین بهبهانی
۲۵ خرداد 



جمعه 29 خرداد 1388

19 می 2009


در اوج ها دری نو به سوی هوای تازه باز خواهد شد ....

اینبار آرزوی پرواز ام را یا رب 

لبیک گو .....

برای آمدن جمعه ثانیه ها را  می شمارم ....












فوری:عسگری، همان کسی که آرای 19 میلیونی موسوی رو لو داده بود،در تصادف ساختگی رانندگی کشته شد

به این لینک گاردین در مورد گزارش لحظه به لحظه وقایع ایران در ساعت ۱۱ توجه کنید.---آقای محمد عسگری مسول امنيت شبكه IT وزارت كشور، همان كسي كه آمار آراء 19 ميليوني مير حسين را فاش كرد، در يك تصادف رانندگي مشكوك كشته شد. این میتونه کار وزارت اطلاعات یا حفاظت اطلاعات یکی از نهاد ها باشه. خیلی مهمه. ستاد های آقای موسوی و کروبی باید ‍‍پيگيری کنند. لینک خلاصه ی خبر:---- http://pfarrerstreccius.blogspot.com/2009/06/mohammad-asgari-interior-ministry.html
نظرات


خدایا،

به من زیستی عطا کن که در لحظه ی مرگ،

بر بی ثمری لحظه ای که برای زیستن گذشته است،

حسرت نخورم.

و مردنی عطا کن که بر بیهودگی اش، سوگوار نباشم.

بگذار تا آن را من، خود انتخاب کنم،

اما آنچنان که تو دوست داری،

"چگونه زیستن" را تو به من بیاموز،

"چگونه مردن" را خود خواهم دانست!

                                                                                  علی شریعتی


هرگز از مرگ نهراسیده ام

اگر چه دستانش از ابتذال شکننده تر بود

هراس من-باری-همه از مردن در سرزمینی است

که مزد گورکن

     از ازادی ادمی افزون تر باشد

جستن

یافتن

و انگاه

به اختیار برگزیدن

و از خویشتن خویش

با روئی پی افکندن.....

 

اگر مرگ را از این همه ارزشی بیشتر باشد

حاشا حاشا که هرگز از مرگ هراسیده باشم. 




آن خس و خاشاک تویی /

 پست تر از خاک تویی / 

شور منم نور منم /

 عاشق رنجور منم / 

زور تویی کور تویی /

 هاله بی نور تویی /

 دلیر بی باک منم / 

مالک این خاک منم 


 



آن خس و خاشاک تویی /

 پست تر از خاک تویی / 

شور منم نور منم /

 عاشق رنجور منم / 

زور تویی کور تویی /

 هاله بی نور تویی /

 دلیر بی باک منم / 

مالک این خاک منم 


 


عبدالکریم سروش خطاب به ملت ایران:شما حق‌جویانید که با عصای «موسوی» دولت فرعونی را درهم می‌شکنید

 

سرو: عبدالکریم سروش در بیانیه‌ای دستکاری آرا در انتخابات ریاست‌جمهوری را محکوم کرد و آن را مصداق خیانت در امانت نامید. در بخشی از بیانیه سروش خطاب به ملت ایران آمده‌است: «بحقیقت اسم اعظم، شما حق جویانید که دیو تیره بختی را از تخت سلیمان بزیر میکشید و با عصای موسوی، دولت فرعونی و شعبده سامری را به دونیم میزنید وحکومت ارعاب و تزویر و چماق و نفاق را بافریادهای جگرشکافتان درهم میشکنید.» به نام خدا باز این چه ابر بود که ما را فروگرفت تنها نه من،گرفتگی عالمست این یکدم نگاه کن که چه برباد میدهی چندین هزار امید بنی آدمست این چندین هزار امید بنی آدم را برباد دادند و قومی را داغدیده و دردمند کردند وپای اهانت برشعور و غرور شان نهادند و دست خیانت درصندوق امانت شان بردند وبا نیرنگ وفریب، باطلی را بجای حق نشاندند تا دوباره عزت و کرامت راپایمال جهالت کند ونام را به ننگ بفروشد و فرومایگان را بر کرسی ریاست بنشاند و دروغ و دغل درکار مدیریت کند وخرافه بگسترد وسفاهت بپرورد و از چاههای نفت بردارد ودر چاههای جمکران بریزد وآزادی را خفه کند وآگاهی را بکشد واستبداد دینی وقرائت فاشیستی از دین را قوام بخشد ودیانت را ملعبه دست سیاست کند و سرهنگان را بر فرهنگ بگمارد و فرهنگیان را بدست سرهنگان بسپارد ودست تطاول درحقوق مردم دراز کند و پشت به قبله حقیقت، بسوی خدای خدیعت نماز کند. هیچ چیز مهیب‌تر از زخمی کردن غرور یک قوم نیست.سرمایه اعتمادشان را ستاندن وآب دهان برویشان افکندن. پلیدی وبیشرمی ازین بیشتر نمیشود.آدمیان دزدی ودغلی را تحمل میکنند اما اهانت مکرر به عزت وکرامت شانرا هرگز. اینک روح مجروح وغرور رنجورایرانیان بجوش آمده است و تا ننگ آن خیانت زدوده نشود وتا غاصبان بدست عدالت سپرده نشوند التهابشان فرو نمی نشیند. والبته جای هیچ نومیدی نیست، «که بد بخاطر امیدوار ما نرسد».اجتماع هزار در هزار زنان ومردان حق جو و مطالبه گر پنجره های امید را برتاریخ آینده ما گشوده است و نوید گشایش بکار فروبسته ما میدهد. اسم اعظم بکند کار خود ایدل خوشباش که به تلبیس و حیل دیو سلیمان نشود بحقیقت اسم اعظم، شما حق جویانید که دیو تیره بختی را از تخت سلیمان بزیر میکشید و با عصای موسوی، دولت فرعونی و شعبده سامری را به دونیم میزنید وحکومت ارعاب و تزویر و چماق و نفاق را بافریادهای جگرشکافتان درهم میشکنید. استبداد دینی غرور و شعور شما را به تمسخر و توهین گرفته است وخشم مقدس شما خاموش نمی‌نشیند تا امانت حق و رای راازغاصبان خاین بستاند و به کاردانان امین بسپارد. نقد، تقوای سیاست است و حق جویی فضیلت دوران ماست و شما این فضیلت را فرو نمی‌نهید. همت پاکان دوعالم وبخشایش ارواح مکرم باشماست، «با همه کروبیان عالم بالا». درین معرکه حق وباطل وجنایت و شهادت آیا مشایخ و مراجع عظام احساس تکلیف نمیکنند که باقلمی وقدمی «بازار ساحری وناموس سامری وقلب ستمگری» را بشکنند؟ شمس و قمر این حرکت یعنی آقایان موسوی و کروبی نیز نیک میدانند که «صحبت حکام ظلمت شب یلداست» وبردر ارباب بی مروت دنیا نشستن که «خواجه کی بدرآید» شرط خردورزی وسیاست ورزی نیست.به سواد اعظم روآورند که اسم اعظم درآنجاست. «نور ز خورشید خواه بوکه برآید». اینک که فساد و خیانت، ظاهروعریان از پرده بدر افتاده است من هم در پایان نصیحتی از زبان باباطاهر عریان برای حاکمان دارم: مکن کاری که برپا سنگت آیو جهان با این فراخی تنگت آیو چوفردا نومه خونون نومه خونند تو نومه خود ببینی ننگت آیو در توبه هنوز بازست. آب رفته را بجوی باز گردانید. قرعه فال بنام شما زده اندوامانتی را که آسمان نتوانست کشید برشانه های شما نهاده اند.به عهد امانت وفاکنید ودر زمره جهولان و ظلومان منشینید. حقا کزین غمان برسد مژده امان گرسالکی بعهدامانت وفاکند ...............





گرگها خوب بدانند در این ایل غریب / گر پدر مرد - تفنگ پدری هست هنوز 

گرچه  مردان قبیله همگی کشته شدند / توی گهواره چوبی پسری هست هنوز! 

آب اگر نیست نترسید که در قافله مان / دل دریایی و چشمان تری هست هنوز...*

*دکتر زهرا رهنورد


باز فردا میرسه ... 

در فردا امید به بهترین ها را در خویشتن داری های من  و تو می خواهم باز دوباره ببینم ... 

تا امید به فردا در من و ما ست چرا نباید به دیدار هایی رفت که سرانجام شور دارد ...


شور را در ما جاری ساز


 لحظه دیدار نزدیک است

باز من دیوانه ام     مستم

باز می لرزد دلم دستم

باز گویی در جهان دیگری هستم

های .نخراشی به غفلت گونه ام را تیغ

های نپریشی صفای زلفکم را دست

و ابرویم را نریزی دل

                                     ای نخورده .مست

                                                            لحظه دیدار نزدیک است






CHAMONIX, France – Karine Ruby, a former Olympic snowboarding champion who had been training to become a mountain guide, died Friday in a climbing accident on Mont Blanc. She was 31.

Ruby was roped to other climbers when she and some members of the group fell into a deep crack in the glacier on the way down the mountain, Chamonix police official Laurent Sayssac said.

A 38-year-old man from the Paris region died in the fall, and a 27-year-old man was evacuated by helicopter with serious injuries and hospitalized, Sayssac added.

French Prime Minister Francois Fillon called Ruby an "exceptional sportswoman."

"Karine incarnated the emergence of snowboarding in France," Fillon said in a statement. "The people of France will hold on to the memory of her talent and her joie de vivre."

Ruby won a gold medal in the giant slalom at the 1998 Nagano Olympics and a silver in the parallel giant slalom at the 2002 Salt Lake City Games. She was a six-time world champion with 65 snowboard World Cup victories.

She retired after the 2006 Turin Olympics, where she was eliminated in the quarterfinals of the snowboardcross event. Ruby had since been working toward becoming a mountain guide and was expected to finish her training in the coming weeks.



 

تا بحال اصطلاح شهر هرت رو زیاد شنیدید اما از خودتون

 پرسیدید واقعا شهر هرت کجاست؟

- شهر هرت جايي است که رنگهاي رنگين کمان مکروهند و رنگ سياه مستحب.

- شهر هرت جايي است که اول ازدواج مي کنند بعد همديگر  رو مي شناسن.

- شهر هرت جايي است که بهشتش زير پاي مادراني است که حقي از زندگي و فرزند و همسر ندارند..

- شهر هرت جايي است که درختها علل اصلي ترافيک اند و بريده مي شوند تا ماشينها راحت تر برانند.

- شهر هرت جايي است که کودکان زاده مي شوند تا عقده هاي پدرها و مادرهاشان را درمان کنند.

- شهر هرت جايي است که شوهر ها انگشتر الماس براي زنانشان مي خرند اما حوصله 5 دقيقه قدم زدن را با همسران ندارند.  

- شهر هرت جايي است که با ميلياردها پول بعد از ماهها فقط مي توان براي مردم مصيبت ديده، چند چادر برپا کرد.

- شهر هرت جايي است که خنده نشان از جلف بودن را دارد.

- شهر هرت جايي است که مردم سوار تاکسي مي شن زود برسن سر کار تا کار کنن وپول تاکسيشونو در بيارن.

- شهر هرت جاييه که نصف مردمش زير خط فقرن اما سريال هاي تلويزيوني رو توي کاخها مي سازن.

- شهر هرت جايي است که گريه محترم و خنده محکومه.

- شهر هرت جايي است که وطن هرگز مفهومي نداره و باعث ننگه پس ميرويم  ترکيه و دوبي و اروپا و آمريکا و ....... را آبادميکنيم.. 

- شهر هرت جايي است که هرگز آنچه را بلدي نبايد به ديگري بياموزي.

- شهر هرت جايي است که وقتي مي ري مدرسه کيفتو مي گردن مبادا آينه داشته باشي.

- شهر هرت جايي است که دوست داشتن و دوست داشته شدن احمقانه، ابلهانه و ... است.

- شهر هرت جايي است که توي فرودگاه برادر و پدرتو مي توني ببوسي اما همسرتو نه ....

- شهر هرت جايي است که وقتي از دختر مي پرسن مي خواي با اين آقا زندگي کني مي گه: نمي دونم هر چي بابام بگه.

- شهر هرت جايي است که وقتي مي خواي ازدواج کني 500 نفر رو دعوت مي کني و شام ميدي تا برن و از بدي و زشتي و نفهمي و بي کلاسي تو کلي حرف بزنن..

- شهر هرت جايي است كه هر روز توي خيابون شاهد توهين به مادرها و دخترها هستي ولي كاري ازدستت برنمياد.  

- شهر هرت جايي است كه مردمش پولشان را توی چاه میریزن و دعا میکنن که خدا آنها را از فقر نجات بده.

- شهر هرت جایی است که به بعضی از بیسوادها میگن پروفسور.

- شهر هرت جایی است که ساق پا پیدا و موی سر پوشیده است!!

- شهر هرت جایی است که در آن دلال و دزد به مهندس و دکتر فخر میفروشند.

- شهر هرت جایی است که مردگان مقدسند و از زنده ها محترمترند.

شهر هرت جايي است كه ......... 

   خدايا اين شهر چقدر به نظرم آشناست





مرگ 3 زن و مرد كوهنورد در قله دماوند

گروه حوادث ـ دو زن و يك مرد كوهنورد كه همراه گروهي از كوهنوردان هرمزگاني قصد صعود به قله دماوند را داشتند به دليل افت شديد دماي بدن و سقوط از ارتفاعات، جان باختند. 
به گزارش ايسنا، هفته گذشته يك گروه 11 نفري متشكل از كوهنوردان اهل هرمزگان براي صعود عازم قله دماوند شدند. آنها به منطقه «بارگاه سوم» رسيده بودند كه مسئولان فدراسيون كوهنوردي به دليل شرايط نامساعد جوي و نداشتن تجهيزات مناسب به آنان توصيه كردند از صعود منصرف شوند، اما اين مسئله با مخالفت كوهنوردان روبه‌رو شد و آنها بدون توجه به توصيه‌ها به راه خود ادامه دادند. حال آن كه فقط يكي از آنها، جدا شد و از ادامه مسيرمنصرف شد. 10 تن ديگر همچنان به راه خود ادامه دادند اما پس از مدتي، شش نفر ديگر از اعضا در ارتفاع 5200 متري به دليل شرايط نامساعد جوي از ادامه صعود منصرف شده و بازگشتند. اما چهار تن ديگر به صعود در ارتفاعات ادامه دادند. ساعت 2 و 30 دقيقه بعدازظهر دوشنبه - 4 خرداد - كوهنوردان پس از فتح قله، به پائين بازمي‌گشتند كه در بين راه دو زن كوهنورد دچار افت شديد دماي بدن شده و جان باختند. يك مرد همراهشان نيز از ارتفاع سقوط كرد و كشته شد اما كوهنورد چهارم موفق شد خود را به پائين قله برساند. در حال حاضر قرار است گروهي از داوطلبان با هماهنگي هيأت كوهنوردي استان تهران، براي يافتن و بازگرداندن اجساد سه كوهنورد به منطقه اعزام شوند. جزئيات بيشتري درباره اين خبر اعلام نشده است.


http://anapourna.persianblog.ir/post/181/


" برف رنج است که می بارد سفید

تا نا پیدا

رها شده باد است در ریز حلقه های چرخ ایده ی آتش

دو چشم تو قهوه ای سرد است تنوره

داغ ماییم و زمستان     از لب های تو پیدا

این پیوسته گی باهار و بوی خوش از لا موی تو باد

درجه ای نه دارد که می خندددم از سر خوشی

 - شاعری سر شار از کوه ها کلمه و سر خوش از دو نفری بودن که می بردم به بلند\  نه کوه نوردی با دل بسته گی به قله های بلند در پا برداشته شده بودم -

  (از وبلاگ ساجده) "

 ساجده کشمیری واسه ی همه کوهنویسا و وبلاگنویسا آشناست. دختر نارنجی سرپهنگی های جنوب!  با اون لحن حرف زدن و نوشتن که مختص خودش بود. دلش یه دریا بود. خیلی با معرفت و خونگرم. یه دختر محکم و قوی!  یک نویسنده و شاعر فرهیخته!

.

.

.

.

.------------------------------------------------------------------------------------------------------------

کوه معشوق زیبای من ... 

در انتهای دوست داشتن تو زیبای دماوند ....

 نام من را نیز در لیست قرار ده .... 


آرزوم  آرمیدن در دامن توست ....... تنها آرمیدن  در این دنیا 

  ... و در بهشت بیدار شدن .....  آمین 



در آستانه در ایستادن ..... درد عشق را    به می ناب آمیختن ...... به هجر آسمان خواسته سادگی رسیدن ...... 

تمام و تمام  به زیر باران  راه رفتن با تو را یادم می اورد ...... 

آنزمان که سکوت یک سلام به زبان نیامده را تجربه می کردیم ... به امروزی که حرفهامان در دل مان نوشته شده و اما به زبان میامده است وووووو نمی اندیشیدیم ...... 


بیداری امشب تا به سحر اندیشیدن به تو خواهد بود .... 

یگانه ..... 



مواظب خودت باش
تا از این در بیرون میری می میرم زنده می شم
دل تو دلم نمی مونه وقتی تو نیستی پیشم
تا از این در بیرون میری می گم کی بر می گرده
یه اتفاقی پیش نیاد واست خدا نکرده
به خاطر منم شده مواظب خودت باش
عشقت جون و تنم شده مواظب خودت باش
به خاطر منم شده مواظب خودت باش
مواظب خودت باش
مواظب خودت باش
عشقت جون و تنم شده مواظب خودت باش
مواظب خودت باش
مواظب خودت باش

من بی تو یک دقیقه هم نمی تونم بمونم
تو هم مثله من عاشقی از تو چشات می خونم
خورشید زندگیم تویی ترس من از غروبه
این قلب دیوونه ی من به عشق تو می کوبه

به خاطر منم شده مواظب خودت باش
عشقت جون و تنم شده مواظب خودت باش
به خاطر منم شده مواظب خودت باش
مواظب خودت باش
مواظب خودت باش
عشقت جون و تنم شده مواظب خودت باش
مواظب خودت باش
مواظب خودت باش

هیشکی به اندازه ی من عشق تو رو نمی خواد
جایی که دارم تو دلت آسون به دست نمیاد
بی تابم از آغوش تو هر لحظه که جداشم
به من یه ذره حق بده دلواپس تو باشم

به خاطر منم شده مواظب خودت باش
مواظب خودت باش
مواظب خودت باش
عشقت جون و تنم شده مواظب خودت باش
مواظب خودت باش
مواظب خودت باش
به خاطر منم شده مواظب خودت باش
مواظب خودت باش
مواظب خودت باش
عشقت جون و تنم شده مواظب خودت باش
مواظب خودت باش
مواظب خودت باش

------------------------------

دویدم و دویدم (موج گران)
دکلمه-مسعود فردمنش:
(به کاروانیان بگو که عشق حرف آخر است
کسی سفر کند که او فقط بر این باور است
مقصد ما دورترین نقطه ی بی نهایت است
عشق که سرلوحه شود راه سفر سلامت است)

این همه ره آمدم پرسه ی بیهوده بود
خاطره آسوده ام کاش نیاسوده بود
جامه دریدن نشد حل معمای من
در قدم اولین راست نبود پای من
در قدم اولین راست نبود پای من

دویدم و دویدم از تو به خود رسیدم
من از غروب گذشتم من با سحر دمیدم
دویدم و دویدم از تو به خود رسیدم
من از غروب گذشتم من با سحر دمیدم

این همه پارو زدم موج گران بشکنم
موج گرانی شکست روح و روان و تنم
موج گرانی شکست روح و روان و تنم

دویدم و دویدم از تو به خود رسیدم
من از غروب گذشتم من با سحر دمیدم
موج گران خود منم
سازمو خود بشکنم
ره به غلط می روم
گاهی به پس می دوم
یار کنار منو من همه در فکر یار
مست و خرابه تبه بازی این روزگار

دکلمه-مسعود فردمنش:
(روز بلند بی ثمر گذشت
از سر گذشت
شبی چو شب های دگر
گشوده بود بال و پر
با همه خستگی سری به خلوت دلم زدم
تا به سحر نشستمو عشق تو را قلم زدم)

دویدم و دویدم از تو به خود رسیدم
من از غروب گذشتم من با سحر دمیدم
دویدم و دویدم از تو به خود رسیدم
من از غروب گذشتم من با سحر دمیدم
دویدم و دویدم از تو به خود رسیدم
من از غروب گذشتم من با سحر دمیدم

دکلمه-مسعود فردمنش:
(چگونه فریاد نکنم حال که دریا آرام است
شاید که بشنود این ساحل امید که این همه دور نشسته است
چگونه سرخی به رخ نکشم حال که آسمان آبی است
شاید که جلوه کند این رنگ دل باختگی در این سحرگاه سحرآمیز
چگونه نسوزم حال که شعله ای شدم در میان خاکستر خویش)



-----------------------------------------------

متن آهنگ جنجالی

جنجالی ترین عشق زمینه
جنجالیه جنجالی
جنجالی ترین قصه همینه
جنجالیه جنجالی
جنجالیه جنجالی
جنجالیه جنجالی
تو با نگاه اولیت من با تموم زندگیم
خواستیم حرفه دلمونو با همه ی دنیا بگیم
گفتیمو گفتن قصتون یه قصه ی خیالیه
ما به همه نشون می دیم که عشقمون جنجالیه
جنجالیه جنجالی
جنجالیه جنجالی
جنجالیه جنجالی
جنجالیه جنجالی

نگران آخر و عاقبت قصمونن
نگرانن که چی می شه آخرش
من زمینم تویی آسمون ولی پیش همیم
واسه ی بعضیا سخت باورش
واسه دنیا رو به هم ریختن از عشق
فرصت عالی عشق من و تو
از کنار عشق نمیشه ساده گذشت
بس که جنجالیه عشق من و تو
بس که جنجالیه عشق من و تو
جنجالیه جنجالی
جنجالیه جنجالی
جنجالیه جنجالی
جنجالیه جنجالی

جنجالی ترین عاشقمو
جنجالی ترین دلداری
جنجالی ترین راز منو
تویی تویی که تو قلبت داری
جنجالیه جنجالی
جنجالیه جنجالی
هوای مهربونتو گرفته زیر بالمو
من با تو پیدا می کنم آرامش خیالمو
جنجالی ترین عشق زمین
جنجالیه جنجالی

جنجالی ترین قصه همین
جنجالیه جنجالی
جنجالیه جنجالی
جنجالیه جنجالی
جنجالیه جنجالی
جنجالیه جنجالی
جنجالیه جنجالی
جنجالیه جنجالی
جنجالیه جنجالی
جنجالیه جنجالی



-



--
--
-
-
-
---------------------------------------
پیش فرض 03-15-2009, 10:11 AM

ماهی جون
ماهی جون آبیه دریا رو فراموش نکنی
قصه ی آبیه موجا رو فراموش نکنی
نکنه دلت بگیره بشکنی مثله حباب
ببره دنیا رو آب بسپاری چشماتو به خواب

ماهی جون تنگ بلور فصل بلور نیست می دونی
می تونی بشکنی این تنگ بلورُ می تونی
ماهی جون تنگ بلور فصل بلور نیست می دونی
تو بخوای بشکنی این تنگ بلورُ می تونی

شب این تنگ بلور نقره ی ماهو کم داره
چشمای آبیه تو همیشه رنگ غم داره
پشت اون کوه بلند دریای آزاد ماهی جون
چشم به راتن همه ماهی های آزاد ماهی جون
چشم به راتن همه ماهی های آزاد ماهی جون

ماهی جون تنگ بلور فصل بلور نیست می دونی
می تونی بشکنی این تنگ بلورُ می تونی
ماهی جون تنگ بلور فصل بلور نیست می دونی
تو بخوای بشکنی این تنگ بلورُ می تونی

شب این تنگ بلور نقره ی ماهو کم داره
چشمای آبیه تو همیشه رنگ غم داره
پشت اون کوه بلند دریای آزاد ماهی جون
چشم به راتن همه ماهی های آزاد ماهی جون
باله اتو تکون بده نفس بکش شنا بکن
بشکن این شیشه رو با سر خودتو رها بکن
بشکن این شیشه رو با سر خودتو رها بکن

ماهی جون تنگ بلور فصل بلور نیست می دونی
می تونی بشکنی این تنگ بلورُ می تونی
ماهی جون تنگ بلور فصل بلور نیست می دونی
تو بخوای بشکنی این تنگ بلورُ می تونی



مبارکه،مبارکه
مبارکه،مبارکه،مبارکه

می دونم که سرت خیلی شلوغه
ولی توی نگات یه حس خوبه
خوشا به شانس عاشقونه ی من
به نازم عشقتو که بی غروبه
یه وقت نگی زیاده انتظارم
آخه عاشقمو توقعو دارم
من آسون که به دستت نیاوردم
واسه داشتن تو یه عمری مردم
مبارکه،مبارکه،مبارکه
اومدنت تو زندگیم مبارکه

می خوام دلت شاد باشه
-خدا کنه،خداکنه
دلخوشی هات زیاد باشه
-خدا کنه،خداکنه
خدا کنه کنار من
زندگی جوری که دلت می خواد باشه
-خدا کنه،خداکنه

خدا رو شکر گرفتم سر و سامون
فقط عشقه تو قلب هر دوتامون
اینو بدون که تا آخر عمرم
همین جوری دوست دارم فراوون
مبارک باشه این عشق برامون
مبارکه،مبارکه،مبارکه
اومدنت تو زندگیم مبارکه
-مبارکه،مبارکه،مبارکه

چه خوبه توی این همه شلوغی
به جز من تو به هیچ کی دل ندادی
قراره زندگیمونو بسازیم
منو تو با همیم تو غم و شادی
خدا رو شکر گرفتم سر و سامون
فقط عشقه تو قلب هر دوتامون
واینو بدون که تا آخر عمرم
همین جوری دوست دارم فراوون

مبارکه،مبارکه،مبارکه
اومدنت تو زندگیم مبارکه
مبارکه،مبارکه،مبارکه
اومدنت تو زندگیم مبارکه



---------------------------------------------



ندیدی تو خوابم
ملایمه عطرت نگاهت آرومه
حضور تو با من نجیب و معصومه
من از تماشاتِ که خستگیم می ره
کسی تو قلب من جاتُ نمی گیره

ندیدی تو خوابم مثال من عاشق
نباشی می میرم به این می گن عاشق

ندیدی تو خوابم مثال من عاشق
نباشی می میرم به این می گن عاشق


آرامشت مثله صدای بارونه
سپردن قلبم به عشقت آسونه
خوب و بد عشقُ تنها تو می فهمی
می دونی می خوامت یه جور بی رحمی

ندیدی تو خوابم مثال من عاشق
نباشی می میرم به این می گن عاشق

ندیدی تو خوابم مثال من عاشق
نباشی می میرم به این می گن عاشق

به این می گن عاشق

همیشه تو دستات تشنه ی آغوشم
بی تو نمی تونم این همه خوشبو شم
نباشی دور عشق هرگز نمی گردم
تنها کسی بودی که اعتماد کردم

ندیدی تو خوابم مثال من عاشق
نباشی می میرم به این می گن عاشق
ندیدی تو خوابم مثال من عاشق
نباشی می میرم به این می گن عاشق
به این می گن عاشق
به این می گن عاشق
به این می گن عاشق


---------------------------------------------------

دنیا همین جوری نمی مونه
نمی مونه، نمی مونه، دنیا همینجوری نمی مونه

نمی مونه، نمی مونه، دنیا همینجوری نمی مونه
نمی مونه ، دنیا همینجوری نمی مونه
توی دلت غم نشینه ، اشکو تو چشمام نبینه
دنیا همینجوری نمی مونه
سیاهی زیر و رو میشه، بدی بی آبرو میشه
دنیا همینجوری نمی مونه
نمی مونه، نمی مونه، دنیا همینجوری نمی مونه
نمی مونه ، دنیا همینجوری نمی مونه

نم نم بارونو ببین، شهر چراغونو ببین
غریبه های مهربون، عشقهای پنهونو ببین
پهنه ی ابرای سیاه از آسمون کنار میره
خوبی می مونه تا ابد، بدی از روزگار میره
نمی مونه، نمی مونه، دنیا همینجوری نمی مونه
نمی مونه ، دنیا همینجوری نمی مونه

بسپارش دست خدا، درست میشه، درست میشه
مشکلها و غصه ها، درست میشه، درست میشه
فردا یک روز روشنه، موقع عاشق شدنه
بخند به روی زندگی، وقتی به سازش می زنه

نمی مونه، نمی مونه، دنیا همینجوری نمی مونه
نمی مونه ، دنیا همینجوری نمی مونه
نمی مونه، نمی مونه، دنیا همینجوری نمی مونه
نمی مونه ، دنیا همینجوری نمی مونه



--------------------------------------------------



به صدای قلب من گوش بده
حس می کنم ماله منی قلب منو نمی شکنی
بهونه ی قشنگه من برای دل سپردنی
تو هستی پاره ی تنم مجبور عشق تو منم
قسم به تو ماله توام تا دم جون سپردنم

به صدای قلب من گوش بده
مهربونم به من آغوش بده
به صدای نفسام گوش بده


تو به من گرمیه آغوش بده

ای آشنا ای آشنا ای آشنا ...

ای آشنا ای آشنا نشی مثله غریبه ها
نشی مثله غریبه ها...
اگه بری شک میکنم حتی به بودنه خدا
حتی به بودن خدا...
زلاله سبزه بیشه ای نازک دلی از شیشه ای
به ضربه های قلب من نزدیک تر از همیشه ای

به صدای قلب من گوش بده
مهربونم به من آغوش بده
به صدای نفسام گوش بده
تو به من گرمیه آغوش بده

هرگز نمی شه نفسم از نفست جدا شه
از نفست جدا شه...
اگه تو ماله من نشی دنیا می خوام نباشه
دنیا می خوام نباشه...

به صدای قلب من گوش بده
مهربونم به من آغوش بده
به صدای نفسام گوش بده


تو به من گرمیه آغوش بده

به صدای قلب من گوش بده
مهربونم به من آغوش بده
به صدای نفسام گوش بده



-----------------------------------


بی خوابی
تو نیستی و شب اومده
بدون تو حالم بده
دوباره به سرم زده
بی خوابی
بیا ببین شکستمو
کاشکی بگیری دستمو
گرفته جون خستمو
بی تابی
نموندنت مصیبته
یه ترس بی نهایته
منو گرفته وحشته
تنهایی
آشفتگیه تو صدام
کاش خودتو بذاری جام
فقط همین مونده برام
رسوایی

زجری که بی تو می کشم کشنده است
مثله خوره تو جون لحظه هامه
رفتنت از پیش من مثله یه انتقامه

یه عالمه فکر و خیال منفی ، نبودنت سوژه ی ترسیدنه
این که نشد زندگی ، مرگ رو به چشم دیدنه
میون تاریکی این لحظه ها ، من توی دنیای خودم اسیرم
با غصه ی رفتنت تا حد مرگ میرم

تو نیستی و شب اومده
بدون تو حالم بده
دوباره به سرم زده
بی خوابی
بیا ببین شکستمو
کاشکی بگیری دستمو
گرفته جون خستمو
بی تابی
نموندنت مصیبته
یه ترس بی نهایته
منو گرفته وحشته
تنهایی
آشفتگیه تو صدام
کاش خودتو بذاری جام
فقط همین مونده برام
رسوایی

یه فرصت دوباره از تو می خوام
یه فرصت کوچیک و عاشقونه
برای من یه گوشه ای تو دلت
کاشکی یه جای بخششی بمونه
کاشکی یه جای بخششی بمونه

دوباره قلب رو می بره
تیزی ترس و دلهره
دوباره غصه می خوره این عاشق
این روزگار شرم آوره
لحظه به لحظه بدتره
بی تو به سختی می گذره با هق هق
تو نیستی و شب اومده
بدون تو حالم بده
دوباره به سرم زده
بی خوابی
بیا ببین شکستمو
کاشکی بگیری دستمو
گرفته جون خستمو
بی تابی
نموندنت مصیبته
یه ترس بی نهایته
منو گرفته وحشته
تنهایی
آشفتگیه تو صدام
کاش خودتو بذاری جام
فقط همین مونده برام
رسوایی



-----------------------------------



مواظب خودت باش
تا از این در بیرون میری می میرم زنده می شم
دل تو دلم نمی مونه وقتی تو نیستی پیشم
تا از این در بیرون میری می گم کی بر می گرده
یه اتفاقی پیش نیاد واست خدا نکرده
به خاطر منم شده مواظب خودت باش
عشقت جون و تنم شده مواظب خودت باش
به خاطر منم شده مواظب خودت باش
مواظب خودت باش
مواظب خودت باش
عشقت جون و تنم شده مواظب خودت باش
مواظب خودت باش
مواظب خودت باش

من بی تو یک دقیقه هم نمی تونم بمونم
تو هم مثله من عاشقی از تو چشات می خونم
خورشید زندگیم تویی ترس من از غروبه
این قلب دیوونه ی من به عشق تو می کوبه

به خاطر منم شده مواظب خودت باش
عشقت جون و تنم شده مواظب خودت باش
به خاطر منم شده مواظب خودت باش
مواظب خودت باش
مواظب خودت باش
عشقت جون و تنم شده مواظب خودت باش
مواظب خودت باش
مواظب خودت باش

هیشکی به اندازه ی من عشق تو رو نمی خواد
جایی که دارم تو دلت آسون به دست نمیاد
بی تابم از آغوش تو هر لحظه که جداشم
به من یه ذره حق بده دلواپس تو باشم

به خاطر منم شده مواظب خودت باش
مواظب خودت باش
مواظب خودت باش
عشقت جون و تنم شده مواظب خودت باش
مواظب خودت باش
مواظب خودت باش
به خاطر منم شده مواظب خودت باش
مواظب خودت باش
مواظب خودت باش
عشقت جون و تنم شده مواظب خودت باش
مواظب خودت باش
مواظب خودت باش


------------------------------


دویدم و دویدم (موج گران)
دکلمه-مسعود فردمنش:
(به کاروانیان بگو که عشق حرف آخر است
کسی سفر کند که او فقط بر این باور است
مقصد ما دورترین نقطه ی بی نهایت است
عشق که سرلوحه شود راه سفر سلامت است)

این همه ره آمدم پرسه ی بیهوده بود
خاطره آسوده ام کاش نیاسوده بود
جامه دریدن نشد حل معمای من
در قدم اولین راست نبود پای من
در قدم اولین راست نبود پای من

دویدم و دویدم از تو به خود رسیدم
من از غروب گذشتم من با سحر دمیدم
دویدم و دویدم از تو به خود رسیدم
من از غروب گذشتم من با سحر دمیدم

این همه پارو زدم موج گران بشکنم
موج گرانی شکست روح و روان و تنم
موج گرانی شکست روح و روان و تنم

دویدم و دویدم از تو به خود رسیدم
من از غروب گذشتم من با سحر دمیدم
موج گران خود منم
سازمو خود بشکنم
ره به غلط می روم
گاهی به پس می دوم
یار کنار منو من همه در فکر یار
مست و خرابه تبه بازی این روزگار

دکلمه-مسعود فردمنش:
(روز بلند بی ثمر گذشت
از سر گذشت
شبی چو شب های دگر
گشوده بود بال و پر
با همه خستگی سری به خلوت دلم زدم
تا به سحر نشستمو عشق تو را قلم زدم)

دویدم و دویدم از تو به خود رسیدم
من از غروب گذشتم من با سحر دمیدم
دویدم و دویدم از تو به خود رسیدم
من از غروب گذشتم من با سحر دمیدم
دویدم و دویدم از تو به خود رسیدم
من از غروب گذشتم من با سحر دمیدم

دکلمه-مسعود فردمنش:
(چگونه فریاد نکنم حال که دریا آرام است
شاید که بشنود این ساحل امید که این همه دور نشسته است
چگونه سرخی به رخ نکشم حال که آسمان آبی است
شاید که جلوه کند این رنگ دل باختگی در این سحرگاه سحرآمیز
چگونه نسوزم حال که شعله ای شدم در میان خاکستر خویش)

-------------------------------------