زمان مرگ این هنرمند، آنطور که خبرگزاریهای مهر و فارس گزارش کردهاند، صبح امروز دوشنبه بوده است.
زمان تشییع جنازه این هنرمند فقید هنوز اعلام نشده است.
پرویز مشکاتیان ۲۴ اردیبهشت ۱۳۳۴ خورشیدی در نیشابور به دنیا آمد و در میان اهالی هنر و مردم، به عنوان آهنگساز، موسیقیدان، نوازنده سرشناس سنتور، استاد دانشگاه و پژوهشگر شناخته میشد.
مشکاتیان فعالیت هنری خود را در شش سالگی نزد پدرش حسن مشکاتیان که استاد سنتورنوازی و آشنا با ویولن و سهتار بود، آغاز کرد.

پرویز مشکاتیان
وی در سال ۱۳۵۳ وارد دانشکده هنرهای زیبا در دانشگاه تهران شد.
مشکاتیان، ردیف میرزا عبدالله را نزد نورعلی برومند و داریوش صفوت و مبانی موسیقی ایرانی را نزد اساتیدی چون محمدتقی مسعودیه، عبدالله دوامی، سعید هرمزی و یوسف فروتن فراگرفت.
او از سال ۱۳۵۸ تا سال ۱۳۶۷ با محمدرضا شجریان همکاری داشت که نتیجه این همکاری، آثار ماندگاری چون «بیداد، آستان جانان، سِرّ عشق، نوا و دستان» بود.
در کارنامه کاری پرویز مشکاتیان، همکاری با خوانندگانی چون علی جهاندار، ایرج بسطامی، علیرضا افتخاری، حمیدرضا نوربخش، علی رستمیان و شهرام ناظری دیده میشود.
مشکاتیان، کتابهای فراوانی در زمینه سنتور و موسیقی ایرانی تألیف کرده است.
بامدادان خورشید زیبا بود .......


شامگاهان باز شمع بود و دعای خیر برای مسافرمان ........


فروردين
با توجه به اينكه شهامت در ذات شما نهادينه شده است باد بدون كمترين هراس، به جنگ گرفتاريها و مشكلات خانوادگي برويد. روي تازه اي در ارتباط با مشكل شما مورد بحث رو در رو قرار ميگيرد كه به راستي مانند اين است كه يك آدم برفي بخواهد مقابل شعله آتش ايستادگي نمايد، اما بدانيد چون صاحب حق هستيد، نيرويي فرا زميني پشتيبان شما خواهد بود.
ارديبهشت
موفقيت چشمگير اجتماعي، در راه است و شما كه در عين آرمانگرايي، واقع بين هم هستيد، اگر بر احساسات ظاهري غلبه كنيد، بليط برنده در دستان شماست. اين يعني كاميابي و پيروزي.
خرداد
به طرف جنس مخالف كشش عجيبي در خود احساس ميكنيد اما از سماجت و پيگيري براي ايجاد رابطه دوستي، دوري ميكنيد. در مورد شما بايد گفت كه فرد مناسبي را پيدا كرده ايد نبايد امروز را از دست بدهيد و به انتظار فرصت مناسب، كل فرصت را از بين ببريد.
تير
انرژي سازنده دروني را به جاي سركوب كردن، در مسير مناسب قرار بدهيد و بدانيد كه حساب احتمالات هم به ياريتان ميآيد. يك ملاقات تعريف نشده و نامنتظره در راه است و در اين ملاقات اين شما هستيد كه بايد سفره ي دل بگشاييد.
مرداد
شما براي رويايي با مشكلات به گونه اي طبيعي از توانايي فراوان برخورداريد و اين در حاليست كه اطرافيان بي خيال در پي راحتي خود هستند. با بحراني روبه روي ميشود كه تنها قدرت تصميمگيري شما كمكتان خواهد كرد. بدون درنگ تصميم بگيريد و بر تصميم خود قاطع باشيد.
شهريور
امور عادي و برنامه هاي تفريحي را براي چند روز به فراموشي بسپاريد و در عوض به فكر تامين، منابع مالي باشيد تا در برخورد با مشكلات، دست و پا بسته، تسليم نشويد.
مهر
از لحاظ عاطفي به همدردي و هم صحبتي نياز پيدا كرديد و در اين رهگذر، يك دوست قديمي كه فكر ميكنيد و نسبت به بي تفاوت است، به سراغتان ميآيد. اما مواظب باشيد شخصيت دوگانه، دوباره بروز نكند، چرا كه او را فراري خواهيد .
آبان
ستاره ها ميگويند اگر درنگ كنيد به نفع شما خواهد بود اما اين به اين معنا نيست كه شما هيچگاه پيش قدم نشويد. گاه لازم است بجاي واسطه تراشي و بجاي عقب و جلو رفتن و دور خود چرخيدن، خود شما حرف دل را بزنيد تا نتيجه ي مطلوب را ببينيد.
آذر
فردي آرام و آسيب پذير به نظر ميآييد. از طرف ديگر، كاميابي، عاملي است كه دل شوره هاي دروني شما را اگر نه تمام اما، به هر حال به آرامش تبديل ميكند. به همين خاطر براي از ميان بردن مشكلات كاري و درگيريهاي درون گروهي با مديران و برخي از شركا، پيشنهاد تازه اي در زمينه ي سهام واگذاري برخي از امكانات شركت دريافت خواهيد كرد.
دي
برخي از متولدين دي، آدمهاي احساساتي و رمانتيك هستند. اما همين افراد به گونه اي ذاتي اجازه نميدهند، احساسات مانع از ديدن حقايق شود. در مورد شما نيز همين اصل ميتواند و بايد وجود داشته باشد. متاسفانه حادثه اي رخ ميدهد تا در يك جمع كم و بيش آشنا، از يك دسيسه خانوادگي، پرده بر داشته شود كه پي آمد مثبتي براي شما خواهد داشت.
بهمن
گاهي اوقات، گردش ستارگان و لطف و عنايت خداوندي، شما را به گونه اي در كانون خوش اقتبالي قرار ميدهد كه به قول معروف انگشت به دهان ميمانيد! خورشدي مشا در حال درخشيدن است و با خود، نوري سرشار از شادي، كاميابي و سخاوت را مي پراكند.
اسفند
پول و موقعيت اجتماعي را مانند اكثريت بالاي آدمها، شما هم دوست داريد. اما بدانيد، تن به ازدواج ن تنها به خاطر اين دو دليل -صد البته بسيار مهم- حتي اگر يا نقشه قبلي هم باشد، دردسر ساز خواهد بود. در طالع شما و در حركت ستاره ها، هرگز اين نوع ازدواج با شادكامي قرين نخواهد بود.
ساعت 6.30 21 سپتامبر 2009
بامداد گفتم خدانگهدار ....... با اونکه اشک تو چشات دویده بود ...اما خیلی جلوی خودم رو گرفتم که احساسی اش نکنم و بگذارم مثل دو دوست ناب جدا شیم ......... خدا پشت و پناه ات ...... هر عبادت با خالق دعای خیرم با توست ... که من بنده حقیرم و خود دانای تواناست ....... شادی ... موفقیت .... آروزیم اینست .....


امسال نیز ماه رمضان در دیار تنهایی های خواسته و ناخواسته خودم به پایان اش رسید .....
دانسته و ندانسته پر زحوادث و شیدایی های بود که همه شان به سرعت شب های دعاهای بامدادی ام سپری گردیده اند .....
الهی به دیدار عیدی می روم که آماده دیدار مهربان بانو یی را کنارم داشتم ..... گویی هنوز زمان انتظار به سر نیامده است .....
دیدن فیلم ده (10) عباس کیارستمی بعد سالها ... دیالوگ ها ... ساعت دو نیمه شب ....... و تا بامداد تفکر به آنچه پیرامون مان رخ می دهد و گاهی بی تفاوت از کنارشان گذر می کنیم ...... تفاوت در دیالوگ هاست و همه یک موضوع واحد را در بر می گیرند ......
امروز در آخرین شب پنجشنبه رمضان امسال ... خونه بودم ...... دعای مغفرت روح همه رستگان از کره خاکی ..... سفره ای دلخواسته ... جای خالی مهربان بانو ........ عدسی مامان گلاره .....به به به ...... الهی شکرت ... ارزوهای نکومان را تو برآورده ساز .....


امروز روبروی KLCC یک آقای باحال در حال چت با مردم بود ......
زمان به من می گفت برو ... وگرنه شاید گمشده ای بود .......

منهم رفته بودم ... تو فاصله ای که دوستان کارهای معاینه فنی رو انجام بدن ..... با گوشی 3110 نوکیا عکس برداری و گردش دور محوطه رو داشتم !!!!!!






متن تصنیف:
ای شادی ِ آزادی !
روزی که تو بازآیی
با این دل ِ غم پرورد
من با تو چه خواهم کرد ؟
غم هامان سنگین است
دل هامان خونین است
از سر تا پامان خون می بارد
ما سر تا پا زخمی
ما سر تا پا خونین
ما سر تا پا دردیمما این دل ِ عاشق رادر راه ِ تو آماج ِ بلا کردیم
می گفتم :روزی که تو بازآیی
من قلب ِ جوانم راچون پرچم ِ پیروزی بر خواهم داشت
وین بیرق ِ خونین را بر بام ِ بلند ِ توخواهم افراشتمی
گفتم :روزی که تو باز آیی
این خون ِ شکوفان راچون دسته گل ِ سرخی در پای تو خواهم ریخت
وین حلقه ی بازو رادر گردن ِ مغرورت خواهم آویخت
ای آزادی !
بنگر ! آزادی !
این فرش که در پای تو گسترده ست
از خون استاین حلقه ی گل خون است
گل خون است ...ای آزادی !
از ره ِ خون می آیی
اما می آیی و من در دل می لرزم :
این چیست که در دست ِ تو پنهان است ؟
این چیست که در پای تو پیچیده ست ؟
ای آزادی ! آیا با زنجیرمی آیی ؟ ...






حکایت حضرت سلیمان و مورچه
حضرت سلیمان (ع) در کنار دریا نشسته بود، نگاهش به مورچهای افتاد که دانه گندمی را باخود به طرف دریا حمل میکرد. سلیمان (ع) همچنان به او نگاه میکرد که دید او نزدیک آب رسید. در همان لحظه قورباغهای سرش را از آب دریا بیرون آورد و دهانش را گشود، مورچه به داخل دهان او وارد شد، و قورباغه به درون آب رفت.
سلیمان مدتی در این مورد به فکر فرو رفت و شگفت زده فکر میکرد ، ناگاه دید آن قورباغه سرش را از آب بیرون آورد و دهانش را گشود، آن مورچه آز دهان او بیرون آمد، ولی دانه گندم را همراه خود نداشت.
سلیمان(ع) آن مورچه را طلبید و سرگذشت او را پرسید.
مورچه گفت: ای پیامبر خدا در قعر این دریا سنگی تو خالی وجود دارد و کرمی در درون آن زندگی میکند. خداوند آن را در آنجا آفرید او نمیتواند ار آنجا خارج شود و من روزی او را حمل میکنم. خداوند این قورباغه را مامور کرده مرا درون آب دریا به سوی آن کرم حمل کرده و ببرد.
این قورباغه مرا به کنار سوراخی که در آن سنگ است میبرد و دهانش را به درگاه آن سوراخ میگذارد من از دهان او بیرون آمده و خود را به آن کرم میرسانم و دانه گندم را نزد او میگذارم و سپس باز می گردم و به دهان همان قورباغه که در انتظار من است وارد میشود او در میان آب شناوری کرده مرا به بیرون آب دریا میآورد و دهانش را باز میکند و من از دهان او خارج میشوم.
سلیمان به مورچه گفت: وقتی که دانه گندم را برای آن کرم میبری آیا سخنی از او شنیدهای؟
مورچه گفت: آری او میگوید: ای خدایی که رزق و روزی مرا درون این سنگ در قعر این دریا فراموش نمیکنی رحمتت را نسبت به بندگان با ایمانت فراموش نکن
برای دانلود آهنگ جدید استاد شجریان به این آدرس مراجعه کنید:تغمه های ماندگار
تفنگت را زمین بگذار
که من بیزارم از دیدار این خونبارِ ناهنجار
تفنگِ دست تو یعنی زبان آتش و آهن
من اما پیش این اهریمنی ابزار بنیان کن
ندارم جز زبانِ دل -دلی لبریزِ مهر تو-
تو ای با دوستی دشمن.
زبان آتش و آهن
زبان خشم و خونریزی ست
زبان قهر چنگیزی ست
بیا، بنشین، بگو، بشنو سخن، شاید
فروغ آدمیت راه در قلب تو بگشاید.
برادر! گر که می خوانی مرا، بنشین برادروار
تفنگت را زمین بگذار
تفنگت را زمین بگذار تا از جسم تو
این دیو انسان کش برون آید.
تو از آیین انسانی چه می دانی؟
اگر جان را خدا داده ست
چرا باید تو بستانی؟
چرا باید که با یک لحظه غفلت، این برادر را
به خاک و خون بغلطانی؟
گرفتم در همه احوال حق گویی و حق جویی
و حق با توست
ولی حق را -برادر جان-
به زور این زبان نافهم آتشبار
نباید جست...
اگر این بار شد وجدان خواب آلوده ات بیدار
تفنگت را زمین بگذار...
از شواهد پیداست به سبب دخالت سپاه در حوادث یازده سپتامبر بزودی پرونده ای در امریکا بر علیه ایران باز خواهد شد ..................... خدا رحم کنه ...
الهی دوستانی سعادت سفر حج نصیب فرموده ای ..... یارشان باشو به تمامی مسلمانان وحدت کلمه و رفتار و گفتار و کردار عطا فرما ........
الهی سعادت در تسلیم مطلق به توست ......
عبور از بیکران ها همیشه آروزی مرغان دریایی بوده و هست ... اموخته اند و به فرزندان خود می آموزند که پرواز یعنی رهایی .. از جایی که بوده اند دل کندن برای کسب تجربه ..... مید انند جوجه ها که فردا روز را بازی خود را جایی دیگر خواهند داشت .... شور پرواز وو دیدن فرادست ها از بالا و..... انگاشتن زیبایی ها , هر پهناوری دنیا می تواند برای من نیز یادآوری کننده ای باشد .....
جمعه در اوج دلتنگی هام رفتم دانشگاه ....... دل ام تنگ مهربان شده بود .....

دل تنگی های دوران دانشجویی .... اینجا آرام می شدم ....

این منظره غروبی بود که همیشه به تماشا می نشستم ....

رو به خود خدا .... حرف دل ام رو زدم ..... آرزوی بودنمان را ......
چیزی نمانده بود ...... به پرواز درآمدم برای دیدار تو .... یگانه همیشگی ام .....
.
.
.
خدایا سلام ، امروز جمعه چهارم سپتامبر اومدم نشستم بالای همون جای دل شیدایی هایم توی دانشگاه که دو سال سخت دوری از مهربان همنوردم رو تحربه کردم ... یادمه تو تموم اون دل شیدایی هام که اشک با من بود ... اینجا ... این منظره زیبا من رو اندکی آروم می کرد ..... احساس می کنم که به خدای خودم نزدیکتر شده ام ..... امروز هم که ساعاتی تا افطار موند ه است .. اومدم اینجا تا بدانی یا رب که می خواهم با تو ... از مهربان بانو همنوردم سخن به میان آورم ... الهی صدای پسر کوچولوی عاشق رو می شنوی یا نه .. استاد ایلیا میگه باید از خدا بزرگ ها رو خواست .... آره با تمام وجود ازش بودن کنار همنورد رو که خیلی بزرگه می خوام ..... خدایا به همین زیبایی روبرویم قسم که مرا دریاب و دعای ام را مستجاب کن .... بانو چند بار گفتم دوستت دارم .... عاشق ات هستم .... می دانم کم کم گفتم .... دل ام آروم نمی شه .... در خون من جریان داری ... روح ام به تو اندیشه می کند و من با تمام وجود خواستم به او بگویم ... اما خود زودتر گفت : من عاشق روح تو شده ام ..... بانوی عزیزم که بسیار دوستت دارم .... می دانی که اینجا آخر زیبایی هاست .... برای من اینحا نشستن یاد آور تموم روزها و شب هایی است که در باران و باد و آفتاب می نشستم و با رب سخن می گفتم .... با ابرها اشکال می ساختم ...شعر می سراییدم و های های اشک می ریختم تا روح هامان با جسمانمان به هم پیوند یابد .... انتظار کوتاهی نبود تا به تو برسم ... می دانم که تو بسیار سختی کشیدی ..... و این کوتاهی از من بود ... اما حال چه ..... آیا نمی توان به همدیگربار دیگر سلام گفت .... خدابخشنده است ..... کلام اش تماما با بخشندگی است .... در تمام سوره ها ما را با بنام خداوند بخشنده مهربان به بخشنده بودن دعوت و به بخشوده شدن وعده داده است ...... آیا ما بندگان زمینی نمی توانیم به هم گذشت داشته باشیم ..... نیروی عظیمی سال هاست در من از تو بوجود امده ..... و من را عاشق روح تو گردانیده است ..... بی انصافی است اگر اقرار نکنم جسم تو نیز فرشته ای در روی زمین است .... اما می خواهم خدا بداند که عاشق مهریانی شده ام که در همه جا و همه چیز برایم یگانه است .... خدایا سخن ام بشنو ..... به دلخواسته روزه بودن به دیدارت آمده ام ... به دلخواسته و پیوسته بودن به پیشگاه ات امده ام ..... بگذار شور در من جاری شود . .... بگذار به مهربان همنوردم بار دیگر با عشق سلام ام را برسانم و بگذار شیرینی روزهای خوش با هم بودن نوجوانی مان را کنون در جوانی مان نیز بچشیم .... که فارغ از همه دنیا تنها دوتایی به پادشاهی کوه ها و دشت ها و دره ها و .. رفته و به دیدار تو می امدیم .... الهی شروع دوباره را برایم رقم بزن ..... الهی بگذار همنورد زیبا و مصمم سکان کشتی زندگی مان را بدست بگیرد ..... من نیز با یاری تو همچون کوه وفادار و استوار کنارش خواهم ماند .... الهی ما را به همدیگر در دنیایی شیرین برسان و بگذار ستاره های عشق را شب ها به تماشا بنشینیم ..... آمین ..... یا رب العالمین
ساعت 5.35 عصر جمعه .... دلتنگ و عاشق همنورد ...... مالزی – دانشگاه ....
.
.
.
باز کاروان روشنایی به راه افتاده است و می رود تا دوستانی دیگر را به دیار روشنایی ها ببرد .....
الهی پشت و پناه شان باش ....... به سوی روشنایی ... با تمام وجود ........ آمین
| تاریخ : سه شنبه 10 شهريور 1388 ساعت 10:55 بعد از ظهر |
| منبع : ایران مالزی |
| تعداد بازدید : 102 |
| آلیان روبرت کوهنورد مشهور فرانسوی صبح امروز پس از صعود به برج شماره 2 پتروناس توسط پلیس دستگیر شد |
صبح امروز پایتخت مالزی شاهد صعود آلیان روبرت کوهنورد مشهور فرانسوی به برج شماره 2 پتروناس بود که برای سومین بار شانس خود را برای صعود به برج های دوقلوی مالزی می آزمود.
آلیان روبرت که به "اسپایدر من" یا "مرد عنکبوتی" مشهور است صبح امروز قبل از طلوع آفتاب توانسته بود از گذرگاه های امنیتی عبور کند و پس از صعود موفقیت آمیز به برج 88 طبقه ای پتروناس توسط نیروهای امنیتی کوآلالامپور دستگیر شد.
وی پیشتر در سال های 1997 و 2007 برای صعود به برج های پتروناس اقدام نموده بود که در هر دو مورد در صعود به بام کوآلالامپور ناکام مانده بود اما سرانجام وی در سومین صعود به هدف خود رسید.
وی تا کنون توانسته است از 70 آسمانخراش در کشورهای مختلف همچون برج 101 طبقه ای تایپه بالا برود.
شاهدان عینی به خبرنگاران گفته اند که وی در کمتر از 2 ساعت توانست خود را به نوک برج شماره 2 رسانده و به نشانه موفقیت پرچم مالزی را به اهتزاز درآورد.
اگرچه در دفعات قبل وی بدون در نظر گرفتن هرگونه مجازاتی آزاد شده بود اما در صورتی که اینبار به دلیل صعود غیرقانونی در دادگاه محکوم شود با مجازات شش ماه زندان و هشتصد و پنجاه دلار جریمه نقدی روبرو خواهد شد.
ت
Hari Merdeka (Independence Day) is a national day of Malaysia commemorating the independence of the Federation of Malaya from British colonial rule, celebrated on August 31. In a wider context, it is to celebrate the formation of Malaysia

وای به حال واقعیت هایی که
با تئوری های ما سازگار نباشند
فال روز دوشنبه 24 آگوست - 2 شهريور
فروردين
همسر شما دچار شرايطي سخت و دشوار شده است سعي كنيد بجاي انتقاد او را تشويق كنيد. هر تشويق شما براي او يك نيروي محرك قوي است كه در كنار شما قادر به عبور از بحرانها شود.
ارديبهشت
يك سوء تفاهم كوچك پيدا شده كه ميتوانيد به سادگي آنرا حل و فصل نماييد، مشكلي نيست و نبايد به مسائل جزئي بيش از اين بها . بايد اين مسائل را زودتر حل و فصل كرد.
خرداد
وقتي ترديد و دو دلي را از خود دور سازيد آنگاه ميتوانيد تمام نيرو و امكانات خود را يكجا بسيج كرده و به جنگ مشكلات برويد. در اين صورت پيروزي شما قطعي خواهد بود.
تير
ممكن است به همراه شخصي عزيز سفري داشته باشيد، شخصي كه هميشه به او علاقمند بوديد. اين سفر يكي از پرحادثه ترين و ماجراجويانه ترين سفرهاي عمرتان خواهد بود. امروز زماني بسيار مساعد براي ابراز علاقه به شخص مورد علاقه تان محسوب ميشود .
مرداد
يك ارتباط تازه پنجره اي تازه به روي دنيايي تازه با همه ي خوبيها و بديهايش است امكانات تازه اي كه شما ميتوانيد با درايت و هوشمندي از آنها جهت رسيدن به اهداف خود استفاده كنيد.
شهريور
امروز فرصت طلائي در اختيار شما گذاشته ميشود. بايد نشان دهيد كه در اين موقعيت خاص توانمندي و لياقتها شما چگونه است. زندگي جز تلاش مستمر و آفرينشهاي نو به نو چيز ديگري نيست.
مهر
شهامت يكي از دوستان ستودني است بايد او را تشويق كنيد و از كوشش او درس بگيريد. نا اميدي را از خود دور كنيد تا قلب شما پرتو درخشان روشنايي را در خود جاي دهد. قلبي كه نور اميد در آن روشن باشد، به همه جا خواهد رسيد.
آبان
تو در معرض يك آزمايش قرار ميگيريد بايد چون گذشته نشان دهيد كه از هر آزمايش سربلند بيرون خواهيد آمد دلگرمي هاي كودكانه را كنار بگذاريد و در زندگي جديتر قدم برداريد.
آذر
اعتماد به نفس اساس و پايه ي موفقيتهاي شما در هر شرايط است پس بزرگترين سرمايه شما همين اراده و اعتماد به نفس قابل تقدير شماست پس آن را بيهوده نبايد از كف يا اسير وسوسه هاي باطل كرد.
دي
حتم داشته باشيد كه سخاوت و بذل و بخشش پاداش خاص خودش را به همراه دارد. بدانيد كه انتقادهاي رك و صريح ميتوانند به دعوا و مرافعه منجر شوند، پس قبل از صحبت كردن حرفها را خوب مزه مزه كنيد و مراقب حركت زبان در دهانتان باشيد .
بهمن
امروز شما عزم جزم كرده ايد كه گرماي عشق را به هر شكلي كه هست در خانه حس كنيد و براي اينكار از هيچ كوششي فروگذار نميكنيد. شما منتظر نخواهيد ماند و خود اقدام ميكنيد و با اراده اي كه از شما انتظار ميرود به نتيجه ي مطلوب خواهيد رسيد.
اسفند
زندگي عاطفي شما در مرحله اي قرار دارد كه ناگزير خواهيد بود تصميمات جدي و تازه اي را اتخاذ كنيد. شايد بحران موجود با اين برنامه هاي جدي گشوده شود و راه شما را به سوي آينده هموار كند.
سلام زیبای همیشگی .... دوباره کار هر روزه شروع شد ..... دلتنگ تو بودن ....... بیداری ها و اندیشه به تو ... بودن ما ...... ومهربانی هایت و در قایق خیال خود به میان زیبایی ها پارو زدن .... جانانه من ...... دوستت دارم..... در سلول هایم نام تو را نوشته اند ..... آزمایش خون ام نشان داده 90 % من از تو تشکیل شده است ...... در کله ام کلی تو و یاد تو و اندیشه به تو را پیدا کرده اند ...... در خون ام جریان داری همچنان .... و تمام اینها برای من نشانه ای است ... نشانه ای از تو ... فرشته زمینی من ...... راحت بگم دوباره رمضان اومد و روزها و شب هام شد تو ...... مهربان یار من .... دنیایی و اخروی ... دوستت دارم ... طلوع خورشید باز تو را دیدم .... از همیشه زیباتر ......غروب نیز زیبا و دلنواز ...... مهربان من دوستت دارم زیاد زیاد ...... شروع فردامان را بیا امروز داشته باشیم ..... روزهای تنهایی به سرعت عمر می گذرند .... بیا دوباره آغاز کنیم .... بخشنده من ..... وسیع ... زیبا ..... عاشق ات بودم ... هستم و خواهم ماند ...که دوری و دوستی نه تنها باعث از خاطر نرفتن ها نشد ... که عشق آمد و تو را آورد ....... می بوس دستانت مهربان ات را و می دانم آغوش ام کماکان باز است برای روزی که بخواهی بیایم ... که منتظر اجازه تو بانوی بالا هستم ...... تا مرگ ام ....
