تبليغاتX
I REALLY LOVE YOU همنورد خدا همنورد

فروردين

پدر و مادرها و بزرگترهاي متولد اين ماه اغلب در شرايطي قرار دارند كه در ماندن و رفتن دو دل هستند ، اين عده بدليل رويداد هاي اخير زندگي شان براي يك سفر يا نقل و انتقال تازه در حال تصميم گيري هستند ولي در نهايت اين مسئله آنها را به يك بن بست فكري كشانده است. در هر حال بايد با دور انديشي تصميم بگيرند و به عواقب و عوارض آن فكر كنند.

ارديبهشت

فشار زيادي به خود نياوريد، زيرا اين ماه زمان بي قراري سال است. شما در اين ماه احساس ويژه اي از دوستان و خانواده خود انتظار داريد. چند قدم عقب بگذاريد و درباره ناز پروردگي خود كمي بينديشيد. اگر چنين نكنيد يك شكست در انتظار شما ست و آن نتيجه خطا و اشتباه خودتان است. گروهي در كار خود دچار نوعي بلاتكليفي شده اند يعني هم پيشنهاد جالبي برايشان رسيده و هم در آن امتيازاتي دارند بهر حال بايد سريعا" تصميم بگيرند.

خرداد

به ساده زيستي ادامه دهيد، يكي از مشخصه هاي شما همين است. به ظاهر خوب افراد بسنده نكنيد، بلكه در مورد آنها خوب تحقيق كنيد. راز خود را براي هر كسي بيان نكنيد. گفتگوهاي احساسي ممكن است جلوي تفكر منطقي تان را كه تا كنون موفقيت شما را باعث شده بگيريد، بنابرين از چنين گفتكوهايي دوري جوييد. سفري خواهيد داشت كه قسمتي از آن در آب طي خواهد شد.

تير

از افراد خودخواه فاصله بگيريد. برخي از صفات خوب شما در محيط كار باعث ميشود وظايف مهمي به شما ارجاع شود. دو ملاقات مهم خواهيد داشت كه يكي در مورد مسائل تحصيلي و شغلي است و ديگري در مورد زندگي آينده تان. به يك سفر كوتاه ولي جالب خواهيد رفت. يكي از دوستانتان كه از شما دلخور بود، به اشتباه خود پي خواهد برد و از شما دلجويي خواهد كرد. گمشده اي را بعد از ساليان طولاني پيدا خواهيد نمود.

مرداد

موضوع مهم مالي كه از مدتها قبل فكرتان را نگران ساخته بود ، در اين دوره كاملا روشن و حل خواهد شد. از طرف ديگر ، در اين مورد با اعتماد ننمودن بديگران ميتوانيد خودتان را گرفتار نسازيد. به مهماني ها و جشن هاي متعدد ي دعوت شده و دوستان جديدي پيدا خواهيد نمود. مجردين همچنان در جستجو خواهند بود و عشاق به توافقهاي رضايت بخشي خواهند رسيد و متاهلين در به انجام رساندن مسئوليتهايشان با همديگر شراكت و همكاري آغاز خواهند نمود.

شهريور

عشق نقش بسيار مهمي در اين دوره بازي خواهد نمود. حتي اگر جزو مجردين ماجراجو نيز باشيد، احساس خواهيد نمود كه احتياج به يك رابطه ثابت و همنشين احساسي واقعي داريد. شايد به همين دليل متاهلين نيز سعي خواهند نمود تا بجاي سربسر هم گذاشتن، از وجود همديگر لذت ببرند و بخصوص كه با قطع دست مداخلين خواهند توانست بار ديگر همديگر را از نظر احساسي دريابند. اما شغل و رشته فعاليت تعريف چندان زيادي نداشته و احتياج به تمركز بيشتر خواهد داشت. خريدهاي مهمي خواهيد نمود. براي تغيير و يا خريد وسيله نقليه دقت زياد بكنيد.

مهر

هنگامي كه مسئله عشق و عاشقي پيش بيايد، بهتر است در تصميم گيريهاي مهم بجاي عقل، قلبتان را راهنما قرار دهيد. در رابطه با رشته فعاليت نيز اگر تمركز بيشتري بكار نبريد، اگر نخواهيد مسئوليت روز را همان روز به پايان برسانيد. اگر وقتتان را بجاي فعاليت در تفريح بگذارانيد، گرفتاري طويل مدتي براي خود ايجاد خواهيد نمود. ديدار از مسن ترهاي خانواده ، بخصوص آنهايي كه بيمار هستند، نه تنها آنها را خوشحال خواهد نمود بلكه دعاي خيرشان را نيز بدرقه آينده تان خواهد ساخت .

آبان

سعي كنيد به عقايد ديگران احترام بگذاريد هر كس حق دارد نظر خود را ابراز نمايد شما بايد گذشت داشته باشيد. از نظر عاطفي هفته پرشوري در پيش داريد. چهارشنبه خوبي در راه است. دوست و يا يكي از اقوام خانواده گرفتاري قانوني پيدا نموده و سعي خواهد نمود كه شما را نيز آلوده سازد. پشت سر ديگران بدگوئي نكنيد تا ديگران نيز از شما تعريف بد ننمانيد. خريد و فروش ملك و املاك ميتوانيد رشته اي بسيار مثبت برايتان بشمار بيايد.

آذر

از اظهار نظرهاي خود هراسي نداشته باشيد و آنچه را كه مي پنداريد درست است، بي پرده با دوست نزديكتان در ميان بگذاريد او به شما كمك خواهد كرد. اواخر هفته به يك ميهماني بزرگ دعوت خواهيد شد. حساسيت بيش از حد شما، راه رسيدن به هدفهايتان را برايتان دشوار ميكند. ار توقعتان بكاهيد و با صبر و درايت مسائل را بررسي و حل كنيد. يك نامه بسيار مهم از راه دور به شما خواهد رسيد.

دي

همه ميدانند كه دنبال اين هستيد تا تغييري در زندگي خود ايجاد كنيد ولي بهتر است پيش از آغاز هر كاري، اطراف و جوانب آن را بدقت بررسي كنيد. روز خوشحال كننده در راه داريد. زياد افسوس گذشته را ميخوريد و به همين دليل نميدانيد به چه شكل به انجام برنامه هايتان بپردازيد. خوشبين باشيد و اراده خود را حفظ كنيد تا موفق شويد.

بهمن

يادي از گذشته ها كردن، دلبستگي به خاطرات شيرين است ولي نبايد همه افكار را به گذشته ربط و همه دلبستگي ها و خوشي ها را در همان گذشته فريز شده و ثابت نگه داشت. بزودي تحولات تازه اي در زندگي اين گونه افراد پيش مياد كه خود بخود آنها را به آينده و روي هاي خوش آن مي كشاند به آن دسته از متولدين اين ماه كه اسرار مهمي را درباره اطرافيان خود در سينه دارند توصيه ميشود خداي نكرده در جهت منفي و رسوايي بكار نگيرند چون هر اشتباهي در اين راه به قيمت زندگي شان تمام ميشود.

اسفند

انديشه خود را براي خود نگه داريد، با اين كار ارتباط خود را با ديگران حفظ خواهيد كرد. اگر سرمايه خود را در جاي امن نگهداري نكنيد براي رفع مشكلات در سراشيبي قرار خواهيد گرفت. اين ماه زمان مناسبي است كه مسايل اقتصادي را در نظر بگيريد و به آينده توجه كنيد. اگر در اين ماه طرح آينده خود را مشخص نكنيد بعدا" عقب خواهيد ماند.





http://en.wikipedia.org/wiki/Blindness_(novel)


داستان  جامعه امروزی ...  خیانت  ........


http://fa.wikipedia.org/wiki/ژوزه_ساراماگو



ژوزه ساراماگو


وزه ساراماگو، نويسندة پرتغالي، كه بارها نامزد جايزة نوبل ادبيات شده بود، سرانجام ، و دير هنگام – در سن 76 سالگي – موفق شد در سال 1998 اين جايزه را از آن خود وكشورش كند. آثار اين رمان نويس و شاعر كه به عبارتي رئاليسم جادويي را با انتقادات گزندة سياسي مي‌آميزد به 25 زبان ترجمه شده است. 
ساراماگو در سال 1922 در نزديكي ليسبون در خانواده‌اي تنگدست به دنيا آمد و به دليل فقر نتوانست تحصيلات دانشگاهي‌اش را به پايان رساند. در يك آهنگري به كارمشغول شد تا بتواند به طور پاره وقت به درسش ادامه دهد. 
ساراماگو نخستين رمانش« كشور گناه» را درسال 1947 نوشت اما 35 سال انتظار كشيد تا سرانجام موفقيت ادبي و شهرت در سال 1982 با انتشار رمان « بالتازار و بليوندا» به سراغش بيايد. 
سبك شاعرانة ساراماگو كه تخيل و تاريخ و انتقاد از سركوب سياسي و فقر را با هم مي‌آميزد موجب شده است كه او را به نويسندگان امريكاي لاتين بويژه گابريل گارسيا ماركز تشبيه كنند. اما ساراماگو منكر اين شباهت است و مي‌گويد بيشتر از سوانتس و گوگول تأثير پذيرفته است. 
اثر جنجالي ساراماگو « انجيل به روايت عيسي مسيح» بود كه در سال 1992 منتشر گرديد. وزير كشور وقت پرتغال آنچنان از اين رمان برآشفت كه نام ساراماگو را از فهرست نامزدهاي : جايزة ادبي اروپا» حذف كرد و گفت اين رمان توهين به كاتوليكهاي پرتغال است و موجب تفرقه افكني در كشور شده است . ساراماگو نيز به نشانة اعتراض با همسر اسپانيايي‌اش پرتغال را ترك گرفت و به لانساروت، جزيره اي آتشفشاني از جزاير قناري، به تبعيدي خود خواسته رفت. 
فرهنگستان سوئد با ستايش از ساراماگو و اعلام اهداي جايزة نوبل ادبيات 1998 به وي گفت:« آثار ساراماگو با تمثيلهاي ملهم از تخيل و شفقت و طعنه ما را بي وقفه وادار به ادراك يك واقعيت فرار و مبهم مي‌كند.» 
« كوري» يك رمان خاص است، يك اثر تمثيلي ، بيرون از حصار زمان و مكان، يك رمان معترضانه اجتماعي، سياسي كه آشفتگي واجتماع و انسانهاي سر در گم را در دايرة افكار خويش و مناسبات اجتماعي تصوير مي‌كند. 
ساراماگو تأكيد بر اين حقيقت دارد كه اعمال انساني در « موقعيت» معنا مي‌شود و ملاك مطلقي براي قضاوت وجود ندارد، زيرا موقعيت انسان ثابت نيست و در تحول دائمي است. در يك كلام ساده، دغدغة عمدة ذهن ساراماگو در اين رمان فلسفي مسئله سرگشتگي انسان معاصر يا « انسان در موقعيت» است كه از خلال ابعاد و لايه هاي مختلف و واكنشهاي انان بررسي مي شود. 
از ديگر مايه‌هاي اصلي رمان نقد خشونت و ميليتاريسم، اطاعات كوركورانه ، ديكتاتوري و سير تاريخي و فراگير بودن آن است. 
 در شهري كه اپيدمي وحشتناك كوري- نه كوري سياه و تاريك كه كوري سفيد و تابناك- شيوع پيدا مي‌كند و نمي‌دانيم كجاست و مي‌تواند هر جايي باشد، خيابانها نام ندارد. شخصيتهاي رمان نيز نام ندارد 
دكتر، زن دكتر، دختري كه عينك دودي داشت، پيرمردي كه چشم بند سياه داشت، پسرك لوچ .سبك و ساختار دشوار رمان، پس از چند صفحه، جاذبه‌اي استثنايي پيدا مي‌كند.درخلال پاراگرافهاي طولاني، پيچيدگي‌هاي روح انسان و مشكلات غامض زندگي را تداعي مي‌كند. 
كوري مورد نظر ساراماگو كوري معنوي است. سازماندهي و قانونمندي و رفتار عاقلانه خود به نوعي آغاز بينايي است. ساراماگو كلام پيچيده و چند پهلويش را در دهان تك تك شخصيتهاي كتاب و مخصوصاض در پايان در دهان زن دكتر گذاشته است:« چرا ما كور شديم، نمي دانم ،شايد روزي بفهميم ، مي‌خواهي عقيدة مرا بداني ، بله ، بگو ، فكر نمي‌كنم ما كور شديم ، فكر مي‌كنم ما كور هستيم، كور اما بينا، كورهايي كه مي‌توانند ببينند اما نمي‌بينند.» 
ساراماگو در « كوري» تعهد و باور عميق خود را به عدالت اجتماعي، احترام به خرد و عقل سليم همراه با تزكية روح و جسم كه تنها را ضمانت پايدار ماندن هر جامعه‌اي است درغالب يك رمان هنرمندان و شگفت انگيز به ما ارمغان ميدهد. 
« كوري» در سال 1995 منتشر شد. ساراماگو مي‌گويد:« اين كوري واقعي نيست ، تمثيلي است. كور شدن عقل و فهم انسان است. ما انسانها عقل داريم و عاقلانه رفتار نمي‌كنيم....» 
خلاصه داستا ن :‌
در اين رمان ، شخصيت هاي داستان نام ندارد و عنوان هاي آنها رمز گونه است و به نقش اجتماعي هر يك اكتفا مي شود . خلاصه ي رمان كوري چنين است :‌در پشت چراغ قرمز ، راننده  ي اتومبيلي ناگهان كور مي شود . اين مرد به كوري عجيبي دچار شده ،‌يعني همه چيز را سفيد مي بيند و گويي در درياي شير فرو رفته است . مرد ديگري او را به خانه اش مي رساند ، اما اتومبيل اين كور را مي دزدد . همسرش او را به چشم پزشكي مي رساند ، اما علت كوري كشف نمي شود . چشم پزشك و دزد اتومبيل هم به همين ترتيب كور مي شوند ، چشم پزشك مسئولين بهداشت را با خبر مي سازد . اين فاجعه را هيولاي سفيد مي گويند . مسئولين براي جلوگيري از سرايت آن، كورها و نزديكانشان را در ساختمان تيمارستاني قرنطينه مي كنند ، اما روز به روز تعداد كورها بيشتر مي شود . همسر چشم پزشك كور نمي شود ، اما خودش را به كوري مي زند تا از همسرش جدا نشود ، او تنها كسي است كه تا پايان داستان بيناست . در قرنطينه چه بلاهايي كه بر سر كورها نمي آيد . همسر چشم پزشك از رفتارها و مصيبت هاي آن ها گزارش عبرت‌انگيزي مي دهد . بسياري از كورها به دست سربازان و نگهبانان قرنطينه كشته مي شوند . اما سربازها هم كم كم  كور مي شوند . 
بزرگ ترين مشكل براي كورها برآوردن نيازهاي اوليه يعني خوراك و مستراح است و با اين كه دولت به آن ها غذا تحويل مي دهد ، اما تقسيم كردن و استفاده از آن بسيار دشوار مي شود . آن دزد اتومبيل به دليل دست درازي به دختر عينكي زخمي و به دست سربازان كشته مي شود . دولت و رسانه ها وعده هاي دروغين مي دهند كه كوري در حال كنترل است .  نظم و ترتيب شهر از بين مي رود و كساني كه يك باره كور مي شوند ، همه چيز را از بين مي برند ، اتوبوس ها و هواپيماها ،‌سقوط مي كنند و حوادثي مانند اين ها .
در قرنطينه كه كشوري مستقل است ، دسته يي از كورها اوباش و مسلح ،‌كنترل  غذا را به دست مي گيرند . از بقيه كورها مي خواهند كه به خواسته هاي آنها تن دهند و گرنه غذاي هر بخش را قطع مي كنند ، كورها هم براي زنده ماندن تن به همه چيز مي دهند ، ابتدا پول و جواهرات و وسايل آن ها را مي گيرند و در مرحله بعد زن هاي هر بخش را مي خواهند .
 همسر چشم پزشك كه بيناست ، قهرمانانه سر دسته اوباش را از پا درمي آورد و لشگري درست مي كند تا با اوباش بجنگند . با چند كشته ، بالاخره بخشي كه اوباش در آن هستند به وسيله همين زن به آتش كشيده مي شود ،‌اما آتش قرنطينه را فرا مي گيرد . كورها فرار مي كنند ، اما از سربازهاي نگهبان اثري نمي بينند . گروه گروه به شهر مي آيند ، اما شهر را زباله داني متروك ، ويرانه ، بدون آب ، برق ،‌ گاز و ديگر امكانات مي يايبند . همه كور شده‌اند و كورها كه خانه هايشان را گم كرده اند ، گروه گروه با هم به حركت در آمده و به دنبال غذا همه جا را خراب مي كنند .
 آن زن كه همسرچشم پزشك است گروه خود را راهنمايي  ميكند و به خانه خود مي برد و برايشان غذا تهيه مي كند . با هم به عشق و محبت مي رسند ، كودكي و سگي نيز با آنهاست. بالاخره همان كسي كه نخستين بار كور شده بود و در اين گروه بود بود به طور ناگهاني بينا مي شود و ديگران نيز يكي يكي با شادي فرياد مي زنند كه مي بينند و در شهر اين فريادها شنيده مي شود . 
دكتر علي اكبر افراسياب پور- دكتراي عرفان- مجله حافظ تحليلي عرفاني از رمان كوري : 
اين داستان ماجراي سي مرغ درمنطق الطير و سير و سلوك هاي عرفاني را به ياد مي آورد كه سالكان ،‌پس از طي مراحل هفت گانه به بازيابي خود مي رسند . گروهي كه با حادثه يي نابينا مي شوند ، پس از امتحان هاي بزرگ و با عبور از مراحلي سخت و جانكاه اصلاح           مي گردند و به بينايي مي رسند . مهم ترين عامل نجات آنها عشق و خلوص است . قهرمانان داستان در پايان به معشوق خود مي رسند و به سوي آينده يي روشن گام برمي دارند . 
در اين داستان سگي وجود دارد كه در پايان به خوشبختي مي رسد و در كنار چشم پزشك و همسرش به زندگي راحتي دست مي يابد و خواننده را به ياد سگ اصحاب كهف مي اندازد كه مانند قهرمانان اين داستان پس از شبي تاريك و خوابي تلخ و عجيب دوباره بيدار مي شوند . البته از اين نظر كه قهرمانان از يك دنياي ديگر وارد مي شوند ، به سراي آخرت نيز اشاره دارد . رنگ سفيد در عرفان جايگاه خاصي دارد و دفتر صوفي فقط سواد و حرف نيست ، بلكه دلي سپيد هم چون برف است . سفيدي سمبل فنا و بقاست كه همه ي رنگ ها را در خود دارد و در عين حال هيچ كدام را نيز ندارد . اين همان پارادوكسي است كه همه‌ي مقولات عرفاني را در برگفته است . 
ماجرا از بينايي آغاز و به بينايي منتهي مي شود ،‌مانند انالله و انااليه راجعون و دايره يي كه آغاز و انجام آن به هم مي رسند ، اما در مرحله يي بالاتر و مهم ترين پيام در عرفان همين است كه زندگي را جدي گرفته و با استفاده از دانايي ، توانايي ،‌ خلوص ، و پاكي به بينايي معنوي رسيد . عرفان به انسان آموزش مي دهد كه چه گونه از زندگي حيواني به سوي زندگي انساني و معنوي حركت كند و مطمئن باشد كه اگر بر خودخواهي و شهوات غلبه نمايد و به مرحله ي ديگر خواهي برسد به رستگاري نزديك مي گردد و چشم او به ديدار حقايق امور بينا مي شود كه پيش از آن براي ديده  آن ها كور بوده است . همه ي جنگ ها و انحراف هاي انساني از همين نابينايي سرچشمه مي گيرد . اين ماجرا تصويري از زندگي بشر در كره‌ي زمين مي باشد كه انسان ها مانند دسته هايي كور به اين جهان آمده و در تاريخ تمدن خود به دنبال دسترسي به نيازهاي اوليه ي خود چه بدي ها و خوبي هايي كه نكرده اند . مانند آن در اين داستان هم هر چه تعداد كورها در بخش ها زيادتر مي شود ، فسادها و آلودگي ها و خشونت ها بيش تر مي شود و همان دلتنگي و تبعيد را ترسيم نموده كه عرفان بزرگ ايراني چون ، مولوي آن را به زبان شعر بيان نموده و از بريده شدن از نيستان مي نالد و در آرزوي روزگار وصل به سر مي برد و چنين تمثيل هايي در عرفان عموميت دارد . 
نخستين قرباني اين داستان كه دزد اتومبيل است به جهت دست درازي به دختر عينكي زخمي و با پشيماني و به دست سربازان كشته مي شود و گويي داستان هابيل و قابيل است كه هوي و هوس آدم ها را از بهشت موعود دور مي سازد و كسي  نمي تواند از نتايج اعمال خود فرار كند و در نمايشنامه ي هستي عدالت زيبا سايه افكنده كه نشان از تدبير و حكمت در خلقت است . 
در عرفان ، كوري سمبل غفلت ، اكتفا به زندگي مادي ، چشم دل بستن و غوطه وري در تمايلات خودخواهانه دنيوي ست ، كه با اين زمان هماهنگي دارد و زندگي در اين دنيا مانند زندگي قهرمانان در قرنطينه بسيار كوتاه است و هر كس آن چه دارد ، در اين صحنه ي نمايش و زمين مسابقه به ظهور مي رساند ، چه قدر خوب است كه انسان ها بهترين نقش ها را بازي كنند و با مدال طلا از اين مسابقه بيرون آيند كه همان تغيير مثبت در شخصيت آنهاست . در قرنطينه انسان ها كور بودند و از صبح و شب فقط به دنبال سير كردن شكم خود بودند و براي زنده ماندن به هر خفتي تن مي دهند . سرنوشت برخي از انسانها دراين جهان نيز همين گونه رقم خورده و ازمرحله ي حيواني فراتر نمي رود . 
در عرفان و تصوف انسان ها كور هستند و نياز به راهنما و مرشدي دارند كه بحث از ولايت را به ميان مي اورد و چنين مرشد و پيري با فداكاري چشم هاي بسته را بينا مي سازد . همان كاري كه شمس تبريزي با مولوي نمود و ده ها نفر مانند آن ها رمان كوري هم همسر چشم پزشكي كه بينايي در ميان نابيناهاست ، چون مرشدي معنوي عمل مي كند و به كورها آموزش مي دهد و آن قدر فداكاري مي كند تا آنها را بيدار سازد . پيام او در داستان اين است : « اگر نمي توانيم مثل آدم زندگي كنيم ، دست كم بكوشيم مثل حيوان زندگي نكنيم » .  همين انسان هاي خود ساخته و از خود گذشته بودند كه انسان هاي عقب مانده در جوامع نخستين را به سوي تمدن و پيشرفت رهنمود كردند . 
قهرمان اين داستان زني ست كه ديگران را هدايت و تا مرحله ي بينايي پيش مي برد . در عرفان و تصوف ، پيرو مرشد چنين نقشي داشته و در قروني كه زن ها از حقوق ابتدايي خود محروم بودند ، عرفان جايگاه بلندي براي زن در نظر گرفته بود . مولوي مي گويد : 
ظاهرا بر زن چو آب ار غالبي 
    باطنا مغلوب و زن را طالبي 
پرتو حق است آن معشوق نيست 
    خالق است آن گوييا مخلوق نيست 
    ( مثنوي ، د: 1 ، ب :‌2435 ، و 2440)
زن در عرفان جمال ايراني واسطه ي فيض از آسمان به زمين است و عشق زميني و اين جهاني نردباني براي عروج به عشق الهي به شمار مي ايد . كورهاي داستان هم هنگامي كه به خانه مي رسند ، اعتراف مي نمايند كه اگر چنين راهنمايي نداشتند ، هرگز خانه را پيدا نمي كردند . 
شايد بتوان اين داستان را فمينيستي و زن گرايانه تحليل نمود ، اما در عرفان با جايگاهي كه براي زن در نظر گرفته اند ، تفسير عرفاني مناسب تر است . 
يكي از ويژگي هاي اين داستان خوش بيني و اميد به آينده است و در همه ي اين             مصيبت‌ها هرگز سخن از ياس و نااميدي به گوش نمي رسد . همين ويژگي با تحليل عرفاني مناسبت دارد ، زيرا در مكتب ها و فلسفه ي مادي همواره نااميدي موج مي زند و گريزي از آن وجود ندارد . مردمي كه كور هستند ، همه چيز را سفيد مي بينند و گروهي كه نجات مي يابند ،‌درعين بدبختي با روحيه يي خوب واميد به آينده يي روشن پيش مي روند . به هم عشق مي ورزند و خصايص انساني از خود نشان مي  دهند  . همه ي داستان هايي كه پايان روشني دارند از پيامي عارفانه برخوردارند . 
چشم پزشك و همسرش در پايان داستان به كليسا نيز مي روند و اين كوري را آزمايشي آسماني ارزيابي مي كنند و آن زن مي بيند كه مجسمه هاي كليسا نيز چشم هايشان بسته شده و شايد ساراماگو مي خواهد بگويد : مردمي كه چشم از معنويت بسته اند ، معنويت و مقدسات نيز از آن ها چشم مي بندند و به اين نتيجه راهنمايي مي كند كه اديان بهترين راه هاي آسماني به سوي معنويت هستند و با برخورداري از عرفان كه به منزله‌ي قلب براي هر دين است مي توانند انسان ها را از خواب بيدار و از كوري نجات بخشند . قرن ها پيش از ژوزه ساراماگو ، شخصيتي چون شهاب الدين سهروردي ، شهيد عرفان و نور به همين تمثيل پرداخته و رسالت خود را بينا سازي قرار داده و درعرفان سفيدي و نور و بينايي از كهن ترين مفاهيم ملموس و آشنا هستند . 
نور در نظريه‌ي كوانتوم ذره يي موجي ست يعني هست و نيست مي باشد و هر ذره يي از نور هر لحظه در حال خلع و لبس است ، همه ي موجودات نيزهمين خاصيت را دارند از يك طرف نور و سفيد هستند كه با چشم سفيد بين يعني از ديدگاه عارفانه و كل بينانه همه چيز و همه چيز هستند و از ديگاه جزئي فقط يك چيز خاص مي باشند . در عرفان بايد چشم سر ، كور و بسته شود تا چشم سرو كلي نگر بينا گردد تا چشم ظاهر بسته نشود ، چشم باطن باز نمي شود .

منبع :


http://fa.wikipedia.org/wiki/کوری_(رمان)


http://fardadownload.com/2009/03/-pdf-30.php




غوغای ستارگان (امشب در سر شوری دارم)
امشب در سر شوری دارم
امشب در دل نوری دارم
باز امشب در اوج آسمانم
رازی باشد با ستارگانم
امشب یکسر شوق و شورم
از این عالم گویی دورم

از شادی پر گیرم که رسم به فلک
سرود هستی خوانم در بر حور و ملک
در آسمان‌ها غوغا فکنم
سبو بریزم، ساغر شکنم

امشب یکسر شوق و شورم
از این عالم گویی دورم

با ماه و پروین سخنی گویم
وز روی مه خود اثری جویم
جان یابم زین شب‌ها
جان یابم زین شب‌ها
ماه و زهره را به طرب آرم،
وز خود بی خبرم. زشعف دارم،
نغمه ای بر لب‌ها
نغمه ای بر لب‌ها

امشب یکسر شوق و شورم
از این عالم گویی دورم

امشب در سر شوری دارم
امشب در دل نوری دارم
باز امشب در اوج آسمانم
رازی باشد با ستارگانم
امشب یکسر شوق و شورم
از این عالم گویی دورم




به امید رهایی .......  





رزا منتظمی، مشهورترین معلم آشپزی ایران درگذشت

کتاب هنر آشپزی منبع اصلی درآمد خانم منتظمی طی پنج دهه گذشته بوده است

فاطمه بحرینی، مشهور به "رزا منتظمی" یکی از نام آورترین معلمان آشپزی ایرانی و نویسنده کتاب پرفروش "هنر آشپزی" در سن ۸۷ سالگی در تهران درگذشت.

خانم منتظمی کتاب "هنر آشپزی" را نخستین بار در سال ۱۳۴۳ با ۶۰۰ دستور غذایی منتشر کرد. نوشتن این کتاب به گفته خانم منتظمی بیش از ۲ سال طول کشید. او در جایی نقل کرده بود که از سال ۱۳۳۷ در تهران کلاس آشپزی و شیرینی‌پزی داشته‌ است و صدها نفر در کلاس‌های او شرکت داشته‌اند.

چاپ های اخیر "هنر آشپزی" در دو جلد منتشر شده و بیش از ۱۷۰۰ غذای ایرانی و فرنگی را شامل می‌شود.

گفته می شود "هنر آشپزی" یکی از پرفروش ترین کتاب های ایران بوده است که تاکنون بیش از یک میلیون نسخه از آن در مواردی حتی بدون اطلاع نویسنده آن منتشر و فروخته شده است. این کتاب تاکنون بیش از پنجاه بار به طور رسمی تجدید چاپ شده است.

انتشار و فروش این کتاب منبع اصلی درآمد خانم منتظمی طی ۵۰ سال اخیر بوده است. آرش وفاداری، نوه خانم منتظمی به بخش فارسی بی بی سی گفت که کلاس های آشپزی او تا پیش از انقلاب اسلامی برگزار می شد اما پس از آن خانم منتظمی فقط از راه فروش کتاب و راهنمایی علاقمندان آشپزی، به آموزش می پرداخت.

در جریان گفت و گویی که ۵ سال قبل خبرگزاری میراث فرهنگی ایران از خانم منتظمی منتشر کرده بود، او از وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی به دلیل ندادن کاغذ برای انتشار این کتاب انتقاد کرده بود.

خانم منتظمی گفته بود هر ساله ۲۰ هزار نسخه از این کتاب چاپ می کرده اما از آن سال به دلیل قطع حمایت وزارت ارشاد فقط ۵ هزار نسخه از آن را توانسته منتشر کند.

در سال های اخیر در ایران کتاب های متنوعی درباره هنر آشپزی و شیرینی پزی منتشر شده است اما به گفته دست اندر کاران صنعت نشر هیچک همچون "هنر آشپزی" با استقبال طبقات مختلف مردم رو به رو نشد.

کتاب خانم منتظمی در چند دهه اخیر در منزل اکثر ایرانی ها به چشم می خورد و به زوج های جوان هم هدیه داده می شود.

این کتاب در خلال جنگ هشت ساله ایران و عراق و دوران کمبود کاغذ و مشکلات چاپ در این کشور، برای جلوگیری از فروش با قیمت بالاتر با "دفترچه بسیج اقتصادی" فروخته می شد.

خریداران هنگام دریافت این کتاب "دفتر بسیج اقتصادی" را که مخصوص دریافت اقلام ضروری زندگی در دوران جنگ بود ارائه می کردند و این دفترچه ممهور به مهری می شد که نشان می داد صاحب آن، کتاب "هنر آشپزی" را خریداری کرده است.

خانم منتظمی خود ناشر کتاب "هنر آشپزی" بود و در دوره ای طولانی این کتاب را در منزلش به فروش می رساند.



1288769qmyartywm2.gif1288769qmyartywm2.gif1288769qmyartywm2.gif


1033935njfgp0h5ta.gifدوستـان آبان ماهـی، میـلادتون مبـارک بـاد1033935njfgp0h5ta.gif

 بهار-بیست دات كام   تصاویر زیبا سازی وبلاگ    www.bahar-20.comبهار-بیست دات كام   تصاویر زیبا سازی وبلاگ    www.bahar-20.comبهار-بیست دات كام   تصاویر زیبا سازی وبلاگ    www.bahar-20.com

1033935njfgp0h5ta.gifدلتون شــــاد1033935njfgp0h5ta.gif

1033935njfgp0h5ta.gifوجـــــودتـــان گــــرم1033935njfgp0h5ta.gif

1033935njfgp0h5ta.gifو  عمـــــــرتــــان بلنـــــــد باد1033935njfgp0h5ta.gif


http://www.aagiftsandbaskets.com/Images/LB-HB-Cake.jpg

2me6an5.jpg2me6an5.jpg 2me6an5.jpg  




http://th03.deviantart.net/fs19/300W/f/2007/261/2/3/The_Zodiac_Project__Scorpio_by_emau757.png


مشخصات کلی متولدین آبان ماه:

قوی و قدرتمند ، مصمّم و با اراده پولادین ، ورزشکار ، هوشیار ، حسّاس و خجول ، در ظاهر آرام ولی در باطن خروشان ، انتقامجوی شدید ، پر انرژی ، واقعاْ کوشا ، عاشق ماورالطبیعه ، اهل معنویّات ، عاشق مسائل مرموز ، هر کاری را به پایان می رساند ، مشکوک و کنجکاو و تودار ، مجری بسیار خوب ، پایدار و با ثبات ، محقّق ورزیده ، کاشف و دانشمند ، علاقه مند به تفتیش عقاید ، فکر سایرین را می خواند ، دارای روح قوی ، واقعاْ امیدوار ، فرمانده و سیاستمدار ، مقاوم و پر تحمّل ، فنا ناپذیر ، عدّه کمی را وارد زندگی خود می کند ، عاشق تولّد مجدّد ، دارای اهداف عالی ، بلند پرواز ، علاقه‌مند به روانکاوی و روانشناسی ، پر شور و حرارت ، پدری فداکار ، عاشق نصیحت کردن دیگران ، دارای افکار تخیّلی و ایده آل ، زیبا ، حسود ، موقع شناس ، جاه طلب ، خشن ، قابل اعتماد ، متنفّر از دروغ ، با وقار ، منطقی ، ماجراجو ، عاشق اسرار حیات و جهان ، با اعتماد به نفس ، شجاع و دلیر ، کمال گرا ، اهل معنویّات و واقعاْ قاطعانه عمل می کند .



مرد متولد آبان

تیز هوش، با اراده، خواستار هدفهای بزرگ، پدری دلسوز و مهربان، مواظب باشید که هرگز به مرد متولد این ماه دروغ نگوئید و احساسات او را جریحه دار نکنید و یا بر خلاف غرور مردانه او رفتار و گفتاری نداشته باشید زیرا که انتقام و عکس العمل خشمگینانه او بسیار سوزنده و خطرناک است.



زن متولد آبان

طناز و زیبا، خانه دار و گرم، حسود و انتقامجو، راز دار و خود دار، موقع شناس و گاه جاه طلب، جذاب و مغرور و با اعتماد به نفس، برای متولد این ماه اندکی علاقه و یا اندکی تنفر مفهوم ندارد یا عاشق است یا دشمن و در غیر اینصورت کاملا بی تفاوت و بی اعتناست.


نتونستم آروم بشینم ......  این آلبوم معرکه شده است ..... 

واقعا تبریک به آقای نامجو   و کسانی که تفکر این آلبوم رو عملی کرده اند .....

به تمام  معنی اوج را هدیه ام دادند ......



آلبوم جدید محسن نامجو با عنوان «آخ» به زودی در خارج از كشور منتشر می‌شود.
همچنین این موزیسین به سایت موسیقی ما خبر داد كه نوازندگی پیانوی این آلبوم را گلشیفته فراهانی به عهده گرفته است.
محسن نامجو در گفت‌و‌گو با موسیقی ما، درباره زمان انتشار این آلبوم گفت: «آلبوم «آخ» مراحل آخر میكس را می‌گذراند و قرار است تا اوایل پاییز منتشر شود».
این آهنگ‌ساز درباره آلبوم جدید خود توضیح داد: «از آن‌جا كه در یك‌سال اخیر هیچ شعر جدیدی نگفته‌ام، تمام متن‌های این آلبوم مربوط به سال‌های قبل است كه با شیوه‌ای جدید ارائه شده است».
او در ادامه تاكید كرد: «طبیعتا بخشی از كارهای جدید من در آلبوم «آخ» با شرایط جدید ایران نیز هم‌خوانی دارد».
محسن نامجو درباره نوازنده‌های این آلبوم گفت: «به جز من و خانم گلشیفته فراهانی كه نوازنده پیانو در این آلبوم است، تمام نوازنده‌های آن ایتالیایی هستند».
نامجو درباره قطعات آلبوم «آخ» به موسیقی ما توضیح داد: «این آلبوم شامل 8 قطعه است كه «همش دلم می‌گیره» و «گلادیاتورها» نام 2 قطعه آن است».
لازم به ذكر است كه آلبوم «آخ»، دومین آلبومی است كه محسن نامجو در خارج از كشور منتشر می‌كند. پیش از این او آلبوم «جبر جغرافیایی» را نیز در خارج از كشور منتشر كرده بود.
تاكنون از نامجو در داخل كشور تنها یك آلبوم موسیقی با نام «ترنج» منتشر شده كه نظرات موافق و مخالف بسیاری را همراه داشته است.
همچنین در سال‌جاری آلبومی از این موزیسین به بازار موسیقی ایران عرضه شده كه در آن، نامجو رمان «كیمیاگر» نوشته پائولو كوئیلو را روخوانی كرده و مابین آن با ساز و صدای خود به فضاسازی رمان هم دست زده است.





زيباترين تصويري که در زندگانيم ديدم نگاه عاشقانه و معصومانه تو بود زيباترين سخني که شنيدم 

سکوت دوست داشتني توبود زيباترين احساساتم گفتن دوست داشتن تو بود زيباترين انتظار زندگيم 

حسرت ديدار توبود زيباترين لحظه زندگيم لحظه با تو بودن بود زيباترين هديه عمرم محبت توبود 

زيباترين تنهاييم گريه براي توبود زيباترين اعترافم عشق توبود.


بانوی مهربان ... چشم انتظار آمدن تو هستم ......




فروردين

در آغاز امروز حسن خودجوشي و خود انگيختگي تان باعث مي شود كه حسابي سرگرم باشيد. در اين روزها خريدن يك يادگاري گرانقيمت براي فردي كه عميقا" دوستش داريد وسوسه كننده است، ولي اطمينان پيدا كنيد كه در هنگام خريد دقت زيادي به خرج مي دهيد تا دقيقا همان چيزي را پيدا نماييد كه در جستجوش هستيد.

ارديبهشت

 در اين روزها زماني كه متوجه مي شويد همسر يا عزيزتان مخفيانه در مسايل مالي شما دخالت كرده حيرت مي كنيد و گرچه چيزي براي پنهان كردن نداريد ولي مايل نيستيد حتي عزيزترين فرد زندگي تان از اعتماد شما سوءاستفاده كند.

خرداد

 تجربيات جديد خوب هستند به شرط آن كه با احتياط آنها را امتحان نماييد. در اين زمان ممكن است از ارتباطي روشنفكرانه رابطه اي عاطفي به وجود آيد ولي اگر تلاشي مشترك و هماهنگ براي كمك به پيشرفت آن صورت ندهيد آتش آن خيلي زود خاموش مي شود.

تير

ممكن است از نظر مادي تا حدي در تنگنا قرار بگيريد ولي آن بدين معنا نيست كه نميتوانيد با همسر يا عزيزتان به تفريح و گشت و گذار برويد. رفتن به پيك نيك، پارك يا كوهنوردي همان تفريح و سرگرمي را در اختيارتان مي گذارند كه نيازمندش هستيد.

مرداد

مايليد از روي محبت و با مهرباني سر به سر اطرافيانتان بگذاريد و با آنها شوخي كنيد، اگر تصور ميكنيد كه شخصي را با شوخي هاي بي غرض خود رنجانده و دلخور كرده ايد خيلي زود اقدام به عذر خواهي كنيد.

شهريور

همه چيز همانطور كه در ظاهر به نظر مي رسند، جالب نيستند، پس در اين زمان، قبل از دست زدن به هر كاري، صبر و حوصله به خرج دهيد و به دقت حق انتخابهاي متع تان را سبك و سنگين نماييد.

مهر

اضافه كردن عنصري غير معمول به زندگي عاطفي تان، باعث مي شود كه همسر يا عزيزتان روي ابرها به پرواز در آيد. مايليد اطلاعات بيشتري در مورد اطرافيان خود كسب كنيد، ولي اگر با خجالت و كمرويي آنها مواجه شديد، بهتر است صبر و حوصله به خرج دهيد تا زمان مناسب براي افشاي حقايق بيشتر فرا برسد.

آبان

در هنگام اتخاذ يك تصميم به تنهايي، زماني دشوار و بغرنج را در پيش رو خواهيد داشت، ولي با بهره گيري از عقل سليم و شعور، اين دوره بلاتكليفي را به راحتي پشت سر خواهيد گذاشت.

آذر

 در حين يادگيري مهارتهاي جديد يا ثبت نام در كلاسهايي كه برايتان جالب هستند، اوقات خوب و خوشي را در پيش رو خواهيد داشت. در صورتي كه متاهل هستيد و وقت خيلي زيادي را با همسرتان در خانه سپري ميكنيد قطعا احساس كسالت و افسردگي بر شما مستولي مي شو، پس از خانه بيرون بزنيد، در سرگرمي هاي جمعي شركت كنيد.

دي

تا جاي ممكن از پند و اندرزهاي دوستان استفاده كنيد و به دنبال راههاي ميانبر و فرعي نباشيد. در اين هنگام گشت و گذار با دوستان، فرصت آشنايي با فردي جديد و ويژه در اختيارتان قرار مي گيرد.

بهمن

آشنايي با افرادي كه نقطه نظرات و عقايدي مشابه شما دارند، امكان ترقي در آينده را در اختيارتان قرار مي دهد. ممكن است براي اثبات خودتان، لازم باشد كه تلاش بيشتري به خرج دهيد.

اسفند

دوستان و آشناياني كه تا چندي پيش اعصابتان را خورد مي كردند، به شدت كمك حالتان خواهند بود، به شرط آن كه مشتاقانه از آنها تقاضاي كمك و همراهي كنيد. شانس و اقبالي در خانه تان را به صدا در مي آورد، به هيچ وجه آن را از دست ندهيد و پذيراي آن باشيد.




به بهانه‌ی زادروز سهراب سپهری

«کار ما نیست شناسایی راز گل سرخ»

۱۳۸۸ مهر ۱۵

سروش / رادیو کوچه

souroosh@radiokoocheh.com

امروز مصادف است با سال‌روز تولد سهراب سپهری نویسنده، نقاش و شاعر برجسته ایرانی معاصر. سهراب یکی از مشهورترین و محبوب‌ترین شاعران معاصر است که شعرهایش به زبان‌های انگلیسی، فرانسوی، اسپانیایی و ایتالیایی ترجمه شده است.

سهراب سپهری در پانزدهم مهرماه سال ۱۳۰۷ در اطراف کاشان به دنیا آمد.

«… مادرم میداند که من روز چهاردهم مهر به دنیا آمده ام. درست سر ساعت ۱۲٫ مادرم صدای اذان را می‌شنیده است… (هنوز در سفرم – صفحه ۹)»

20091007-news1-sohrab

پدرش اسدالله سپهری کارمند اداره پست و تلگراف بود و هنگامی که سهراب نوجوان بود پدرش از دو پا فلج شد. با این وجود پدر سهراب نیز هنرمند بود. اسدلله سپهری نقاش و خطاط و هم‌چنین سازنده‌ی تار بود.

«… کوچک بودم که پدرم بیمار شد و تا پایان زندگی بیمار ماند. پدرم تلگراف چی بود. در طراحی دست داشت. خوش خط بود. تار می نواخت. او مرا به نقاشی عادت داد… (هنوز در سفرم – صفحه ۱۰)»

سهراب ۱۶ ساله بود که پدرش را از دست داد. شعر «خیال پدر» در سوگ پدر سروده شده است:

«در عالم خیال به چشم آمدم پدر

کز رنج چون کمان قد سروش خمیده بود

دستی کشیده بر سر رویم به لطف و مهر

یک سال می گذشت، پسر را ندیده بود »

پس از فوت پدر او به همراه مادر (فروغ ایران سپهری)  و برادرش منوچهر و سه خواهر خود به گذران زندگی در کاشان پرداختند. سهراب در آن ایام شعر می‌گفت و خطاطی هم می‌کرد.

پس از فارغ‌التحصیلی در دوره‌ی دوساله‌ی‌ دانش‌سرای مقدماتی پسران به استخدام اداره فرهنگ کاشان درآمد. در شهریور ۱۳۲۷ در امتحانات ششم ادبی شرکت نمود و دیپلم دوره دبیرستان خود را دریافت کرد. سپس به تهران آمد و در دانشکده هنرهای زیبای دانشگاه تهران به تحصیل پرداخت و هم زمان به استخدام شرکت نفت در تهران درآمد که پس از ۸ ماه استعفا داد.

سپهری نیز به مانند دیگر شاعران شعر نو به پیروی از سبک نیما یوشیج پرداخت.  در سال ۱۳۳۰ نخستین مجموعه‌ی «شعر نیمایی» خود را به نام« مرگ رنگ» منتشر کرد. در سال ۱۳۳۲ از دانشکده هنرهای زیبا فارغ التحصیل شد و به دریافت نشان درجه‌ی اول علمی نایل آمد. در همین سال در چند نمایشگاه نقاشی در تهران شرکت نمود و نیز دومین مجموعه‌ی اشعار خود را با عنوان «زندگی خواب‌ها» منتشر کرد.

پس از انتشار «زندگی خواب‌ها» سپهری در صدد تاسیس کارگاه نقاشی برآمد. در آذرماه ۱۳۳۳ در اداره‌ی کل هنرهای زیبا (فرهنگ و هنر) در قسمت موزه‌ها شروع به کار کرد و در هنرستان‌های هنرهای زیبا نیز به تدریس می‌پرداخت. در مهر۱۳۳۴ ترجمه اشعار ژاپنی از وی در مجله‌ی «سخن» به چاپ رسید.

سهراب سپهری مدتی در اداره کل اطلاعات وزارت کشاورزی با سمت سرپرست سازمان سمعی و بصری در سال ۱۳۳۷ مشغول به کار شد. از مهر ۱۳۴۰ نیز شروع به تدریس در هنرکده‌ی هنرهای تزیینی تهران نمود. در اسفند همین سال بود که از کلیه مشاغل دولتی به کلی کناره‌گیری کرد.

سال ۱۳۴۰ هجری شمسی را باید نقطه عطفی در زندگی سهراب دانست. در آن زمان سهراب از راه زمینی به کشورهای اروپایی سفر کرد و به پاریس و لندن رفت. ضمن این‌که در مدرسه‌ی هنرهای زیبای پاریس در رشته «لیتوگرافی» نام نویسی کرد.

سهراب در سال ۱۳۳۷ دو کتاب «آوار آفتاب» و «شرق انده» را آماده چاپ کرد ولی موفق به چاپ آن‌ها نشد و سرانجام در سال ۱۳۴۰ این دو کتاب به انضمام انتشار مجدد «زندگی خواب‌ها» زیر عنوان «آوار کتاب» منتشر شد.

سپهری در طول مدت عمر خود به سفرهای زیادی رفت و نمایشگاه‌های فراوانی را برگزار کرد. از جمله این سفرها می‌توان به « آمریکا و اقامت در لانگ آیلند» سفر به اروپا در سال ۱۳۴۵ و دیدن کشورهای  فرانسه، اسپانیا، هلند، ایتالیا، اتریش و هم‌چنین کشور هندوستان و بازدید از بمبئی، بنارس، دهلی، اگره، غارهای آجانتا، کشمیر اشاره کرد.

وی هم‌چنین کارهای هنری خود را در نمایشگاه‌ها به معرض نمایش گذاشت. حضور در نمایشگاه‌های نقاشی هم‌‌چنان تا پایان عمر وی ادامه داشت.

20091007-news1-sohrab2

در دی‌ماه ۱۳۵۸ سهراب برای درمان سرطان خون به بریتانیا می‌رود اما پس طی مدت کوتاهی دوباره راهی ایران می‌شود.

سرانجام سهراب سپهری در غروب اول اردیبهشت ماه سال ۱۳۵۹ در بیمارستان پارس تهران در سن ۵۲ سالگی و به علت ابتلا به بیماری سرطان خون درگذشت. صحن امامزاده سلطان‌علی روستای مشهد اردهال واقع در اطراف کاشان میزبان ابدی سهراب گردید.

آرامگاهش در ابتدا با قطعه آجر فیروزه‌ای رنگ مشخص بود و سپس سنگ نبشته‌ای از هنرمند معاصر، رضا مافی با قطعه شعری از سهراب جایگزین شد:
به سراغ من اگر می آیید
نرم و آهسته بیایید
مبادا که ترک بردارد
چینی نازک تنهایی من

«…کاشان تنها جایی است که به من آرامش می‌دهد و می‌دانم که سرانجام در آن‌جا ماندگار خواهم شد…»

و سهراب …. ماندگار شد.

منابع:

  • اتاق آبی
  • شورای گسترش زبان فارسی


پرویز مشکاتیان استاد سنتور ایران در سن ۵۴ سالگی بر اثر ایست قلبی در منزلش در تهران درگذشت.

زمان مرگ این هنرمند، آن‌طور که خبرگزاری‌های مهر و فارس گزارش کرده‌اند، صبح امروز دوشنبه بوده است.

زمان تشییع جنازه این هنرمند فقید هنوز اعلام نشده است.

پرویز مشکاتیان ۲۴ اردیبهشت ۱۳۳۴ خورشیدی در نیشابور به دنیا آمد و در میان اهالی هنر و مردم، به عنوان آهنگساز، موسیقی‌دان، نوازنده سرشناس سنتور، استاد دانشگاه و پژوهشگر شناخته می‌شد.

مشکاتیان فعالیت هنری خود را در شش سالگی نزد پدرش حسن مشکاتیان که استاد سنتورنوازی و آشنا با ویولن و سه‌تار بود، آغاز کرد.


پرویز مشکاتیان

وی در سال ۱۳۵۳ وارد دانشکده هنرهای زیبا در دانشگاه تهران شد.

مشکاتیان، ردیف میرزا عبدالله را نزد نورعلی برومند و داریوش صفوت و مبانی موسیقی ایرانی را نزد اساتیدی چون محمدتقی مسعودیه، عبدالله دوامی، سعید هرمزی و یوسف فروتن فراگرفت.

او از سال ۱۳۵۸ تا سال ۱۳۶۷ با محمدرضا شجریان همکاری داشت که نتیجه این همکاری، آثار ماندگاری چون «بیداد، آستان جانان، سِرّ عشق، نوا و دستان» بود.

در کارنامه کاری پرویز مشکاتیان، همکاری با خوانندگانی چون علی جهاندار، ایرج بسطامی، علیرضا افتخاری، حمیدرضا نوربخش، علی رستمیان و شهرام ناظری دیده می‌شود.

مشکاتیان، کتاب‌های فراوانی در زمینه سنتور و موسیقی ایرانی تألیف کرده‌ است.





صعود مرد عنکبوتی بر فراز برج های پتروناس

تاریخ : سه شنبه 10 شهريور 1388 ساعت 10:55 بعد از ظهر
منبع : ایران مالزی
تعداد بازدید : 102
آلیان روبرت کوهنورد مشهور فرانسوی صبح امروز پس از صعود به برج شماره 2 پتروناس توسط پلیس دستگیر شد

صبح امروز پایتخت مالزی شاهد صعود آلیان روبرت کوهنورد مشهور فرانسوی به برج شماره 2 پتروناس بود که برای سومین بار شانس خود را برای صعود به برج های دوقلوی مالزی می آزمود.

آلیان روبرت که به "اسپایدر من" یا "مرد عنکبوتی" مشهور است صبح امروز قبل از طلوع آفتاب توانسته بود از گذرگاه های امنیتی عبور کند و پس از صعود موفقیت آمیز به برج 88 طبقه ای پتروناس توسط نیروهای امنیتی کوآلالامپور دستگیر شد.

وی پیشتر در سال های 1997 و 2007 برای صعود به برج های پتروناس اقدام نموده بود که در هر دو مورد در صعود به بام کوآلالامپور ناکام مانده بود اما سرانجام وی در سومین صعود به هدف خود رسید.

وی تا کنون توانسته است از 70 آسمانخراش در کشورهای مختلف همچون برج 101 طبقه ای تایپه بالا برود.

شاهدان عینی به خبرنگاران گفته اند که وی در کمتر از 2 ساعت توانست خود را به نوک برج شماره 2 رسانده و به نشانه موفقیت پرچم مالزی را به اهتزاز درآورد.

اگرچه در دفعات قبل وی بدون در نظر گرفتن هرگونه مجازاتی آزاد شده بود اما در صورتی که اینبار به دلیل صعود غیرقانونی در دادگاه محکوم شود با مجازات شش ماه زندان و هشتصد و پنجاه دلار جریمه نقدی روبرو خواهد شد.





فال روز دوشنبه 24 آگوست - 2 شهريور

فروردين

همسر شما دچار شرايطي سخت و دشوار شده است سعي كنيد بجاي انتقاد او را تشويق كنيد. هر تشويق شما براي او يك نيروي محرك قوي است كه در كنار شما قادر به عبور از بحرانها شود.

ارديبهشت

يك سوء تفاهم كوچك پيدا شده كه ميتوانيد به سادگي آنرا حل و فصل نماييد، مشكلي نيست و نبايد به مسائل جزئي بيش از اين بها . بايد اين مسائل را زودتر حل و فصل كرد.

خرداد

وقتي ترديد و دو دلي را از خود دور سازيد آنگاه ميتوانيد تمام نيرو و امكانات خود را يكجا بسيج كرده و به جنگ مشكلات برويد. در اين صورت پيروزي شما قطعي خواهد بود.


تير

ممكن است به همراه شخصي عزيز سفري داشته باشيد، شخصي كه هميشه به او علاقمند بوديد. اين سفر يكي از پرحادثه ترين و ماجراجويانه ترين سفرهاي عمرتان خواهد بود. امروز زماني بسيار مساعد براي ابراز علاقه به شخص مورد علاقه تان محسوب ميشود .

مرداد

يك ارتباط تازه پنجره اي تازه به روي دنيايي تازه با همه ي خوبيها و بديهايش است امكانات تازه اي كه شما ميتوانيد با درايت و هوشمندي از آنها جهت رسيدن به اهداف خود استفاده كنيد.

شهريور

امروز فرصت طلائي در اختيار شما گذاشته ميشود. بايد نشان دهيد كه در اين موقعيت خاص توانمندي و لياقتها شما چگونه است. زندگي جز تلاش مستمر و آفرينشهاي نو به نو چيز ديگري نيست.

مهر

شهامت يكي از دوستان ستودني است بايد او را تشويق كنيد و از كوشش او درس بگيريد. نا اميدي را از خود دور كنيد تا قلب شما پرتو درخشان روشنايي را در خود جاي دهد. قلبي كه نور اميد در آن روشن باشد، به همه جا خواهد رسيد.

آبان

تو در معرض يك آزمايش قرار ميگيريد بايد چون گذشته نشان دهيد كه از هر آزمايش سربلند بيرون خواهيد آمد دلگرمي هاي كودكانه را كنار بگذاريد و در زندگي جديتر قدم برداريد.

آذر

اعتماد به نفس اساس و پايه ي موفقيتهاي شما در هر شرايط است پس بزرگترين سرمايه شما همين اراده و اعتماد به نفس قابل تقدير شماست پس آن را بيهوده نبايد از كف يا اسير وسوسه هاي باطل كرد.

دي

حتم داشته باشيد كه سخاوت و بذل و بخشش پاداش خاص خودش را به همراه دارد. بدانيد كه انتقادهاي رك و صريح ميتوانند به دعوا و مرافعه منجر شوند، پس قبل از صحبت كردن حرفها را خوب مزه مزه كنيد و مراقب حركت زبان در دهانتان باشيد .

بهمن

امروز شما عزم جزم كرده ايد كه گرماي عشق را به هر شكلي كه هست در خانه حس كنيد و براي اينكار از هيچ كوششي فروگذار نميكنيد. شما منتظر نخواهيد ماند و خود اقدام ميكنيد و با اراده اي كه از شما انتظار ميرود به نتيجه ي مطلوب خواهيد رسيد.

اسفند

زندگي عاطفي شما در مرحله اي قرار دارد كه ناگزير خواهيد بود تصميمات جدي و تازه اي را اتخاذ كنيد. شايد بحران موجود با اين برنامه هاي جدي گشوده شود و راه شما را به سوي آينده هموار كند.



>تخم مرغی رفته بود اینترویو
>تا مگر کوکو شود یا نیمرو
>
>تخم مرغی بود با شور و امید
>خواست تا مرغانه ای باشد مفید
>
>فرم استخدام را پر کرده بود
>عکس هم همراه خود آورده بود
>
>توی مطبخ از  برای شرح حال
>پشت هم کردند هی از او سوال:
>
>- کیستی تو، از کدامین لانه ای؟
>- بوده ای قبلاً در آشپزخانه ای؟
>
>- کی ز پشت مرغ افتادی برون؟
>- توی ماهیتابه بودی تاکنون؟
>
>- تجربه داری و فرزی در عمل
>- جای دیگر کار کردی فی المثل؟
>
>- داغ گشتی توی روغن یا کره؟
>- حل شدی در شنبلیله یا تره؟
>
>- با نمک فلفل بهم خوردی دقیق؟
>- خوب کف کردی شدی کلاً رقیق؟
>
>- پشت و رویت سرخ شد روی اجاق؟
>- باد کردی از فشار احتراق؟
>
>تخم مرغ  این حرف ها را که شنید
>روی وحشت زرده اش هم شد سفید!
>
>ژوری اینترویو هم بی مجال
>لحظه‌ای غافل نمیشد از سوال:
>
>- گر "رزومه" داری و "سی.وی" بیار
>- ورنه بیخود آمدی دنبال کار
>
>- گر نداری توی کارت سابقه
>- ردّ ردّی گرچه باشی نابغه
>
>گفت لرزان تخم مرغ بینوا
>نیست قانون شما بر من روا
>
>خوب من تازه ز مرغ افتاده ام
>صفرکیلومترم و آماده ام
>
>هرکسی کرده ز یک جائی شروع
>میکند خورشیدش از یکجا طلوع
>
>گر نه در جائی خودم را جا کنم
>تجربه پس از کجا پیدا کنم؟
>
>گر که مرواری نباشد در صدف
>پس چگونه تجربه آرد به کف؟
>
>گر که در میدان نرفته کره اسب
>تجربه را پس چه جوری کرده کسب؟
>
>گفت "شف" با او که: - زر زر کافیه!
>- بیش از این هم ماندنت علافیه
>
>ـ تخم مرغ هم اینقدر پر مدعا
>- دست به نطقش را ببین بهر خدا!
>
>- تجربه اول برو پیدا بکن
>- بعد فکر پخت و پز با ما بکن
>
>تخم مرغ بینوا با قلب خون
>آمد از آن آشپزخانه برون
>
>رفت غمگین، صاف پیش مادرش
>تا که گرما گیرد از بال و پرش
>
>گفت مادرجان مرا هم جوجه کن
>جزو باند جوجه های کوچه کن
>
>مرغ مادر گفت که: - دیر آمدی
>- پس چرا طفلم به تأخیر آمدی؟
>
>- من به تو گفتم بگیر اینجا قرار
>- تو خودت عازم شدی دنبال کار
>
>- مهلت جوجه شدن شد منقضی
>- پس چه شد کوکوپزی، نیمروپزی؟
>تخم مرغ اشکش درآمد پیش مام
>ماجرا را گفت از بهرش تمام
>
>گفت در نیمروپزی گشتم کنف
>چونکه از من تجربه میخواست شف
>
>سابقه یا تجربه با من نبود
>آشپزخانه مرا ریجکت نمود
>
>موعد جوجه شدن هم که گذشت
>آه مادر بچه ات بیچاره گشت!
>
>من از آنجا مانده، زینجا رانده ام
>فاتحه بر هستی خود خوانده ام
>
>رفت فرصت های عالی از کفم
>حال دیگر کاملاً بی مصرفم
>
>پس در این دنیا به چه چیزی خوشم؟
>میروم الان خودم را میکشم!
>
>گفت مادر: - طفلکم قدقدقدا
>- چند مدت صبر کن بهر خدا
>
>- صبر کن طفلم بیاید نوبهار
>- باز پیدا میشود بهر تو کار
>
>- گرچه اکنون فرصتت سرآمده
>- تو نگو دنیا به آخر آمده
>
>تخم مرغ آنجا به حال انتظار
>ماند تا از ره بیاید نوبهار
>×××
>عید نوروز، عید پاک آمد ز راه
>روی هر میزی بساطی  دلبخواه
>
>شربت و شیرینی و قند و نبات
>تخم مرغ رنگ کرده در بساط
>
>روی میز خانه‌ی بانو بهار
>یک سبد مرغانه خوش نقش و نگار
>
>تخم مرغ ما نشسته آن میان
>میفروشد فخر بر اطرافیان
>از همه خوشرنگ تر، خندان و شاد
>حرف های مادرش آمد به یاد:
>
>- بهر هرکس در جهان قدقدقدا
>- هست یک جا و مکان قدقدقدا
>
>- نیست بی مصرف کسی قدقدقدا
>- هست امکان ها بسی قدقدقدا
>
>- هرکسی باید بیابد جای خود
>- تا نهد جای مناسب پای خود
>
>- پس تو هم توی مدار خویش باش
>فارغ از مأیوسی و تشویش باش
>
>- چون شبیه تخم‌مرغ است این کره
>- روز و شب گردش کند بی دلهره
>
>- خود تو هم هستی عزیزم بیضوی
>- در مدار خویش گردش کن قوی
>
>- زندگی زیباست، زیبایش ببین
>- هم ز پائین، هم ز بالایش ببین
>
>تخم مرغ ما ز پند مادری
>شادمان لم داد آنجا یکوری
>
>گفت گر مطبخ به من میداد کار
>در کجا بودم کنون ای روزگار؟
>
>گشته بودم جوجه گر روی حساب
>ای بسا که میشدم جوجه کباب
>
>پس چه بهتر که بد آوردم زیاد
>حال راضی هستم و ممنون و شاد
>
>تخم‌مرغم، بیضی‌ام، شکل زمین
>پس غم دنیا به ---- بعد از این!
>-------------------------
>هادی خرسندی
 
" hich chiz motmaentar az namotmaen nist "


غریبانه

بگردید ، بگردید ، درین خانه بگردید
دیرن خانه غریبند ، غریبانه بگردید
یکی مرغ چمن بود که جفت دل من بود
جهان لانه ی او نیتس پی لانه بگردید
یکی ساقی مست است پس پرده نشسته ست
قدح پیش فرستاد که مستانه بگردید
یکی لذت مستی ست ، نهان زیر لب کیست ؟
ازین دست بدان دست چو پیمانه بگردید
یکی مرغ غریب است که باغ دل من خورد
به دامش نتوان یافت ، پی دانه بگردید
نسیم نفس دوست به من خورد و چه خوشبوست
همین جاست ، همین جاس ، همه خانه بگردید
نوایی نشنیده ست که از خویش رمیده ست
به غوغاش مخوانید ، خموشانه بگردید
سرشکی که بر آن خک فشاندیم بن تک
در این جوش شراب است ، به خمخانه بگردید
چه شیرین و چه خوشبوست ، کجا خوابگه اوست ؟
پی آن گل پر نوش چو پروانه بگردید
بر آن عق بخندید که عشقش نپسندید
در این حلقه ی زنجیر چو دیوانه بگردید
درین کنج غم آباد نشانش نتوان دید
اگر طالب گنجید به ویرانه بگردید
کلید در امید اگر هست شمایید
درین قفل کهن سنگ چچو دندانه بگردید
رخ از سایه نهفته ست ، به افسون که خفته ست ؟
به خوابش نتوان دید ، به افسانه بگردید
تن او به تنم خورد ، مرا برد ، مرا برد
گرم باز نیاورد ، به شکرانه بگردید

---------------------------



روشن گویا

 دیری ست که از روی دل آرای تو دوریم
 محتاج بیان نیست که مشتاق حضوریم
 تاریک و تهی پشت و پس اینه ماندیم
 هر چند که همسایه ی آن چشمه ی نوریم
 خورشید کجا تابد از این دامگه مرگ
باطل به امید سحری زین شب گوریم
 زین قصه ی پر غصه عجب نیست شکستن
هر چند که با حوصله ی سنگ صبوریم
 گنجی ست غم عشق که در زیر سرماست
 زاری مکن ای دوست اگر بی زر و زوریم
 با همت والا که برد منت فردوس ؟
از حور چه گویی که نه از اهل قصوریم
 او پیل دمانی ست که پروای کسش نیست
 ماییم که در پای وی افتاده چو موریم
 آن روشن گویا به دل سوخته ی ماست

 ای سایه ! چرا در طلب آتش طوریم



-----------------------



 

یکروز از خواب برخاستم 
!آه بدرود زیبا ، بدرود زیبا ، بدرود زیبا! بدرود! بدرود 
یکروز از خواب برخاستم 
دشمن همه جا را گرفته بود 
ای مبارز مرا با خود ببر 
!آه بدرود زیبا ، بدرود زیبا ، بدرود زیبا! بدرود! بدرود 
ای مبارز مرا با خود ببر 
زیرا من آماده شهادت هستم 
اگر به عنوان یک مبارز کشته شدم 
ای مبارز 
!آه بدرود زیبا ، بدرود زیبا ، بدرود زیبا! بدرود! بدرود 
اگر به عنوان یک مبارز کشته شدم 
ای مبارز 
تو باید مرا به خاک بسپاری 
مرا در کوهستان به خاک بسپار 
!آه بدرود زیبا ، بدرود زیبا ، بدرود زیبا! بدرود! بدرود 
مرا در کوهستان به خاک بسپار 
و گلی‌ بر روی قبر من بکار 



و آنان که از کنار قبر من کذر میکنند 
!آه بدرود زیبا ، بدرود زیبا ، بدرود زیبا! بدرود! بدرود 
و آنان که از کنار قبر من کذر میکنند 
به من خواهند گفت: "چه گل زینبایی" 
این گل مبارزی هست 
!آه بدرود زیبا ، بدرود زیبا ، بدرود زیبا! بدرود! بدرود 
این گل مبارزی هست 
که برای آزادی جان باخت


http://www.youtube.com/watch?v=c9RJFTwV8OU

http://www.youtube.com/watch?v=MEeHndmr0Mw



خواهم در اين پست از چگونگي شنود از طريق موبايل نكاتي را براي دوستان شرح دهم اولا لازم مي دانم بگويم كه يك اشتباهي راجع به تجهيزات شنود نوكيا رخ داده به اين صورت كه اكثر مردم بر اين باورند كه فقط گوشي هاي نوكيا براي حكومت قابليت شنود را فراهم مي كند درحالي كه اينگونه نيست و تجهيزاتي كه نوكيا به دولت ايران فروخته تجهيزات شنودي هستند كه روي bts ها نصب مي شوند وخود مانند يك سلول در شبكه عمل مي كنند پس يادتان باشد اگر از گوشي غير از نوكيا استفاده مي كنيد فكر نكنيد در امان هستيد حالا چگونه بفهميم كه روي موبايل ما شنود هست يا خير لازم است باز توضيح دهم كه ما دو نوع شنود داريم شنود وابسته به مكالمه ياdepend of call (يعني به محض شروع مكالمه شمابه طور اتوماتيك ارتباط شما ضبط شده وبعدا مورد استفاده قرار مي گيرد)و مورد دوم مورد call less اين شنود بدين صورت است كه گوشي شما هميشه و همه جا به صورت يك ميكروفن براي دوستان وزارت اطلاعات كار مي كند حتي زماني كه گوشي شما خاموش است اما چگونه مي توان پي برد كه از گوشي ما در حال شنود هستند يا نه؟در مورد شنود اول به اين سادگي ها نمي توان متوجه شد اما در مورد شنود نوع دوم يك سري راهكارهاي ساده وجود دارند كه مي توان از طريق آنها متوجه اين مطلب شد:1-موبايل شما بدون اينكه شما با آن زياد صحبت كنيد دايم باطري خالي مي كند2-در حال تماس با كسي نيستيد اما موبايلتان بر روي دستگاه هاي الكترونيكي به صورت ممتد نويز مي اندازد3-به ناگهاه آنتن گوشي مي رود و دائم شبكه را جستجو مي كند وزماني كه به صورت دستي شبكه را جستجو مي كنيد و اپراتور را انتخاب مي كنيد پيغام forbiden networkرا دريافت مي كنيد4-به ناگهاه گوشي شما به حالت رومينگ مي رود5- زمانيكه به مدت طولاني به موبايل نزديك هستيد سر درد مي گيريد اين چند حالت ممكن است با هم اتفاق نيافتد اما هركدام از اينها به تنهايي هشداريست براي شما مخصوصا شماره يك و دو اما راه حل اين شنود فقط در آوردن باطري كه باعث حذف از شبكه مي گردد و استفاده نكردن از گوشي
با ۷۹ امتیاز و ۳۱ نظر



ازدواج با او بركت است.


http://www.ostad-iliya.org/Articles/Articles2/1982/



 

با كسي ازدواج نكن كه تو را صرف خود يا ديگر خيرها كند و از خدا باز دارد. حتي اگر همسر مناسبي براي تو باشد. اما اگر او توانست تو را به خدا مشغول كند و  از خود بازدارد، ازدواج با او بركت است. استخراج از كتاب تعاليم حق (جلد دوم)

 

به نظر شما، همسر مناسب، چگونه همسري است؟ همسري كه خوش‌خلق، مهربان، صادق و با گذشت باشد؟ همسري كه ما را در زندگي موفق‌تر و خوشبخت‌تر كند؟ همسري كه از همه جهت با ما همخواني و تناسب داشته باشد؟ شايد هم كمي ما را به انجام كارهاي خير و عام‌المنفعه تشويق كند، استعداد و توانايي‌هايمان را شكوفا و آرزوهايمان را برآورده كند؟ يا... . تعاريفي كه ما از همسر مناسب داريم، غير از آن‌هايي كه مسايلي مادي، شغلي، تحصيلي و نظاير اين را در برمي‌گيرند، عمدتاً در اين عبارت خلاصه مي‌شوند كه«همسري با گذشت است كه رابطه‌ي خوبي با ما دارد و ما را تشويق به انجام كارهاي خير مي‌كند»!

بنظرم اين ديدگاه، نسبت به همسر ايده‌آل، معمولاً از اين جا ناشي مي‌شود كه بيشتر ما، انگار هدف از زندگي را فراموش كرده‌ايم و گمان مي‌كنيم هدف از زندگي، داشتن ازدواج موفق و همسر خوب، و نهايتاً انجام كارهاي خير و مثبت است. البته اينها همه، چيزهاي خوب و مثبتي هستند، اما در جاي خود، و نمي‌توان گفت هدف زندگي انسان، منحصر به همين‌هاست و كل دستگاه عظيم آفرينش براي اين طراحي شده كه همه‌ي افراد به كارهاي خير و خوب بپردازند. براي توضيح بيشتر به مثال زير توجه كنيد:

حتماً تا به حال قطعات يك پازل را ديده‌ايد، قطعاتي كه از كنار هم قرار دادن آنها، يك تصوير كامل به دست مي‌آيد. اگر اين قطعات را در حالي كه پراكنده و جدا شده‌اند نگاه كنيد، احتمالاً طرح‌ها. رنگ‌ها و شكل‌هايي را در هر قطعه تشخيص مي‌دهيد اما نمي‌توانيد بگوييد تصوير كلي چيست، حتي ممكن است اشتباهاً قطعات پازل ديگري را به جاي اجزاي اين پازل قرار دهيم كه در اين صورت هرگز نمي‌توانيم به طرح اصلي آن دست پيدا كنيم. زندگي ما انسان‌ها هم بي‌شباهت به پازل بزرگ نيست، پازلي كه قطعات و اجزاي آن را انتخاب‌ها و تصميم‌هاي ما در زندگي رقم مي‌زنند. اين پازل بزرگ هم، در نهايت يك تصوير واحد و مشخص را نشان مي‌دهد، بنابراين، تنها قطعه يا قطعاتي به كارمان مي‌آيند كه به تكميل و تشكيل طرح نهايي كمك كنند، و هر قطعه‌ي جديدي هر چقدر هم زيبا و جالب باشد، اگر تناسب و هماهنگي لازم را با طرح نهايي و ساير قطعات نداشته باشد بهتر است به سرعت كنار گذاشته شود. مهمترين عاملي كه به ما در انتخاب قطعه‌ي درست كمك مي‌كند اين است كه سيماي كلي پازل را بدانيم. بدين ترتيب قدرت تشخيص‌مان بيشتر مي‌شود و راحت‌تر مي‌توانيم تشخيص دهيم كه قطعات بي‌شماري كه از جوانب مختلف به ما عرضه مي‌شوند، متعلق به پازل ما هستند يا نه؟ اما به نظر شما هدف اصلي‌ انسان، يا طرح و سيماي اصلي پازل بشر چيست؟ گمان نكنيد بنده يا افرادي مثل من بتوانند با اين سهل دهند، چون طرح كلي پازل را كسي نمي‌تواند بداند، مگر آن كه خود، طراح بزرگ همه‌ي پازل‌ها باشد. به همين دليل مي‌بايست به كلام الهي به تعليمات پيامبران و اولياء مراجعه كنيم، قطعاتي كه همگي در يك كلمه خلاصه مي‌شوند و آن يك كلمه چيزي نيست، جز «تسليم». البته تسليم الهي. اگر چه درباره‌ي تسليم، سخن بسيار است، به طور خلاصه اشاره مي‌كنم كه تسليم، يعني خود را از ابعاد و از جنبه‌هاي گوناگون، يعني از همه جنبه‌ها، در اختيار خداوند قرار دادن. در اين حالت، كه به نظرم بالاترين مرتبه‌ي انسان است، انسان هيچ نيست جز آن كه خداوند مي‌خواهد و هيچ نمي‌كند جز آنچه خواست و فرمان اوست. مثل ني‌ تو خالي، كه توسط خداوند نواخته مي‌شود. چنين انساني داراي بزرگترين قدرت‌ها و خارق‌العاده‌ترين توانمندي‌هاست منتها از آن نيرو بزرگ و قدرت عظيم، هر به اذن خداوند بهره‌اي نمي‌گيرد. اين همان رؤياي ديرينة انسان است! البته همانطور كه گفتم سخن در اين زمينه بسيار است، اما فعلاً به همين كفايت مي‌كنم و با توجه به ابتداي بحث، تأكيد مي‌كنم هر آنچه ما را به خداگرايي و تسليم محض نزديكتر كند و از خودخواهي، خودبيني و مشغوليت به خود و چيزهاي نظير اين، باز دارد، بركت است. هر چقدر همسر ما، تحصيل، شغل، خانواده يا هر چيز ديگر ما، ايده‌آل باشد، هر چقدر ما را در جهت انجام امور خير سوق دهند، هر چقدر با ما مناسب و برايمان دلنشين باشند، اگر ما را به خداگرايي و تسليم در برابر خداوند سوق ندهند، اگر ما را به طرح نهايي زندگي‌مان نزديك نكنند و اگر هدف اصلي حيات ما را برنياورند، واقعاً ارزش و بركتي ندارند، چرا كه حقيقت اين است كه اصلاً در افزوني مال و ثروت و روي مي‌دانيم و خيلي‌هايمان در افزايش علوم و دانش، بعضي، داشتن خانواده و فرزند را بركت مي‌دانيم و بعضي افزاش آگاهي و توانمندي‌هاي ظاهري يا باطني را...اما بركت واقعي چيست؟

به نظر من، بركت، يعني كيفيت. كيفيتي كه به شكل تصاعدي بالاتر مي‌رود و بنابراين ترديدي نيست كه در ازدواج هم بتوان به بركت، يعني افزوني كيفيت در ابعاد گوناگون دست پيدا كرد. منتها بايد ديد چه مؤلفه‌هايي در يك فرد، باعث بركت‌دار شدن ازدواج، او مي‌گردد. متأسفانه، بيشتر ما در درك خاص خير و بركت، ظاهر بين و شرطي شده هستيم و باورهاي غلط داريم. فرضاً اگر كسي با تمام قوا، انرژي و توان خود را صرف رفاه ظاهري خانواده‌اش كند از نظر ما كار خيري انجام داده، البته اگر اين كار، منيت او را كاهش دهد و خانواده را هم به آرامش سازنده برساند، كار خير، است اما از كجا معلوم است كه اين روش در راه رفاه ديگران، خانواده يا نزديكان ما، با اين رفاه اضافه به تعالي برسد و خودخواه‌تر نشود؟ از كجا معلوم كه اين روش در راه رفاه ديگران، منيت ما را كم كند و برعكس، بدان نيفزايد؟ و ما را مغرورتر نكند؟ و انرژي و توان ما را در راهي كه مطلوب نيست به هدر ندهد؟ بسياري از كارهاي خير، ظاهر خير دارند و يا بسته به شرايط زيست ما خير يا شر تلقي مي‌شوند و اگر باطناً به قصد جلب نظر و نزديكي به خداوند نباشند. ارزش دورتر از خداوند و تأثير مثبتي بر تكميل پازل زندگي ما ندارند. به نظرم هدف از خدمت به مردم و نيكي به آنها و انجام كارهاي خوب نيز جز اين نيست كه تطهر رضايت خداوند را به شما جلب كنيم، در واقع خير، جز در ارتباط با خداوند و جلب نظر او، چه معنايي مي‌تواند داشته باشد؟

تعيين كننده‌ي خير و شر و جلال قادر بر مسايل و مشكلات خداست، اگر او بخواهد، همه‌ي گناهان ما را پاك مي‌كند و حتي ما را از تبعات آن گناهان مصون مي‌دارد. او، همان كليد اصلي يا نوشداروي است كه شاه كليد گشايش قفل‌ها و درمان كننده‌ي همه‌ي دردهاست. پس هر چيزي كه ما را به اين نوشدارو برساند شفابخش و بركت است و هر آن چه داروهاي مقطعي برايمان فراهم كند، حتي اگر به ظاهر آرام‌بخش باشد، در باطن، دردي از ما را درمان نخواهدكرد.

كسي كه زندگي را جايگاه رسيدن به خواسته‌هاي شخصي‌اش مي‌داند. كسي كه به انواع ترفندها. تو را در خدمت خود قرار مي‌دهد، كسي كه منيت تو را در نظرت مي‌آرايد و رسيدن به لذات ظاهري و خواسته‌هاي شخصي‌ات را بزرگ جلوه مي‌دهد، كسي كه تو رابه خودش يا به خودت مشغول مي‌كند، آگاهانه يا ناآگاهانه اصالت را به برآوردن خواسته‌هاي مادي، شخصي و ظاهري مي‌دهد، و رفته رفته از يادت مي‌برد كه خدايي هست و اوست كه رؤيايي باطني در تو قرار داده كه بايد محقق شود، همسر مناسب نيست.

كسي كه تو را بر آن مي‌دارد كه خدايان غير را عبادت كني و ؟ پول و همسر و فرزند و مقام و قدرت و ثروت و شهرت و نيكي‌هاي ظاهري شوي،‌همسر مناسبي براي تو نيست. عمرت را هدر نده!

خداوند،هفت قبيله‌ي بزرگ را نام برد و به موسي(ع) فرمان دارد كه با ايشان عهدي نبند و بر ايشان ترحم نكن و مناكحت با آنها نكن. دختر خود را به پسر آنها نده و دخترانشان را براي پسر خود نگير زيرا كه اولاد تو را از متابعت من برخواهند گردانيد. كه خدايان غير را عبادت كنند وغضب خداوند بر شما مشتعل شده، شما را به زودي نابود گرداند.

تأليف: ركسانا خوشابي



سلام
بامداد پنج‌شنبه ۲۵ تیرماه ۱۳۸۸ و ۱۶ جولای سال ۲۰۰۹ میلادی
همونطور که می‌دونید آقای مهندس موسوی، رئیس‌جمهور منتخب ملت، اطلاعیه داده که این هفته به نمازجمعه می‌ره. یعنی فردا ایشون می‌ره به نمازجمعه و حالا دیگه به همهٔ ما واجبه که با تمام توان بریم توی خیابون و رئیس جمهور منتخب رو تنها نگذاریم و قدرت نمایی بکنیم و نشون بدیم که صف مردم فشرده‌ست و حاضر نیستند که از احقاق حقشون کوتاه بیان. یادمون باشه که آقای خامنه‌ای که سه هفته پیش رفت نماز جمعه و اون خط و نشون‌ها رو واسهٔ ملت کشید، تمام نیروهاشون رو بسیج کردند، بچه‌ها شمردند شصت هزار نفر بودند. فردا هم مطمئن باشید که اونطرفی‌ها سعی می‌کنند از همه جا نیروهاشون رو بیارند و بسیج بکنند و احتمالاً داخل دانشگاه رو، اون زمین چمن سابق که حالا مدت‌هاست آسفالته و خیابون‌های دو طرف دانشگاه و اینها رو پر بکنند، روی هم پنجاه شصت هزار نفر می‌شه؛ برای اینکه اونجا دوربین تلویزیونه و می‌خوان همون‌ها رو نشون بدند. 
اما اصلاً مهم نیست؛ اصلاً ما جنگی برای فتح دانشگاه نداریم. فتح ما توی خیابون‌هاست. اونطوری که پیش‌بینی می‌شه اگر بتونیم بیش از دوشنبهٔ بعد از کودتا که سه میلیون آدم اومد توی خیابون، بیش از اون تعداد بیاییم با چند میلیون، حداقل چهار میلیون، پنج میلیون از جمعیت ده دوازده میلیونی تهران و از شهرستان‌هایی که نزدیکند و می‌تونند جمعه خودشون رو برسونند، اضافه بشیم و بیاییم توی خیابون‌ها، اصلاً جمعیت به دانشگاه تهران نمی‌رسه. هیچ مهم نیست که اونجا آقای رفسنجانی چی بگه، مردم اونجا چه شعارهایی بدند، چه حرف‌های واسه خودشون بزنند و یا چی بگن. این تظاهرات بزرگ در پشتیبانی از رئیس‌جمهور منتخبه در اینکه رأی ما رو پس بگیر، در بزرگداشت شهدا. این خودش تبدیل به یک تظاهرات بزرگی می‌شه که اصل کار ما اونه. 
من قبل از اینکه به خود روز جمعه بپردازم این تأکید رو هم بکنم که این تظاهرات به سبک ایرانی، یعنی پنج‌شنبه (امروز) ساعت پنج تا هشت بعدازظهر یا در شهرهایی که گرم‌تره ممکنه شش بعدازظهر (جنوب در خوزستان یا بوشهر)، این پنج بعدازظهر برای ما خیلی خیلی مفیده؛ به خصوص اگر شهرستان‌ها حتماً بیان توی خیابون. دستور کار فقط این است که توی خونه نمونید، بیایید توی خیابون. بیان توی خیابون، بستنی بخورند، نوشابه بخورند، راه برند، توی خیابون برند، توی پارک حرکت کنند، هرجا امکانش هست ماشین‌ها ممکنه بوق بزنند، V نشون بدند، یک شعاری بدند. مردم شادی بکنند، حرکت بکنند و هر جا هم که دستشون رسید گل، نشد یک برگ سبز به بسیج، سپاه و نیروی انتظامی بدند؛ بچه، پیر، بزرگ. 
این حضور پنج‌شنبه به خصوص در شهرستان‌ها بسیار کمک می‌کنه به تهرانی‌ها. برای اینکه نیروهای سرکوب‌گرها رو در شهرستان‌ها میخ‌کوب می‌کنه و امکان ارسالشون به تهران رو خیلی کم می‌کنه. اگر هم جلوتر امروز فرستاده باشند تهران، در نتیجه کف خیابون‌های شهرستان‌ها دست مردم خواهد بود و خیلی راحت‌تر کارشون رو می‌کنند. پنج‌شنبهٔ گذشته ضعف بزرگی که ما داشتیم این بود که از شهرستان‌های مختلف که گزارش داشتیم تظاهراتی بوده، مردم اومده بودند توی خیابون، فیلم و عکس نداشتیم. من خواهشم این است که با قید شهر، با نشون دادن تابلوی شهر و تابلوهای خیابون‌ها توی عکسی، توی فیلمی، حتماً و حتماً از شهرستان‌های مختلف فیلم و عکس فراموش نشه و روی یوتیوب گذاشته بشه و ارسال بشه؛ این بخشی از مبارزهٔ ماست. ما هفتهٔ گذشته فقط از رشت فیلم داشتیم. فیلم باید از همه‌جا برسه که نشون بده در سطح کشوره. 
پنج‌شنبه، امروز تدارک فردای ماست. امروز تظاهرات به سبک ایرانی، اومدن توی خیابون، شاد، خندون، قدم زدن، راه رفتن، ظاهراً آدم به کارش رسیدن، ماشین رو توی خیابون آوردن و هرجا فرصت شد سبز شدن و V نشون دادن و گل دادن؛ این تقویت روحیهٔ ماست برای فردا. شهرستان‌ها این کمک رو به تهران می‌کنند و تضعیف روحیهٔ سرکوب‌گرهاست که فردا بدون روحیه باشند. 
اما روز جمعه، آکسیون نماز جمعه که در پشتیبانی از رئیس‌جمهور منتخب داره انجام می‌شه، مخصوص تهرانه. در شهرستان‌ها بنای کار جنبش، هنوز فتح ستادهای نمازجمعه نیست. همین جنبش یک مقداری تمرین می‌خواد، انضباط و discipline بیشتر می‌خواد و تضعیف بیشتر جبههٔ سرکوب‌گرها رو می‌خواد تا در زمان مناسب این کار رو در تمام شهرستان‌ها بکنیم و تمام نمازجمعه‌ها رو بغل بکنند و درواقع فتحش بکنند. اما در تهرانه که فردا وقتی که میاییم توی خیابون، مطمئناً جمعیت چند میلیونی اصلاً به دانشگاه تهران نمی‌رسه. خود مهندس موسوی هم قراره در خیابون‌ها باشه و بنا نداره بره داخل صحن دانشگاه. بنابراین جمعیت به احتمال زیاد در سه نقطهٔ کانونی وقتی که انباشته می‌شه خودبه‌خود می‌تونه که تمرکز جمعیت باشه. یکیش احتمالاً در مسیر امام حسین به طرف دانشگاه تهران، در خیابون انقلاب دور و بر میدون فردوسی می‌تونه یک کانون ما باشه؛ یکی از مسیر شمال شهر که بیاد، قاعدتاً از میدون ولیعصر به بالا یک کانون ما خواهد شد؛ ادامه‌ش ممکنه تا میدون ونک برسه، از اون طرف تا میدون هفت تیر برسه؛ یک طرف هم درواقع از سمت آزادی و جنوب تهران که بیاد میدون توحید و حتی ممکنه میدون آزادی نقطهٔ کانونی ما باشه؛ اصلاً مهم نیست… 
ما اگر کانون‌های خودمون رو، جمعیت که اونجاها قرار می‌گیره متمرکز بکنیم، در اونجا می‌تونیم شعارهای خودمون رو بدیم و حرف‌های خودمون رو بزنیم. برای اینکه به لحاظ شرعی و نمازخوندن هم در خیابون انقلاب، اصلاً جلوتر از امام جماعت قرارداریم و اتصالی به نمازجمعه برقرار نمی‌شه و نمازمون رو هرکی که نماز می‌خونه می‌تونه نماز ظهر و عصرش رو توی خونه بخونه. چون اصولاً نماز جمعه واجب هم نیست، درواقع بنابر فتوای آقایون اختیاریه. بنابراین اونهایی هم که نماز می‌خونند، اگر جایی نرسید که نماز بخونند مهم نیست، اصل حضور ماست که نشون بدیم که جمعیت واقعی چی می‌گه. 
چندتا نکته: یکی از احتمالات این است که صحن دانشگاه و اطرافش رو پر کنند و راه‌ها رو از جلوتر ببندند. به‌خصوص مثلاً داشتن علامت سبز یا زیرانداز سبز (چون زیرانداز داشتن به نشونهٔ رفتن به نمازه) حالا یه حصیری، یه روزنامه‌ای، یک تکه پارچه‌ای یا هرچی که می‌تونه سبز باشه، ممکنه اینها رو جلوتر نگه دارند؛ هیچ مهم نیست! دستور کار عدم درگیریه، عدم خشونته. اگر خیابون‌های منتهی به سمت دانشگاه رو بسته بودند، ما از پشت اون متشکل می‌شیم، جمع می‌شه جمعیتمون و توی اون نقطه‌های کانونیمون شروع می‌کنیم به صحبت کردن و حرف‌های خودمون رو زدن و شعارهامون رو دادن. 
یادمون هم باشه که جمعه روز بزرگداشت شهدا هم هست بنابراین عکس ندا، سهراب و سایر شهدا فراموش نباید بشه و این رو حتماً باید به آکسیون بزرگداشت شهدامون هم تبدیل بکنیم. شعارهای البته «یاحسین، میرحسین»، «رأی ما رو پس بده»، «برادر شهیدم رأیت رو پس می‌گیرم» و امثال اینها هست که حالا من همین‌جا عرضم رو تموم می‌کنم؛ ده دقیقهٔ امروزمون تمومه. الباقیش رو می‌گذارم برای فردا صبح جمعه که در اونجا ادامه‌ش رو می‌گم. 
شاد و پیروز باشید، سلامت باشید، به امید پیروزی بر کودتاچی‌ها. [انگشتانشون رو به شکل V گرفتند]
یادم رفت این نکتهٔ خیلی مهم رو هم بگم؛ چون تلویزیون ممکنه از داخل دانشگاه که فیلم می‌گیرند، هلیکوپتر هم از بالا فیلم بگیره، تلویزیون ایران، شب یه سری چاخان سرهم بکنه، با حرف‌های آقای هاشمی که نمی‌دونیم چی خواهد گفت. بنابراین واجب واجب واجبه که فیلم، عکس، تصویر و صدا به وفور بگیریم و پخش بکنیم. موفق باشید.








گفتگوی روزانه محسن سازگارا پنجشنبه ۲۵ تیر ۱۳۸۸

برای دریافت فایل های صوتی کم حجم و مطالب دیگر این سایت با ایمیل، در گروه گوگل محسن سازگارا مشترک شوید.
برای دریافت اطلاعات بیشتر در باره اشتراک و پیوستن به گروه گوگل [ اينجا ] را کلیک کنید

فایل صوتی کم حجم برای دانلود:
Mohsen_Sazegara_20090716_Audio_wma.zip

فایل صوتی ام پی تری برای دانلود:
MP3 32kbps
Mohsen_Sazegara_20090716_Audio32mp3.zip 

فایل تصویری کم حجم 3gp برای دانلود:
Mohsen_Sazegara_20090716_Video_3gp.zip


یوتیوب:
http://www.youtube.com/watch?v=LiX2C9Ixi5w





 

ایران کهن

اى خشمِ به جان تاخته، توفانِ شرر شو

 اى بغضِ گل انداخته، فریادِ خطر شو

 اى روىِ برافروخته، خود پرچمِ ره باش

 اى مشتِ برافراخته، افراخته ترشو

 اى حافظِ جانِ وطن، از خانه برون آى

 از خانه برون چیست كه از خویش به در شو

 گر شعله فرو ریزد، بشتاب و میندیش

 ور تیغ فرو بارد، اى سینه سپر شو

 خاكِ پدران است كه دستِ دگران است

 هان اى پسرم، خانه نگهدارِ پدر شو

 دیوارِ مصیبت كده ىِ حوصله بشكن

 شرم آیدم از این همه صبرِ تو، ظفر شو

 تا خود جگرِ روبهكان را بدرانى

 چون شیر درین بیشه سراپاى،جگر شو

 مسپار وطن را به قضا و قدر اى دوست

 خود بر سرِ آن، تن به قضا داده، قدر شو

 فریاد به فریاد بیفزاى، كه وقت است

در یك نفسِ تازه اثرهاست، اثر شو

 ایرانىِ آزاده! جهان چشم به راه است

 ایران ِكهن در خطر افتاده، خبر شو

 مشتى خس و خارند، به یك شعله بسوزان

 بر ظلمتِ این شامِ سیه فام، سحر شو

http://www.youtube.com/watch?v=7tqliLHdb84

 

 

 


پنجشنبه 25 تير 1388

ده پیشنهاد برای شرکت در نمازجمعه سبز تهران، موج سبز آزادی

با اعلام رسمی حضور میرحسین موسوی برای پیوستن به صفوف نمازجمعه، پیش‌بینی می‌شود که این هفته نمازجمعه تهران به شکل قابل توجهی شلوغ‌تر از قبل و نیز به شکل گسترده‌ای سبزپوش شود. با توجه به انبوهی جمعیت و حساسیت این گردهمایی، وبسایت‌های گوناگون راهکارهای مختلفی را برای برگزاری هرچه باشکوه‌تر این مراسم پیشنهاد داده‌اند. گزیده‌ای از این پیشنهادات و راهکارها به شرح زیر است:


۱-سعي كنيد هر چه زودتر و حداقل قبل از ساعت 11 خودتان را به محل برسانيد تا در صحن اصلی نمازجمعه جاي مناسبي پيدا كنيد. (نقل از بالاترین)
۲- پوشش سبز اعم از مانتو، پیراهن، روسری، سجاده، سربند و دست‌بند را حتی‌الامکان به همراه داشته باشید. از اجسام سبزرنگی که ممکن است برای ورودتان مشکل‌افرین باشد (مثل پرچم) خودداری کنید. حمل پلاکاردهایی که بر آن تصاویری از موسوی و خاتمی و کروبی و شهدا و مجروحان حوادث اخیر ثبت شده باشد هم توصیه می‌شود. اما این تصاویر را از بدو ورود به دست نداشته باشید، بلکه بعد از عبور از در‌های ورودی و شروع شدن خطبه از آنها استفاده کنید . (نقل از ایمیل‌های گروهی)
۳- از آن‌جایی که امکانات صوتی ستاد نماز جمعه تهران برای پوشش صوتی محوطه اصلی نماز جمعه در دانشگاه تهران و خیابانهای اطراف، تنها تا حوالی بلوار کشاورز کفایت می‌کند، و با توجه به اعلام آمادگی گروهای کثیری از اقشار مختلف مردم مسلمان تهران برای شرکت در این مراسم، احتمال گستردگی صفوف نمازگزاران تا خیابانهای دورتر از بلوار کشاورز به‌وجود آمده‌است که لزوم اندیشیدن تدابیر لازم برای رساندن صدای خطبه‌ها و نماز به خیل عظیم نمازگزاران این هفته تهران را ضروری می‌نماید. بر این اساس پیشنهاد می‌شود برای رفع نگرانی‌های موجود، مردم دین‌دار و آگاه شرکت‌کننده در نماز جمعه این هفته برای استماع نمازجمعه، گیرنده‌های کوچک رادیو با قابلیت دریافت امواج FM
به‌همراه داشته باشند (منبع: سایت خبری آفتاب)
۴- لطفا پوششتان به گونه‌ای باشد نتوانند از ورود شما به داخل محوطه ممانعت کنند. خانم‌ها یک چادر نماز به همراه داشته باشند. ورود بدون چادر به محوطه دانشگاه تهران در روز برگزاری نماز جمعه، هم ممنوع است و هم نداشتن آن، باعث برانگیختن سو ظن کنترلچی ها خواهد شد (منبع: ایمیل‌های گروهی)
۵- توجه به داغ بودن زمین ها در اثر آفتاب، حتما زیرانداز/جانماز مناسب داشته باشید.
۶- برای حفظ چالاکی خود، ازآوردن هر گونه وسیله ای مانند موبایل، کیف، زیرانداز، کتاب، و .. خودداری کنید. (البته براي نمازخواندن در خيابان‌هاي اطراف، به سجاده نياز خواهيد داشت) به صورت معمول تمام وسایل غیرعادی همراه نمازگزاران باید به "محل دریافت امانات" سپرده شود. در انتهای نماز تا شما وسایل یا موبایلتان را از صفهای شلوغ تحویل امانات پس بگیرید، نیم ساعت یا یک ساعت معطل می‌شوید. زمان و عکس العمل سریع بسیار مهم است. (وبلاگ‌ها)
۷- بازرسی بدنی معمولا شدید است. بازرس‌هاي نماز جمعه، جیب‌ها، زیر بغل و دور کمرتان را می کاوند. از این رو بهتر است شک آنها را برنینگیزید (منبع: ایمیل‌های گروهی)

۸- برای تأیید آن بخش از سخنان که مورد قبول ماست، فقط و فقط 3 مرتبه الله اکبر بگوییم، هیچ نیازی به بیان شعار دیگری هم نیست. همین که تفاوت حجم صدا بین سه «الله اکبر» و بقی شعارهای کذایی و «مرگ بر ...» معلوم باشد، برای ابراز وجود سبزها کافی است.
۹- یادمان باشد که شعارها نباید تند و تحریک آمیز باشد. بهترین پیشنهاد این است که شعارها در بخشی از «هاشمی ، هاشمی، حمایتت می‌کنیم» آغاز شود و به تدریج به «موسوی، موسوی، حمایتت می‌کنیم» تبدیل شود. پیشنهاد دیگری که مطرح شده، شعار «خمینی کجایی، موسوی تنها شده» است که این شعار را هم می‌توان با هاشمی شروع کرد و با موسوی ادامه داد.(نقل از وبلاگ‌ها)
۱۰- ورود و خروج آقایان به داخل دانشگاه تهران، از سه در: "درب شمالی در خیابان پورسینا، دانشکده پزشکی"، "درب شرقی در خیابان قدس- طالقانی" و "درب جنوبی در خیابان انقلاب" انجام می پذیرد. خانمها نیز از دربهای واقع در خیابان 16 آذر وارد می‌شوند. نماز هم حدود ساعت 2 بعد ازظهر تمام می شود. راهپیمایی آرام بعد از نماز جمعه به سمت آزادی یا هر جای دیگر می تواند بسیار معنی دار باشد. مسیرهای دانشگاه تهران به سمت: میدان انقلاب و تقاطع جمالزاده (از درهای جنوبی دانشگاه تهران)، میدان فلسطین (از درب شرقی دانشگاه تهران) و چهارراه ولیعصر (در خیابان انقلاب) مسیرهای جاافتاده‌ی راهپمایی‌های بعد از نمازجمعه هستند که این بار می‌توانند شاهد حضور گسترده‌ی سبزها باشند. توجه داشته باشیم که اهمیت این نماز جمعه بیشتر از نماز جمعه 29 خرداد است. شهروندانی هم که به هر دلیل به نماز نمی آیند خود را به تجمعات انتهایی نماز در اطراف دانشگاه تهران (حدود ساعت 2 بعد از ظهر) برسانند.(منبع: چند ایمیل گروهی)


http://news.gooya.com/politics/archives/2009/07/090800.php




--------------------------------------------

From: gozareshgaran mobarez
Subject: بیانیه شماره سه جمعیت ال یاسین - سال 88
To: gozareshgaraan@gmail.com
Date: Monday, July 13, 2009, 11:02 PM

بنام حقيقت و آزادي

 

بیانیه شماره سه جمعیت ال یاسین - سال 88

 

يكسال از زنداني انفرادي استاد ايليا ميگذرد و اكنون كار طالبان مذهبي ايران (سران پشت پرده دايره مذاهب وزارت اطلاعات) به جايي رسيده كه موج خشونتي كه پيش از اين فعالان حقوق بشر؛ دانشجويان و اقليتهاي مذهبي و جمعيتهاي معنوي از جمله جمعيت الياسين با آن روبرو بودند به همه مردم ايران تعميم يافته است.

موج افشاگري درباره اعتراف گيري و تواب سازي  كه مدتها توسط الياسين در وبلاگها و رسانه ها و سايتها فرياد زده ميشد امروز موضوع مورد توجه همه مردم دنيا و غالب رهبران جهان است.

ما اعضاي جمعيت ال ياسين اين بيداري فرخنده و فراگير كه قطعا و بدون شك از بركات الهي در اين زمان است را به همه ملت ايران تبريك گفته و اميدواريم موج آزاديخواهي فراگيري كه در ايران برپا شده تا رسيدن به حقوق آزاديخواهانه ملت ايران امتداد يابد.

با شكست دايره مذاهب در همه جبهه ها، آنها به روش قديمي خودشان درباره تخريب رسانه اي استاد ايليا متمركز شده اند و يكي ديگر از حلقه هاي زنجيره تخريب و ترور شخصيت استاد ايليا توسط روزنامه كيهان كه تريبون معلوم الحال دايره مذاهب و سران طالبان صفت آن است به اجرا درآمد.

اين توطئه كه بوضوح در راستاي سناريوي پوسيده تواب سازي استاد ايليا و شاگردان اوست و به نظر ما درآمدي بر شروع موج جديد تخريب رسانه اي استاد ايليا خواهد بود فاقد هر گونه وجاهت دانسته و تمام اعترافات احتمالي استاد و يا شاگردانشان را فاقد اعتبار میدانیم و محكوم ميكنيم.

دايره مذاهب وزارت اطلاعات اين را بداند كه با امتداد اين جريان قطعا بازخوردهاي متناسب و روشنگر هر چه بيشتري را از اعضاي جمعيت الياسين و ديگر دوستداران  استاد در تمامي اطراف جهان شاهد خواهد بود.

ما ضمن محكوم كردن اين اقدامات غيرقانوني و غيرشرعي، اعلام ميكنيم که ما عهد بسته ایم در صورت پخش رسانه اي هر گونه اعترافاتي از استاد ايليا، حتي در صورت آزادي استاد ايليا از زندان با شدت بيشتري به روشنگري ها و مبارزه بي خشونت خود عليه دايره مذاهب كه اصلي ترين عضو پيكر طالبان مذهبي ايران است ادامه خواهيم داد.

 

 

سلام بر پيروان هدايت الهي

                                      جمعي از نمايندگان جمعيت ال‌ياسين

نوزدهم تيرماه هزار وسيصد و هشتاد و هشت

         

===============================
From: komiteye.zede shekanje
Subject: تخریب و ترور چهره استاد ایلیا(پیمان فتاحی) و شاگردان
To: komitey.zede.shekanje@gmail.com
Date: Tuesday, July 14, 2009, 5:39 AM


بیش از دو سال است که شیادان دایره مذاهب وزارت اطلاعات قصد تخریب و ترور چهره استاد ایلیا(پیمان فتاحی) و شاگردان وی را دارند.

بازجویان امنیتی به منظور ترور شخصیت ایلیا فعالیت ها و اقدامات بسیاری انجام داده اند که ازجمله می توان به مونتاژ و تحریف فیلم های سخنرانی های استاد و شاگردانش اشاره کرد.

اما چه کسی است که نداند فیلم سیاه مونتاژ یکی از حربه های کثیفی است که سالهاست در دستور کار دژخیمان امنیتی وزارت اطلاعات و در راس آن دایره مذاهب قرار دارد؟!

آیا هنوز افرادی باقی مانده اند که گول این حربه های نخ نمای امنیتی را بخورند؟

قطعه ای از فیلم مونتاژی دایره مذاهب وزارت اطلاعات :

  http://www.youtube.com/watch?v=24irPJp5V5g

 

لینک فیلم های مستندی که توسط چند تن از اعضای شورای مرکزی جمعیت ال یاسین  به منظور افشای عملکرد ضد بشری دایره مذاهب اطلاعات تهیه شده اند :

http://www.youtube.com/watch?v=M6ignD5UnOc

http://www.youtube.com/watch?v=qmZ2CR191s4

http://www.youtube.com/watch?v=CPPNBxE239U

http://www.youtube.com/watch?v=0UogsROhDvM

 

در این مستندات سعی شده تا تنها گوشه ای از دروغ ها و فریب کاری های ماموران و بازجویان امنیتی دایره مذاهب به نمایش گذاشته شود.

 http://komite-z-shekanje.blogfa.com/


=================================
From: gozareshgaran mobarez
Subject: نامه شاگردان استاد ایلیا به اقای مصباح
To: gozareshgaraan@gmail.com
Date: Monday, July 13, 2009, 9:48 AM


آقاي مصباح يزدي

مدتها از خود سئوال مي كرديم كه سركردگان پنهان دايره مذاهب، اين نهاد خودسر امنيتي كه مسئول برخورد با استاد ايليا (پيمان فتاحي) و جمعيت ال ياسين است چه كساني هستند. مدت زيادي نگذشت كه از گوشه و كنار اخباري از دخالت هاي پشت پرده شما درباره پرونده استاد ايليا شنيديم اما به دليل اينكه از استاد خود آموخته ايم كه زود قضاوت نكنيم، حتي آنها را اعلام نكرديم.  اما هر قدر از برخوردهاي غيرانساني با استاد ايليا مي گذشت مصداقها و نكاتي كه افشاكننده نام شما در پس پرده اين پرونده و ديگر پرونده هاي امنيتي دايره مذاهب و طالبان مذهبي ايران بيشتر و قويتر شد. امروز ديگر درباره اينكه شما يكي از سركردگان پشت پرده دايره مذاهب و مسئول بسياري از حركت هاي ضدبشري كه تاكنون در ايران انجام شده هستيد، شكي باقي نمانده و دخالت شما در اين پرونده از چند طريق اثبات شده است.

اين هم برايمان خيلي عجيب بود كه شما كه ظاهراً مرد علم و دانش و دين هستيد(!) دستتان در امور كثيفي مانند شكنجه‌ها، اعدامهاي خاموش، ترورها، محكوميت‌هاي غيرعادلانه، دروغ پراكني‌ها و شايعه‌سازيها و جعل اخبار و... ديده مي شود. اما بعد فهميديم كه پنهان ماندن خود و جلو انداختن ديگران را مدتهاست كه بعنوان استراتژي‌تان انتخاب كرده ايد. از اين گذشته چه  ضرورتي دارد كه خودتان را جلو بيندازيد در حالي كه مريد دست بوس شما آقاي احمدي نژاد و ديگر همكارانتان مانند جناب قاضي مرتضوي نظرات شما را اجرا مي كنند.

گزافه نيست اگر بگويم نظرات شما كه از طريق افرادي مانند مريد دست بوس شما دكتر احمدي نژاد بر اين كشور تحميل مي شود آبروي جمهوري اسلامي ايران را در جهان برده و به راستي هيچ طرح براندازي نمي توانست براي سرنگون كردن جمهوري اسلامي اينقدر موثر باشد.

امروز ديگر افشا نكردن نام و هويت شما هيچ توجيهي ندارد و چه بسا خيانت به حقيقت و اسلام و ايران باشد. زمان افشاي شما فرارسيده و تمامي مردم ايران بايد شما را بشناسند و با چهره واقعي شما كه آن را در پشت عنوان «آيت ا...» پنهان كرده ايد آشنا شوند.

شما دشمني را با استاد ايليا و جمعيت الياسين به آخرين حد خود رسانده ايد، مي دانيم كه دستور شكنجه هاي استاد ايليا را شما به آقاي احمدي نژاد داده ايد و او هم برادر خود را بر نظارت بر اين شكنجه ها گمارده است. هر گونه ظلم و تعدي و حيله و نيرنگ در چنته داشتيد براي خاموش كردن صداي استاد ايليا و شاگردان او بكار برديد اما به لطف خدايي كه با ماست تاكنون در برابر هر ضربه اي كه زده ايد واكنشي مناسب و درخور را به شما و ايادي شما در دايره مذاهب نشان داده ايم.

 

آقاي مصباح يزدي،

با اينكه دست شما بوضوح در اين پرونده ديده مي شود، اما اين نخستين باريست كه از شما مستقيماً نام مي بريم.

اين را هم بدانيد كه اين روش ماست كه تا هشدار ندهيم حجت را تمام شده در نظر نمي گيريم و دست به اقدام نمي زنيم. بنابراين اين را يك هشدار بدانيد.

بدانيد كه روش ما در دفاع از استاد ايليا روش آينه‌اي و انعكاسي است و هر ضربه اي را با ضربه اي شديدتر از همان نوع پاسخ   مي دهيم.

پس خدا نكند كه شاهد پخش عكس يا فيلم مونتاژي از ايليا باشيم.

خدا نكند كه شاهد تمسخر يا تحقير او در رسانه ها باشيم.

خدا نكند كه ببينيم از ايشان چهره اي نامناسب ترسيم شده.

خدا نكند كه شاهد توهين به ايشان باشيم.

خدا نكند...

 

عاقل را اشارتي كافيست

  حافظان ايليا «ميم»- بهار 88

 



عباس سليمي

سايت خبرگزاري قراني ايران : يكي از پيشكسوتان قرآني كشورمان با اشاره به شكايت خود از خواننده‌اي كه مبادرت به خواندن تمسخرآميز آيات قرآن كريم به صورت موزيكال كرده بود گفت: دفاع از حريم قرآن كريم يك تكليف است.

«عباس سليمي» از پيشكسوتان قرآني كشورمان، در گفت‌وگو با خبرگزاري قرآني ايران (ايكنا) در پاسخ به اين سؤال كه علل اصلي و روند شكايت شما از «محسن نامجو» چگونه بوده است، عنوان كرد: بعد از طي مراحل حقوقي، دادگاه رسيدگي به جرم محسن نامجو خواننده‌اي كه مبادرت به خواندن تمسخرآميز آيات قرآن كريم به صورت موزيكال كرده بود، در 17 خرداد ماه سال جاري در شعبه هزار و 83 دادگاه عمومي شهر تهران تشكيل شد.

وي در ادامه افزود: اگرچه بر اساس اطلاعيه‌هاي مندرج در جرايد كثيرالانتشار و به نحو مقتضي مراتب ضرورت حضور محسن نامجو در دادگاه اعلام شده بود، ولي وي در دادگاه حضور نيافت و لايحه و دفاعيه‌اي نيز به دادگاه ارائه نكرد.

اين كارشناس قرآن كريم اظهار كرد: بر اساس مقررات مندرج در قانون آئين دادرسي كيفري، دادگاه بعد از استماع اظهارات اينجانب و ارائه مستندات مجرمانه متعلق به محسن نامجو و دريافت توضيحات كتبي مفصل پس از چند روز مبادرت به صدور راي كرد و در 19 خرداد ماه سال جاري و قبل از انتخابات دهمين دوره رياست جمهوري، نامبرده را به اتهام توهين به مقدسات، اجراي تمسخرآميز آيات قرآن كريم و بي‌حرمتي نسبت به كتاب مقدس مسلمانان جهان به پنج سال حبس تعزيري محكوم كرد كه رونوشت راي صادره نيز در 13 تير ماه به بنده ابلاغ شد.

معاون روابط عمومي و امور بين‌الملل آستان مقدس حضرت عبدالعظيم حسني (ع)، پاسخ اين سوال را كه شما به عنوان يك شخص حقيقي از «محسن نامجو» شكايت كرده‌ايد يا يك شخص حقوقي، چنين بيان كرد: بنده به عنوان يك شخص حقيقي و به عنوان يك شهروند و از شاگردان قرآن كريم بر عليه اين فرد اعلام جرم كرده‌ام.

 عباس سليمي:
اين شكايت و اعلام جرم در حقيقت پيامي بسيار شفاف است براي متوليان امور فرهنگي كه در راستاي انجام وظايف خود بايد بدانند كه سرلوحه اولويت‌هاي وظايف آنان دفاع از حريم دين خداست

سليمي با اشاره به مدارك و مستندات ارائه شده به دادگاه تصريح كرد: لوح فشرده حاوي سه ترانه «محسن نامجو» متضمن آيات قرآني كه با آلات موسيقي و به نحوي بسيار اهانت‌آميز و تمسخرآلود اجرا كرده بود و هيچ توجيه منطقي نيز نداشت را به عنوان مدارك و مستندات به دادستان عمومي و انقلاب تهران ارائه كردم.

اين فعال قرآني تاكيد كرد: اين شكايت و اعلام جرم در حقيقت پيامي بسيار شفاف است براي متوليان امور فرهنگي كه در راستاي انجام وظايف خود بايد بدانند كه سرلوحه اولويت‌هاي وظايف آنان دفاع از حريم دين خداست.

سليمي در پايان با اشاره به اين امر كه در بسياري از موارد نبايد اين مسائل به صورت رسانه‌اي بيان شود، يادآور شد: اين اعلام جرم از روز آغاز در مطبوعات كشور و خبرگزاري‌‌ها انعكاس پيدا كرد و به صورت خاصي رسانه‌اي شد، اما ما مكلف به دفاع از حريم قرآن هستيم، خواه اين مسائل به صورت رسانه‌اي بروز پيدا كند و يا نكند، خواه برداشت‌هاي نادرست سياسي بشود و يا نشود، خواه رسيدگي عادلانه صورت گيرد و يا نگيرد، در هر صورت ما مامور به‌ اداي تكليف هستيم و نه حصول نتيجه.


http://tehranlondon.com/article.php?id=39490


سانحه برای کوهنورد ايراني در قله آرارات
ماهروکي در تماس تلفني با اعلام اين که شارژ تلفنش رو به اتمام است، گفت: ما در حال حمل خانم "نرگس ايزديار" بانوني ايراني از ارتفاع 3700 متري هستيم و تيم نجات در ارتفاع 2200 متري در انتظار آنان مي باشد.
خبرگزاري آناتولي گزارش داد، يک بانوني ايراني عضو گروه کوهنوردي که در حال صعود به قله آرارات بود، در ارتفاع 3500 متري به پرتگاهي سقوط کرد و زخمي شد.

این کوهنورد زن عضو يک گروه کوهنوردي 10 نفره خارجي بود که قصد داشت به قله آرارات صعود کند. بر اساس اعلام ژاندارمري منطقه، تيم هاي نجات به محل حادثه اعزام کرده و گفته مي شود که دوستان اين خانم ايراني در تلاش انتقال وي به دامنه کوه هستند.

ماهروکي که به عنوان رهبر گروه در حال صعود به قله بود، با بي سيم خبر مصدوم شدن يک بانوي کوهنورد ايراني را شنيده و با تيم همراهش به کمک وي شتافته است.

ماهروکي در تماس تلفني ايرنا با اعلام اين که شارژ تلفنش رو به اتمام است به طور خيلي خلاصه به سووالات پاسخ داد.

وي گفت: ما در حال حمل خانم "نرگس ايزديار" بانوني ايراني از ارتفاع 3700 متري هستيم و تيم نجات در ارتفاع 2200 متري در انتظار آنان مي باشد.

ماهروکي اضافه کرد: اميدواريم به سلامت و با موفقيت بتوانيم ايشان را از کوه به پايين حمل کنيم .
وي افزود: خانم نرگس از ناحيه سر و دست و پا زخمي شده و خوشبختانه پزشکي هم که در اکيب حضور داشته به موقع توانسته کمکهاي اوليه لازم را انجام بدهد.

بنابر اين گزارش،‌ تيم نجات در ارتفاع 2200 متري قله در انتظار تحويل گرفتن بانوي ايراني زخمي شده مي باشد. صعود به قله آرارات که در ترکيه به آن "آغري" گفته مي شود، با اخذ مجوز از نيروهاي انتظامي ترکيه صورت مي گيرد ولي آناتولي مدعی شد گروه يادشده بدون اطلاع نيروهاي ژاندارمري به قله صعود کرده بود که در چنين صورتي گروه کوهنوردي تحت پيگرد قانوني قرار خواهد گرفت.

http://www.tabnak.ir/fa/pages/?cid=54670


لادن و لاله هم تاريخ شدند 


هشتم ژوئيه 2003 لادن و لاله دو خواهر دوقلوي ايراني كه از ناحيه سر «به هم چسبيده» به دنيا آمده بودند در يك بيمارستان سنگاپور در سومين روزي كه تحت عمل جراحي قرار داشتند يكي پس از ديگري جان سپردند. نخست لادن (سمت چپ در عكس) درگذشت و ساعتي بعد هم لاله .
جدا كردن دوقلوهاي به هم چسبيده كه از سال 1952 آغاز شده است اگر در سنين كودكي باشند در حال حاضر امري دشوار نيست، ولي لادن و لاله در بيست و نهمين سال عمر خود زير عمل جراحي قرار گرفته بودند كه در اين سن ترميم سلولهاي عصبي همانند سنين كودكي آسان نيست.
مغز اين دو خواهر در لحظه تولّد از هم جدا بود، اما به سبب زندگي طولاني باجمجمه مشترك، به مرور زمان به هم چسبيده بود.
دشواري عمل جراحي در اين بود كه سرهاي دو خواهر علاوه بر عصب هاي مشترك داراي يك وريد بزرگ مشترك بودند كه خون را از سر به قلب باز مي گردانيد و دو تا كردن آن از طريق پيوند زدن باعث ادامه خونريزي و مرگ لادن و لاله شد.
جراحان كشورهاي مختلف از جمله آلمان چنين وضعيتي را قبلا پيش بيني كرده بودند. در جريان عمل، يك گروه بزرگ كارشناس و جراح حضور داشتند و جراح اصلي از آغاز كار قول موفقيت آميز بودن عمل را نداده بود. ولي دو خواهر از ادامه وضعيتي كه داشتند خسته شده بودند و ريسك را پذيرفته بودند.
اين رويداد از لحظه انتقال دو خواهر از تهران به سنگاپور به دليل بي سابقه بودن كار، توجه رسانه ها همه كشورها را به خود جلب كرده بود و پخش آخرين جملات لادن به زبان انگليسي بارها از شبكه هاي تلويزيوني تكرار و باعث توجه جهانيان به اين موضوع شده بود و به همين سبب گزارش در گذشت آنان به صورت يك خبر فوق العاده پخش شد و مردم را در گوشه و كنار جهان متاثر ساخت. بسياري هم بر مرگ آنان كه موفق به داشتن استقلال از يكديگر نشدند گريستند و اين رويداد جايگاهي در تاريخ يافت.
لادن و لاله در فيروز آباد فارس به دنيا آمده بودند، اما عمدتا در تهران زندگي كرده بودند.

http://fa.wikipedia.org/wiki/لاله_و_لادن_بیژنی




کلاه کاسکت برای باتوم + اسید + شناسایی نشوید 

هلی کوپتر پرواز نمی تونه بکنه 
الودگی باشه 



ماسک سبز بر دهان زدن 


شعار های روز سبز و ....................

 


فال روز دوشنبه 6 جولاي - 15 تيرماه


فروردين

 امروز براي شما سخت است كه بدون فكر كردن به اينكه چگونه مي‌توانيد از زير بار مسئوليتهايتان شانه خالي كنيد به آنها نگاهي بيندازيد. شما در اين مورد خيلي سريع تصميم مي‌گيريد و در حاليكه در مورد فرار كردن از مسئوليتهايتان صحبت مي‌كنيد ممكن است ناخواسته كسي را ناراحت كنيد. مواظب باشيد، براي اينكه ممكن است شما خيلي بيشتر از آن چيزي كه فكر مي‌كنيد عصباني شويد. حتي اگر اكنون تنها هدف شما لذت بردن و خوش بودن است، هنوز عاقلانه‌ترين راه اين است كه ابتدا كارهايي كه مفيد و سازنده هستند را انجام دهيد.

ارديبهشت

كار كردن سخت و بيش از اندازه را متوقف كنيد و زماني را با فعاليتهاي لذت بخش كه در خانه مي‌توانيد انجام دهيد سپري كنيد. گذراندن وقت در يك باغ يا در يك محيط زيبا مي‌تواند براي مدتي ذهنتان را از مسائل پيچيده دور نگه دارد. شما نمي‌توانيد سيل افكاري كه به ذهن شما مي‌آيند را متوقف كنيد، اما مي‌توانيد توجهتان را به سمت موضوعات لذت‌بخش‌تر هدايت كنيد.

خرداد

 تعيين كردن مرز بين زيركي و حماقت كار سختي است و شما در حال حاضر نمي‌توانيد روي اين لبه باريك زندگي كنيد. اما از شكست خوردن نهراسيد، براي اينكه هوش فوق‌العاده عطارد همراه با ثبات و ايستادگي كيوان به اندازه كافي مي‌تواند از شما حفاظت كند. لزومي ندارد هر فكر جالبي كه به ذهنتان مي‌آيد را با ديگران در ميان بگذاريد. اگر ايده‌هايتان را براي خودتان نگه داريد مي‌توانيد قدرت و اعتبار بيشتري كسب كنيد.

تير

 اگرچه سركوب كردن روياهايتان ممكن است شما را ناراحت كند، ولي براي مدت كوتاهي بهترين كاري است كه به شما توصيه مي‌شود. به جاي اينكه در روياهايتان به هر جاي ناشناخته‌اي سفر كنيد، عاقل باشيد و هم اكنون روشي را بيابيد كه قدرت تخيل شما را تحت كنترل خود درآورد. شريك كردن يك نفر ديگر در رازهايتان به شما كمك مي‌كند كه به اين تخيلات خاتمه داده و به زندگي واقعي خود برگرديد.

مرداد

برقراري يك رابطه عاطفي امروز براي شما لازم است و شما كاملاً براي اين ارتباط آمادگي داريد. حتي اگر فكر مي‌كنيد با ابراز نكردن احساساتتان مي‌توانيد از قبول كردن اين رابطه احساسي فرار كنيد، شما بايد خوب استراحت كنيد و بعد در مورد آن صحبت كنيد. پس معطل نكنيد، براي اينكه امكان دارد تا چند روز آينده كم‌كم ديد مثبت خود را از دست بدهيد.

شهريور

 هم اكنون اتفاقات بسيار مهمي در زندگي شما در حال وقوع است كه اگر به آنها خيلي جدي توجه نكنيد، فرصتهايتان را از دست خواهيد داد. با وجود اين اگر بتوانيد گاهي اوقات از موضوعات بسيار بي‌اهميت لذت ببريد، شما در دراز مدت بيشتر مي‌توانيد سازنده باشيد. كليد خوشبختي شما در متعادل بودن است.

مهر

 امروز وقتي كه شما در مورد خلاقيتهاي خود صحبت مي‌كنيد دوستانتان شما را تشويق خواهند كرد، براي اينكه آنها حتي زماني كه شما كارهايي كه دوست داريد را انجام مي‌دهيد شما را بيشتر تحسين مي‌كنند. اما تمايل و علاقه شما جلب توجه كردن در برابر ديگران است، بنابراين شما دوست داريد كاري را انجام دهيد كه براي ديگران لذت بخش باشد. اين طرز تفكر مي‌تواند باعث به وجود آمدن يك موقعيت «برنده- برنده» خيلي خوب شود، پس از قدرت تخيل خود استفاده كند تا از امروز با خاطره خوبي ياد كنيد.

آبان

 براي شما لازم است كه نسبت به قبل اجتماعي‌تر باشيد. خوشبختانه شما به اعتقادات خود پايبند هستيد. و اكنون اگر شما بتوانيد اين تعصب خود را با يك پيشنهاد با انگيزه اجتماعي ارتباط دهيد، حتي امكان دارد كه اين تعصب شما شديدتر هم شود. اما شما بايد قدري هم محتاط باشيد و قبل از اينكه تعهدي را به صورت جدي قبول كنيد بايد در طول روز چندين بار در موردش فكر كنيد.

آذر

در حالي كه شما كارهاي عقب افتاده‌اي را كه قبلاً از انجام دادنشان طفره رفته‌ايد را جبران مي‌كنيد، لازم است كه خيلي با اين مسأله راحت برخورد كنيد. اين اتفاق آنقدر هم كه به نظر مي‌رسد بد نيست، براي اينكه توجه كردن به مسئوليتهاي كاري ناتمام الزاماً شما را از روياپردازي كردن باز نخواهد داشت. شايد شما امروز آمادگي ريسك كردن را نداشته باشيد، اما اگر شما به كارهاي ناتمام خود سر و ساماني بدهيد، خيلي زودتر از آن چه كه فكر مي‌كرديد وقت آزاد پيدا خواهيد كرد.

دي

 شما به خاطر عدم تواناييتان در تعادل برقرار كردن بين مسئوليتها و علاقه‌تان به تفريحات تابستاني به ستوه آمده‌ايد. حتي اگر به نظر مي‌رسد كه نمي‌توانيد بيشتر از يك انتخاب داشته باشيد، شما مي‌توانيد قوانيني را خلق كنيد كه به واسطه آنها در حين تفريح كردن هم بتوانيد شايستگي خود را نشان بدهيد. اما با فكر كردن به اينكه بايد در راستاي اين اصول حركت كنيد خودتان را محدود نكنيد.

بهمن

ممكن است شما فكر كنيد كه ديگران از شما شادتر هستند و زندگي بهتري دارند، ولي اين فكر يك خيال باطل است. در حالي كه شما خود را با ديگران مقايسه مي كنيد، وقتي كه شما از بيرون به زندگي آنها نگاه مي‌كنيد، همه چيز متفاوت به نظر مي‌رسد. به جاي اينكه نگران باشيد كه چگونه مي‌توانيد با ديگران برابري كنيد، همين الان تصميم بگيريد كه چه كارهايي مي‌خواهيد انجام دهيد و بعد قدمهايي كوچك اما مشخص شده برداريد، تا چيزي كه منتظرش هستيد اتفاق بيفتد.

اسفند

 به نظر مي‌رسد كه شما نسبت به قبل نافرمان‌تر شده‌ايد، براي اينكه شما نمي‌توانيد به درستي منظور خود را بيان كنيد. شما قادر هستيد در مورد مسائلي صحبت كنيد كه به شما ربطي ندارند، بنابراين ممكن است نتوانيد آنها را سانسور كنيد. متأسفانه ممكن است ديگران منظور شما را به درستي متوجه نشوند، بنابراين بايد روش خود را تغيير داده و عقيده‌هاي متفاوت را بپذيريد.


http://www.peacesymbol.org/tag/iranian/



 
با توجه به توهین مخابرات به شعور مردم ایران بوسیله ی ایجاد اختلال عمدی در شبکه ارتباطی و قطع سیستم پیام کوتاه، بیایید با تحریم حداقل ۳ هفته ای مخابرات، پس از وصل مجدد سیستم پیام کوتاه با نفرستادن اس.ام.اس و تماس نگرفتن با تلفن همراه و به تلفن همراه ضرر میلیاردی به مخابرات وارد کنیم.
 
زیرا تلفنی که در شرایط  وخیم امروز به داد ما نرسد و به درد ما نخورد ، استفاده از آن در شرااتیط عادی برای فرستادن جوک و تبریک عید نیز واجب به نظر نمیرسد.
 
ما همینطور که در شرایط فوق العاده ی امروز از فیس بوک و وسایل دیگر برای رد و بدل کردن پیام های حیاتی مان استفاده می کنیم می توانیم پس از این نیز از همین راه های ارتباطی برای فرستادن مطالب مان استفاده کنیم
 
بیایید متحد شویم

اتحاد رمز پیروزی است .................









خیابان ها پر از خون است

چگونه دیو شب های سیاه شهر
میان مردم خاموش
"ندا" را کشت!
چگونه همچو بت های پر از نیرنگ و نامردی
 
خدا را کشت.


خیابان ها
 
پر از خون است
صدای مردم خسته بسان موج می آید
صدای تیر و فریاد بلند و زخمی مردم
که شرمت باد ای دیو سیاه ظلمت و اندوه
که شرمت باید ای گرگ آدم خوار
ای اژدهای سنگی و بی روح

چگونه دیو شب های سیاه شهر
به روی آسمان
 
مهتاب را بلعید
به قطره قطره خون قمری کوچک
بسان اهرمن خندید

صدا جرم است و مرغان را گناهی جز سرود آفتابی نیست
درختان را
 
گناهی جز تن سبز
 
و خیال آسمان دور وآبی نیست
تن بی جان مردم در خیابان هاست
بتی خود را خدا خوانده است
بتی خورشید را از شهر ما
رانده است
که شب زاییده ی دیو سیاه شهر
که شب فرزند طاعون است
خیابان ها پر از خون است
بتی در جویبار خون پاک شهر
 
نماز خویش را خوانده است!

چگونه دیو شب های سیاه شهر
صدا را کشت
وضو کرد و به نام دین
خدا را کشت؟

خیابان ها پر از خون است
هوا بس ناجوانمردانه سرد و اشک ها در چشم مردم
بر مزار دختر خاموش می بارد
ندایی آسمانی را
میان شهر می آرد:
ولی فوج کبوتر ها دوباره باز می گردند"

ندا می آید از قلب تمام شهر
چو بانویی که او را ماه می بوسد
صدا می آید از قلبی که گرگان
خون او را فدیه ی ضحاک می کردند:
نمی میرد خیال روشن خورشید
شب از خورشید خواهد مرد
دوباره دیو را خورشید
به اعماق سیاه گور خواهد برد
خیابان ها پر از خون است و خون ما
بسان سیل و طوفان
گرگ ها را غرق خواهد کرد
دوباره دیو خواهد مرد
دوباره خشم مردم
دیو را
در گور خواهد برد.

-- پروانه شاد,امریکا ، Jul 2, 2009 

 



http://coolclipishere.blogspot.com/2009/07/new-logo-of-our-media.html



http://ahejazi. persianblog. ir/

هراس من،
 باری،
همه از مردن در سرزمینی‌ست
که مزدگور کن از بهای آزادی آدمی افزون باشد
احمد شاملو
بعد از مصاحبه‌ام در روز 4 تیر ماه 1388 (25 ژوئن 2009) با بی‌بی‌سی درباره‌ی مشاهدات شخصی‌ام در مورد قتل وحشیانه‌ی ندا آقاسلطان، روز دهم تیرماه در اخبار خواندم که حکمی برای دستگیری من از سوی دولت ایران صادر شده است.
همان‌طور که در مصاحبه‌ام گفتم، انتظار چنین حرکت مذبوحانه‌ای برای کتمان حقیقت در برابر این جنایت بی‌رحمانه از طرف دولتی می‌رفت که بنیادش بر دروغ و ظلم است. در این مصاحبه پیش‌بینی کردم که گفته‌های مرا کتمان می کنند. که اتهامات بسیاری را متوجه من خواهند کرد. این دولت، به جای آنکه بکوشد قاتلان اصلی این دختر معصوم و ده‌ها قربانی دیگر را پیدا کند و مسئولیت بی‌کفایتی خود را بپذیرد، سعی دارد هر فرد، کشور یا نهاد دیگری را که هیچ خطایی مرتکب نشده، مقصر بشمارد.
خانواده و دوستان مرا در ایران، که هیچ ارتباطی با این ماجرا ندارند، تحت فشار گذاشته‌اند. پدر 70 ساله‌ام را که استاد دانشگاه و چهره‌ی ماندگار است، احضار کرده‌اند بی‌آنکه هیچ دخالتی در این ماجراها داشته باشد. 
من فقط کاری را کردم که هر انسان شریفی در چنین شرایطی انجام می‌داد. سعی کردم یک قربانی را نجات بدهم و آنگاه که حقایق مرگش را رسانه‌های دولتی ایران مخدوش می‌کردند، بر آنچه شاهدش بودم شهادت دادم.
چنان زیسته‌ام که هرگز دچار ندامت نشوم. من از نخستین پزشکانی بودم که در فاجعه‌ی هولناک زلزله‌‌ی بم به آن شهر رفتم، فقط برای آنکه در کنار قربانیان معصومی باشم که در آستانه‌ی از دست دادن امیدشان بودند.
این بار، در کنار قربانی معصوم دیگری بودم، کاملاً برحسب تصادف، بدون آنکه تصوری داشته باشم که وارد چه ماجرایی می‌شوم. اما این بار، این قربانی را بلایای طبیعی نکشت. آز و شهوت قدرت بود که خون او را ریخت.
من نویسنده هم هستم، و اگر داستان‌ها، مقالات و گفته‌های مرا بخوانید، پی می‌برید که همواره از حقوق بشر دفاع کرده‌ام و همواره بهایش را پرداخته‌ام.
همواره کوشیده‌ام زندگی‌ صادقانه و شریفی داشته باشم و هرگز به ارزش‌هایم خیانت نکرده‌ام.
بر این باورم که آنچه برای نجات جان ندا و بعد گفتن ماجرایش انجام دادم، کار درستی بود. اعتقاد دارم که خدا پروردگار شجاعان است. ایمان دارم که حقیقت ما را آزاد خواهد کرد. همه‌کارم را مطابق وجدانم انجام داده‌ام و اگر باید بهایی برایش بپردازم، چنین باد. اما این حق را دارم که از شرافت و صداقتم دفاع کنم.
به پروردگار که شاهد من است و به شرافتم سوگند یاد می‌کنم که فقط و فقط حقیقت را درباره‌ی مشاهداتم گفتم.
انقلاب اسلامی و جمهوری اسلامی ایران بر عهدی بنیان گذارده شد که امروز مردم ایران همچنان به آن پایبندند. ملجاء مردم در هنگام نبرد علیه استبداد رژیم گذشته همین ایمان بود، و نیز هنگامی که خون‌های بسیاری را فدا کردند تا در برابر تهدید خارجی از سوی مستبدی دیگر که با مشت آهنین بر عراق حکومت می‌کرد، از سرزمینشان دفاع کنند.
لیک، این دروغ تمامی ادعاهای این دولت مشخص را زیر سؤال می‌برد؛ این دولت که تاریخ جنگ جهانی دوم را مخدوش کرده، که ادعا می‌کند آزادی بیان در ایران جاری است، ادعا می‌کند که در زندان‌های ایران زندانی سیاسی نیست، مدعی است که هیچ سانسوری بر کتاب‌ها، اطلاعات، رسانه‌ها و مطبوعات ایران اعمال نمی‌شود، و وانمود می‌کند به حقوق شهروندی از جمله حق تجمع، حق اعتراض و حقوق برابر برای شهروندان ایران، فارغ از جنس و نژاد و دین احترام می‌گذارد.
در بیست روز گذشته اما، جهان کذب بودن تمامی این ادعاها را از راه چشم‌های اشکبار ایرانیان دلاور دیده است. مطمئنم جهان هرگز این دروغ تازه را باور نخواهد کرد و درک می‌کند که این پزشک، نویسنده و ناشر، کاری نکرده است جز عمل به حکم وجدانش در شتافتن به یاری کسانی که به یاری نیاز داشتند، و بازگفتن حقیقت.
ندا تنها کسی نبود که در این غوغا به خاک افتاد. آیا تمامی آن کسانی که بی‌گناه به قتل رسیدند، قربانیان توطئه‌ی جهانی بوده‌اند؟ چرا قاتلان قربانیان دیگر تحت تعقیب قرار نمی‌گیرند؟ یا شاید باید بی‌کفایتی و بی‌تفاوتی غیرنظامیان مسلحی را مسئول دانست که نتوانستند خردمندانه اعتراضات قانونی شهروندان ایرانی را نسبت به بی‌عدالتی برتابند.
من فقط یک شاهدم. چرا باید به جای قاتل، شاهد تحت تعقیب قرار گیرد؟ آیا خون کافی ریخته نشده؟ آیا باید از ترس در برابر این جنایت هولناک ساکت می‌ماندم؟ آیا این پیامی است که قصد داریم برای نسل‌های آینده‌مان به جا بگذاریم؟
بر این باورم که هیچ شهروند جهانی از پشتیبانی من و هزاران ایرانی دیگری دست نخواهد کشید که کتک خوردند، زندانی شدند، تحت تعقیب قرار گرفتند و به خاک و خون کشیده شدند، فقط برای اینکه می‌خواستند ملتی آزاد باشند و در مسیر برکت و عدالت به جهان بپیوندند و در این راه دیگران را در فرهنگ غنی و تاریخ لبالب از دلاوری‌شان سهیم کنند.
بر خود می‌بالم که بخشی از این حرکت باشم. کاری را کرده‌ام که هر انسان شریفی انجام می‌داد، و به این دلیل مورد تهدید قرار گرفته‌ام. درست همان‌گونه که تمامی این شهدا کاری را کردند که هر جان آزاده‌ای انجام می‌داد، و به همین خاطر به قتل رسیدند؛ به دست نفرت سیاهی نسبت به هرآنچه این شهدا به پایش ایستاده بودند: آزادی، راستی، و عدالت.
آرش حجازی
11 تیرماه 1388
2 ژوئیه 2009


P Please consider the environment before printing this email.
         Arash   +1-780-233-4708

.
 


قصد ندارم توضیح زیادی بدم ، به دلایلی که همه بهتر از من میدونن. داستان از 2 سال پیش شروع شد. سیستمی به اسم LIMS که Lawful Interception هست رو از NSN یا همون Nokia Siemens Networks فروختند به مخابرات. تمام کارهای نصب و راه اندازی و تست و بهره برداریش ، با حضور سربازان گمنام بود. به راحتی آب خوردن ، شماره ی طرف رو وارد سیستم میکردیم ، تمام اطلاعاتش برامون میریخت روی داریه. اسم ، فامیل ، آدرس خونه ، شنود مکالمات ، دیدن محتوای اس ام اس ها ، شنود دیتا در صورتی که طرف از GPRS و اینترنت با گوشیش استفاده کنه ، تمام سایتها و پسوردهایی که طرف توی گوشیش زده ، و حتا Contact List طرف یا همون Phonebook و و و ...؛ بچه ها ، این رو به عنوان یه آدمی که حداقل 8 ساله داره کار شبکه های موبایل رو میکنه و حداقل 8 تا پروژه ی موبایل توی بیشتر از 6 تا کشور انجام داده بهتون گوشزد میکنم برادرانه: این قضیه ی شنود مکالمات و اس ام اس ها و ... را جدن جدی بگیرید. باور کنید که به راحتی ، به راحتی ، به راحتی آب خوردن ، میشه Trace تون کرد و جاتون رو از روی آخرین BTS ی که داره شما رو کاور میکنه پیداتون کرد ، میشه راحت حرفهایی که میزنید رو فیلتر کرد و تشخیص داد که چی گفتین و باید گیرتون انداخت یا ولتون کرد به حال خودتون. خیلی راحت با یه اس ام اس تون ، زندگی تون رو میتونن سیاه کنن. باورتون نمیشه؟ دیگه من کاری از دستم برنمیاد ، چون جدن خیلی حرفا رو بخاطر مسائل امنیتی نمیشه نوشت هرجایی. ولی جدی بگیرید این نامردا رو. اینها رو ننوشتم که هراس را همه گیر کنم ، ما بیشماریم و فرزندان کاوه و سیاوش؛ نوشتم که بگم عقل و احتیاط ، لازمه ی هر نبردیست. همین. به امید پیروزی ایران ...
با ۲۳ امتیاز و ۱۱ نظر


چهارشنبه ۱۰ تیر ۱۳۸۸
بیانیه شدید اللحن آیت الله طاهری:

انتخابات باطل است

آیت الله سیدجلال الدین طاهری اصفهانی، از نزدیکان آیت الله خمینی و امام جمعه سابق اصفهان، در نامه ای انتخابات اخیر را مخدوش و باطل اعلام کرد و تصدی پست ریاست جمهوری توسط محمود احمدی نژاد را برای چهارسال دیگر"نامشروع" و "غاصبانه" دانست.

آیت الله طاهری تاکید کرد: "من با دیده گریان و قلبی اندوه بار به عینه می‌بینم که کهنه دشمنان و مخالفان امام راحل که او را برای مبارزه و تاسیس جمهوری اسلامی تخطئه می‌کردند، امروز با تمام قوت و با همان دشمنی، تئوری پردازان قدرتمندان شده و از درون به هدم و نابودی عقاید حکومتی مرحوم امام و به موزه فرستادن عملی آن، فعالانه مشغول هستند."

این روحانی منتقد که تا تابستان سال ۱۳۸۱ امامت جمعه اصفهان را به عهده داشت، در آن زمان پس از انتشار بیانیه ای شدیداللحن در انتقاد از نظام جمهوری اسلامی، از سمت خود استعفا داد. او که در انتخابات اخیر از میرحسین موسوی حمایت کرده بود، در نامه دیروز خود با ابراز حمایت مجدد از وی آورده است: " آیا این از مصادیق عدالت است که سید شریف و مظلومی چون میرحسین موسوی که در سخت‌ترین دوران‌های این کشور مسئولیت اداره دولت را با وجود جنگ هشت ساله و محاصره اقتصادی و گروه‌های محارب و تثبیت انقلاب با موفقیت تمام طی نمود، اکنون عامل استکبار، اغتشاشگر و مستوجب کیفر باشد و باید حقوقش پایمال گردد؟"

در ادامه نامه وی آمده است:  "آیا امام معتقد بود کسانی که باید در انتخابات بی طرف باشند، رسما وارد حمایت علنی از کاندیدای خاصی بشوند؟ آیا امام اجازه می‌داد امکانات عمومی و بیت المال مسلمین برای یک کاندیدا بدون هیچ محدودیتی استفاده شود؟ آیا امام اجازه می‌داد حیثیت و آبروی افراد این گونه در معرض و منظر مردم ملعبه بازیگران قدرت قرار گیرد؟ و آیا دین چنین اجازه‌ای به شما داده است؟ چرا چتر حمایت قانون فقط برای شما و دوستان شما است؟"

آیت الله طاهری خاطر نشان کرده: "اینروزها مشاهده میشود که با تقطیع بعضی از فرمایشات امام که به نفع اقدامات و برنامه های خود تشخیص می دهند، سعی دارند پشت این چهره ملکوتی سنگر گرفته و اعمال و رفتار خود را با معترضان توجیه نمایند. من برای تنویر افکار عمومی به صراحت اعلام می کنم این روش ها ادامه همان استفاده ابزاری از دین و مقدسات و تطهیر خودشان در هاله های مقدس و خارج کردن مخالفان از دائره امام و بدبین کردن جوانان به دین و امام اتفاق می افتد."

وی با انتقاد شدید از  برخی مسوولان ارشد نظام که در ایام انتخابات به حمایت از یک کاندیدای خاص پرداخته اند آورده است: "آیا امام معتقد بود کسانی که باید در انتخابات بی طرف باشند، رسما وارد حمایت علنی از کاندیدای خاصی بشوند؟ آیا شورای نگهبان که بعضی از افراد موثر آن از رقیب جناب آقای میرحسین موسوی علناً حمایت کرده و می کنند، می تواند ملجا و مرجع برای شکایت شکاة باشد؟ چرا نامه توبیخیّه امام و هشدارهای ایشان به بعضی از تخلفات آقایان را منتشر و نقل نمی کنید؟"

امام جمعه سابق اصفهان در ادامه با اشاره غیرمستقیم شیوه آیت الله خمینی و رهبر فعلی جمهور اسلامی پرسیده: " آیا امام اجازه می داد امکانات عمومی و بیت المال مسلمین برای یک کاندیدا بدون هیچ محدودیتی استفاده شود؟ آیا امام هتاکی ها و تهمت های شخص رییس دولت و منسوبینش را به یارانش تحمّل می کرد؟ آیا امام اچازه می داد حیثیت و آبروی افراد این گونه در معرض و منظر مردم ملعبه بازیگران قدرت و رای بازان حرفه ای قرار گیرد؟ و آیا دین چنین اجازه ای به شما داده است؟ چرا چتر حمایت قانون فقط برای شما و دوستان شما است و تنها هنگامی دین، قانون و امام عزیز می شوند که بتوانید منفعتی از آن ببرید؟ آیا این مصداق «نومن ببعض و نکفر ببعض» نیست؟ آیا این از مصادیق عدالت است که سیّد شریف و مظلومی چون میرحیسن موسوی که در سخت ترین دوران های این کشور مسئولیّت اداره دولت را با وجود جنگ هشت ساله و محاصره اقتصادی و گروه های محارب و تثبیت انقلاب با موفقیت تمام طی نمود و تا آخرین لحظات عمر امام، عزیز و محبوب این رادمرد بزرگ بود، اکنون عامل استکبار، اغتشاشگر و مستوجب کیفر باشد و باید حقوقش پایمال گردد؟ حد و حدود تمامیّت خواهی شما کجا پایان می گیرد؟"

درپایان این بیانیه آیت الله طاهری تصریح کرده است: "اینجانب احتمال می دادم که شاید توجّه به مصالح درازمدّت و تاریخی انقلاب و نظام و ایجاد وحدت ملّی، موجب شود تا آقایان دست اندر کار کشور نسبت به تخلّفات وسیعی که در قبل و بعد از انتخابات واقع شد با دید معقول و عادلانه قضاوت کنند، امّا اکنون شواهد و قرائن نشان می دهد که قصد دارند نتایج از قبل اعلام شده را تثبیت نمایند و شرایط نظامی و امنیّتی برای دستگیری و سرکوب معترضان و زنده کردن کینه های قدیمی و انتقام از یاران وفادار امام و جوانان و دانشگاهیان را تشدید کنند. بنده به عنوان یک روحانی کوچک، همصدا با اکثریّت مردم ِ رای باخته، این انتخابات را مخدوش و آن را باطل و تصدّی مجدّد رئیس دولت را برای دور بعد نامشروع و غاصبانه می دانم."




سراومد زمستون، شكفته بهارون
گل سرخ خورشيد باز اومد و شب شد گريزون
كوهها لاله زارن كوهها لاله زارن
لاله ها بيدارن لاله ها بيدارن
تو كوهها دارن گل گل گل آفتابو مي كارن
توي كوهستون، دلش بيداره تفنگ و گل و گندم داره مياره
توي سينه اش جان جان جان
يه جنگل ستاره داره جان جان، يه جنگل ستاره داره
سراومد زمستون، شكفته بهارون
گل سرخ خورشيد باز اومد و شب شد گريزون
كوهها لاله زارن كوهها لاله زارن
لاله ها بيدارن لاله ها بيدارن
توكوهها دارن گل گل گل آفتابو مي‏كارن
توي كوهستون، دلش بيداره تفنگ و گل و گندم داره مياره
توي سينه‏اش جان جان جان
يه جنگل ستاره داره جان جان، يه جنگل ستاره داره
سراومد زمستون، شكفته بهارون
گل سرخ خورشيد باز اومد وشب شد گريزون
لبش خنده نور لبش خنده نور
دلش شعله شور دلش شعله شور
صداش چشمه و يادش آهوي جنگل دور
توي كوهستون دلش بيداره تفنگ و گل و گندم داره مياره
توي سينه‏اش جان جان جان
يه جنگل ستاره داره، جان جان، يه جنگل ستاره داره



سراومد زمستون، شكفته بهارون
گل سرخ خورشيد باز اومد و شب شد گريزون
كوهها لاله زارن كوهها لاله زارن
لاله ها بيدارن لاله ها بيدارن
تو كوهها دارن گل گل گل آفتابو مي كارن
توي كوهستون، دلش بيداره تفنگ و گل و گندم داره مياره
توي سينه اش جان جان جان
يه جنگل ستاره داره جان جان، يه جنگل ستاره داره
سراومد زمستون، شكفته بهارون
گل سرخ خورشيد باز اومد و شب شد گريزون
كوهها لاله زارن كوهها لاله زارن
لاله ها بيدارن لاله ها بيدارن
توكوهها دارن گل گل گل آفتابو مي‏كارن
توي كوهستون، دلش بيداره تفنگ و گل و گندم داره مياره
توي سينه‏اش جان جان جان
يه جنگل ستاره داره جان جان، يه جنگل ستاره داره
سراومد زمستون، شكفته بهارون
گل سرخ خورشيد باز اومد وشب شد گريزون
لبش خنده نور لبش خنده نور
دلش شعله شور دلش شعله شور
صداش چشمه و يادش آهوي جنگل دور
توي كوهستون دلش بيداره تفنگ و گل و گندم داره مياره
توي سينه‏اش جان جان جان
يه جنگل ستاره داره، جان جان، يه جنگل ستاره داره



با توجه به اینکه در دیوار نویسی با اسپری دو شرط کوتاهی زمان رسم و حداقل دفعات برداشتن اسپری خیلی مهمه؛ به نظرم رسید ایده‌ی زیر ممکنه به درد دوستان دیوارنویس بخوره. رسم در ۱۰ تا ۱۵ ثانیه تنها با دو بار قطع شدن رنگ.V


Wednesday, March 01, 2006

How to make a paint bomb

You need a used light bulb (usually screw fittings are the best), small hammer, screwdriver, stanley knife, pvc tape, clay or similar and of course some paint.

Remove metal top, by cutting to vertical linesfrom the edge of thefitting, then remove.


Snap the little glass cylinder on the inside of the bulb.


Place bulb on a soft underlay, and make a hole in the inside glass divet by gently hitting the screwdriver with the hammer.

Fill with paint.

Seal the hole on top of the bulb. Clay works quite well for this. Then replace the meta; fitting, and seal with pvc tape.

Finally, go find yourself a nice white wall to paint. Or, a nice big corporate advertising board... but I never said that... :)

Link.


صدای اعتراض خود را با تماس با شماره

23013

در تهران  ، به گوش مسولان نوکیا می رسانیم. 




گزارش های تازه از پروژه اعتراف گیری در ایران

وبلاگ خبری "بحران ایران"

http://crisis-in-iran.blogfa.com

 

هشدار در مورد 'پروژه اعتراف گیری' در ایران

 

جبهه مشارکت ایران اسلامی نسبت به احتمال "تسویه حساب گسترده" با "مخالفان سیاسی قانونی" توسط جریان حاکم بر ایران هشدار داد و انتشار بعضی مطالب مربوط به "اعترافات" بازداشت شدگان را تقویت کننده این احتمال دانست.

در بیانیه جبهه مشارکت که روز شنبه ۶ تیر (۲۷ ژوئن) منتشر شد، آمده است: "آنها (جریان حاکم) در پی این هستند که حالا که اتهام کودتای انتخاباتی را به جان خریده اند، به سان بی آبرویی که دیگر چیزی برای از دست دادن ندارد، یکباره خود را از شر هرگونه رقیب و مخالف قانونی و دیده بان مدنی و هر شخص حقیقی و حقوقی دست و پاگیر دیگری راحت کنند".

در بیانیه جبهه مشارکت آمده است: "هرگونه اعترافی که در زندان و تحت فشار از بازداشت شدگان گرفته شود، قانونی و قابل استناد نبوده و این شیوه نخ نما تنها در این وضعیت گرهی به گره های کور خودساخته اقتدارگرایان برای نظام خواهد افزود".

همزمان، اظهارات غیرمنتظره یکی از اعضای شورای مرکزی سازمان مجاهدین انقلاب در رسانه های ایران منتشر شده است.

بر اساس گزارش خبرگزاری های داخلی ایران، امیرحسین مهدوی، عضو شورای مرکزی سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی و عضو ستاد انتخاباتی میرحسین موسوی روز شنبه ۶ تیر (۲۷ ژوئن) در یک کنفرانس مطبوعاتی در محل خبرگزاری دانشجویان ایران حاضر شده و به تندی از آقای موسوی و سازمان مجاهدین انقلاب انتقاد کرده است.

مقامات قضایی ایران تا کنون از انتشار اسامی بازداشت شدگان و اعلام تعداد افراد بازداشت شده خودداری و حتی در مواردی اظهار بی اطلاعی کرده اند.

بنابراین مشخص نیست که آیا آقای مهدوی در بازداشت بوده، اظهارات او ناشی از نوعی فشار و ارعاب است یا تغییر عقیده ناگهانی او دلیل دیگری داشته است.

 

اعدام اجتماعی مخالفان توسط جمهوری اسلامی ایران

 

 در حالی که کارنامه دولت دهم از جعل و دروغ آشکار خبر می دهد، دیده می شود که دولت محمود احمدی نژاد تخریب و محکومیت رهبران فکری جامعه را راه حل مسائل پیش روی دستگاه قدرت می داند.

بنابر آخرین گزارش های رسیده از وضعیت پیمان فتاحی (رهبر جمعیت ال یاسین)، وزارت اطلاعات ایران – بخش امنیتی ادیان- شرط آزادی وی و اعضای دربند این جمعیت را، خودتخریبی و محکومیت پیمان فتاحی نزد افکار عمومی و شاگردانش برشمرده است.

به نظر می رسد این امر که به منظور ترور شخصیت پیمان فتاحی در میان طرفداران او - که اغلب از میان جوانان هستند- صورت می گیرد حاکی از ترس دستگاه قدرت از محبوبیت مردمی وی می باشد.

همچنین طی دو سال گذشته پیمان فتاحی در پاسخ به درخواست های وزارت اطلاعات ایران مبنی بر دستگیری گسترده و اعدام شاگردانش بارها به حکومت اسلامی ایران قول داده است که حاضر است هر نوع همکاری را برای محکومیت و زیر سوال بردن خود نزد افکار عمومی داشته باشد. این احتمال می رود که به زودی هر نوع فیلم و اظهارات ساختگی درباره وی از سوی رسانه های حکومتی منتشر گردد.

این اقدام که از سوی دستگاه حکومتی ایران به منزله اعدام اجتماعی مخالفان است از طرح های وزارت اطلاعات در کنار پروژه حذف فیزیکی به شمار می آید.



فاطمه رجبی: احمدی نژاد خونخواراست، سپاه و بسیح  سرکشنده خون، موسوی  مظلوم مانندعلی

سیاست > انتخابات  - فاطمه رجبی در سایت انصار نیوز به موسوی،هاشمی ،کروبی ، خاتمی، لاریجانی وباهنر پیشنهاد ویژه کرد.

وی ،لاریجانی و باهنر را عشوه  گر و خاتمی ،هاشمی موسوی را مردانی‌ها نامیده پر انرژی  و احمدی نزاد را تشبه به یزید کرده که شمیشیر عدالت خواهی را به گاز اشک آور و نیروهای وحشی برای  برقراری نا عدالتی  ازنیام کشیده است.

احمدی نژاد  خون ریخت، چرا که خونخوار شده است، از بغض عدالت و پاکی نژاد ایرانی .

سپاه و بسیج  به همراه او کاسه‌های خون مردم را سر می‌کشیدند، چرا که از فرط کینه مردم به دلیل آرای آنها به پاکی و صداقت موسوی  تشنه خون شدند.

لاریجانی و باهنر، برای  عدالت و پاکی آمدند تا دَینشان به هاشمی ادا کنند و البته در حکومت  تباهی‌ها با صداقت‌ها شریک.

در مقابل این طیف مهاجم، برانداز و بنیان‌فکن، تیرانداز و فتنه‌گر، ملت ایران  راست‌قامت ایستاده. ملتی طالب عدالت، دوستدار صداقت، خواهان پاکی‌ها، و البته شیفته اقتدار. چنین است که احمدی‌نژاد در تکرار تاریخ صدر اسلام، همچون بت پرستان و قدرت خواهان  می‌شود نماد نفرین ها ، توحش ها و ظالمترین ها


اف بر این قدرت‌پرستی شرک‌آلود و اف بر این دسته‌بندی عدالت‌ستیز، دروغ‌گو و اجیرکردن بسیجی و نیروی بیگانه برای مبارزه با مالکان خاک ایران .

اینک در تاریخ ایران، مهد فرهنگ و تمدن و تنها کشور شیعی، ثبت می‌شود که: نژاد پاک ایرانی ، پاک‌ترین، مقتدرترین  و باهوش ترین مردمان ، زیرا شمشیر عدالت را به تبعیت از علی علیه‌السلام، علیه برندگان بیت‌المال و تشنگان قدرت و علیل و ضعیف العقل  و پیرشده از خوردن و بردن، از نیام برکشیدند، ولی امروز هزار و چهارصد سال پیش نیست، مظلومیت علی علیه‌السلام، حقانیت همه عدالت‌خواهان راستین را در تاریخ شیعه، ثبت کرده است. به همین جهت ملت موسوی  پاک و مظلوم را در اقتدار علیه مافیاگران حمایت می‌کند، تا ظهور حجت حق علیه این دجال‌ها و سفیانی‌ها را بسترسازی نماید و آن روز این گروه مهاجم عدالت‌ستیز را ندا دهد: «بگو بسوز که مهدی دین‌پناه رسید»…

 

 


برخیز شتربانا ،بربند  کجاوه                       

کزچرخ همی گشت عیان رایت کاوه

از شاخ شجر برخاست آوای چکاوه               

وز طول سفر حسرت من گشت علاوه

بگذربه شتاب اندر از رود سماوه                   

در دیده من بنگر دریاچه ساوه

 

                              وز سینه ام آتشکده ی پارس  نمودار

 

ماییم که از پادشهان باج گرفتیم              

زآن پس که از ایشان کمر و تاج گرفتیم      

دیهیم و سریر از گهر و عاج گرفتیم             

 اموال و ذخاریشان تاراج گرفتیم

وز پیکرشان دیبه و دیباج گرفتیم                 

 ماییم که از دریا امواج گرفیتم

 

                             واندیشه نکردیم ز طوفان و ز تیّار

 

درچین وختن ولوله ازهیبت ما بود              

 در مصر و عدن غلغله از شوکت ما بود

در اندلس روم عیان قدرت ما بود               

 غرناطه و اشبیلیه در طاعت ما بود

 

                     جاری به زمین و فلک و ثابت وسیار

 

ماییم که از خاک بر افلاک رساندبم         

خاک عرب از شرق اقصی گذراندیم

دریای شمالی را بر شرق نشاندیم            

وز بحر جنوبی به فلک گرد فشاندیم

 

                                 نام هنر و رسم کرم را به سزاوار

 

امروزگرفتار غم و محنت و رنجیم           

در داو،فره باخته اندر شش و پنجیم

با ناله و افسوس در این ذیر سپنجیم       

چون زلف عروسان همه در چین و شکنجیم

هم سوخته کاشانه و هم باخته گنجیم          

ماییم که در سوگ و طرب قافیه سنجیم

 

                          جغدیم به ویرانه ،هزاریم به گلزار

 

افسوس که این مزرعه را آب گرفته

    دهقان مصیبت زده را خواب گرفته

خون دل ما رنگ می ناب گرفته

وز سوزش تب پیکرمان تاب گرفته

رخسار هنر گونه مهتاب گرفته

چشمان خرد پرده ز خوناب گرفته

 

                     ثروت شده بی مایه و صحت شده بیمار

 

ابری شده بالا  وگرفته است فضا را    

وز دود و شرر تیره نموده است هوا را

آتش زده سکان زمین را و سما را      

سوزانده به چرخ اختر و در خاک گیا را

ای واسطه رحمت حق بهر خدا را      

 زین خاک بگردان ره طوفان بلا را

 

                   بشکافت زهم سینه این ابر شرر بار...



مایکل جوزف جکسن (زادهٔ ۲۹ اوت ۱۹۵۸، درگذشته ۲۵ ژوئن ۲۰۰۹) موسیقیدان، سرگرمی‌ساز و بازرگان آمریکایی بود. فرزند هفتم خانوادهٔ جکسن، او فعالیت حرفه‌ای خود را در عرصهٔ موسیقی از سن ۱۱ سالگی بعنوان یکی از اعضای گروه جکسن فایو آغاز نمود و در حالی که هنوز عضوی از گروه بود، در سال ۱۹۷۱ کار خود را به عنوان یک تک‌خوان شروع کرد. او را سلطان پاپ می‌نامند، پنج آلبوم از آلبوم‌های استودیویی او جزء پر فروش ترین آلبوم‌های جهان هستند: Off the Wall (جدا از بقیه)، Thriller (دلهره آور)، Bad (بد)، Dangerous (خطرناک)، HIStory (تاریخ).

در اوایل دهه هشتاد میلادی، او به عنوان برترین نماد موسیقی مردمی (پاپ)، و اولین سرگرمی ساز آمریکایی آفریقایی تبار شناخته شد که موج قدرتمند و ساختار شکنی عمیقی را بنیانگذاری نمود، آغاز این موج از شبکهٔ MTVبود. محبوبیت موزیک ویدئوهای او مثل، «Billie Jean» (بیلی جین)، "Beat It" (بزن به چاک) و "Thriller" (دلهره آور)، باعث تحول ساختار موزیک ویدئو به صورت یک فرم هنری و ابزار تبلیغاتی شد، و شبکهٔ تازه تاسیس MTV را به شهرت رساند. در دههٔ نود نیز ویدئوهایی مثل «Black or White» و «Scream»، آثار جکسن را به طور مداوم در لیست برنامه‌های اصلی MTV قرار داد. جکسن با اجراهای روی صحنه و موزیک ویدیوهایش، حرکات تکنیکی پیچیدهٔ رقص مثل روبات و مون واک را به محبوبیت رساند. شیوهٔ منحصر به فرد او در موسیقی و سبک آوازش، تعداد بیشماری از هنرمندان هیپ هاپ، پاپ و آر اند بی معاصر را تحت تاثیر قرار داده‌است.

او توسط بنیاد و تک آهنگ‌های خیریهٔ خود، و پشتیبانی ۳۹ جنبش خیرخواهانه، میلیون‌ها دلار برای اهداف خیریه وقف یا جمع آوری کرده‌است. با این وجود ابعاد دیگر زندگی شخصی او، همچون ظاهردر حال تغییر و رفتارش, سبب ایجاد جنجال‌های غرض ورزانه‌ای شد که به چهرهٔ مردمی او صدمه زد. او در سال ۱۹۹۳ متهم به سوء استفادهٔ جنسی از کودکان شد. اما پلیس تحقیقات جنایی را به دلیل عدم وجود شواهد کافی متوقف نمود و جکسن هرگز دستگیر نشد. پس از آن او دوبار ازدواج کرد، پدر سه فرزند شد و تمام این‌ها جنجال بیشتری ایجاد نمود. از اوایل دهه نود نگرانی‌هایی دربارهٔ وضعیت سلامتی او وجود دارد و از اواخر دهه نود اخبار ضد و نقیضی در بارهٔ وضعیت مالی این خواننده گزارش می‌شود. در سال ۲۰۰۵ جکسن بدلیل اتهامات بیشتری مربوط به سوء استفادهٔ جنسی و چند اتهام دیگر محاکمه و تبرئه شد.

او جزو تعداد معدودی از هنرمندان است که برای بار دوم به تالار مشاهیر راک اند رول راه یافته‌است. از دستاوردهای دیگر او می‌توان به ثبت رکوردهای بیشمار در لیست رکوردهای جهانی گینس، از جمله عنوان "موفق ترین سرگرمی ساز تمام دوران هاً, ۱۳ جایزهٔ گرمی, ۱۳ تک آهنگ شمارهٔ یک سولو__ بیشتر از هر هنرمند مرد دیگری از زمان پایه گذاری جدول صد اثر برترــــ و فروش بیش از ۷۵۰ میلیون واحد در سراسر جهان اشاره کرد. در صنعت موسیقی جایزه‌ای نمانده که جکسن به خانه نبرده باشد. همچنین او یک تاجر بسیار زیرک است, بسیاری او را یک نابغه در تجارت توصیف کرده‌اند و هیچ هنرمندی از نظر وسعت توانایی کنترل امور مالی و تجاری با او قابل مقایسه نیست. تقریبا چهار دهه‌است که کنکاش‌های بسیار موشکافانه در زندگی خصوصی جکسن همراه با دوران فعالیت درخشانش، او را جزئی از فرهنگ مردمی کرده‌است. او به عنوان یکی از مشهورترین مردان جهان شناخته می‌شد.

او در روز ۲۵ ژوئن ۲۰۰۹ ، به ایست قلبی دچار شد و به کما فرو رفت . او به سرعت به بیمارستان انتقال یافت اما با وجود تلاش تیم پزشکی برای بازگرداندن تنفس او، درگذشت.


http://fa.wikipedia.org/wiki/مایکل_جکسون





فروردين

احساس ميكنيد آنچنان كه حقتان است در رشته تحصيلي و يا شغلي و حتي روابط احساسي و پيشرفت چشم گيري نميكنيد. شايد احتياج داريد كه رشته تحصيليتان را تغيير دهيد و شايد هم احتياج داريد محل كارتان را عوض نمائيد. چيزي كه مسلم است شما به يك تغيير احتياج داريد.

ارديبهشت

 امروز روزيست كه بايد جلوي دخالت ديگران را در زندگي خصوصي خود با جديت بگيريد. با اين كار بار ديگر همراه زندگي خود را از نظر احساسي ميتوانيد در نهايت زيبايي در كنار خود داشته باشيد. اما شغل و رشته فعاليت تعريف چندان زيادي نداشته و احتياج به تمركز بيشتر خواهد داشت.

خرداد

 بار ديگر آرامش خود را بدست آورده و ميتوانيد قضاوت صحيح نموده و در تصميم گيريهايتان از قلب و منطق، يكسان استفاده كنيد. همين باعث ميشود كه در عشق بتوانيد روزهاي شادي را داشته و در زندگي زناشوئي هماهنگي مطلق با همسر را تجربه نمائيد بشرطي كه به افراد ديگر خانواده، بخصوص خانواده خودتان اجازه دخالت در زندگي خصوصي و زناشوئيتان را ندهيد.

 تير

اگر جزو مجردين عاشق هستيد ، بخاطر تعصب بيهوده به نيازهاي خصوصي خودتان ، در روابط خود به بن بست خواهيد خورد. اگر متاهل هستيد بهتر است سرتان را با مسئوليتهاي ديگر گرم نموده و كمتر با همسرتان برخورد نمائيد. اگر مجرد تنها هستيد، حال و حوصله جستجوي عشق را نخواهيد داشت.

 مرداد

 گروهي از متولدين اين ماه خود را درگير وكيل و شكايت و اختلاف ساخته اند كه مسلما" عاقبت آن هر چه باشد، به دردسرها و اعصاب خورد شدن هايش نمي ارزد، اصولا" بعضي اختلافات وقتي در اولين مراحل حل شود جاي گسترش نمي يابد ولي وقتي ديگران هم در آن دخالت كنند و دامنه اش را وسعت دهند، قابل كنترل نيست. بهتر است از هر نوع درگيري بپرهيزيد.

 شهريور

 ازداواج عجولانه اي كه اينروزها براي معدودي پيش آمده بايد به مسير عاقلانه تري رهنمون خواهد گرديد به آن دسته از اين افراد كه ندانسته به مسير بدگويي و غيبت و دشمن تراشي كشيده ميشوند توصيه ميگر زودتر مسير خود را تغيير بدهند وگرنه به دردسرهايي دچار خواهند شد.

مهر

 خيلي از خانمهاي متولد اين ماه گله دارند كه هر چه براي اطرافيان خود ميكنند بجز نمك نشناسي و نارو و كلك چيزي نصيب شان نميشود و در واقع جواب محبت و فداكاري شان، دشمني و يا بي تفاوتي است. به اين گروه توصيه ميشود حداقل با شناسائي آدمها، اقدام به ياري كنند.

آبان

 بعضي خانمهاي متولد اين ماه در زمينه مديرت، موفقيت و كار و كسب بسيار توانا و خوش شانس هستند ولي معمولا" قدرشان را كمتر ميدانند. حضور بعضي پدر و مادرهاي عاقل و دور انديش در جمع متولدين اين ماه سبب شده خيلي از اختلافات و جدايي ها در نطقه اول متوقف شده و بايد قدر اين انسانها را بدانند.

آذر

 اطرافيان متولد اين ماه را دو گروه متفاوت تشكيل ميدهند، آدم هايي كه قدرشناس و رفيق و همراه هستند و آدم هايي كه فقط به جنبه هاي مادي و برداشت شخصي خود اهميت ميدهند و در اصل اين گروه داراي خصوصيات يك همراه، شريك و همكار خوب نيستند و بايد تنها به همكاري موقت با آنها انديشيد.

دي

 خيلي از متولدين اين ماه در ميان چشمان حيرت زده اطرافيان دست به هر كاري ميزنند و موفق هستند و همين مسئله حرفها و شايعات بسياري را برانگيخته است در حاليكه بايد به همت و تجربه و تخصص اين گروه نيز نگاهي بياندازند تا بفهمند كه آنها در داشتن چنين موقعيت و كسب پيروزيها، لياقت و شايستگي دارند.

بهمن

 ابرهاي تيره در آسمان احساس و عاطفه مشترك، با اضافه شدن يك فرزند دور خواهد شد. استحكام و استواري مشخصه ممتاز روحي شما را تشكيل ميدهد بدون ترديد نبايد از اراده و تصميم قاطع خود آنهم بخاطر مشكلات ناخواسته، در راستاي اجراي نقشه هاي كاري خود، دست برداريد. امروز روز تصميم گيري شماست.

اسفند

خيلي از متولدين اين ماه بدليل كسالت و تكرار، بايد از شغل خود و يا حداقل در فضاي آن تغييرات تازه اي پديد آورند و باصطلاح با اين كار تغيير روحيه بدهند. دختر خانمهايي كه عاشق هستند بايد در عين حال منطقي نيز به مسائل نگاه كنند تا خداي نكرده به بن بست نرسند.





بيانيه شماره ۸ مهندس موسوي :آمادگي دارم تا نشان دهم چگونه مجرمان انتخاباتي در كنار مسببان اصلي اغتشاشات اخير قرار گرفتند

مهندس میرحسین موسوی بیانیه مهم شماره 8 خود که حاوی نکاتی درباره وارونه جلوه دادن واقعیت ها ، چگونگی ادامه یافتن اعتراض ها در عین حفظ آرامش و پرهيز از ايجاد تنش و ... است را در اختیار سایت «کلمه» قرار داد. متن کامل بیانیه به شرح زیر است: بسمه تعالي مردم هوشيار و شريف ايران طي روزهاي اخير صدا و سيما، خبرگزاريهاي دولتي، برخي روزنامه هاي دولتي و سايتهاي اينترنتي وابسته به دولت و روزنامه كيهان، بخش عمده اي از فضاي خود را به وارونه جلوه دادن آنچه قبل، حين و پس از برگزاري دهمين انتخابات رياست جمهوري ايران رخ داد، اختصاص داده اند. آنها با استفاده از امكاناتي كه متعلق به شماست، نه تنها به پنهان ساختن تخلفات و حوادث دلخراشي كه در ايام اخير اتفاق افتاد مي پردازند بلكه مسئولان مستقيم و غيرمستقيم آن را كسي معرفي مي كنند كه تنها شما را در مسير احقاق حقي كه داشته ايد همراهي كرده است. واقعيتي كه آنان بيهوده تلاش مي كنند ناديده انگارند آن است كه در اين انتخابات تقلبي بزرگ اتفاق افتاده و پس از آن، معترضان به اين وضعيت به گونه اي غيرانساني مورد هجوم قرار گرفته و كشته، زخمي و يا بازداشت شده اند. اگر با مسببين جنايت كوي دانشگاه در 18 تير 1378 به گونه اي مناسب و قانوني برخورد مي شد امروز شاهد تكرار آن فجايع در ابعادي وسيع تر و وارونه جلوه دادن واقعيتها به گونه اي جسورانه تر نبوديم. همان ها هستند كه هنوز با اتكاء به امكاناتي كه متعلق به عموم مردم است در راستاي منافع گروهي خود بي پروا به دروغ گويي و پرونده سازي براي ديگران ادامه مي دهند و افعالي را كه خود عامل آن هستند را به بنده نسبت مي دهند. آنان غافلند كه موسوي با اين ترفندهايي كه ماهيت آن براي همه مردم روشن شده است از صحنه بيرون نمي رود. آنچه در اين روزها رخ داد اصل نظام جمهوري اسلامي را كه ميراث امام بزرگوار و شهداي گرانقدرمان است هدف قرار داده و اين چيزي نيست كه بتوان به سادگي از كنار آن گذاشت و با طرح اتهاماتي اينگونه و تهديد به محاكمه از آن صرفنظر نمود. من نه تنها از پاسخ گويي در برابر اين اتهامات واهمه اي ندارم بلكه آمادگي دارم تا نشان دهم چگونه مجرمان انتخاباتي در كنار مسببان اصلي اغتشاشات اخير قرار گرفتند و خون مردم را بر زمين ريختند و اكنون كوشش مي كنند صحنه هايي را كه صدها شاهد و دهها تصوير آن را گواهي مي دهند به گونه اي ديگر جلوه دهند؛ آماده ام تا نشان دهم چگونه كساني كه عملشان در راستاي ايجاد هرج و مرج در كشور؛ تضعيف نظام و منافع بيگانگان است تلاش نمودند به بهانه تخريب‌گريهاي عناصري نامعلوم، جنبش سبز شما را اغتشاشگري و وابسته به بيگانه معرفي كنند؛ ولي حاضر نيستم به خاطر مصالح شخصي و هراس از اينگونه تهديدها از ايستادگي در سايه شجره سبز استيفاي حقوق ملت ايران كه امروز به خون به ناحق ريخته شده جوانان اين كشور آبياري شده است لحظه اي صرف‌نظر نمايم. از مجموع آراي ريخته شده در صندوقها تنها يك رأي متعلق به من است و شما به خوبي مي دانيد كه مشكل آنها با ميليونها رأيي است كه جوابي براي سرنوشت آنها ندارند. 
نظرات



http://sites.google.com/site/helpforiran/nokate-imeni

هموطنانم زنده و سالم بمانید

اینها چند دستور عمل برای دفاع از خود در مقابل حملهٔ بسیجی‌‌ها و نیروهای امنیتی است که توسط یک پلیس ایرانی‌-آمریکایی‌ عضو تیم swat و متخصص تاکتیک ضد شورش بیان شده است. او این نکات را بد از مطالعه و مرور ویدئوهای فعلی‌ از حملات بسیجی‌‌ها تهیه کرده است. لطفا این را به همه پخش کنید.

حمله‌های ضد شورشی:

هنگامه دستگیری توسط نیروهای ویژه، بهترین راه آزاد شدن محکم خود را محکم به همهٔ جهت‌ها تاب دهید.

به یاد داشته باشید که نیروهای امنیتی مجبورند شما را با یک دست نگه دارند، پس فقط میتوانند با یک دست دیگرشون ضربه‌های شما را دفع کنند.

پنجه بکس سلاح بسیار موثری ایست برای آزاد شدن از چنگ نیروهای امنیتی. پنجه بکس چوبی سلاح محکمی است و براحتی قابل ساخت. عکس بالا یک پنجه بکس چوبی را نشان میدهد که میشود با یک تکه چوب، یک چاقو، و دستگاه درل، در کمتر از ۳۰ دقیقه ساخت. پنجه بکس چوبی بسیار محکم، سبک، و پر مصرف (چند منظوره) است. سعی‌ کنید که لبه‌های بالاییش تیز و گرد باشند.

حملهٔ موتور سوارها:

بسیجین موتور سوار از تاکتیک حمله‌و‌عقبنشینی استفاده میکنند که فقط به منظور ایجاد ترس است. این تاکتیک رو پلیس آمریکا هم سوار بر اسب بر ضد معترضین حقوق مدنی استفاده میکرد. مزیت استفاده از موتور در محیط شهری واضح است: موتور میتواند جاهایی‌ برود که ماشین نمی‌تواند. ولی‌ ضعف‌هایی‌ هم دارد که میتواند به ضرر نیروهای مصرف کنندش باشد.

موثرترین راه از پا در آوردن موتور سوارها استفاده از tire spike (تله میخدار برای پنچر کردن) است. با اینکه لاستیک موتور بسیجی‌‌ها از جنس کاربن کراتنر است، طاقت چندین پنچری را ندارد. میتوانید یک وسیله برای پنچر سازی را در عرضه چند دقیقه بسازید (iron caltrop). دو میخ را با زاویه ۶۵ درجه، از وست بهم بتابانید (میخها از وست به دور همدیگر حلقه میخورند). با مشتی از اینها میتوانید لاستیک موتوری‌ها رو در عرضه چند دقیقه پنچر کنید، که باعث دشواری کنترل این موتورها میشود.

گاز اشک آور:

پارچه اغشته به سرکه شما را در مقابل گاز اشک آور محافظت می‌کند. بینی‌ و دهانتان را بپوشانید و همیشه با خود مقدار زیادی آب همراه داشته باشید که در صورت تماس با گاز، چشم‌هایتان را بشویید. سوزاندن لاستیک ماشین، تاثیر گاز اشک آور را کمتر نمیکند، و بوی آند شاید مبارزه را برای شما سخت تر کند.

باتون:

پلیس ضد شورش تمرینات استفاده از باتون را گذرانده است. آموخته که هدف ساکن راحت قابل زدن است و هدف در حال فرار حتا راحت تر! استفاده از باتون نیاز به زمان بندی دقیق دارد. فرار از دست یک باتون دار، به او این فرصت را میدهد که ضرباتش را زمانبندی کند. پس سعی‌ کنید جلوی این زمان بندی را بگیرید و او راا غافلگیر کنید. با اول فرار کردن، سپس دور زدن و به سمت او دویدن. وقتی‌ به سمت او میدوید و فاصله را کم می‌کنید، کاملا زمان بندی او را بهم میزنید. همانطور که بوکسر‌ها نمیتوانند به کسی‌ که فقط چند اینچ با آنها فاصله دارد مشت بزنند، به همین خاطر مرتب در رینگ جلو و عقب میروند. شما با دویدن به سمت باتون نه تنها زمان بندی او را بهم میزنید بلکه شاید بتوانید او را زمین بزنید.

صف آرایی شورشی:

بسیجی‌‌ها و نیروهای ضد شورش در هنگام متفرق شدن و جدایی شما میتوانند بهتر عمل کنند. بدترین سناریو برای آنها این است که مردم کنار هم بایستند و جدایی ناپذیر باشند. در مبارزات کارگری کره جنوبی، مردم همه بازو در بازو ایستادند و تحت هیچ شرائطی بازوهای هم را رها نکردند. این متفرق کردن آنها را برای پلیس ضد شورش غیر ممکن کرد. 









    لالا گل لاله

                            لالا ديگه بسه گل لاله
                      بهار سرخ امسال مثل هرساله


هنوزم تير و تركش قلبو مي‌شناسه
هنوز شب زير سرب و شك نمي ناله

                     نخواب آروم گل بي‌خار و بي كينه
                     نمي‌بيني نشسته گلوله تو سينه

آخه باروت كه نيست ، رگبار باروته
سزاي عاشقاي خوب ما اينه

                         نترس از گلوله دشمن گل لادن
                     كه پوست شير پوست سرزمين من

اجاق گرم سرماي شب سنگر
دليل تا سپيده رفتن و رفتن

                                 نخواب آروم گل بادوم لاباور
                                گل دل‌نازك خسته ، گل پرپر

نگو باد ولايت پرپرت كرده
دلاور خط كشيدن را بگير از من

                                 دوباره قد بكش تا اوج فواره
                               نگو اين ابر بي‌بارون نمي ذاره

مثل يار دلاور نشكن ازدشمن
ببين سر مي‌شكنه تا وقتي سر داره

                                 نذاشتن ما صداي بلد باشيم
                         نذاشتن حتي با همديگه بد باشيم

كتاب‌هاي سپيد را دوره مي‌كرديم
كه فكر شب‌كلاهي از نبرد باشيم

                      نگو ، رفته هزار آفتاب و هزار مهتاب
                              نگو ، بيا تا دوباره بپريم از خاك

بِخون با من نترس از گلوله دشمن
بيا بيرون ، بيا بيرون از اين مرداب

                               نگو ، تقواي ما تسليم و ايثاره
                                  نگو تقدير ما صد تا گره داره

به پيمان كلاغ‌هاي سياه شب كن
كه شب جز تيرگي چيزي نمي‌ياره

               نخواب وقتي هم كه هم‌بغضت به زنجيره
                       نخواب وقتي خون از شب سرازيره

بخون وقتي كه ، خوندن معصيت داره
بخون با من ، بيا تا من نگو ديره

                          سكوت شيشه‌هاي شبنمي داره
                        ولي خشم تو مشت محكمي داره

عزيز جمعه‌هاي عشق و آزادي
كلاغ‌پر بازي با تو عالمي داره

                             عزيز جمعه‌هاي عشق و آزادي
                                 كلاغ‌پر بازي با تو عالمي داره

بخواب ای حسرت صبح گل گندم
نباش تو دالونای قصه سردرگم


                                  نخواب رو پالش پرهای پروانه
                                 که فریاد تو رو ، کم داره پروانه


                                      لالا لالا ديگه بسه گل


لالا  لالا نخواب

 

لالا لالا نخواب سودی نداره
همون بهتر که بشماری ستاره

همون بهتر که چشمات وا بمونه
که ماه غصش نشه تنها بیداره

لالا لالا نخواب میدونه جنگه
دست هر کی میبینی یه تفنگه

یه عمره دور چشماش گشتم اما
نفهمیدم که اون چشما چه رنگه

لالا لالا نخواب زندونه دنیا
سر ناسازگاری داره با ما

بشین بازم دعا کن واسه اونکه
ما رو اینجا گذاشت تنهای تنها

لالا لالا نخواب اون راه دوره
خدا میدونه که حالش چجوره

توی خلوت میگم اینجا کسی نیست
خداییش که دلم خیلی صبوره

لالا لالا نخواب تیرست چراغم
مثل آتشفشان می مونه داغم

بجونه گلدونا کم غصه ای نیست
هزار شب شد نیومد باز سراغم

لالا لالا نخواب خواب که دوا نیست
دل دیوونه داشتن که خطا نیست

میگن دست از سرش بردار . نمی شه
آخه عاشق شدن که دست ما نیست

لالا لالا نخواب تنها میمونم
کمک کن قدر چشماتو بدونم

چرا چشمات پر خشم عزیزم؟
مگه من مثل اون نامهربونم

لالا لالا نخواب ماهو نگاه کن
من اسپندو میارم تو دعا کن

بگو برگرده پیش ما بمونه
کتاب حافظو بردار و وا کن

لالا لالا نخواب سرما تو راهه
همیشه عمر خوشبختی کوتاهه

میگن با یه فرشته اونو دیدن
دروغه جون دریا اشتباهه

لالا لالا نخواب تلخ جدایی
کمر خم میشه زیر بی وفایی

تو بیدار باش همه تو خواب نازن
برای کی بخونم پس لالایی

لالا لالا نخواب تنهایی زرده
اگه طولانی شه مثل یه درده

اگه چشم انتظار باشی که هیچی
دروغ میگی به دل که برمیگرده

لالا لالا نخواب اشکت زلاله
مثل بارون پای نخل وصاله

من و تو هم شب و هم قلبو کشتیم
ولی اون چی چقدر اون بی خیاله

لالا لالا نخواب دنیا خسیسه
واسه کم آدمی خوب می نویسه

یکی لبهاش تو خوابم غرق خندست
یکی چشماش تو خوابم خیسه خیسه

لالا لالا نخواب عاشق یه سیبه
همیشه سرخ و تبدارو غریبه

تا اون بالاست رسیدست اما تنهاست
پایینم که بیافته بی نصیبه

لالا لالا نخواب اینجا سیاهی
پر اما تو تنگه قصه ماهی

اونی که ماها رو بیدار نگه داشت
الهی خواب باشه حالا الهی

لالا لالا نخواب تا اون بخوابه
بشین اینقدر تا که خورشید بتابه

زمونی که یقین کردم بیدار شد
بخواب با یاد عکسی که تو قابه

لالا لالا بخواب بیدار حالا
دیگه باید بخوابی پس لالا لا

بخواب دیگه تو می تونی بخوابی
ببین خورشید اومد بالای بالا

لالا لالا اینم بود سرنوشتم
این از امروزم و این از گذشتم

نمی خوابم تا تو برگردی یک روز
منم خوابو واسه اون روز گذاشتم

                                                       "مریم حیدر زاده"



خوابیدی بدون لالایی و قصه ......

 بگیر آسوده بخواب بی درد و غصه....... 

دیگه کابوس زمستون نمی بینی ...... 

توی خواب گلای حسرت نمی چینی....... 

دیگه خورشید چهره تو نمی سوزونه .......... 

جای سیلیای باد روش نمی مونه......... 

دیگه بیدار نمی شی با نگرونی ........

 یا با تردید که بری یا که بمونی ........ . 

رفتی و آدمکارو جا گذاشتی ........

 قانون جنگل زیر پا گذاشتی ........ 

اینجا قهرن سینه ها با مهربونی ......... 

تو تو جنگل نمی تونستی بمونی .........

 دلتو بردی با خود به جای دیگه .......

 اونجا که خدا برات لالایی میگه.......

 می دونم می بینمت یه روز دوباره .........

 توی دنیایی که آدمک نداره





صبا اگر گذری افتدت به کشور دوست
     بیار نفحه‌ای از گیسوی معنبر دوست
به جان او که به شکرانه جان برافشانم     اگر به سوی من آری پیامی از بر دوست
و گر چنان که در آن حضرتت نباشد بار     برای دیده بیاور غباری از در دوست
من گدا و تمنای وصل او هیهات     مگر به خواب ببینم خیال منظر دوست
دل صنوبریم همچو بید لرزان است     ز حسرت قد و بالای چون صنوبر دوست
اگر چه دوست به چیزی نمی‌خرد ما را     به عالمی نفروشیم مویی از سر دوست
چه باشد ار شود از بند غم دلش آزاد     چو هست حافظ مسکین غلام و چاکر دوست


http://www.img98.com/images/mui61ffnrhwiohmu2px2.jpg


گر شعله های خشم وطن / زین بیشتر بلند شود
ترسم به روی سنگ لحد / نامت عجین به گند شود

پر گوی و یاوه ساز شدی، / بی حد زبان دراز شدی
ابرام ژاژخایی ی تو / اسباب ریشخند شود

هرجا دروغ یافته ای / درهم چو رشته بافته ای
ترسم که آنچه تافته ای / بر گردنت کمند شود

باد غرور در سر تو، / کور است چشم باور تو
پیلی که اوفتد به زمین / حاشا دگر بلند شود

بر سر کله گشاد منه، / خاک مرا به باد مده
ابر عبوس اوج – طلب / پابوس آبکند شود

بس کن خروش و همهمه را، / در خاک و خون مکش همه را
کاری مکن که خلق خدا / گریان و سوگمند شود

***

نفرین من مباد تو را / زان رو که در مقام رضا
دشمن چو دردمند شود، / خاطر مرا نژند شود

خواهی گر آتشم بزنی / یا قصد سنگسار کنی
کبریت و سنگ در کف تو / خاموش و بی گزند شود

سیمین بهبهانی
۲۵ خرداد 










فوری:عسگری، همان کسی که آرای 19 میلیونی موسوی رو لو داده بود،در تصادف ساختگی رانندگی کشته شد

به این لینک گاردین در مورد گزارش لحظه به لحظه وقایع ایران در ساعت ۱۱ توجه کنید.---آقای محمد عسگری مسول امنيت شبكه IT وزارت كشور، همان كسي كه آمار آراء 19 ميليوني مير حسين را فاش كرد، در يك تصادف رانندگي مشكوك كشته شد. این میتونه کار وزارت اطلاعات یا حفاظت اطلاعات یکی از نهاد ها باشه. خیلی مهمه. ستاد های آقای موسوی و کروبی باید ‍‍پيگيری کنند. لینک خلاصه ی خبر:---- http://pfarrerstreccius.blogspot.com/2009/06/mohammad-asgari-interior-ministry.html
نظرات


خدایا،

به من زیستی عطا کن که در لحظه ی مرگ،

بر بی ثمری لحظه ای که برای زیستن گذشته است،

حسرت نخورم.

و مردنی عطا کن که بر بیهودگی اش، سوگوار نباشم.

بگذار تا آن را من، خود انتخاب کنم،

اما آنچنان که تو دوست داری،

"چگونه زیستن" را تو به من بیاموز،

"چگونه مردن" را خود خواهم دانست!

                                                                                  علی شریعتی


هرگز از مرگ نهراسیده ام

اگر چه دستانش از ابتذال شکننده تر بود

هراس من-باری-همه از مردن در سرزمینی است

که مزد گورکن

     از ازادی ادمی افزون تر باشد

جستن

یافتن

و انگاه

به اختیار برگزیدن

و از خویشتن خویش

با روئی پی افکندن.....

 

اگر مرگ را از این همه ارزشی بیشتر باشد

حاشا حاشا که هرگز از مرگ هراسیده باشم. 



عبدالکریم سروش خطاب به ملت ایران:شما حق‌جویانید که با عصای «موسوی» دولت فرعونی را درهم می‌شکنید

 

سرو: عبدالکریم سروش در بیانیه‌ای دستکاری آرا در انتخابات ریاست‌جمهوری را محکوم کرد و آن را مصداق خیانت در امانت نامید. در بخشی از بیانیه سروش خطاب به ملت ایران آمده‌است: «بحقیقت اسم اعظم، شما حق جویانید که دیو تیره بختی را از تخت سلیمان بزیر میکشید و با عصای موسوی، دولت فرعونی و شعبده سامری را به دونیم میزنید وحکومت ارعاب و تزویر و چماق و نفاق را بافریادهای جگرشکافتان درهم میشکنید.» به نام خدا باز این چه ابر بود که ما را فروگرفت تنها نه من،گرفتگی عالمست این یکدم نگاه کن که چه برباد میدهی چندین هزار امید بنی آدمست این چندین هزار امید بنی آدم را برباد دادند و قومی را داغدیده و دردمند کردند وپای اهانت برشعور و غرور شان نهادند و دست خیانت درصندوق امانت شان بردند وبا نیرنگ وفریب، باطلی را بجای حق نشاندند تا دوباره عزت و کرامت راپایمال جهالت کند ونام را به ننگ بفروشد و فرومایگان را بر کرسی ریاست بنشاند و دروغ و دغل درکار مدیریت کند وخرافه بگسترد وسفاهت بپرورد و از چاههای نفت بردارد ودر چاههای جمکران بریزد وآزادی را خفه کند وآگاهی را بکشد واستبداد دینی وقرائت فاشیستی از دین را قوام بخشد ودیانت را ملعبه دست سیاست کند و سرهنگان را بر فرهنگ بگمارد و فرهنگیان را بدست سرهنگان بسپارد ودست تطاول درحقوق مردم دراز کند و پشت به قبله حقیقت، بسوی خدای خدیعت نماز کند. هیچ چیز مهیب‌تر از زخمی کردن غرور یک قوم نیست.سرمایه اعتمادشان را ستاندن وآب دهان برویشان افکندن. پلیدی وبیشرمی ازین بیشتر نمیشود.آدمیان دزدی ودغلی را تحمل میکنند اما اهانت مکرر به عزت وکرامت شانرا هرگز. اینک روح مجروح وغرور رنجورایرانیان بجوش آمده است و تا ننگ آن خیانت زدوده نشود وتا غاصبان بدست عدالت سپرده نشوند التهابشان فرو نمی نشیند. والبته جای هیچ نومیدی نیست، «که بد بخاطر امیدوار ما نرسد».اجتماع هزار در هزار زنان ومردان حق جو و مطالبه گر پنجره های امید را برتاریخ آینده ما گشوده است و نوید گشایش بکار فروبسته ما میدهد. اسم اعظم بکند کار خود ایدل خوشباش که به تلبیس و حیل دیو سلیمان نشود بحقیقت اسم اعظم، شما حق جویانید که دیو تیره بختی را از تخت سلیمان بزیر میکشید و با عصای موسوی، دولت فرعونی و شعبده سامری را به دونیم میزنید وحکومت ارعاب و تزویر و چماق و نفاق را بافریادهای جگرشکافتان درهم میشکنید. استبداد دینی غرور و شعور شما را به تمسخر و توهین گرفته است وخشم مقدس شما خاموش نمی‌نشیند تا امانت حق و رای راازغاصبان خاین بستاند و به کاردانان امین بسپارد. نقد، تقوای سیاست است و حق جویی فضیلت دوران ماست و شما این فضیلت را فرو نمی‌نهید. همت پاکان دوعالم وبخشایش ارواح مکرم باشماست، «با همه کروبیان عالم بالا». درین معرکه حق وباطل وجنایت و شهادت آیا مشایخ و مراجع عظام احساس تکلیف نمیکنند که باقلمی وقدمی «بازار ساحری وناموس سامری وقلب ستمگری» را بشکنند؟ شمس و قمر این حرکت یعنی آقایان موسوی و کروبی نیز نیک میدانند که «صحبت حکام ظلمت شب یلداست» وبردر ارباب بی مروت دنیا نشستن که «خواجه کی بدرآید» شرط خردورزی وسیاست ورزی نیست.به سواد اعظم روآورند که اسم اعظم درآنجاست. «نور ز خورشید خواه بوکه برآید». اینک که فساد و خیانت، ظاهروعریان از پرده بدر افتاده است من هم در پایان نصیحتی از زبان باباطاهر عریان برای حاکمان دارم: مکن کاری که برپا سنگت آیو جهان با این فراخی تنگت آیو چوفردا نومه خونون نومه خونند تو نومه خود ببینی ننگت آیو در توبه هنوز بازست. آب رفته را بجوی باز گردانید. قرعه فال بنام شما زده اندوامانتی را که آسمان نتوانست کشید برشانه های شما نهاده اند.به عهد امانت وفاکنید ودر زمره جهولان و ظلومان منشینید. حقا کزین غمان برسد مژده امان گرسالکی بعهدامانت وفاکند ...............





گرگها خوب بدانند در این ایل غریب / گر پدر مرد - تفنگ پدری هست هنوز 

گرچه  مردان قبیله همگی کشته شدند / توی گهواره چوبی پسری هست هنوز! 

آب اگر نیست نترسید که در قافله مان / دل دریایی و چشمان تری هست هنوز...*

*دکتر زهرا رهنورد



CHAMONIX, France – Karine Ruby, a former Olympic snowboarding champion who had been training to become a mountain guide, died Friday in a climbing accident on Mont Blanc. She was 31.

Ruby was roped to other climbers when she and some members of the group fell into a deep crack in the glacier on the way down the mountain, Chamonix police official Laurent Sayssac said.

A 38-year-old man from the Paris region died in the fall, and a 27-year-old man was evacuated by helicopter with serious injuries and hospitalized, Sayssac added.

French Prime Minister Francois Fillon called Ruby an "exceptional sportswoman."

"Karine incarnated the emergence of snowboarding in France," Fillon said in a statement. "The people of France will hold on to the memory of her talent and her joie de vivre."

Ruby won a gold medal in the giant slalom at the 1998 Nagano Olympics and a silver in the parallel giant slalom at the 2002 Salt Lake City Games. She was a six-time world champion with 65 snowboard World Cup victories.

She retired after the 2006 Turin Olympics, where she was eliminated in the quarterfinals of the snowboardcross event. Ruby had since been working toward becoming a mountain guide and was expected to finish her training in the coming weeks.



 

تا بحال اصطلاح شهر هرت رو زیاد شنیدید اما از خودتون

 پرسیدید واقعا شهر هرت کجاست؟

- شهر هرت جايي است که رنگهاي رنگين کمان مکروهند و رنگ سياه مستحب.

- شهر هرت جايي است که اول ازدواج مي کنند بعد همديگر  رو مي شناسن.

- شهر هرت جايي است که بهشتش زير پاي مادراني است که حقي از زندگي و فرزند و همسر ندارند..

- شهر هرت جايي است که درختها علل اصلي ترافيک اند و بريده مي شوند تا ماشينها راحت تر برانند.

- شهر هرت جايي است که کودکان زاده مي شوند تا عقده هاي پدرها و مادرهاشان را درمان کنند.

- شهر هرت جايي است که شوهر ها انگشتر الماس براي زنانشان مي خرند اما حوصله 5 دقيقه قدم زدن را با همسران ندارند.  

- شهر هرت جايي است که با ميلياردها پول بعد از ماهها فقط مي توان براي مردم مصيبت ديده، چند چادر برپا کرد.

- شهر هرت جايي است که خنده نشان از جلف بودن را دارد.

- شهر هرت جايي است که مردم سوار تاکسي مي شن زود برسن سر کار تا کار کنن وپول تاکسيشونو در بيارن.

- شهر هرت جاييه که نصف مردمش زير خط فقرن اما سريال هاي تلويزيوني رو توي کاخها مي سازن.

- شهر هرت جايي است که گريه محترم و خنده محکومه.

- شهر هرت جايي است که وطن هرگز مفهومي نداره و باعث ننگه پس ميرويم  ترکيه و دوبي و اروپا و آمريکا و ....... را آبادميکنيم.. 

- شهر هرت جايي است که هرگز آنچه را بلدي نبايد به ديگري بياموزي.

- شهر هرت جايي است که وقتي مي ري مدرسه کيفتو مي گردن مبادا آينه داشته باشي.

- شهر هرت جايي است که دوست داشتن و دوست داشته شدن احمقانه، ابلهانه و ... است.

- شهر هرت جايي است که توي فرودگاه برادر و پدرتو مي توني ببوسي اما همسرتو نه ....

- شهر هرت جايي است که وقتي از دختر مي پرسن مي خواي با اين آقا زندگي کني مي گه: نمي دونم هر چي بابام بگه.

- شهر هرت جايي است که وقتي مي خواي ازدواج کني 500 نفر رو دعوت مي کني و شام ميدي تا برن و از بدي و زشتي و نفهمي و بي کلاسي تو کلي حرف بزنن..

- شهر هرت جايي است كه هر روز توي خيابون شاهد توهين به مادرها و دخترها هستي ولي كاري ازدستت برنمياد.  

- شهر هرت جايي است كه مردمش پولشان را توی چاه میریزن و دعا میکنن که خدا آنها را از فقر نجات بده.

- شهر هرت جایی است که به بعضی از بیسوادها میگن پروفسور.

- شهر هرت جایی است که ساق پا پیدا و موی سر پوشیده است!!

- شهر هرت جایی است که در آن دلال و دزد به مهندس و دکتر فخر میفروشند.

- شهر هرت جایی است که مردگان مقدسند و از زنده ها محترمترند.

شهر هرت جايي است كه ......... 

   خدايا اين شهر چقدر به نظرم آشناست





مرگ 3 زن و مرد كوهنورد در قله دماوند

گروه حوادث ـ دو زن و يك مرد كوهنورد كه همراه گروهي از كوهنوردان هرمزگاني قصد صعود به قله دماوند را داشتند به دليل افت شديد دماي بدن و سقوط از ارتفاعات، جان باختند. 
به گزارش ايسنا، هفته گذشته يك گروه 11 نفري متشكل از كوهنوردان اهل هرمزگان براي صعود عازم قله دماوند شدند. آنها به منطقه «بارگاه سوم» رسيده بودند كه مسئولان فدراسيون كوهنوردي به دليل شرايط نامساعد جوي و نداشتن تجهيزات مناسب به آنان توصيه كردند از صعود منصرف شوند، اما اين مسئله با مخالفت كوهنوردان روبه‌رو شد و آنها بدون توجه به توصيه‌ها به راه خود ادامه دادند. حال آن كه فقط يكي از آنها، جدا شد و از ادامه مسيرمنصرف شد. 10 تن ديگر همچنان به راه خود ادامه دادند اما پس از مدتي، شش نفر ديگر از اعضا در ارتفاع 5200 متري به دليل شرايط نامساعد جوي از ادامه صعود منصرف شده و بازگشتند. اما چهار تن ديگر به صعود در ارتفاعات ادامه دادند. ساعت 2 و 30 دقيقه بعدازظهر دوشنبه - 4 خرداد - كوهنوردان پس از فتح قله، به پائين بازمي‌گشتند كه در بين راه دو زن كوهنورد دچار افت شديد دماي بدن شده و جان باختند. يك مرد همراهشان نيز از ارتفاع سقوط كرد و كشته شد اما كوهنورد چهارم موفق شد خود را به پائين قله برساند. در حال حاضر قرار است گروهي از داوطلبان با هماهنگي هيأت كوهنوردي استان تهران، براي يافتن و بازگرداندن اجساد سه كوهنورد به منطقه اعزام شوند. جزئيات بيشتري درباره اين خبر اعلام نشده است.


http://anapourna.persianblog.ir/post/181/


" برف رنج است که می بارد سفید

تا نا پیدا

رها شده باد است در ریز حلقه های چرخ ایده ی آتش

دو چشم تو قهوه ای سرد است تنوره

داغ ماییم و زمستان     از لب های تو پیدا

این پیوسته گی باهار و بوی خوش از لا موی تو باد

درجه ای نه دارد که می خندددم از سر خوشی

 - شاعری سر شار از کوه ها کلمه و سر خوش از دو نفری بودن که می بردم به بلند\  نه کوه نوردی با دل بسته گی به قله های بلند در پا برداشته شده بودم -

  (از وبلاگ ساجده) "

 ساجده کشمیری واسه ی همه کوهنویسا و وبلاگنویسا آشناست. دختر نارنجی سرپهنگی های جنوب!  با اون لحن حرف زدن و نوشتن که مختص خودش بود. دلش یه دریا بود. خیلی با معرفت و خونگرم. یه دختر محکم و قوی!  یک نویسنده و شاعر فرهیخته!

.

.

.

.

.------------------------------------------------------------------------------------------------------------

کوه معشوق زیبای من ... 

در انتهای دوست داشتن تو زیبای دماوند ....

 نام من را نیز در لیست قرار ده .... 


آرزوم  آرمیدن در دامن توست ....... تنها آرمیدن  در این دنیا 

  ... و در بهشت بیدار شدن .....  آمین 



... معرکه بود 

بعد از مدت زیادی که بارانی نیومده بود  .... 1.5 ساعت رعد و برق و باران   همه جا رو پاک پاک باز گردانید .....

شکرت خدایا  به خاطر اینهمه زیبایی .....




        زیباست آزادی

شعری از محمد علی بهمنی

زیباست آزادی

تا گل غربت نرویاند بهار از خاک جانم
با خزانت نیز خواهم ساخت . خاک بی خزانم
گر چه خشتی از تو را حتی به رویا هم ندارم
زیر سقف آشنایی ها میخواهم بمانم
بی گمان زیباست آزادی
ولی من چون قناری دوست دارم در قفس باشم
که زیباتر بخوانم
در همین ویرانه خواهم ماند و از خاک سیاهش
شعرهایم را به آبیهای دنیا میرسانم
گر تو مجذوب کجا آباد دنیایی
من اما جذبه ای دارم که دنیا را به اینجا میکشانم
نیستی شاعر...
نیتسی شاعر که تا معنای حافظ را بدانی
ور نه بیهوده نمیخواندی به سوی عاقل و دانا
عقل یا احساس . حق با چیست؟
پیش از رفتن . ای خوب
کاش میشد این حقیقت را بدانی یا بدانا

 


http://photography.nationalgeographic.com/staticfiles/NGS/Shared/StaticFiles/Photography/Images/POD/h/huntington-beach-lightning-xl.jpg


«پيمان ابدي» بدلكار تلويزيون جان باخت

خبرگزاري فارس: پيمان ابدي بدلكار ايراني سريال تلويزيوني «هشدار براي‌ كبري‌ 11» بر اثر سانحه رانندگي هنگام فيلمبرداري درگذشت.


 گزارش تصويري مرتبط

-------------------------------

به گزارش خبرنگار فارس، اين بدلكار امروز حين انجام عمليات بدلكاري در تله‌فيلم «چشم‌هاي نامحسوس» در شش كيلومتري جاده كن درگذشت. 
وي مشغول اجراي حركات نمايشي در يك اتوبوس، بود كه اتوبوس پس از واژگوني منفجر شده و پيمان ابدي جان باخت. 
جسد اين هنرمند هم‌اكنون در پاسگاه كن است. 
ابدي يكي از بدلكاران موفق سريال آلماني «هشدار براي‌ كبري‌ 11» بود. 
وي در سال 85 به ايران بازگشت و به آموزش بدلكاري مي‌پرداخت. 
اين بدلكار حرفه‌اي در سال 85 در مصاحبه‌اي با فارس گفته بود: بيشتر از شش ماه است كه به ايران آمده‌ام و آموزش بدلكاري مي‌دهم. اما اگر به تازگي شنيده مي‌شود كه آمدم و يك كارهاي را انجام مي‌دهم دليل اصلي‌اش اين بود كه نمي‌خواستم به عنوان يك بدلكار فقط براي كارگردان‌ها كار كنم. بلكه مي‌خواستم اصول، قوانين و فرهنگ حرفه بدلكاري را ارائه و توسعه بدهم. براي آشنايي و آموزش آنچه خودم در آلمان آموختم زمان لازم بود. 


پلنگ برفی ایران یخ زد

پلنگ برفی ایران یخ زد

به نقل از وب سایت فدراسیون کوهنوردی ایران مهدی اعتمادی فر در ارتفاعات دائولاگیری مفقود شد در همین حال وبه نقل از وب سایتCzeckclimbing.com و خبرگزاری تابناک مهدي اعتمادي فر هيماليانورد ايراني در دومين تلاش خود براي صعود به قله دائلوگيري جان خود را از دست داد.
خبر ناپديد شدن مهدي اعتمادي فر هيماليانورد مشهور کشورمان روز گذشته در حالي منتشر شده كه وي دومين تلاشش را براي صعود به قله 8176 متري دائلوگيري انجام میداد.

اعتمادی فر كه به عنوان اولين فاتح ايرانی قلل گاشربروم يك و برودپيك نام خود را ثبت كرده بود در صعودي مستقل عازم هيماليا شده بود تا بتواند كار نيمه تمام سال گذشته خود را به اتمام برساند. اعتمادي فر پيش از اين به قلل برودپيك و گاشربروم يك و تمامی قلل مرتفع اتحاد سابق شوروي صعود كرده بود، به واسطه چابکی ملقب به پلنگ برفي بود.


سايت اورست نيوز در خبري پيش از آغاز صعود وي اعلام كرده بود كه اعتمادي فر در قالب يك تيم بين المللي قدرتمند 7 نفره دومين تلاش خود را براي صعود به دالاگيري انجام مي‏دهد اما پس از انتشار خبر ناپدید شدن این کوهنورد پرسابقه، كيومرث بابازاده در گفتگويي با تابناك ورزشي گفت: در حالي كه چند روز بود از اعتمادي فر خبري در دست نبود تماسهاي مقامات فدراسيون با شركت طرف قرارداد وي منجر به ارتباط با شرپايي شد كه همراه گروه بوده است اما اين شرپا به دليل عدم تسلط به زبان انگليسي مجبور مي شود موبايل خود را يك كوهنورد اهل جمهوري چك بدهد.

وي افزود: اين كوهنورد بسيار مبهم صحبت كرده و اظهار كرده كه اعتمادي فر در مسير صعود از تيم جا مانده است و در مسير برگشت او را ديده كه به پشت روي زمين افتاده بوده اما به دليل بدي هوا موفق به كمك به او نشده اند.

بابازاده گفت: ظاهرا تمام افراد اين تيم چندان هم حرفه اي نبوده و موفق به پايين آوردن او نشده اند ضمن اينكه به علت ارتفاع بالاي محل قرار گرفتن وي در حدود 8 هزار متري امكان پرواز هليكوپتر براي امدادرساني هم وجود نداشته است.

در حالي كه ناپديد شدن در ارتفاع بالاي 7 هزار متري تا حد زيادي شانس زنده ماندن پس از چند ساعت را از بين مي برد بابازاده مي گويد: از زماني كه اين افراد او را ديده اند تا حدود بیست و چهار ساعت بعد شانس زنده ماندن بوده است اما آنها ظاهرا روز جمعه موفق به ديدن او شده بودند.

اين در حالي است كه سايت كوهنوردي چك در خبري اعلام كرده كه ديويد فوژتيك كوهنورد اين كشور، پس از صعود، موفق به فرود با اسكي به عنوان اولين كوهنورد از قله دالاگيري شده است. اين كوهنورد در وبلاگ خود اعلام كرده بوده كه در اول ماه مي به عنوان اولين كوهنورد در سال جاري موفق به صعود به دالاگيري شده است و از ارتفاع 7300 متري تا ارتفاع 6 هزار 700 متري را با اسكي پايين آمده است.

 


وي در وبلاگ خود خبر بدي را نيز منتشر كرده و آن مرگ همنوردش مهدي در جريان صعود به قله بوده است.

فوژتیک همچنین مدعی شد: مهدي پس از اينكه همنورد خودش قبل از كمپ 3 به پايين باز مي گردد هم چادري وي در راه صعود بوده است.

ابن کوهنورد جمهوری چک از وجود سرمازدگي بر روي انگشتها و دستهايش و سرمازدگيهاي جدي تر در روي پاهايش نيز خبر داده است.


Drive to the sun...


وقتی خودم را به قدر کافی دوست داشتم

آرامش را حس کردم.

 

وقتی خودم را به قدر کافی دوست داشتم

هر روز در خودم تعمق کردم. این مقدمه دوست داشتن خود است.

 

وقتی خودم را به قدر کافی دوست داشتم

از تنها بودن خوشم آمد، در خلوت سکوت محاصره شدم و شگفت زده به فضای درون وجودم گوش کردم.

 

 

وقتی خودم را به قدر کافی دوست داشتم

از طریق گوش کردن به ندای وجدانم، خودم رئیس خودم شدم. این طوری خدا با من صحبت می کند، این ندای درونی من است.

 

وقتی خودم را به قدر کافی دوست داشتم

خودم را بی جهت خسته نمی کردم.

 

وقتی خودم را به قدر کافی دوست داشتم

در خود حضور یک احساس معنوی را حس کردم که مرا هدایت می کند، سپس یاد گرفتم که به این نیروی معنوی اطمینان کنم و با آن زندگی کنم.

 

وقتی خودم را به قدر کافی دوست داشتم

دیگر آرزو نداشتم که زندگی ام طور دیگری باشد. به این نتیجه رسیدم که زندگی فعلی برای سیر تکاملی ام مناسب ترین است.

 

 

وقتی خودم را به قدر کافی دوست داشتم

دیگر احتیاجی نداشتم که به وسیله چیزها یا مردم احساس امنیت کنم.

 

 

 

 

وقتی خودم را به قدر کافی دوست داشتم

آن قسمت از وجودم یا روحم که همیشه تشنه توجه بود، ارضا شد و این شروعی برای پیدایش آرامش درون بود. این جا بود که توانستم شفاف تر ببینم.

 

 

وقتی خودم را به قدر کافی دوست داشتم

فهمیدم که در مکان درست و زمان درستی قرار دارم، سپس راحت شدم.

 

وقتی خودم را به قدر کافی دوست داشتم

برای خودم رختخواب پر قو خریدم.

 

وقتی خودم را به قدر کافی دوست داشتم

خصوصیتی را که می گفت همیشه باید ایده آل باشم ترک کردم، آن دیو لذت کش را.

 

وقتی خودم را به قدر کافی دوست داشتم

بیشتر به خودم احترام گذاشتم.

 

وقتی خودم را به قدر کافی دوست داشتم

تمام احساساتم را حس کردم. آنها را بررسی نکردم، بلکه واقعاً حس کردم.


وقتی خودم را به قدر کافی دوست داشتم

فهمیدم که ذهن من می تواند مرا آزار دهد، یا گول بزند، ولی اگر از آن در راه قلب و درونم استفاده کنم، می تواند ابزار بسیار سودمندی باشد.